۰۵
۱۳۸۹
۲۱
۱۳۸۹
قانون دادرسی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
قانون الحاق سازمان قضائی ارتش به دادگستری جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۰/۸/۱۳۶۰
ماده ۱ :
رسیدگی به جرائم مربوط به وظایف خاص نظامی وانتظامی اعضاء نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران “ارتش ،سپاه ،ژاندارمری ، شهربانی ،پلیس قضائی ،کمیته های انقلاب اسلامی و هر نیروی مسلح قانونی دیگر”برطبق مواداین قانون درصلاحیت دادگاههای خاص نظامی است.
تبصره ۱ : منظورازجرایم مربوط به وظایف خاص نظامی وانتظامی بزه هائیست که اعضای نیروهای مسلح درارتباط باوظایف ومسئولیتهای نظامی وانتظامی که طبق قانون ومقررات بعهده آنان است مرتکب گردند.
تبصره ۲ : جرایمی که درمقام ضابط دادگستری مرتکب شده باشند در محاکم عمومی رسیدگی میشود
.
ماده ۲ :
دادگاههای نظامی به دادگاههای نظامی یک ودادگاههای نظامی دوتقسیم میشوند.
ماده ۳ :
کیفیت تشکیل و صلاحیت دادگاههای نظامی ۱ و ۲ و موارد لزوم ارسال پرونده به دیوان عالی کشور مانند کیفیت تشکیل و صلاحیت محاکم کیفری یک و کیفری دو می باشد.
ماده ۴ :
اولویت در تصدی سمت های قضایی در دادگاهها و دادسراهای نظامی با حقوقدانان نظامی واجد شرایط است.
ماده ۵ :
هر گاه رئیس یا عضو علی البدل نسبت به مواردی از رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح یا رئیس سازمان قضایی حوزه مربوطه درخواست مشاور کند رئیس مکلف به اعزام مشاور است در این صورت قبل از اتخاذ تصمیم دادگاه مشاور مکلف است پرونده را دقیقا مطالعه و بررسی نموده و نظر مشروح و مستدل خود را در اسرع وقت کتبا اعلام نماید.
ماده ۶ :
در مراکز شهرستانها سازمان قضایی نیروهای مسلح استان مرکز از دادگاه و دادسرای نظامی و در شهرستانهای مورد نیاز ناحیه دادسرای نظامی تشکیل می شود. تصویب تشکیلات مزبور و تعیین تعداد شعب دادسرا و دادگاه به عهده رئیس قوه قضائیه می باشد.
تبصره : رئیس شعبه اول دادگاه نظامی یک هر استان به عنوان رئیس سازمان قضایی استان بر کلیه شعب دادگاه و دادسرای استان نظارت و ریاست اداری خواهد داشت.
ماده ۷ :
متهم به ارتکاب چندین جرم از انواع مختلف جرائم خاص نظامی و انتظامی در دادگاهی محاکمه میشود که صلاحیت رسیدگی به جرمی را داردکه مجازات آن اشد است.
ماده ۸ :
در استانهایی که تراکم پرونده در حد تشکیل سازمان قضایی نیست با پیشنهاد رئیس سازمان قضایی و تصویب رئیس قوه قضائیه دادگاه نظامی دو مستقل با اختیارات همانند دادگاه حقوقی دو مستقل در امور کیفری تشکیل می شود.
ماده ۹ :
نیروهای نظامی و انتظامی بنا به پیشنهاد رئیس سازمان قضایی مکلف به انتقال یا ماموریت حقوقدانان نظامی و پرسنل مورد لزوم به این سازمان هستند.
ماده ۱۰ :
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح که ریاست شعبه یک دادگاه نظامی یک مرکز را نیز به عهده دارد، حق بازرسی و نظارت بر دادگاهها و دادسراهای نظامی سراسر کشور را داشته و عنداللزوم می تواند به تعداد کافی معاون داشته باشد.
تبصره : رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح می تواند در موارد ضروری با موافقت قاضی رسیدگی کننده در دادسرا یا دادگاه مربوطه پرونده را از شعبه رسیدگی کننده به یکی از شعب مشابه در استان دیگر احاله نماید.
ماده ۱۱ :
اختیارات و وظایف دادستان و بازرس و دادیار دادسراهای نظامی با رعایت مقررات این قانون همان اختیارات و وظایفی است که در قانون آئین دادرسی کیفری برای دادستان و بازرس و دادیار دادسرای عمومی تعیین شده است و آئین رسیدگی بترتیب مقرر در قانون مزبور خواهدبود.
ماده ۱۲ :
کلیه قوانینی که با این قانون مغایرت دارد، ملغی است.
قانون الحاق سازمان قضائی ارتش به دادگستری جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۰/۸/۱۳۶۰
ماده واحده :
در اجرای اصل یکصد و هفتاد و دوم قانون اساسی جمهوری اسالمی و کلیه دادسراها و دادگاههای نظامی مستقر در سراسر کشور از ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران جدا و به وزارت دادگستری ملحق میگردد.
تبصره ۱ : رئیس سازمان قضائی ارتش از طرف شورای عالی قضائی تعیین و به این سمت منصوب میشود.
تبصره ۲ : عزل و نصب و تغییر محل ار قضات ارتش با پیشنهادرئیس سازمان قضائی ارتش و به استناد بند۳ اصل یکصد و پنجاه و هفتم قانون اساسی با شورای عالی قضائی است.
تبصره ۳ : بودجه سازمان همه ساله در بودجه کل کشور در ردیف مستقل ذیل ردیف دادگستری منظور خواهد شد.
تبصره ۴ : کلیه داراییها و اموال منقول و غیر منقول مربوط به مراجع قضایی سابق نیروهای مسلح (اداره دادرسی ارتش ، دادستانی انقلاب اسلامی ارتش ، دادستانی عمومی و انقلاب پاسداران) همراه با اعتبارات مربوطه از ارتش و سپاه و سایر نیروها منتزع و به این سازمان منتقل می شود.
تبصره ۵ : کارمندان غیرنظامی سازمان قضائی ارتش کماکان تابع قانون استخدام کشوری خواهند بود.
تبصره ۶ : از این پس سازمان قضائی فوق مسئول رسیدگی به جرائم نظامی و انتظامی همه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، ارتش ، شهربانی ، ژاندارمری ، سپاه ، پلیس قضائی ، بسیج ، کمیته های انقلاب اسلامی و هر نیروهای مسلح قانون دیگر میباشد.
تبصره ۷ : تشکیلات اداری سازمان توسط وزیر دادگستری و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی و رئیس سازمان قضایی تهیه و به تصویب ریاست قوه قضائیه خواهد رسید.
تبصره ۸ : از تاریخ ابلاغ و تصویب آئین نامه مربوط باین قانون هیچ مرجع قضائی در نیروهای مسلح جز در رابطه با این سازمان رسمیت نخواهد داشت.
تبصره ۹ : از تاریخ تصویب این قانون نام سازمان قضائی ارتش به سازمان قضائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تغییر می یابد.
۲۱
۱۳۸۹
قانون (سر کوب گر) نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
ماده ۱ :
از تاریخ تصویب این قانون وزارت کشور مکلف است نیروهای انتظامی موجود (شهربانی، کمیته و ژاندارمری) را حداکثر ظرف مدت یک سال ادغام نماید و سازمانی تحت عنوان نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران تشکیل دهد.
تبصره : از تاریخ تصویب این قانون نیروهای مسلحی که در جهت امور انتظامی در ارتباط با قوه قضائیه، وزارتخانه ها و سازمانها و نهادها و موسسات مختلف فعالیت می کنند در نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ادغام می گردند و از طریق وزارت کشور و نیروی انتظامی تحت امر آن واحدها قرار خواهند گرفت.
ماده ۲ :
نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران سازمانی است مسلح در تابعیت فرماندهی کل قوا و وابسته به وزارت کشور.
تبصره : فرماندهی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران از طرف فرمانده کل قوا منصوب می گردد.
ماده ۳ :
هدف از تشکیل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ، استقرار نظم و امنیت و تامین آسایشی عمومی و فردی و نگهبانی و پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی در چهارچوب این قانون در قلمرو کشور جمهوری اسلامی ایران است.
ماده ۴ :
ماموریت و وظایف نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران عبارت است از :
۱- استقرار نظم و امنیت و تامین آسایش عمومی و فردی.
۲- مقابله و مبارزه قاطع و مستمر با هر گونه خرابکاری، تروریسم، شورش و عوامل و حرکتهایی که مخل امنیت کشور باشد، با همکاری وزارت اطلاعات.
تبصره : کیفیت و نحوه همکاری را شورای امنیت کشور تعیین می کند.
۳- تامین امنیت برای برگزاری اجتماعات ، تشکلها، راهپیماییها، و فعالیتهای قانونی و مجاز و ممانعت و جلوگیری از هر گونه تشکل و راهپیمایی و اجتماع غیر مجاز و مقابله با اغتشاش، بی نظمی و فعالیتهای غیر مجاز.
۴- اقدام لازم در زمینه کسب اخبار و اطلاعات در محدوده وظایف محوله و همکاری با سایر سازمانها و یگانهای اطلاعاتی کشور در حدود وظایف آنها.
تبصره ۱ : جمع آوری اخبار و اطلاعات مربوط به مسائل سیاسی، امنیتی و پیگیری اطلاعاتی آن به عهده وزارت اطلاعات است. چنانچه نیروی انتظامی در حین انجام وظایف محوله به این قبیل اخبار و اطلاعات دسترسی پیدا کند، مکلف است ضمن کسب و جمع آوری، آنها را سریعا در اختیار وزارت اطلاعات قرار دهد. وزارت مذکور موظف است اخبار و اطلاعات مورد نیاز و مرتبط با وظایف نیروی انتظامی را به موقع در اختیار آن نیرو بگذارد.
تبصره ۲ : پیگیری اطلاعاتی مواردی از جرائم اجتماعی که با امنیت ملی مرتبط بوده یا قسمتی از یک توطئه یا فعالیتهای پنهانی با هدف براندازی را تشکیل دهد، با هدایت متمرکز وزارت اطلاعات و همکاری نیروی انتظامی انجام خواهد شد.
تبصره ۳ : نیروی انتظامی مکلف است، پرسنل انتظامی مورد نیاز جهت تامین اهداف اطلاعاتی (کسب و جمع آوری) وزارت اطلاعات را در صورت درخواست در کنترل عملیاتی آن وزارت قرار دهد. کیفیت همکاری و نحوه تامین پرسنل مورد نظر را شورای امنیت کشور معین خواهد کرد.
۵- حراست از اماکن ، تاسیسات ، تجهیزات و تسهیلات طبقه بندی شده غیر نظامی و حفظ حریم آنها به استثنا موارد حساس و حیاتی به تشخیص شورای عالی امنیت ملی ، که به عهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواهد بود.
۶- حفاظت از مسئولین و شخصیتهای داخلی و خارجی در سراسر کشور به استثنا داخل پادگانها و تاسیسات نظامی، مگر در مواردی که بنا به تشخیص شورای عالی امنیت ملی اصل انقلاب و یا دستاوردهای آن در معرض خطر باشد که به عهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواهد بود.
۷- جمع آوری سلاح و مهمات و تجهیزات غیر مجاز و صدور پروانه نگهداری و حمل سلاح شخصی و نظارت بر نگهداری و مصرف مجاز مواد ناریه با هماهنگی وزارت اطلاعات برابر طرح های مصوب شورای امنیت کشور.
۸- انجام وظایفی که بر طبق قانون به عنوان ضابط قوه قضائیه به عهده نیروی انتظامی محول است از قبیل:
الف ـ مبارزه با مواد مخدر.
ب ـ مبارزه با قاچاق.
ج ـ مبارزه با منکرات و فساد.
د ـ پیشگیری از وقوع جرم.
ه ـ کشف جرایم.
و ـ بازرسی و تحقیق.
ز ـ حفظ آثار و دلایل جرم.
ح ـ دستگیری متهمین و مجرمین و جلوگیری از فرار و اختفا آنها.
ط ـ اجرا و ابلاغ احکام قضایی.
۹- انجام امور مربوط به تشخیص هویت و کشف علمی جرایم.
۱۰- مراقبت و کنترل از مرزهای جمهوری اسلامی ایران ، اجرای معاهدات و پروتکلهای مصوبه مرزی و استیفای حقوق دولت و اتباع مرزنشین جمهوری اسلامی ایران در مرزها و محدوده انحصاری اقتصادی دریاها.
۱۱- اجرای قوانین و مقررات مربوط به گذرنامه (بجز گذرنامه سیاسی و خدمت) و ورود و اقامت اتباع خارجی (با هماهنگی وزارت امور خارجه در مورد اتباع خارجی تحت پوشش دیپلماتیک) با هماهنگی وزارت اطلاعات (در مورد ورود و خروج و اقامت اتباع خارجی و صدور گذرنامه).
۱۲- اجرای قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی و امور توزیع و حفظ حریم راههای کشور.
تبصره ۱: نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران موظف است کلیه امور راهنمایی ورانندگی شهرتهران را برابر با سیاستها و برنامه های شهرداری شهر تهران و درچهارچوب قانون به اجرا درآورد. تامین کلیه تجهیرات وتاسیسات و بودجه و امکانات مورد نیاز اداره راهنمایی ورانندگی (به استثنای حقوق و مزایای پرسنل وتجهیزات مخابراتی وسلاح و مهمات) برعهده شهرداری شهر تهران می باشد.کلیه امکانات و تجهیزات موجود اداره راهنمایی و رانندگی شهر تهران عینا” دراین اداره باقی خواهد ماند.
تبصره ۲ : اداره راهنمایی ورانندگی شهرتهران عنداللزوم درزمینه برقراری امنیت برابر با ابلاغیه های نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا) انجام وظیفه مینماید.
تبصره ۳ : چگونگی اجرای این قانون ازجمله نحوه عزل ونصب رییس اداره راهنمایی ورانندگی شهر تهران با رعایت اصل یکصدودهم (۱۱۰) قانون اساسی (به استثنای موارد مربوط به امور امنیتی و انتظامی که به تصویب فرماندهی کل قوامی رسد) مطابق با آیین نامه ای می باشد که حداکثر ظرف مدت شش ماه توسط وزارت کشورباهماهنگی وهمکاری ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تهیه و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید.
۱۳- اجرای قوانین و مقررات وظیفه عمومی.
۱۴- نظارت بر اماکن عمومی و انجام سایر امور مربوط به اماکن مذکور برابر مقررات مصوب.
۱۵- همکاری با سایر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در مواقع لزوم و بنا به دستور.
تبصره : نیروی انتظامی با هماهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مواقع لزوم می توانند از نیروهای مقاومت بسیج استفاده نمایند.
۱۶- همکاری با دبیرخانه پلیس بین الملل (اینترپل).
۱۷- همکاری با وزارتخانه ها، سازمانها، موسسات و شرکتهای دولتی و وابسته به دولت، بانکها و شهرداریها در حدود قوانین و مقررات مربوط.
۱۸- همکاری با سازمانهای ذیربط در جهت ایجاد و توسعه زمینه های فرهنگی لازم به منظور کاهش جرائم و تخلفات و تسهیل وظایف محوله.
۱۹- انجام امور امدادی و مردم یاری در مواقع ضروری ضمن هماهنگی با مراجع ذیربط.
۲۰- سازماندهی ، تجهیز، آموزش یگانهای انتظامی و آماده کردن آنها جهت اجرای ماموریتهای محوله.
۲۱- تامین و حفاظت تاسیسات ، سربازخانه ها و قرارگاه های مربوط.
۲۲- تامین دفاع هوایی تاسیسات و نقاط حساس مربوط، در حد برد سلاح ضد هوایی سازمانی، با هماهنگی و کنترل عملیاتی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران.
۲۳- تامین نیازهای پزشکی پرسنل و اداره بیمارستانها و درمانگاههای مربوط.
۲۴- تهیه طرح نیازمندیهای لجستیکی و اقدام در جهت تهیه و خرید اقلام و خدماتی که از سوی فرماندهی کل نیروهای مسلح به عهده نیروی انتظامی واگذار می گردد. همچنین اقدام جهت خرید املاک و احداث تاسیسات مورد نیاز برابر طرحهای مصوب.
۲۵- تلاش مداوم و مستمر در جهت حفظ و صیانت سازمان در زمینه های امنیتی.
۲۶- تلاش مداوم و مستمر در جهت حاکمیت کامل فرهنگ و ضوابط اسلامی در نیروی انتظامی.
تبصره : وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح وظایف قانونی خود را که در مقابل نیروهای انتظامی داشته است همچنان در قبال نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به عهده خواهد داشت. همچنین خریدهای خارجی اقلام دفاعی از طریق وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح انجام خواهد پذیرفت.
ماده ۵ :
در اجرای بندهای ۲۵ و ۲۶ ماده ۴ این قانون، سازمانهایی با سلسله مراتب مستقل و متمرکز به ترتیب بنام “سازمان حفاظت اطلاعات ” و سازمان “عقیدتی سیاسی” از ادغام سازمانهای مشابه موجود در نیروی انتظامی تشکیل می شود.
تبصره ۱ : این سازمانها وظایف و ماموریتهای سازمانهای همنام خود را بر اساس قانون ارتش جمهوری اسلامی ایران عهده دار خواهند بود.
تبصره ۲ : روسای سازمانهای عقیدتی ، سیاسی و حفاظت اطلاعات از سوی مقام فرماندهی کل نیروهای مسلح منصوب می گردند.
ماده ۶ :
وزارت کشور موظف است ظرف ۶ ماه از تاریخ تصویب این قانون لایحه مربوط به ضوابط استخدام و حقوق و مزایا و ترفیع پرسنل را تهیه و جهت تصویب به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید و تا زمان تصویب، قوانین و مقررات فعلی جاری می باشد.
ماده ۷ :
شرایط عضویت :
الف ـ اعتقاد و التزام به مبانی و احکام اسلام و نظام جمهوری اسلامی و رعایت اخلاق اسلامی.
ب ـ عدم عضویت یا وابستگی به احزاب ، گروهکها یا سازمانهای سیاسی.
ج ـ عدم همکاری موثر با رژیم طاغوت یا مباشرت در تثبیت آن.
د ـ عدم سو سابقه و برخورداری از حسن شهرت.
ماده ۸ :
طرح سازمان و تشکیلات این نیرو توسط وزارت کشور تهیه و به تصویب فرمانده کل قوا خواهد رسید.
ماده ۹ :
بودجه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران همه ساله توسط نیروی مذکور تنظیم و پس از تایید وزارت کشور از طریق سازمان برنامه و بودجه به هیات دولت ارسال می گردد.
ماده ۱۰ :
اختیارات فرماندهی کل قوا محدود به موارد مصرحه در این قانون نمی باشد.
ماده ۱۱ :
از تاریخ تصویب این قانون کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون لغو می گردد.
۲۱
۱۳۸۹
متن کامل قانون گسترش راهکارهای اجرایی عفاف و حجاب(هر بند ان یک بن بست برای نظام در همه عرصه ها)
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس شورای فرهنگ عمومی
به استناد مصوبه جلسه ۵۶۶ مورخ ۴/۵/۸۴ و تصمیم جلسه ۵۸۹ مورخ ۱۴/۶/۸۵ شورای عالی انقلاب فرهنگی به موجب این حکم جنابعالی به سمت مسول پیگیری و نظارت بر امر گسترش فرهنگ عفاف و حجاب منصوب میشوید . کلیه دستگاههای مشمول ماده ۱۶۰ قانون برنامه چهارم توسعه ، موظفند بر اساس راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب مصوب جلسه ۴۲۷ مورخ ۱۳/۱۰/۸۴ شورای فرهنگ عمومی با تشکیل ستاد ویژه به ریاست یکی از معاونین خود نسبت به تدوین و تصویب آیین نامهها و شیوة نامههای اجرایی و نیزراهکارهای مرتبط با دستگاه متبوع اقدام کرده و ضمن هدایت و نظارت بر آن گزارش عملکرد خود را هر سه ماه یکبار به شورای فرهنگ عمومی ارسال نمایند . لازم است جنابعالی نیز هر شش ماه یکبار گزارش اقدامات دستگاهها را پس از جمعبندی به اینجانب و شورای عالی انقلاب فرهنگی ارایه نمایید .
گزارش فوق باید حاوی حسن عمل یا ضعف مجریان در خصوص مصوبات مذکور و دیگر مصوبات شورای فرهنگ عمومی در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب باشد .توفیق جنابعالی را در انجام امور محوله از خداوند متعال خواستارم .
محمود احمدینژاد
رییس جمهور و رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی
مقدمه:
«حجاب» از ارزندهترین نمودهای فرهنگی، اجتماعی در تمدن ایرانی – اسلامی است که پیشینه آن به قبل از ورود اسلام میرسد، اما در فرهنگ اسلامی به اوج تعالی و منتهای ارزش و اعتبار خود میرسد.
حجاب و عفاف پدیده مذهبی – ارزشی مهمی در تعالیم اسلامی است و توجه به زمینههای فرهنگی – اجتماعی به عنوان بستر آن بسیار شایسته و لازم استد و اشاعه و تعمیق آن نیازمند آموزشهای بنیادین و مداوم در خانواده، مدرسه، دانشگاه و اجتماع است.
بدیهی است که در کنار شرایط مساعد اجتماعی برای ارزش تلقی کردن و الگوپذیری این فرهنگ، نیازمند درونی و نهادینه شدن آن در وجود افراد است بدون شک رسیدن به این هدف نیازمند مشارکت و توجه جدی همه نهادها و دستگاهها به صورت مستمر و هدفمند است.
سیاستها و راهکارها
۱- در اولویت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامههای دستگاههای اجرایی کشور برای مقابله با روند فزاینده بدحجابی.
۲- ابلاغ روشهای اجرایی و تعیین ضوابط و هنجارهای روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخشهای رسمی و اداری کشور.
۳- نظارت بر رعایت حریم حجاب و عفاف در سازمانهای دولتی و عمومی و نظارت و تأکید بر ضرورت رعایت سادگی و پوشش و فرمهای اسلامی و حضور ساده و بیآرایش در محیط کار به دلیل تأثیر منفی بر مراجعان.
۴- تعریف استانداردهای فرهنگی مناسب برای ترویج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ دینی و ملی و فراهم کردن زمینههای لازم برای ترویج الگوهای مناسب پوشش اسلامی توسط نهادهای الگو ده.
۵- ایجاد مراکز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازی، ارائه مدلهای مناسب و متنوع و ایجاد رقابت سالم در زمینه بین افراد.
۶- وضع قوانین و مقررات لازم برای اصلاح وضعیت پوشش در جامعه.
۷- گسترش و تقویت مراجع قانونی برای ترویج پوشش اسلامی در جامعه.
۸- اصالت بخشی به فرهنگ عفاف از طریق محصولات متنوع فرهنگی، هنری متناسب.
۹- رعایت حجاب و حفظ شئون اسلامی از سوی مدیران، مسئولان حکومتی و خانوادههای آنان و تدوین شاخصهایی در این زمینه برای گزینش مدیران.
۱۰- رفع اشکالات قانونی در نحوه تولید، توزیع و عرضه پوشاک داخلی و خارجی.
۱۱- پیگیری نحوه اجرای طرح گسترش فرهنگ عفاف به صورت مستمر در جلسات شورای فرهنگ عمومی استانها و ارائه گزارشهای منظم به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (رئیس کمیته).
۱۲- ارزیابی دقیق از اجرای طرحها توسط دستگاههای فرهنگی، انتظامی و قضایی برای مقابله با مظاهر بدحجابی و یافتن راهکارهای مناسب توسط کمیته توسعه و ترویج فرهنگ عفاف.
۱۳- نظارت و ارزیابی عملکرد رسانهها – خصوصاً صدا و سیما – در ارتباط با الگوهای تبلیغی آنها و تأثیر آن در جامعه.
۱۴- احیاء سنت حسنه «امر به معروف و نهی از منکر» درمورد حجاب و عفاف.
۱۵- فراهم کردن زمینههای لازم برای تهیه کتب، نشریات و تولیدات علمی – فرهنگی به منظور ترویج فرهنگ عفاف و پاسخگویی به شبهات موجود در مورد آن.
۱۶- انجام سیاستهای تشویقی درباره مدیران و کارگزارانی که در محیط کار خود اصول عفاف و پوشش اسلامی را رعایت میکنند.
وظایف تخصصی دستگاههای قانونگذار و اجرایی
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
۱- هماهنگی و نظارت بر رسانههای ارتباط جمعی همانند: روزنامهها، مجلات و محصولات سمعی و بصری، نمایشها و … برای توجه به فرهنگ حجاب و عفاف و رعایت آن.
۲- حمایت مادی و معنوی از آثار فرهنگی – هنری همانند تسریع در صدور مجوز، ارایه یارانه و تشویق تولید کنندگان آثار فرهنگی و هنرمندانی که راهکارهای تازه و جذاب در راستای توسعه فرهنگ عفاف ارائه میکنند.
۳- جلوگیری از انتشار و تبلیغ کالاهای فرهنگی که با فرهنگ عفاف و حجاب مغایرت داشته باشد مانند (کتاب، فیلم، نشریات، تئاتر و …)
۴- ترویج الگوهای مناسب برای عفاف و حجاب و ممانعت از ترویج فرهنگ مدگرایی منفی در محصولات و کالاهای فرهنگی.
۵- هماهنگی و همکاری با رسانههای جمعی برای ایجاد حساسیت لازم در خانوادهها نسبت به اهمیت فرهنگ حجاب و عفاف.
۶- تولید سمفونی و آثار موسیقایی متناسب با موضوع عفاف و حجاب.
۷- برگزاری جشنوارههای فرهنگی – هنری، منطقهای، ملی و بینالمللی برای رواج فرهنگ عفاف و حجاب.
۸- استفاده از ظرفیت سازمانهای فرهنگی غیر دولتی و خصوصی جهت ترویج فرهنگ عفاف و حجاب.
۹- نظارت فرهنگی بر اینترنت و ایجاد سیاستهای حمایتی و هدایتی به منظور تعمیق فرهنگ عفاف و حجاب و جلوگیری از ورود و گسترش مظاهر تهاجم فرهنگی.
۱۰- تبیین و تحلیل ریشههای دینی و اعتقادی فرهنگ عفاف و حجاب – به ویژه برای نسل جوان – از طریق تولیدات ملی، برگزاری نشستهای فکری – فرهنگی، ایجاد باشگاه اندیشه و مانند آن.
۱۱- نظارت بر تشکلهای هنری – مردمی، نمایشگاههای هنری و محافل هنری عمومی مانند: کنسرتها و نمایشگاهها در جهت رعایت عفاف و حجاب.
۱۲- اهتمام لازم برای اجرای قانون «منع استفاده ابزاری از تصاویر زنان در مطبوعات».
۱۳- به عضویت پذیرفتن خانمهای متعهد و مطلع از مسائل عفاف و حجاب در هیئتهای نظارت بر بازبینی فیلم، کتاب و …..
۱۴- تهیه فیلمهای سینمایی در مورد تاریخچه کشف حجاب در ایران و بررسی علل و عوامل آن.
۱۵- استفاده مناسب از لباسهای اسلامی – ملی (حجاب و حجاب برتر) در فیلمهای سینمایی و استفاده نکردن از این پوشش توسط شخصیتهای منفی و منفور در فیلمها.
۱۶- ارزیابی مستمر وضعیت حضور زنان در فیلمهای سینمایی و مطبوعات.
۱۷- نظارت دقیق و اصولی بر وضعیت فرهنگی – اخلاقی سالنهای سینما و مراکز مربوط به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
۱۸- حمایت از انتشار نشریات تخصصی و پوشاک اسلامی و سعی در جهانی کردن این نشریات از طریق اینترنت.
۱۹- ارتباط مستمر و تبلیغ در جهت گسترش فرهنگ و سنن ایرانی – اسلامی در بین ایرانیان مقیم خارج از کشور به وسیله رایزنیهای فرهنگی در سفارتخانههای ج.اسلامی.ایران در سراسر دنیا ( با همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی)
۲۰- همکاری و هماهنگی درجهت اعزام گروههای فرهنگی جهت ترویج و تبلیغ فرهنگ و آداب اسلامی – ملی برای سایر ملل- خصوصاً ایرانیان مقیم خارج از کشور – (با همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی)
۲۱- توسعه و گسترش ارتباط فرهنگی – اسلامی و ملی بین سفارتخانههای کشورهای اسلامی در ایران ( با همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی).
وزارت بازرگانی
۱- حمایت عملی از طراحان و تولید کنندگان پوشاکهای ساده و اسلامی در جهت ایجاد تنوع در الگوهای پوشش اسلامی.
۲- نظارت مستمر و مؤثر بر عملکرد واحدهای تولیدی پوشاک از طریق سازمانهای مربوطه.
۳- حمایت کامل – حتی یارانهای – از واحدهای تولیدی پارچههای چادری.
۴- کنترل اماکن تجاری عمومی (شامل فروشگاهها، مجتمعهای تجاری، نمایشگاهها و …) از نظر پوشش و بدحجابی.
۵- تدوین قوانینی برای ممنوعیت عرضه لباس دست دوم خارجی در کشور.
۶- اجرای شیوهنامه و ملزم ساختن، واحدهای تولیدی جهت نصب نام تجاری (Brand) بر روی پوشاک تولید شده در داخل.
۷- اطلاع رسانی و ارتقاء سطح دانش و بینش واحدهای تولیدی، توزیعی، آرایشگاهها، دستگاههای عرضه لوازم بانوان در مورد حجاب و عفاف.
۸- حمایتهای همه جانبه از برگزاری جشنوارههای ادواری و نمایشگاههای عرضه البسه و لوازم زنان منطبق با الگوهای ارزشی اسلامی و معرفی واحدهای نمونه در سطح کشور و خارج از کشور.
۹- پیشنهاد قوانین مشخص در مدت ۳ ماه برای نظارت بهتر بر تولید و توزیع پوشاک و نحوه برخورد با متخلفان واحدهای تولیدی و استانداردسازی آن به شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی.
۱۰- اهتمام برای اجرای مناسب تر مقررات درچیدمان آرایش / تزیین ویترینها و استفاده از مانکنها جهت حفظ عفت عمومی.
۱۱- نظارت بر رعایت اصل عفاف در نوع بستهبندی و عدم استفاده از تصویرهای نامناسب در تبلیغات تجاری کالا.
۱۲- تهیه احکام شرعی مرتبط با اسناد و آموزش آن به اصناف توسط وزارت بازرگانی قبل از اخذ مجوز فعالیت.
۱۳- برگزاری نمایشگاههای لباس – ملی و مذهبی – جهت ارائه الگوهای اسلامی و سالم به تولیدکنندگان و مصرف کنندگان.
سازمان صدا و سیما
۱- اهتمام ویژه در خصوص معرفی و ترویج فرهنگ عفاف به منظور نهادینه سازی و جذاب نمودن آن.
۲- تبیین نقش حجاب و عفاف در افزایش سلامت جامعه و بهرهوری آن از طریق تولید برنامههای مختلف.
۳- فرهنگسازی در زمینه اصلاح پوشش نامناسب و ارائه راهحلهای مؤثر و فوری از طریق تولید برنامههای کارشناسی، گفتمان، تولید فیلم، تیزرهای تلویزیونی و …
۴- تبیین و آموزش احکام شرعی حجاب و عفاف و رعایت حریم عفاف در خانه و اجتماع و آموزش معیارهای رفتار صحیح زن و مرد جهت برقراری روابط متعادل اجتماعی.
۵- به تصویر کشیدن ابعاد شخصیتهای الهی اسلام چون حضرت زهرا (س)، حضرت زینب (س) و زنان نمونه از صدر اسلام تا دوران معاصر در مناسبتهای مذهبی و ملی و تأثیر آن در فرهنگ سازی و گسترش ارزشهای اسلامی به صورت جذاب.
۶- ترویج الگوهای مناسب حجاب از طریق تولید فیلم و سریال و سایر برنامههای تلویزیونی و انجام مناظره علمی، فرهنگی و هنری در خصوص فلسفه حجاب و عفاف به منظور استحکام بنیه اعتقادی و فرهنگی جوانان.
۷- به تصویر کشیدن چهره بانوان محجبه کشورهای خارجی در زمینههای مختلف فرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی از طریق برنامههای تلویزیون و تهیه فیلم از زندگی آنان.
۸- تهیه فیلم و ارایه تصویر روشن از تاریخچه و خاستگاه کشف حجاب در ایران به عنوان یک حرکت سیاسی با هدف تخریب بنیانهای فکری و عقیدتی و رفتاری زنان در جامعه.
۹- آموزش و ترویج احکام شرعی حجاب و پوشش بومی (منطقهای) در جغرافیای جمهوری اسلامی ایران.
۱۰- به تصویر کشیدن زنان تحصیلکرده، ممتاز، متعهد و باحجاب در فیلمها و مجموعههای هنری و پرهیز از نشان دادن آنان در نقشها و شخصیتهای عامه و کمسواد.
۱۱- نشان دادن وضعیت حقوقی، فرهنگی و اجتماعی زنان در غرب و مقایسه آن با وضعیت زنان در غرب و مقایسه آن با وضعیت زنان در ایران به منظور ایجاد احساس رضایت خاطر زنان ایرانی از فرهنگ دینی و پایبندی آگاهانهتر آنان به عفاف و حجاب.
۱۲- نشان دادن اثرات منفی فرهنگ مبتذل و غیر اخلاقی غرب در زندگی اجتماعی و خانوادگی.
۱۳- انجام تمهیدات لازم برای کاهش تأثیرات منفی سریالها و فیلمهای خارجی متضاد با فرهنگ اسلامی از طریق نقد و بررسی فیلمها و سریالها.
۱۴- معرفی نمونههای عینی از اساتید، مربیان، نفرات اول کنکور، المپیادیها و خانوادههای ایثارگران و .. از نظر مظاهر عفاف و حجاب و ساده زیستی.
۱۵- انعکاس موفقیتهای جوانان – خصوصاً دختران – در ابعاد مختلف با هدف احیا و تقویت شخصیت و منزلت اجتماعی آنها.
۱۶- تهیه فیلم و گزارش از زندگی زنان فعال در عرصههای خانوادگی، مدیریتی، علمی، فرهنگی و هنری با محوریت موضوع «عفاف و پوشش».
۱۷- آشنا کردن خانوادهها و جوانان نسبت به برگزاری ازدواج کم هزینه و ساده با توجه به شرایط اقتصادی جامعه.
۱۸- بازنگری در شرایط انتخاب فیلمها و سریالهای خارجی بر اساس ملاکهای حجاب و عفاف.
۱۹- تهیه برنامههای متناسب با فرهنگ حجاب و عفاف برای کودکان و استفاده از قهرمانهای عروسکی مطرح در کارتونها و برنامههای کودک نظیر (علی کوچولو، کلاه قرمزی و … در ترویج فرهنگ عفاف و حجاب با همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)
۲۰- تهیه برنامههای مختلف در خصوص تاریخچه و جایگاه پوشش و حجاب در غرب، تبیین علل و عوامل آن و چگونگی رواج فرهنگ برهنگی در سدههای اخیر در آن جوامع.
۲۱- نظارت مستمر بر تبلیغات تجاری به منظور جلوگیری از ایجاد روحیه مصرف گرایی و تجمل پرستی به عنوان عوامل ترویج بی مبالاتی اخلاقی و سرق آن به سوی تبلیغات و آگهیها فرهنگی و اخلاقی.
۲۲- تدوین سیاستهای روش و مشخص در مورد سبک لباس و آرایش هنرمندان، مجریان زن و مرد و … در برنامهها، فیلمهای سینمایی، تاثیر و … با محوریت عفاف و حجاب.
۲۳ – اطلاع رسانی مناسب و دقیق به خانوادهها در مورد علل آسیبهای اجتماعی و انحرافات در خصوص زنان بی سرپرست، کودکان خیابانی، طلاق، اعتیاد، فرار دختران و نشان دادن عدم رعایت عفاف و حجاب در بروز این آسیبها.
۲۴- انعکاس عواقب منفی استفاده از فیلمها، نوارهای مبتذل و حضور در گروههای منحرف بر زندگی فردی – اجتماعی از طریق برنامههای مناسب به صورت طبیعی و غیر عمدی.
۲۵- نشان دادن اثرات منفی تاثیر فرهنگ مبتذل و غیر اخلاقی غرب در زندگی اجتماعی نوجوانان به صورت طبیعی.
۲۶- بیان آیات و روایات و توصیههای دینی در مورد مسئولیت مشترک زن و مرد در رعایت نگاه، رفتار و گفتار.
۲۷ اتخاذ سیاستهای انضباطی در خصوص بازیگران زن صدا و سیما و جلوگیری از تجلیل و تبلیغ چهرههایی که در مناظر اجتماعی و عمومی با ظاهر و پوشش بد حضور پیدا میکنند.
۲۸- ترغیب و تشویق تولید کنندگان آثار فرهنگی که راهکارهای بدیع و جذاب در راستای تعمیق و توسعه فرهنگ عفاف ارائه نمایند.
۲۹- تجلیل از هنرمندان و فرهنگسازان متعهد که در اشاعه فرهنگ عفاف و حجاب صاحب اثر و نظر هستند.
۳۰ – افزایش سطح آگاهی خانوادهها از طریق رسانه ملی در مورد اهمیت فرهنتگی عفاف و حجاب.
۳۱- سفارش ساخت و تولید آثار برجسته و تاثیر گذار در موضوع حجاب.
نیروی انتظامی
۱- اعلام حدود و ضوابط قانونی عفاف و ملاکهای بدحجابی در جامعه به منظور تشخیص مصادیق آن.
۲ – اهتمام بیشتر به برخورد قانونی و محترمانه.
۳ – همکاری با سازمانهای ذیربط در فضا سازی تبلیغی و فرهنگی در همه مسیرهای منتهی به کوهستانها و تفرجگاههای کوهستانی و سایر اماکن عمومی و تفریحی.
۴ – الزام اتحادیهها، سندیکاها و صنوف در مقابله با بدحجابی.
۵ – تذکر به افراد بدحجاب و برخورد با آنها طبق ضوابط قانونی در اماکن عمومی شهر.
۶ – پیشنهاد لایحه قانونی به مراجع قانونگذار در خصوص رعایت پوشش مناسب در هنگام رانندگی.
۷ – برخورد قانونی با افراد خیابانی، افراد بدحجاب و باندهای اصلی فساد فحشا و ….
۸- نظارت و کنترل قانونی و اصولی بر وضعیت اماکن تفریحی و عمومی نظیر پارکها، سالنهای سینما، سالنها و اماکن ورزشی، کوهستانها، سواحل دریایی، جزایر، مناطق آزاد تجاری، فرودگاهها، پایانهها و … (با مشارکت نهادها و دستگاههای ذیربط).
۹- اهتمام بیشتر به آگاهسازی جامعه از آثار مثبت اجتماعی و اخلاقی حجاب و عفاف و نتایج منفی عدم رعایت آن از طریق خلق آثار فرهنگی، هنری و تبلیغ (با مشارکت دستگاههای ذیربط).
۱۰- ممانعت از تولید، توزیع و نمایش محصولات سمعی و بصری غیر مجاز و نمایش لباسهایی که موجب بی عفتی و بدحجابی میشوند.
۱۱- کنترل و نظارت جدی بر رعایت حدود و ضوابط قانونی عفاف در مجتمعهای مسکونی، برجها و شهرکها از طریق مدیریت بر این گونه اماکن.
۱۲ – توجه و نظارت بر مراکز خطرناک، ویژه و آلوده و اولویت دادن به این برنامهها و مراکز حساس و سلب ابتکار عمل از آن در نفی امنیت اجتماعی زنان.
۱۳- اولویت در بکارگیری زنان مجرب در دستگیری زنان متخلف و تحویل دادن آنان به مراکز امنیتی و جلوگیری از بازتاب منفی آن در بین مردم.
۱۴ – لزوم برگزار کنندگان جشنها و مراسم عروسی به رعایت شئون اسلامی و کنترل افراد شرکت کننده در آن و برخورد جدی با مراکز غیر قانونی و فاقد مجوز.
۱۵ – الزام آرایشگاهها به رعایت ضوابط شرعی و قانونی عفاف و کنترل نحوه ورود و خروج عروس و همراهان وی.
۱۶- نظارت مستمر بر اماکن تجاری عمومی شامل فرودگاهها و مجتمعهای مسکونی، نمایشگاهها و … بر نحوه پوشش و بازرسی از این اماکن در رفع بدحجابی (با همکاری دستگاههای ذیربط).
۱۷- آموزش، ساماندهی و بکارگیری نیروهای آگاه زنان جهت نظارت بر رعایت حجاب و پوشش در اجتماع با رعایت حریم و حرمت شخصی افراد.
۱۸- کسب اعلام نظر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیروی انتظامی در خصوص برگزاری هر گونه کنسرت یا جنگ شادی قبل از صدور مجوز.
۱۹- توقیف خودروهای دولتی که سرنشینان آن شئون اسلامی را رعایت نمیکنند.
۲۰- اعلام نظر در خصوص فعالیت یا عدم فعالیت بخشهایی که میتواند موجب ترویج فساد شوند.
۲۱- جلوگیری از فعالیت واحدهای صنفی متخلف که باعث مخدوش کردن عفت عمومی میشوند.
سازمان ملی جوانان
۱- طراحی شیوههای کارآمد جهت گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در حوزههای مرتبط با جوانان.
۲- ایجاد ضوابط مشخص به منظور رعایت عفاف توسط تشکلهای غیر دولتی جوانان و نظارت بر آنان در این زمینه.
۳- حمایت از سازمانها و انجمنهای غیر دولتی که در گسترش فرهنگ عفاف و حجاب فعالیت میکنند.
۴- تبیین و معرفی شیوهها و راهکارهای مناسب برای ارتباط سالم و پاک جوانان و اهمیت زدایی از نماد لباس و آرایش مبتذل به عنوان شیوهای برای ارتباط.
۵ – تحقیق و مطالعه پیرامون اثرات منفی تاثیر فرهنگ فاسد و غیر اخلاقی غرب در زندگی اجتماعی و فردی جوانان (با همکاری دستگاههای ذیربط).
۶- مطالعه جهت تعیین هنجارهای روشن در زمینه توسعه فرهنگ عفاف متناسب با علایق جوانان و ارزشهای جامعه.
۷- برنامهریزی در مورد بهینه سازی فرهنگ عفاف در اوقات فراغت با اولویت اجرای برنامهها به تفکیک دختران و پسران.
۸ – در نظر گرفتن معیار عفاف در انجام پیمایشهای ملی جوانان و ارائه گزارشهای آن به دستگاههای مرتبط.
۹ – انجام پژوهشهای کاربردی در خصوص توسعه فرهنگ عفاف و تعیین سهم و نقش هر دستگاه بر اساس پژوهشهای انجام شد.
۱۰- انجام تحقیقات کاربردی در خصوص علل اجتماعی بالا رفتن سن ازدواج و ارائه پیشنهادات مناسب به دستگاههای ذیربط بر اساس وظایف هر دستگاه.
۱۱- آسیب شناسی وضعیت ازدواج جوانان در برنامههای مصوب مربوط و ارائه راهکارهای مناسب جهت دستیابی به اهداف مشخص.
۱۲- ایجاد مراکز مشاورهای محلی – با کادر مجرب – جهت اطلاع رسانی به خانوادهها و جوانان به صورت حضوری، تلفنی و مکاتبهای.
۱۳- برگزاری میزگرد و انجام مناظره در خصوص فلسفه عفاف و حجاب.
۱۴ – تشویق و تجلیل از دختران و پسران نخبه و ممتاز و معرفی افراد نمونه با توجه به الگو بودن آنها در زمینه پوشش.
سازمان تبلیغات اسلامی
۱ – تقویت نظام تبلیغ دینی در ۲عرصه سنتی و مدرن در تعمیق فرهنگ عفاف و حجاب.
۲ – آسیب شناسی و مطالعه توسعه فرهنگ عفاف و حجاب در نظام تبلیغی دینی و ایجاد نوآوری در این زمینه.
۳- تبیین و تبلیغ جاذبهها و دافعههای برخی مسائل در مورد نحوه پوشش و حجاب و گسترش حیا و عفت در خانوادهها.
۴- تأکید بر اقدامات فرهنگی – تبلیغی به ویژه بهرهگیری از توانمندیهای رسانهای و نیروی انسانی مبلغ – با هدف فرهنگ سازی مثبت در زمینه توسعه فرهنگ عفاف و حجاب.
۵ – تولید محصولات فرهنگی، هنری – سینمایی نمایش، تجسمی، کتاب، رمان و … برای کودکان و بزرگسالان در زمینه بسط فرهنگ عفاف و حجاب (توسط حوزه هنری).
۶- توسعه فضای پرسش و پاسخ مانند برگزاری میزگرد و انجام مناظره در زمینه فرهنگ عفاف و ضوابط شرعی حجاب با بکارگیری ابزارهای مختلف تبلیغی.
۷- برگزاری مسابقات فرهنگی – هنری و علمی با هدف جهتدهی به افکار نسل جوان با موضوع حجاب و عفاف و نظرسنجی از شرکت کنندگان در تهیه طرحها و برنامههای مناسب در این زمینه.
۸- تاسیس پژوهشکده توسعه فرهنگ عفاف و حجاب و عفاف (با همکاری وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری)،
۹- توزیع کتاب تألیف شده در زمینه بسط فرهنگ عفاف در فروشگاههای کتاب شهر سازمان تبلیغات اسلامی.
۱۰- نشان دادن اثرات منفی فرهنگ مبتذل و غیر اخلاقی غرب در زندگی اجتماعی و فردی نوجوانان
۱۱- بیان مناسب آیات و روایات دینی در مورد رعایت نگاه،رفتار و گفتار با در نظر گرفتن مختصات جنسی زن و مرد.
۱۲- ارائه مطالب ارزشی، فرهنگی و جذاب در سالنهای انتظار فرودگاهها، راهآهن، پایانههای زمینی، تابلوهای الکترونیکی، میادین و چهارراهها.
وزارت آموزش و پرورش
۱- آموزش، ساماندهی، توجه و بکارگیری مدیران، معلمان و همه پرسنل مدارس جهت ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در بین دانش آموزان و سازمانهای مربوط نظیر بسیج، انجمنهای اسلامی و …
۲ – انجام تحقیقات لازم در مورد بسط حیا و عفاف در مدارس به منظور اجرای برنامههای فرهنگی، تربیتی و پرورشی در آن.
۳- گنجاندن موضوع عفاف و حجاب از دیدگاه آیات و روایات همراه با تبیین ضرورت و فلسفه آن برای دانش آموزان در کتب درسی همه مقاطع تحصیلی.
۴- اهتمام به مثبت نگری و زیبااندیشی در مورد فرهنگ عفاف و حجاب در تألیف کتب درسی.
۵- اجرای مسابقات فرهنگی – هنری و علمی با هدف جهت دهی به افکار نسل جوان با موضوع حجاب و عفاف و نظرسنجی از جوانان در تهیه طرحها و برنامههای مناسب در زمینه حجاب.
۶ – تجلیل از دختران و پسران نخبه و ممتاز (با توجه به ملاکهای حجاب و عفاف و علم) و برگزاری مسابقات و معرفی افراد نمونه با توجه به ویژگیهای الگویی آنها در زمینه پوشش.
۷ – آموزش احکام شرعی عفاف و حجاب و برگزاری کلاسهای دانش افزایی برای والدین (خصوصا مادران) و توجیه آنها نسبت به رعایت حریم عفاف در خانه و محیط های اجتماعی از طریق انجمن اولیا و مربیان.
۸- تأکید بر ضرورت رعایت پوشش و الگوی مدهای اسلامی و ترویج الگوهای بایسته در پوشش دانش آموزان و همه کادر مدرسه و آرایش نکردن در مدارسم.
۹ – تعیین رنگها و مدلهای متنوع در پوشش دانش آموزان با رعایت موازین و ضوابط شرعی جهت تأمین سلایق مختلف.
۱۰- محرم سازی محیطهای آموزشی و پرورشی و اداری به منظور ایجاد زمینه بروز نیازهای دختران با حفظ سادگی و موازین و ضوابط شرعی برای جلوگیری از خودنمایی آنها در مجامع عمومی.
۱۱- آشنا کردن جوانان – خصوصاً دختران – برای شناخت توطئهها، زمینهها، روشها و مجاری نفوذ فرهنگ غربی از طریق مدارس.
۱۲- آشنا کردن خانوادهها و جوانان با اصول ازدواج آسان و تشکیل خانواده در سنین پایین تر با توجه به شرایط اقتصادی جامعه از طریق کتب درسی.
۱۳- استفاده از شعرخوانی، قصه گویی و نقاشی در مقاطع پیش دبستانی و مهد کودک جهت آشنا کردن کودکان با فرهنگ عفاف و حجاب.
۱۴- معرفی و تشویق نمونههای عینی از اساتید، مربیان، نفرات اول کنکور، المپیادیها و خانوادهها ایثارگران و … از نظر رعایت مظاهر عفاف و حجاب در مدارس.
۱۵- انعکاس موفقیتهای دانش آموزان – خصوصاً دختران – در ابعاد مختلف با هدف ارتقای شخصیت و منزلت اجتماعی آنها.
۱۶- آموزش معیارهای رفتار صحیح زن و مرد جهت برقراری روابط انسانی و اجتماعی متعادل در خانواده و جامعه از طریق کتب درسی.
۱۷- تهیه و تدوین نشر کتب، مقالات و جزوات تخصصی در راستای تقویت بنیه اعتقادی و دینی در جهت توسعه فرهنگ عفاف در بین والدین دانش آموزان توسط انجمن اولیا و مربیان.
۱۸- غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان – با تأکید بر فرهنگ عفاف و حجاب – از طریق استفاده از توانمندیهای تشکلهای دانش آموزی.
۱۹- در نظر گرفتن امتیازاتی از نظر انضباطی برای دانش آموزانی که پوشش اسلامی را رعایت میکنند.
۲۰- در نظر گرفتن امتیازاتی برای مدیران مدارسی که رعایت حجاب کارکنان و دانش آموزان آن اسلام و مناسب است.
۲۱- پاسخگوی بودن مدیر مدرسه در صورت عدم رعایت عفاف و حجاب از طرف دانش آموزان.
*وزارت امور اقتصادی و دارایی
۱- اهتمام بیشتر در ممانعت از ورود غیر قانونی پوشاک و محصولات فرهنگی مغایر با عفت عمومی و شئون اسلامی با توجه به قوانین مربوطه.
۲- ممنوعیت ورود، تولید و عرضه مجسمهها، عروسکها، مانکنها و تابلوهای مروج ضد عفاف نظیر نقاشی، فرش، روزنامه و …
۳- تدوین قوانینی برای ممنوعیت عرضه لباسهای دست دوم خارجی.
۴- وضع تعرفه گمرکی ویژه بر پوشاک و محصولات فرهنگی و کالاهای مغایر با عفت عمومی و شئون اسلامی.
۵- نظرات دقیق بر واردات و صادرات و ترانزیت عبور تمام کالاها (از جمله کالاهای فرهنگی، مواد غذایی، دارویی، آرایشی، پوشاک و …) با همکاری دستگاه های ذیربط.
*وزارت علوم، تحقیقات و فناوری – دانشگاهها و مراکز آموزش عالی
۱- تدوین برنامه جامع فرهنگ عفاف و حجاب با توجه به ضرورت الگو ساز بهینه سازی و به روز کردن الگوها، با در نظر گرفتن تنوع فرهنگی موجود در کشور در محیطهای دانشگاهی توسط پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
۲- آشنا شاختن دانشجویان – خصوصاً دختران – با توطئهها، زمینهها، روش های نفوذ فرهنگ غرب و تاثیر منفی آن در عفاف و حجاب.
۳- انتشار فصلنامه علمی – پژوهشی در مورد توسعه فرهنگ عفاف و انجام تحقیقات جامع در این زمینه.
۴- نظارت جدی بر اجرای آئین نامه انضباطی دانشجویی در محیط دانشگاهی، دانشکدهها، خوابگاهها، اردوها و همایش دانشجویی در زمینه توسعه فرهنگ عفاف.
۵- تقدم رعایت کنندگان حجاب و عفاف، در جامعه و حمایت از نخبگان با حجاب و معرفی افراد نمونه محجبه.
۶- حمایت از پایان نامههای دانشجویی مرتبط با گسترش فرهنگ عفاف و حجاب.
۷- رعایت آمایش سرزمینی در جذب دانشجویان بومی.
۸- برگزاری میزگرد و انجام مناظره در خصوص فلسفه عفاف و حجاب.
۹- آموزش، ساماندهی و بکارگیری نیروهای آگاه زن به منظور نظارت بر رعایت حجاب و پوشش در اجتماع، همراه با روشهای پسندیده و احترام به حریم افراد.
۱۰- تهیه و نشر کتب، مقالات و جزوات تخصصی در زمینه تقویت بنیه اعتقادی و دینی و توسعه فرهنگ عفاف برای والدین و دانشجویان توسط دفتر نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها.
۱۱- آموزش و بکارگیری جوانان آشنا و معارف اسلامی، روان شناسی و جامعه شناسی زن مردم جهت ارائه مشاوره، ترویج معروفهای اخلاقی و اجرای مناسبتر اصول حجاب.
۱۲- برخورد غیر مستقیم با عوامل فساد و پوشش نامناسب از طریق تشکلهای دانشجویی.
۱۳- عدم بکارگیری کارکنان بی تفاوت به ارزشها و فاقد صلاحیت در دانشگاهها.
۱۴- تهیه گزارش سالانه از وضعیت عفاف و حجاب در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی سراسر کشور و نشان دادن و نتایج اجرایی راهکارهای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و ارائه آن به شورای عالی انقلاب فرهنگی.
۱۵-حمایت از تشکلهای فعال دانشگاهی جهت انجام اقدامات مناسب در گسترش فرهنگ عفاف.
۱۶- تأکید بر ضرورت رعایت پوشش و الگوهای اسلامی توسط کارکنان و دانشجویان و اساتید و آرایش نکردن در دانشگاهها.
۱۷- آشنا کردن دانشجویان با شرایط ازدواج آسان و تشکیل خانواده مستقل و نیمه مستقل و کمک به انجام ازدواج های سالم دانشجویی.
*مرکز امور زنان و خانواده
۱- تحقیق و تدوین کتب و مقالات مناسب و خصوص فلسفه حجاب و عفاف، و شیوههای رواج آن در کشور و پاسخگویی به شبها طرح شده در زمینه حجاب.
۲- تهیه پودمان آموزشی ترویج فرهنگ عفاف برای خانوادهها.
۳- تشکیل دورههای آموزشی کوتاه مدت برای ارباب رجوعها در دستگاههای اجرایی و تشکیلات غیر دولتی.
۴- برگزاری همایشها، کنفرانسها و نشستهای تخصصی با موضوع فرهنگ عفاف در مراکز علمی – تحقیقاتی.
۵- تشویق و حمایت از NGO هایی که در خصوص ترویج فرهنگ عفاف فعالیت میکنند.
۶- همکاری با سازمان صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص ترویج نمادها و الگوهای لباسهای بومی ایرانی و تشویق و حمایت از مراکز تولید و توزیع لباسهای ملی و اسلامی.
*وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
۱ – ایجاد فضای امن در تبادل اطلاعات و جلوگیری از مخدوش شدن حریم عفاف در عرصه تبادل اطلاعات.
۲- مسدود کردن سایتهای ضد اخلاقی و ضد حجاب بر اساس مصوبات کمیته پنج نفره مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی.
۳- ارائه تسهیلات و خدمات ارزان برای دستگاههای و NGO هایی که در توسعه عفاف و حجاب فعالیت فرهنگی میکنند.
۴- تأکید بر تسریع در ایجاد سیستم فیلترینگ هوشمند برای جلوگیری از افزایش بی بند و باری در جامعه.
۵- ارائه گزارش شش ماهه به کمیته در خصوص میزان رجوع کاربران به سایتهای اینترنتی ضد اخلاقی.
۶- برخورد با موسسات اینترنتی که دسترسی با سایتهای غیر مجاز را فراهم میکنند و جلوگیری از فعالیتها آنها.
۷- ارائه نرم افزارهای مرتبط ارزان قیمت به خانوادهها به منظور جلوگیری از دسترسی به سایتهای ضد اخلاقی.
۸- تأمین امکانات لازم – از طریق اینترنت – برای وزارتخانهها و نهادها جهت گسترش فرهنگ عفاف.
سازمان تربیت بدنی
- گسترش و بهینهسازی فرهنگ عفاف در مراکز و سالنهای ورزشی سازمان تربیت بدنی و افزایش ضریب اطمینان خانوادهها نسبت به رعایت حریم عفاف و حجاب در ورزشگاهها و سالنهای مخصوص بانوان.
۲- اختصاص مراکز ورزشی مناسب برای بانوان جهت گذراندن اوقات فراغت و فضاسازی مناسب جهت برخورداری زنان از آزادی عمل در رعایت حجاب.
۳- کنترل سالنها و مجتمعهای ورزشی بزرگ و کوچک از نظر رعایت پوشش و حجاب.
۴- دقت نظر در «صلاحیت متقاضیان» تأسیس اماکن ورزشی به منظور جلوگیری از ورود افراد ناباب و فاقد صلاحیت اخلاقی و … در این گونه مشاغل.
۵- شناسایی اماکن ورزشی غیر مجاز و رسیدگی به تخلفات اینگونه مراکز (اعم از دارای مجوز و فاقد مجوز) در خصوص عدم رعایت مقررات مصوب مربوطه.
۶- تقلیل مشکلات موجود در مراکز ورزشی و ارائه راهکارهای مفید جهت رفع آنها، اطلاعرسانی مناسب به مدیران، شاغلان و مراجعان این گونه اماکن برای پیشگیری از بروز تخلفات اجتماعی و ایجاد فضای سالم برای استفاده بهینه از امکانات ورزشی توسط خانوادهها.
۷- استفاده نکردن از مربیان مرد برای خانمها و مربیان زن برای آقایان.
۸- عدم استفاده از نوارهای صوتی و تصویری غیرمجاز در اماکن ورزشی.
۹- جلوگیری از آوردن تلفنهای همراه مجهز به دوربین عکاسی و فیلمبرداری به مراکز آموزشی مختص بانوان.
۱۰- عدم ورود بانوان به سالنهای ورزشی مختص آقایان و بالعکس تحت هر عنوان (تماشاگر و …)
۱۱- تذکر جدی توسط مدیر مربوطه به افرادی که در ورودی به اماکن ورزشی عفاف و حجاب را رعایت نمیکنند.
۱۲- طراحی لباسهای مناسب برای بانوان ورزشکار در راستای حفظ حریم عفاف و حجاب.
۱۳- توجه به شیوههای تبلیغاتی مناسب و مرتبط و استفاده از تعلیم دینی مرتبط با فرهنگ عفاف و سلامت جسم و روح.
۱۴- تجلیل و تشویق ورزشکاران مروج فرهنگ عفاف.
۱۵- تبلیغ و الگوسازی مثبت از افراد و تیمهای اعزامی ورزشی که مروج ارزشهای اخلاقی و فرهنگ عفاف در خارج از کشور هستند.
۱۶- ابلاغ چارچوبهای روشن برای برگزاری جشنوارهها و مراسم افتتاحیه و اختتامیه و شرایط حضور حاضران در آن در داخل و خارج از کشور.
۱۷- برگزاری کلاسهای آموزشی جهت آشنایی مربیان و ورزشکاران با احکام و موازین حجاب و عفاف.
۱۸- تأکید بر اجرای مقررات انضباطی جهت گسترش فرهنگ عفاف.
*شهرداریها
۱- گسترش فرهنگ عفاف در سطح شهر، مراکز فرهنگی، مراکز تحت پوشش شهرداری و مراکز عمومی.
۲- ایجاد مراکز مشاوره محلی جهت اطلاعرسانی به خانوادهها و جوانان به صورت حضوری، تلفنی و مکاتبهای، با کادر مجرب و با همکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.
۳- جلوگیری از تبلیغ کالاهای فرهنگی و تجاری مغایر با فرهنگ عفاف و حجاب نظیر آگهیهای تجارتی و تبلیغاتی چهرههای هنری و ورزشی با آرایش و حجاب ضد اسلامی.
۴- نوشتن آیات و روایات دینی، فتواهای علماء وصیتنامه حضرت امام(ره) و … به منظور توسعه فرهنگ عفاف در پارکها، میادین، خودروهای عمومی شهری، سالنهای سینما، تابلوهای معابر عمومی و ورزشی با استفاده از ابزارهای فرهنگی مناسب.
۵- تأسیس فرهنگسرای حجاب برای برگزاری جلسات مرتبط، پرسش و پاسخ در زمینه حجاب؛ برگزاری مراسم ویژه و …
۶- تهیه تندیس و عکس و تصاویر مناسب از شخصیتهای اسلامی، وقایع مهم تاریخی و طرحهای نمادین و استفاده از آنها جهت نصب در اماکن عمومی مهم و تفرجگاهها، همراه با ترمیم و بازسازی مستمر آنها.
۷- گسترش اماکن عمومی، پارکها و مراکز ورزشی مناسب برای زنان و دختران جهت گذراندن اوقات فراغت و ایجاد فضاهای مناسب جهت برخورداری آنان از آزادی عمل در رعایت حجاب توسط سازمان پارکها.
۸- حمایت از فعالیتهای عام فرهنگی و هنری دستگاهها در ارتباط با گسترش فرهنگ عفاف.
۹- افزایش تسهیلات حمل و نقل شهری ویژه بانوان به منظور تأمین آسایش بیشتر آنان (نظیر راهاندازی و توسعه تاکسی ویژه بانوان و …)
۱۰- رعایت موازین شرعی در ساختن اماکن مسکونی از نظر در معرض دید نبودن ورودی خانهها و دیده نشدن داخل خانه به هنگام باز شدن در.
*وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
۱- اجرای کامل قانون انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس اسلام و ابلاغ دستورالعملهای اجرایی جهت نگهداری از بیماران و همراهان در محیطهای درمانی
۲- تنظیم و ابلاغ آئیننامه انضباطی محیطهای دانشگاهی پیرو مصوبه شماره ۵۰۲ مورخ ۲۲/۵/۱۳۸۱ شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر گسترش فرهنگ عفاف و حجاب.
۳- طراحی و ساخت خوابگاههای دانشجویی متناسب با ارزشهای اسلامی.
۴- نظارت بیشتر بر بیمارستانهای خصوصی به منظور ترویج فرهنگ حجاب و رعایت حقوق زنان بیمار.
۵- اهمیت دادن به حجاب و اخلاق اسلامی به عنوان یکی از پیششرطهای اساسی در انتصاب و استخدام رؤسای دانشگاهها، معاونان، مدیران، مسئولان حوزه علمی، فرهنگی و ورزشی و کارکنان.
۶- طراحی مبلمان اداری در ساختمانهای ستادی بیمارستانها، دانشگاهها و … بر اساس حفظ حدود حریم شرعی بین کارمندان زن و مرد و پرهیز از بکارگیری معماری open که موجب رعایت نکردن حریمهای اخلاقی بین کارمندان زن و مرد میشود.
۷- تقویت شوراهای امر به معروف و نهی از منکر در دانشگاههای علوم پزشکی و بیمارستانها.
۸- اهمیت مسئله حجاب به عنوان یک امتیاز شاخص در گزینش و معرفی دانشجویان نمونه دانشگاههای علوم پزشکی.
۹- ایجاد تسهیلات ویژه برای ازدواج دانشجویی، ساخت خوابگاههای متأهلی و فعال کردن دفاتر مشاوره در امر ازدواج دانشجویی.
۱۰- فعال کردن دانشجویان در حوزه پژوهشهای علمی درباره حجاب و عفاف در دانشگاهها.
۱۱- تنظیم و ابلاغ آئیننامه نحوه حضور پرسنل همگن و غیرهمگن در بخشهای تشخیص و درمان و نظارت بر اجرای آن.
۱۲- الگوسازی مناسب برای جامعه پزشکی در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب با برگزاری همایشها و جشنوارههای علمی و فرهنگی
۱۳- نظارت بر رعایت عفاف و حجاب در سازمانهای خارجی و موسسات پزشکی خصوصی، مانند یونسکو، یونیسف، سازمان بهداشت جهانی و … و یکسانسازی یونیفرم کارمندان شاغل در مراکز فوق.
۱۴- تدوینی قوانینی برای ممنوعیت عرضه لباسهای دست دوم خارجی در کشور (با همکاری دستگاههای ذیربط)
۱۵- اهداء بستههای فرهنگی به دانشجویان جدیدالورود با موضوع آموزش در حوزه عفاف و حجاب
۱۶- ایجاد سایتهای اینترنتی در حوزه فلسفه حجاب، برگزاری جلسات سخنرانی، پرسش و پاسخ و همایشهای علمی درباره حجاب توسط کانونهای فرهنگی – هنری دانشگاها.
۱۷- ارائه لباسهای مناسب به بیماران برای ورود به اتاق عمل جراحی.
*ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر
۱
- تلاش جهت احیا فریضه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک وظیفه شرعی، عمومی در تمام مسائل جامعه، خصوصاً گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و همکاری نهادهای مرتبط، خصوصاً صدا و سیما، در این زمینه با ستاد احیاء
۲- برگزاری همایش و مسابقات فرهنگی گسترده در سراسر کشور برای عمومی و نهادینه کردن حجاب و پوشش با همکاری مادی و معنوی مردم و دولت وسازمانهای مربوط.
۳- تشویق مردم به انجام این فریضه شرعی و انسانی.
۴- تهیه برنامههای تبلیغی و فرهنگی به منظور ترغیب انگیزه درونی آحاد جامعه، بروز حساسیت در قبال مظاهر مخل حریم عفاف در جامعه اسلامی و هماهنگی با دستگاههای ذیربط جهت اجرای طرحهای و برنامههای فوق.
۵- تبیین شاخصهای حجاب اسلامی و تعیین موارد مخالفت با آن.
۶- تدوین برنامههای آموزشی در رابطه با امر به حجاب اسلامی و نهی از بدحجابی با همکاری دستگاههای ذیربط و نظارت بر اجرای آن.
۷- تشویق مسئولان امر در عرصه حجاب و عفاف.
۸- اعزام آمران و ناهیان در ادارات به منظور اجرای صحیح این فریضه در خصوص عفاف و حجاب اسلامی از طریق شوراهای امر به معروف و نهی از منکر.
۹- تشویق جامعه به حفظ پوشش اسلامی و قبولاندن نظارت همگانی به عنوان یک اصل مسلم شرعی و انسانی.
۱۰- اجرای اصولی پوشش اسلامی توسط دستگاههای ذیربط در جهت مقابله با الگوهای نامناسب رفتاری در جامعه.
۱۱- نظارت بر رعایت کامل عفاف و حجاب در مراکز، سازمانها و ارگانهای دولتی.
*سازمان بهزیستی
۱- حمایت از ایجاد تشکلهای صنفی در خصوص زنان سرپرست خانواده جهت کارآفرینی، خودیاری و بهبود زندگی اقتصادی آنها و جلوگیری از بروز ناهنجاریهای اخلاقی و فرهنگی در آنان.
۲- توانمندسازی، حرفهآموزی و تأمین امنیت مالی و جانی زنان بیسرپرست به منظور پیشگیری از بروز آسیبهای فرهنگی و اجتماعی با همکاری سازمان فنی و حرفهای و وزارت رفاه و تأمین اجتماعی
۳- تفکیک و اولویتبندی افراد مجرم در امر ترویج مسائل ضد اخلاقی از لحاظ سن، نوع تخلف، میزان آسیبرسانی اجتماعی و برنامهریزی مناسب برای اصلاح و بازگشت آنها به زندگی سالم اجتماعی با همکاری سازمان زندانها و دستگاههای ذیربط.
۴- برنامهریزی مناسب برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در مهد کودکها و مراکز تحت پوشش سازمان بهزیستی و نظارت شایسته در جهت تحقق این امر.
۵- بهرهگیری از آموزشهای مناسب و منطبق با فرهنگ ایرانی – اسلامی در مراکز تحت پوشش (نظیر مراکز بازپروری و نگهداری زنان و دختران فراری).
وزارت امور خارجه
۱- نظارت بر ارتباطات و عملکرد سفارتخانهها و مراکز فرهنگی خارجی، از نظر ترویج فرهنگ و پوشش نامناسب و رفتارهای غیراخلاقی در جامعه.
۲- معرفی خانوادهها و دانشجویان ایرانی مقیم خارج از کشور که در جهت گسترش و اعتلای فرهنگ و سنت اصیل اسلامی و ملی تلاش کردهاند و اعطای جوایز به این گونه افراد از طریق رسانههای گروهی به منظور الگوسازی آنان.
۳- تکریم و تشویق بانوان و خانوادههای محجبه که با حفظ شئون اسامی به سفارتخانههای ایران در خارج از کشور مراجعه مینمایند.
۴- نظارت بر پوشش و حجاب مهمانان و گردشگران خارجی که به ایران مسافرت میکنند.
۵- نظارت و کنترل ویژه بر جشنها، مهمانی سفارتخانهها و وابستگاه خارجی و ایرانی که در آن شرکت میکنند.
۶- همکاری جدی با نیروی انتظامی در جهت شناسایی و برخورد با ایرانیان مختلفی که با فعالیتهای ضد اخلاقی خود در خارج از کشور حیثیت ملی – مذهبی کشور را مخدوش میکنند.
۷- توجیه مناسب متقاضیان روادید توریستی برای رعایت حجاب و شئون اسلامی توسط گردشگران خارجی در ایران.
۸- پیگیری حقوقی برای جلوگیری از فعالیت مراکز و شبکههای ماهوارهای فارسی زبان که در فضای ایران فعالیت میکنند.
۹- دقت در گزینش نیروهای متعهد به عنوان سفیر و کارکنان سفارتخانههای ایران و نظارت مستمر بر نحوه رفتار و پوشش خانواده آنها.
۱۰- تذکر لازم به وابستگان سفارتخانههای دیگر کشورها جهت رعایت مقررات عفاف و حجاب اسلامی – ایرانی.
وزارت کار و امور اجتماعی
۱- ایجاد فضای مناسب برای کارکنان و برداشتن زمینههای اختلاط زن و مرد در محیطهای کاری با توجه به فرهنگ عفاف و حجاب توسط کارفرمایان.
۲- ارائه آموزشهای لازم در خصوص رعایت ضوابط اخلاقی و ظاهری (پوشش لباس و آرایش در محیطهای کار) با همکاری مؤسسات شایسته در این زمینه.
۳- تعامل با وزارتخانههای امور خارجه، (کنسولگریهای ایرانی در خارج از کشور) وزارت کشور و نیروی انتظامی (امور اتباع بیگانه) در خصص توجیه روادید ورود به کشور با حق کار نسبت به رعایت مقررات پوشش اسلامی در محیط کار.
۴- نظارت بر رعایت حریم عفاف و حجاب در کلاسها و دورههای آموزشی که ضرورتاً به صورت مختلط اداره میشود.
۵- انجام تبلیغات، تهیه انواع بروشور، اطلاعیه و … در خصوص رعایت حجاب اسلامی و جلوگیری از بیبندوباری در محیطهای کاری توسط وزارتخانهها.
مجلس شورای اسلامی
۱- تهیه و تصویب طرحهای آسانسازی ازدواج و تأمین منابع مورد نیاز اقتصادی، فرهنگی و … برای زوجهای جوان.
۲- اصلاح قوانین مجازات مجرمان و باندهای اصلی گسترش فساد و فرهنگ ضد حجاب و ابتذال.
۳- ضرورت نگاه فرهنگی در تصویب قوانین و نظارت بر اجرای آنها.
۴- مجلس شورای اسلامی با تشکیل جلسات کارشناسی و با استفاده از نظرات کارشناسی دستگاههای ذیربط، نسبت به تهیه طرحهای قانونی در راستای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب اقدام کند و در هنگام تصویب لوایح طرح شده از سوی نمایندگان از کارشناسان ذیربط و شایسته استفاده کند.
۵- توجه خاص به سیاستهای فرهنگی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، با موضوع عفاف و حجاب و اهتمام در تصویب قوانین لازم جهت اجرای سیاستهای مذکور.
۶- مجلس شورای اسلامی باید طرحهای لازم را در مورد برخورد با قاچاق کالاهای مروج ابتذال و بیحجابی با استفاده از نظر مراجع ذیصلاح تهیه و ارائه کند.
۷- مجلس نسبت به تهیه طرحهای قانونی در راستای فرهنگسازی و ارائه الگوهای مناسب جهت توسعه فرهنگ عفاف اقدام نماید.
وزارت کشور
۱- تهیه شناسنامه اجتماعی مناطق مختلف کشور در ابعاد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی با توجه به تنوع فرهنگها و اعتقادات دینی مردم هر منطقه و برنامهریزی جهت تقویت فرهنگ عفاف متناسب با آداب و رسوم آنها.
۲- نظارت بر عملکرد و ارتباطات اقلیتهای دینی از نظر فرهنگ و پوشش آنان و جلوگیری از پوششهای نامناسب در اجتماع و تذکر دادن در مورد رعایت قوانین مربوط به حجاب به آنان.
۳- تهیه و تدوین قوانین و پیگیری مصوبات در خصوص پشتیبانی حقوقی از سازمانهای مربوط نظیر قوه قضائیه و نیروی انتظامی به تناسب اعلام نیاز این گونه ارگانها در زمینه برخورد با معضلات و ناهنجاریهای اخلاقی.
۴- بررسی آسیبها و معضلات اجتماعی با هدف افزایش ضریب امنیت اخلاقی جامعه، در شورای اجتماعی و تأمین استانها به منظور تقویت فرهنگ عفاف.
۵- همکاری با قوه قضائیه جهت اجرای مؤثر طرحهای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه.
۶- توجیه، آموزش و نظارت بر چگونگی پوشش و حجاب اتباع بیگانه و الزام آنان به رعایت ضوابط عفاف و حجاب.
۷- کنترل مرزها به منظور جلوگیری از تردد باندها و افرادی که در خصوص تجارت فحشا فعالیت میکنند.
۸- مراقبت از مرزهای آبی و خاکی کشور به منظور جلوگیری از هرگونه تردد و نقل و انتقالات غیرمجاز در چارچوب سیاستهای امنیتی و انتظامی و قوانین مربوطه.
۹- وزارت کشور به عنوان نماینده رئیس جمهوری بر همه ارگانها و وزارتخانهها جهت رعایت عفاف و حجاب نظارت کند.
۱۰- دقت در صدور مجوز سازمانهای غیر
۲۱
۱۳۸۹
مسئول خون الناز بابا زاده شخص رهبری است
خبرگزاری هرانا – سه عضو نهاد شبه نظامی بسیج با سوء استفاده از مدارک شناسایی خود، دختر جوانی را در شهر تبریز ربوده و پس از ضرب و شتم و تعرض و تجاوز به وسیله سلاح گرم او را به قتل رسانده و جسد وی را در بیرون شهر رها کرده اند. این موضوع باعث حساسیت افکار عمومی و تالم شدید مردم منطقه شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، پس ازمفقود شدن دختر جوانی در شهر تبریز با نام الناز – ب. ۲۶ ساله، خانواده او مراتب مفقود شدن وی را به تمامی نهادهای مربوطه اطلاع دادند و پس از یک هفته تجسس جسد وی در پزشکی قانونی در حالی که پزشکی قانونی پس از آزمایشات از تعرض، ضرب و شتم، تجاوز و قتل به وسیله شلیک سلاح گرم را تایید می کرد به خانواده تحویل داده شد. نیروهای انتظامی محل کشف جسد را اطراف گورستان امامیه تبریز اعلام نمودند.
با اعلام شکایت خانواده نیروهای انتظامی سه شهروند تبریزی عضو فعال بسیج را بازداشت نمودند که متهم ردیف اول در اداره آگاهی به تمام موارد فوق اعتراف نمود. وی اذعان نمود که با عنوان امر به معروف و تذکر بابت بدحجابی که در قالب طرح “حجاب و عفاف” از سوی بسیج و نیروی انتظامی تعریف می شود وارد خودروی این دختر جوان در منطقه ولیعصر تبریز می شود و سپس با تهدید وی با سلاح گرم و سوار نمودن دو تن دیگر از دوستان خود وی را به خارج شهر کشانده و مورد سوء استفاده قرار می دهند. و پس از این اقدام با شلیک سه گلوله به ناحیه سینه نامبرده را از پای در می آورند.
در حال حاضر گفته می شود متهم اصلی این پرونده به دلیل حساسیت موضوع، در اختیار سپاه پاسداران است.
عضویت وی در نیروی شبه نظامی بسیج، حمل سلاح گرم، حضور نیروهای رده بالای سپاه در خانواده وی و همینطور استفاده از کارت شناسایی و عنوان طرح مبارزه با بدحجابی به حساسیت های این موضوع در افکار عمومی افزوده است.
***
دختر جوان پس از تجاوز توسط بسیجیها به قتل رسید
خبرگزاری هرانا – هفته گذشته یک دختر جوان به نام الناز بابازاده، توسط نیروهای بسیج پس از تجاوز به قتل رسید.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، یکی از نیروهای بسیج به بهانه ی بد حجابی، با سد کردن راه خودرو الناز بابازاده در منطقه ولیعصر تبریز دستور توقف و به اصطلاح “اصلاح حجاب” وی را می دهد که با مقاوت این دختر جوان مواجه می شود.
فرد مذکور پس از مشاهده ی چنین وضعی، با کشیدن سلاح و تهدید وارد خودروی خانم بابازاده می شود و بلافاصله پس از آن دوتن دیگر از نیروهای لباس شخصی نیز وارد خودرو می شوند.
این سه تن پس از ضرب و شتم وحشیانه و تعرض و تجاوز جنسی به این دختر جوان ۲۶ ساله وی را با شلیک گلوله به قتل می رسانند و جسد را در اطراف گورستان امامیه تبریز رها می کنند.
پس از تحقیقات محلی گزارشگر خبرگزاری حقوق بشر ایران، نهایتا در ختم الناز بابازاده مشخص می شود که فرزند یکی از سرداران پاسدار ایشان را به قتل رسانده و انگیزه ی خود از قتل و تجاوز را مبارزه با بد حجابی و انجام فرمان خدا اعلام کرده است!
خانواده ی بابازاده از این فرد شکایت کرده اند اما گفته می شود که سپاه تبریز در تلاش است تا پرونده ی این جنایت را در اختیار خود گرفته تا شخصا رسیدگی کند.
الناز بابازاده ساکن کوی ولیعصر تبریز بوده است.
۱۳
۱۳۸۹
سردار مدحی: تعین سرنوشت ملت ایران فقط به دست خود امکان پذیر است نه با جنگ
۲۰۱۰/۰۷/۰۳
تعین سرنوشت ملت ایران فقط به دست خود امکان پذیر است نه با جنگ ، بخش دوم
قسمت دوم ، سایه شوم جنگ و لشگرکشی بر سر مام میهن
آیا احمدی نژاد در پی جنگ افروزی در ابعاد داخلی و خارجی است؟
نیات باطنی امریکا و کشورهای منطقه از بحران آفرینی چیست؟
نقش نفت و امنیت انتقال انرژی کدام است؟
آیا آمریکا به دنبال سوق دادن احمدی نژاد به ارتکاب اشتباه استراتژیک همچون صدام است؟
امکانات مقابله و توسعه انتقامجویی ایران به چه میزان است؟
ملت ایران چه می خواهد و واکنش آن چه خواهد بود؟
به عقیده اینجانب در صورتیکه هرگونه جنگی از جانبه بیگانگان رخ دهد جز به اتحاد و انسجام نیروی های حاکمیت و حتی ازدیاد و تحکیم آنان با پیوستن مردم ، سود دیگری نخواهد داشت.
اما چنانچه از درون روند اعتراضات کنونی ادامه یابد ضمن انشقاق در بین ارکان حاکمیت پیروزی از آن مردم شده و حکومت مردمی ایجاد خواهد شد
در پست قبلی – قسمت اول – به سلاح های میکروبی و توان نظامی ایران اشاره اجمالی صورت گرفت. اینکه امروزه دولت ایران به دنبال بهانه ای به هر قمیت ممکن است برای تثبیت وضیعت موجود خود حتی با بروز جنگ خانمانسوز و تحمیل ایران هسته ای به جهان، شکی در آن نیست.
اما اینکه چرا غربی ها و آمریکایی ها دانسته این بهانه را در اختیار این دولت بیرحم قرار می دهند، جای تامل است ؟
آنچه مسلم است اینکه تهدید دولت ایران با دستانی پر ولو اینکه منتخب مردم ایران نیست، جدی است. دولت ایران این توان و ظرفیت، اگر نگوییم هسته ای، یقینا توان راز آمیز و نیروی انسانی خرابکار فراوان، پخش شده و آماده باش در سراسر جهان را دارد تا در سطوح منطقه ای و فراتر از آن سطح تقابل را عمق و توسعه بخشد.
آیا آمریکا و متحدانش با وجود اینکه میدانند ایران در کشورهای اروپایی و حتی آمریکا و قاره آمریکا مبادرت به ایجاد ایستگاه هایی و شائبه استقرار افرادی مجهز به سلاح های میکروبی نموده است باز گزینۀ اشتباه جنگ را مجدد بر روی میز قرار داده اند؟
شواهدی که از جدی شدن روی میز قرار گرفتن گزینه جنگ،از سوی آمریکا و متحدانش در مقابل ایران حکایت دارد از جمله گسیل ناوهای جنگی آمریکایی و پیش از آن ترددات مکرر و خاموش وزیران دفاع متحدانش به کشورهای یکدیگر، اعلام مواضع اخیر وزیر دفاع اسرائیل ، زیاده گویی های پادشاه سعودی بدون هیچ مقدمه ای دلالت بر این دارد که آمریکا بدون هیچ گونه تصویر درستی از ایران و توان بازدارندگی در حوزه دفاع عامل و غیرعامل ، پس لرزه هایی که پس از شروع جنگ از سوی آمریکا،ایران به نمایش خواهد گذاشت و از همه مهمتر روحیه دلاورانه ملت ایران در دفاع از کیان و تمامیت ارضی بدون در نظر گرفتن دیدگاه های سیاسی تصمیم به این اشتباه بزرگ گرفته است.
شنیدیم و دیدیم آمریکا پس از حمله به افغانستان و عراق تمامی سیستم های امنیتی و انتظامی کشورهای مذکور را برای مدت ها در دست گرفت تا جایی که اگر ماشین نظامی آمریکایی در خیابانی از عراق آژیر میکشید تمامی ماشین ها موظف بودند تا خروج کامل آن ماشین از آن خیابان در کنار توقف کنند،آیا آمریکا تصور میکند ایرانیان به دور از هر باور سیاسی اینچنین روحیۀ ذلت پذیری داشته باشند؟
میشنویم که مدام این موضوع و هراس مطرح میگردد که اگر جنگی اتفاق بیافتد این جنگ با جنگ ۸ ساله ایران و عراق که قریب به ۸۶ کشور از آن حمایت میکردند و از ۱۶ کشور اسیر جنگی داشتیم بسیار متفاوت است و مدام از توان بالای هوایی آمریکا سخن به میان می آید صرف نظر از توان دفاع موشکی ایران که به صورت تخصصی در پائین قسمتی از آن نقل خواهد شد آیا اگر جنگی اتفاق بیافتد مادام العمر میخواهند موشک به سوی ایران شلیک کنند؟ آیا هلیبرد نیروها در خاک ایران در برنامه آنها قرار نمیگیرد؟ بیشک جنگ زمینی نیز رخ خواهد داد، باید پذیرفت ایران،عراق یا افغانستان نیست %
ضمن آن ج.ا.ا برای ثبات و حفظ بقاء از قدرت فرهنگی ( ابزار قدرت جنگ روانی و ترویج انقلاب و تفکر اسلامی خود و به وجود آوردن جریان مهدویت و بسط و فراگیر نمودن آن در داخل و خارج کشور ) ایجاد ایستگاه های امنیتی و فرهنگی با اهداف امنیتی دفاعی و پرورش نیروهای ایرانی و حتی بکارگیری از ملیتهای دیگر( غیر ایرانی ) نیز از برای و به چالش کشاندن منطقه و گره زدن سرنوشت خود با امنیت سایر کشورها و همچنین ستون نظامی ( تلاش برای اشرافیت اطلاعاتی و جنگ اطلاعاتی و روانی داخلی و خارجی به چالش کشانده کشورهای که احساس خطر مینمایند نموده ) .
همچنین با پایگاههای سرّی در منطقه ، غرب برای ایجاد بحران جهانی در صورت مواجهه با هر گونه تهدید جدی ، برای این امر با استقرار ایستگاه های قابل توجه خود در منطقه اعم کشورهای همجوار ، منطقه ، کشورهای غربی ( اروپا ) و حتی کشورهای آمریکایی تا اقیانوسیه بهره بیشتر میبرد و این ایستگاه که با بهره گیری از ملیتهای مختلف و تاثیر گذاری و یا به عبارتی مشغول نمودن کشورهای مختلف به مسائل داخلی و ایجاد جنگ برون خانگی سعی در اخلال در سیتم حکومتی کشورهای که میتواند حتی در آینده تهدید و یا خطر جدی برای حاکمان ج.ا.ا و اهداف آنان باشد برنامه ریزی و در مقام طرح دمکراسی و ایجاد شکاف نماید این امر میتواند حتی یک حکومت بر فرض پادشاهی را تبدیل به یک حکومت غیر پادشاهی نماید.
حال به این موضوع اشاره میکنم که برای مواجهه با تهدید و ایجاد امنیت ۴ مکتب وجود دارد و پس از تشریح یادآور میشوم که دکترین امنیت ملی ایران در طول ۳۰ سال بقاء از کدام مکتب بهره برده است.
مکتب اول مکتبی است که کاری با تهدید ندارد و فقط آسیب را پوشش میدهد یعنی آسیب پذیری های خودش را پوشش می دهد بیشتر کشور روسیه از این مکتب استفاده میکند کشور روسیه در طول تاریخ خودش به خصوص در ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال گذشته نوع مکتب امنیتیش به خصوص در سیاست خارجی این بوده است که همواره تمرکز کارشناسان امنیتیش بر شناسایی آسیب ها و از بین بردن آنها معطوف بوده است البته در زمانهایی از فرمول های دیگر نیز بهره برده اند که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست.به این مکتب اصطلاحاً ضدآسیب پایه اطلاق میگردد.
مکتب دوم مکتبی است که کاری با آسیب پذیری خودش ندارد و اصولا پتانسیل پوشش آسیب های خود را در درون مرزهای خود ندارد در حوزه آسیب شناسی کمتر وارد میشود و تمام تمرکزش را بر تهدید شناسی معطوف میکند و پس از تهدید شناسی تهدیدات را از بین میبرد در حوزه دکترین سیاست خارجی خود شناسایی و از بین بردن تهدیدات و یا ایجاد تهدید غیر محسوس متقابل یا حتی ایجاد بحران و تبدیل به فرصت پایداری را در دستور کار خود دارد.
این مدل در کشورهایی که از لحاظ جغرافیایی ضعیف هستند و نمی توانند در درون خود تهدید را خنثی کنند.
کشورهایی مانند انگلیس،شیلی،اسراییل و کشورهایی اینچنین از این مکتب استفاده میکنند به این مکتب اصطلاحا مکتب ضد تهدید پایه اطلاق میگردد.
به مکتب سوم اصطلاحا مکتب اپورتنیسم یا مکتب اصالت فرصت اطلاق میگردد. در این مکتب تهدید را تبیین میکنند سپس که مشخص شد تهدید چیست تبدیل میشود به فرصت. مثلا تهدیدی به نام سیل ،زمانی که ما نمیتوانیم این تهدید در بیرون خودمان خنثی کنیم آن را تبیین میکنیم سپس با سد سازی یا کانال های متفاوت این تهدید را برای خودمان تبدیل به فرصت میکنیم فرصتی که درآن میتوان از نیروگاه های برق آبی، دریاچه های پرورش ماهی و غیره بهره برد در سیاست دفاعی داخلی نیز دقیقا می توان از این مکتب بهره برد اما نقطه ضعف این مکتب این است تا زمانی که تهدیدی وجود نداشته باشد نمی توان آن را تبدیل به فرصت نمود.
اساسا کارشناسان از آنجایی که این مکتب فواید بسیاری در پی دارد معتقدند که اگر تهدید وجود ندارد آن را در خارج از مرزها به وجود آوریم و سپس به سمت فرصت سازی سوق دهیم.
مکتب چهارم اصطلاحا به مکتب اوکازیونالیستی ،مکتب اصالت موقعیت مشهور است بین تهدید و آسیب موقعیت ایجاد می کند زیاد منتظر فرصت نمی ماند.
جمهوری اسلامی ایران اساسا در طول ۳۰ سال حیات خودش از هر ۴ مکتب استفاده نموده است که مصادیق آن در سیاست دفاعی خارجی و سیاست دفاعی داخلی که از این ۴ مکتب سیراب شدند را در این نوشتار خواهم آورد.
دکترین امنیت ملی ۲ حوزۀ کنش و واکنش دارد که از سال ۵۷ تا ۶۰ رژیم در حوزۀ واکنش یا اصطلاحاً تمرکز بر ضربه دوم سیاست های دفاعی داخلی و خارجی خود را تبیین می نمود ازسال ۶۰ تا ۶۸ یعنی درست تا روی کار آمدن دولت هاشمی موسوم به دولت سازندگی در حوزه کنش قرار گرفتند یعنی خیلی تهاجمی و عینی که در سیاست خارجی تابع این دکترین می بینیم در موضوع لبنان رسما وارد عمل میشوند و کارشناسان نظامی خود را برای سازماندهی و آموزش نیروهای مردمی به آنجا اعزام میکنند تا خط مقدم خود را به آنسوی مرزهای کشورهای همجوار ترسیم نماید.
از سال ۶۸ تا ۸۴ مجددا در موضع واکنش قرار گرفتند البته تنها در عرصه سیاست دفاعی خارجی آن هم برای تمرکز ۲ دولت به اصطلاح بر مناطق آزاد تجاری ،سد سازی، راه سازی و در مجموع عرصۀ سازندگی و توسعه سیاسی فرهنگی که در کل بر اصل تنش زدایی مبتنی بر منافع ملی استوار بود .
آنهم دلیل عمده اش دریافت اعتبار و وام از صندوق های جهانی و مجامع بین المللی بود در واقع دکترین امنیت ملی ایران اقتصاد پایه و مبتنی بر منافع ملی بود ، از سال ۸۳ جریان مهدویت با جدیت و میدان دار وارد عملیات اجرای در ساختار داخلی و خارجی میشود ، که تماما بر اصل ضربه اول معتقد هستند و میگویند از زمانی که در موضع واکنش و ضربه دوم قرار گرفتیم شدیدا منزوی شدیم و دشمن تا حیات خلوت های ما و تا دروازه های ما آمده است .
حال آنکه مادامی که در موضع کنش قرار داشتیم این موضع منتج به پدیده هایی مانند حزب الله لبنان می شود که در بین ۴۰۰ گروه چریکی در دنیا تنها گروه چریکی است که روز روشن در جلوی چشمان تمام دوربین های دنیا رژه میروند و عکس رهبر جمهوری اسلامی و امام خمینی ( ره ) را بر سینه هاشان نصب میکنند همچنین اینکه مطابق آموزه های حکومت دینی و ایران تازشی در دنیا است هیچ گاه نباید در مرحله واکنش و منتظر ضربه اول بماند و یا به ۲۸ مرتبه ای که در قرآن به کلمه جهاد یا مشتقاتش اشاره شده است و یا به امنیت ملی مبتنی بر فرهنگ دینی اشاره میکنند و شدیدا معتقدند که در عرصه داخلی و خارجی می بایست تازشی و ضربه اولی حرکت نمود. میبینیم در عرصه خارجی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران می آید و میگوید ما را از لولوی شورای عالی امنیت نترسانید و پروندۀ هسته ای ایران را به آنجا بفرستید یا احمدی نژاد در سخنان خود رسما میگوید که اسراییل از صحنه روزگار باید حذف شود !
یا در سیاست دفاعی داخلی می بینیم از حوزۀ واکنش به کنش تغییر موضع میدهند و رهبر ج.ا.ا در آن سخنرانی معروف خود که گفت امام خمینی هدیه ای از سوی خدا برای ایران بود و او نیز ۲ هدیه به ایران داد : انقلاب اسلامی و نیروی مقاومت بسیج، در آن سخنرانی از بسیج به عنوان بدنۀ سپاه پاسداران یاد نمود.
سردار سید یحیی رحیم صفوی را که شدیداً معتقد بود دیگر بسیج بیشتر از این نباید آرایش نظامی به خود بگیرد از فرماندهی سپاه عزل و سردار عزیز جعفری را به عنوان فرمانده سپاه منصوب میکند چرا که رهبری در شرایط موجود بر این موضوع اصرار داشت که بسیج باید با نیروی زمینی سپاه تلفیق و یگان رزم آن شدیداً تقویت گردد پس از آن مشاهده کردیم نمسا ( نیروی مقاومت بسیج ) در نیروی زمینی تلفیق و به جز چند معاونتش در عرصۀ شهری بیشتر فعالیت نمیکند .
از آنجاست که بسیج به عنوان نیروی بلامنازع بازدارندگی با یک پشتوانۀ ایدئولوژیک در کشور معرفی می گردد که مطابق آخرین اعلام روابط عمومی سپاه پاسداران در پنجم آذر ماه ۱۳۸۷ حدود ۱۳میلیون و ۶۰۰ هزار بسیجی جذب،آموزش و سازماندهی نموده است و در این بین میبینیم ۱۲۰۰ گردان عاشورا مجهز به سلاح گرم از انواع مختلف سبک و سنگین میشوند و ۴۰ هزار گروهان رزمی کربلا در قالب بسیج ، جذب ، سازماندهی و آموزش آنها در تمام سطوح جامعه ( اصناف ، کارگری ، دانشجویی ، دانش آموزی ، ادارات ، جامعه پزشکی ، جامعه اساتید ، اقشار و غیره ) صورت پذیرفته است.
ایجاد و سازماندهی می شوند یا نمایندگان مجلس به تخصیص ۳۵۰ میلیون دلار از محل حساب ذخیره ارزی برای تجهیز و تقویت گردان های عاشورا و الزهرا رای میدهند در صورتی که این اولین باری بود که از منابع حساب ذخیره ارزی در اختیار یک نیروی نظامی قرار میگیرد همچنین قانون اساسی ما سند زنده ایست بر این نوشتار که چگونه بسیج به عنوان نورچشمی نظام مورد توجه قرار میگیرد زیرا تمام کارشناسان امنیتی دنیا بر این مهم وحدت نظر دارند که زمانی امنیت پایدار حاصل میگردد که حکومتی سازماندهی حداکثری مردم را در دستور کار خود داشته باشد در زیرتنها سرفصل مفادی از قانون اساسی و الحاقیات آن در خصوص نیروی مقاومت بسیج و تقویت بنیه دفاعی را می آورم.
۱- بند ۷ و ۹ وظائف و ماموریت های سپاه در خصوص ارتش بیست میلیونی مصوب ۳۰/۳/۱۳۶۹ به شماره ۲۹۱۳۶-۲۰۱/۵۰-د
۲- ماموریت ها و وظائف نیروی مقاومت بسیج مصوب فرمانده کل قوا شماره ۴۸-۵-۲۰۱/۵۰-د مورخه ۵/۹/۱۳۶۹
۳- اهداف تشکیل ارتش بیست میلیونی ابلاغیه ۸/۷/۷۱
۴- فصل چهارم و نهم قانون خط مشی کلی اصول و برنامه های صدا و سیما مصوب ۱۷/۴/۶۱
۵- اصل ۱۵۱ قانون اساسی تبصرۀ ۱ و ۲
۶- بند ۱ قسمت خط مشی های کلی قانون برنامه اول توسعه کشور در خصوص تقویت بنیه دفاعی
۷- بند ج ماده ۳ وظائف و اختیارات مرکز تحقیقات استراتژیک در خصوص تحقیقات و مطالعات مربوط به بسیج
۸- تبصرۀ ۴۷ قانون برنامه دوم توسعه در خصوص صرف ۲% از سود خالص شرکت ها و موسسات جهت تقویت بسیج
۹- قانون حمایت قضایی از بسیج
و قانون هایی از این دسته که زمینه را برای موضوع هموار نموده است( البته نکته بسیار مهم تصویب این قوانین تا حدود سال ۷۰ است تا زمانی که رویکرد رژیم را ترسیم کردیم و سپس ما شاهد ایست در این مرحله بودیم و تنها امور مربوط به جذب،سازماندهی و آموزش پشتیبانی میگردید تا مجددا روند پشتیبانی های همه جانبه از سال ۸۴ اغاز گردید )
تمام این موارد تغییر جهت رژیم و بازگشت به ضربه اول تلقی میگردد و شدیدا تهاجمی و تازشی حرکت میکنند مانند طرح ارتقای امنیت اجتماعی ، مبارزه با اراذل و اوباش ، طرح مقابله با بد حجابی که در اصل تماما بر ضربه اول متمرکز است یا در جریانات اخیر در سرکوب گسترده مردم ما ضربۀ اول را به وضوح مشاهده میکنیم.در سیاست دفاعی (بخش نظامی) نیز به شکل زیر قابل بررسی میباشد:
پس از ۳۰ سال از گذشت انقلاب اسلامی و با پشت سر نهادن یک جنگ خونین ۸ ساله در حالی که همچنان از سوی نیروهای فرا منطقه ای و منطقه ای در کانون توجه قرار دارد استراتژی دفاعی خاصی را برای دفاع از خود سامان دهی کرده است.چنان که از قراین و شواهدی که در پی خواهد آمد استنتاج میشود دکترین دفاعی ایران ( صرف نظر از استراتژی سازمان دفاع غیر عامل ) در حال حاضر بر مبنای ۵ رکن بازدارندگی ۱- راز آمیز ۲- تحمل ضربه اول در برخی دوران و بازگشت به موضع کنش ۳- ضربه متقابل موشکی ۴- اجبار دشمن به جنگ زمینی ۵- غافل گیر نمودن متجاوز در خاک خود ( مطابق آنچه در مبحث ایستگاه های خارجی ذکر شد ) استوار است با نگاهی گذرا میتوان دریافت که ارکان این دکترین چگونه و چرا سامان یافتند.
با پایان جنگ تحمیلی نیروهای مسلح ایران در وضع بسیار وخیمی قرار داشتند. تسلیحات غربی ارتش که بیش از ۹۰٪ ادوات را شامل میشدند یا در طول جنگ از بین رفته و یا به دلیل فقدان قطعات یدکی و خدمات تعمیر و نگهداری از کار افتاده بودند که با برخی خریدهای تسلیحاتی از روسیه و چین اعم از جنگنده های میگ ۲۹وسوخو۲۴ ٬ موشکهای کرم ابریشم و ناوچه های کلاس تندر مشکل خود را مرتفع نموده اند.
از سوی دیگر کارشناسان نظامی کشور در دو مسیر اصلی فعالیتهای خود را متمرکز نمودند که عبارتند از: ۱-نوسازی و بهسازی تسلیحات غربی با ابزار و ادوات شرقی که به عنوان مثال میتوان به تجهیز جنگنده های فانتوم با موشکهای روسی و چینی و یا تجهیز ناوچه های موشک انداز فرانسوی کمباتانت با موشکهای سی-۸۰۲ چینی اشاره نمود.
۲-تولید جنگ افزار در داخل کشور به روش مهندسی معکوس و سایر روشها که دستاورد هایی چون جنگنده آذرخش ٬تانک ذوالفقار٬بالگرد شباویزو ناوچه موشک انداز پیکان داشته است. میتوان از دستاوردهای قطعی صنایع دفاعی ایران٬با تلاشهای انجام شده٬ به توان موشکی کشور وبرخی تجهیزات و ادوات زرهی و جنگ افزارهای پیشرفته پنهان اشاره نمود که بنا به دلایل و شواهدی چند بومی شده که میتوان از آنها به تولید موشک های بالستیک با برد ۱۳۰۰ الی ۲۰۰۰ کیلومتر را دارا میباشند نام برد.
در چنین شرایطی با توجه به آگاهی از وضع موجود توسط کارشناسان دفاعی کشور و وقوف به این مهم همانطور که پیشتر گفته شد دکترین دفاعی ایران برپایه پنج مولفه ذکر شده( بازدارندگی راز آمیز،تحمل ضربه اول در برخی دوران و بازگشت به موضع کنش،ضربه متقابل موشکی ،اجبار دشمن به جنگ زمینی و غافل گیر نمودن متجاوز در خاک خود) بنا شد که شرح مختصرهریک از مولفه های فوق الذکر در ذیل ارایه میشود
۱- بازدارندگی راز آمیز : در این روش تلاش میشود نیروی تهاجمی و دفاعی کشور در هاله ای از ابهام قلمداد شود. بر مبنای همین روش در فضای ابهام ادوات نظامی بارها آزمایش میگردد٬از پیشرفت های عظیم تکنولوژیک در تولید جنگ افزار سخن رانده می شود تا متجاوز خارجی از بیم واکنش شدید ایران در ضربه متقابل دوم از خیال تجاوز منصرف شود این مولفه تماما بر جنگ روانی و ایجاد فضای ابهام در باب حجم ضربه متقابل دوم تاکید شده است.
۲- تحمل ضربه اول : افرادی که در داخل و یا خارج مدام به از بین رفتن تاسیسات در دقایق ابتدایی جنگ در اثر حمله آمریکا اذعان دارند و مدام میگویند با حجم حملات موشکی ما قابلیت دفاع نخواهیم داشت باید بدانند در راستای استراتژی تحمل ضربه اول بر مبنای تجارب جنگ ۸ ساله ، ایران به پراکنده ساختن منابع اصلی دفاعی خویش با توجه به گستره پهناور کشور پرداخته است تا امکان از بین رفتن تمام ظرفیت های دفاعی با یک حمله از میان رود.در بخش جنگ افزار سازی مشاهده میشود تاسیسات تانک سازی ٬صنایع الکترونیک ٬صنایع موشکی و صنایع هواپیمایی در مناطق مخلتف مستقر شده اند و یا در مورد صنایع هسته ای کارخانه آبسنگین در اراک٬تاسیسات غنی سازی در نطنز و راکتور هسته ای در بوشهر طراحی و اجرا شده اند. این چنین مشخص میشود هیچ دشمنی در ضربه اول نمیتواند تمام توان دفاعی ایران برای ضربه دوم متقابل را از کشور سلب کند و بدین سان نوعی توازن وحشت بر مبنای ظرفیت حمله متقابل ایران شکل میگیرد.
۳- ضربه متقابل موشکی : با دستیابی ایران به موشکهای با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر در واقع هر نقطه ای از خاورمیانه در تیررس موشکهای ایران قرار دارند:از پایگاه هوایی اینجرلیک در ترکیه تا پایگاه هوایی دیه گوگارسیا اقیانوس هند و از تل اویو تا مراکز نظامی آمریکا در دریای سرخ دربرد اقدام متقابل ایران هستند.
از این رو هر متجاوز فرا منطقه ای و منطقه ای یقین می یابد از مکافات تجاوز خود در امان نخواهد بود.
۴- اجبار دشمن به جنگ زمینی : در بحث اجبار دشمن به جنگ زمینی باید گفت تجربه سالهای جنگ به برنامه ریزان دفاعی ایران اثبات کرد که استفاده از امواج انسانی و نیروی زمینی که با سلاح های سبک و نیمه سنگین به ویژه موشک های ضد تانک مجهز شده باشند ( که نمونه های آن در جنگ ۳۳ روزه در مقابل تانک های مرکاوای اسرائیلی که مدعی بودند هیچ چیز قابلیت از بین بردن آنها را ندارد مشاهده نمودن ) تا حد زیادی جایگزین استراتژی های دیگر میگردد.
۵- غافل گیر نمودن متجاوز در خاک خود:مطابق آنچه در مبحث ایستگاه های خارجی ذکر شد استوار است. به ویژه که شور ایرانی ، میهن دوستی و مقابله با تجاوز بیگانه همراه با شهادت طلبی از نیروی پیاده ایرانی ٬ رزمندگانی دلاور و بدون ترس از مرگ میسازد. بر این اساس است که با اوج گرفتن تهدیدات آمریکا بر استراتژی دفاع نامتقارن تاکید میشود که بر اساس جنگ نامنظم ٬ درگیری پارتیزانی و شهری و واداشتن دشمن به استفاده از نیروی انسانی به جای جنگ افزار برای وارد کردن تلفات سنگین به اوست. این استراتژی از ویتنام تا افغانستان علیه دشمنانی قوی تر و بسیار مجهز تر به کار گرفته شده و موفق نیز بوده است.
در این میان مجدداً آنچه قابل ذکر است نقش راهبردی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی میباشد و چنانچه از قراین بر میاید رهبران سیاسی کشور در دو بخش اکتیو این دکترین ضربه موشکی و جنگ فرسایشی به سپاه پاسداران بیش از سایر نیرو های مسلح متکی هستند. این مهم که توان عمده موشکی ایران امروزه در سپاه پاسداران مستقر است و همچنین جذب،سازماندهی و آموزش و راهبری نیروهای بسیج به عنوان ستون فقرات جنگ زمینی در اختیار سپاه قرار دارد بر نقش ویژه سپاه در این دکترین می افزاید. نقشی که با توجه به تحولات سیاسی کشور روز به روز پر رنگ تر میشود.
مادامی که فعالیت ها و مبارزات تهی از پشتیبانی کارشناسی باشد و تا زمانی که ما یک حرکت علمی سیستماتیک را آغاز ننموده ایم با اقبالی مواجه نخواهیم شد.
در اینجا این گمانه مطرح میشود عده ای که میگویند آمار منتشره از سوی روابط عمومی سپاه پاسداران دال بر جذب ، آموزش ، سازماندهی و بکار گیری ۱۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر نیروی مردمی در قالب بسیج غلو و غیر واقعی میباشد در خوشبینانه ترین حالت ما ۹/۱۰ از آن را کسر میکنیم و تنها به یک دهم آن بسنده میکنیم با ۱ میلیون و ۳۶۰ هزار نفر بسیجی آموزش دیده،مسلح به انواع سلاح سبک و سنگین با یک پشتوانۀ ایدئولوژیک که مدام میگویند ” آیة اله خامنه ای از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن” چه باید کرد؟ با ۷ تیپ استشهادی که به انواع آموزش های نظامی و اطلاعاتی اشرافیت دارند چه باید کرد؟
فرض بر اینکه رژیم فردا سقوط نمود با طرح نهضت مقاومت با محوریت سپاه پاسداران که رژیم ۵ سال پس از سقوط خود را بررسی و ارائه راه حل نموده است و با تدابیری قصد ایجاد شبکه های زیر زمینی در منطقه و غرب را دارد چه باید کرد؟
مجددا معروض میدارم رژیم حرکت به سمت بازدارندگی و سیاست دفاعی علمی در قالب موسسات و گروه های مختلف را شروع نموده است و اگر ما به این سمت و سو حرکت نکنیم فرصت های بیشمار دیگری رابه رژیم خواهیم داد.
به عقیده اینجانب در صورتیکه هرگونه جنگی از جانبه بیگانه گان رخ دهد جز به اتحاد و انسجام نیروی های صدرالذکر و حتی ازدیاد و تحکیم آنان با پیوستن مردم سود دیگری نخواهد داشت.
اما چنانچه از درون این روند اعتراضات کنونی ادامه یابد ضمن انشقاق در بین ارکان حکومت و نیروهای فوق پیروزی از آن مردم شده و حکومت مردمی ایجاد خواهد شد.
بنابراین، اینکه جلوی ایران را بگیرند تا به یک نیروی هسته ای تبدیل نگردد تا اندازه ای بهانه تراشی است چون دولت کنونی ایران بدون دستیابی به توان هسته ای نیز تهدید جدی و قدرت جنگی ، دفاعی و تخریبی بالایی را دارا می باشد. دولت ایران با داشتن سلاح هسته ای نیز به دلیل دریافت پاسخ های متقابل کوبنده تر و نشستن در یک قایق با جهان قادر به استفاده از آن نبوده و از این لحاظ دستیابی به توان هسته ای هرگز برای حاکمیت ایران امنیت زا نخواهد بود. اما در صورت حمله امریکا و متحدین آن به ایران و به ویژه با استفاده از امکانات دول منطقه ، دولت نامشروع احمدی نژاد این قدرت را دارد که جهان را با امکانات غیرهسته ای خود ناامن سازد. باید توان بیولوژیکی ایران را جدی گرفت.
اما نیات امریکا در سوق دادن ایران به سمت گزینه جنگ از چند جهت قابل تامل و تاسفبار است
واشنگتن فکر می کند اگر احمدی نژاد را همچون صدام به سمت اشتباه استرتژیک سوق دهد زودتر به مقصد می رسد. اوباما باید به این مهم توجه داشته باشدکه در این حالت متضرر اصلی مردم و سرزمین ایران خواهد بود و نه دولت نامشروع آن. با این حال، همین دولت نیز با استفاده از ایدئولوژی و پول طرفدارانی را در داخل و خارج به دور خود جمع کرده است. بنابراین دولت امریکا در تحمیل جنگ به ایران و وارد کردن صدمات جبران ناپذیر شبیه آنچه که در عراق مرتکب شده است، باید چندباره تامل نماید.
و میباسیت این سوال را از دولت آمریکا و متحدانش پرسید چه میزان از اطلاعاتی از مولفه های پنج گانه دفاعی ایران که پیشتر ذکر شد با خبر میباشند ؟
نیات دولت شرور احمدی نژاد از جنگ افروزی
دولت نامشروع، شرور و تشنج آفرین احمدی نژاد می خواهد به هر قمیتی سرکار باشد. این دولت برای حفظ و ماندن در قدرت؛ ننگ کودتا، تخلف، تقلب، کشتار، تجاوز، حبس، تبعید، حمله به مراجع عظام و محروم ساختن اقشار مختلف مردم را به حساب دین و تشیع به جان خریده است. حاکمیت در حوزه سیاست داخلی در حال غرق شدن در منجلاب رفتارهای غیر کارشناسانه و اقدامات جنون آمیز خویش است. برای او فرق نمی کند جهت زنده ماندن به چه چیزهایی متوسل گردد. چون در حال نبودی است بنابراین سعی خواهد کرد همه جهان را با خود در این گرداب فروبرد. بنابرین ، جهان باید خیلی مراقب و جویای راه های بهتر و با هزینه کمتر باشد. قطعا ملت ایران تحمیل جنگ که ویرانگر خواهد بود را نمی پذیرد و در صورت وقوع جنگ دشمنان داخلی و خارجی خود را هرگز نخواهد بخشید.
هشدار به عرب های منطقه
متاسفانه دول عربی منطقه بار دیگر آتش افروزی می کنند. ظاهرا آنان نجابت ملت ایران در چشم پوشی از خطاهای مهلک اعراب منطقه به ویژه خلیج فارس در تشوق و حمایت از صدام حسین در حمله به ایران و کشتار جوانان و مردم مسلمان و غیرتمند ایران و تخریب کاشانه ها و شهرها و بنادر و زیرساخت های صنعتی ایران را به دست فراموشی سپرده اند. گویا اعراب به دنبال بازگشت به دوران تحمیل جنگ های خانمازسوز صدها ساله به برادران خود هستند.
ایران قدرتمند هیچگاه تهدیدی برای اعراب منطقه نخواهد بود. در سی سال گذشته این اعراب بودند که همواره برای ایران مشکل آفرین بودند و نه بالعکس. اگر اعراب به دنبال امنیت هستند و اگر به درستی نمی توانند احمدی نژاد نامشروع را تحمل کنند راهش جنگ افروزی نیست. چون هر دو از یک قماش بوده و اصولا باید زبان یکدیگر را بهتر درک کنند. اعراب و ایران در یک کاخ شیشه ای نشسته اند و در نتیجه نمی توانند تهدیدی برای امنیت یکدیگر باشند بلکه امنیت دو طرف به یکدیگر وابسته است.
سخنی با ملت شریف ایران
اکنون ملت ایران بر سر راه یک تصمیم حیاتی قرار گرفته و آن تغییر سرنوشت به دست خود است.
در غیر اینصورت باید منتظر فاجعه جهانی باشیم ملت شریف ایران باید جرثومه فساد یعنی دولت نامشروع احمدی نژاد را از دامن پاک مام میهن بزداید و از این طریق ایران عزیز، اسلام و تشیع و نیز جهان را از خطر شرارات های خطرناکتر یعنی حمله امریکا و متحدینش برهاند.
آنچه قلمی گردید جز از برای آگاهی دادن صادقانه به محضر ملت شریف ایران و هشدار برای بیگانگان که به واقع دریافتم اطلاع دقیق از توان حاکمیت را نداشته و لذا هرگونه عمل غیر منطقی آنان میتواند منجر به بهانه دادن از برای سر کوب جنبش مردمی توسط حاکمیت باشد.
سیدرضا حسینی ( مدحی )
کارشناس ارشد علوم سیاسی و علوم استراتژیک . مسائل نظامی
۰۳
۱۳۸۹
گزیده ای از مصاحبه جناب سرهنگ محمد رضا آرین از فرماندهان سابق نیروی انتظامی مسئول دفتر جنبش جمع یاران در اتحادیه اروپا با آقای اردوان روزبه / رادیو کوچه
در ابتدای کار برخی انکار و برخی دیگر راه را به شایعه بردند. دزدیده شدن، اجبار و حرف و حدیثهای دیگر که همه در پی توجیه خروج یک افسر ارشد نیروی انتظامی ایران از کشور به قصد پناهنده گی بود، اما صحت داشت.
جناب سرهنگ آرین از فرمانده هان سابق نیروی انتظامی و استاد دانشگاه پلیس در پی اعتراض به فشارها و حساسیتهایی که در مورد او وجود داشت به همراه خانواده ش از ایران گریخته بود.

ایشان معتقد است بسیاری از نیروهای انتظامی و نظامی در کشور با روند فعلی موافق نیستند ولی بنابر شرایط سخت نظام تن به اطاعت دادهاند. به هر روی این افسر ارشد نیروی انتظامی ایران پس از پناهندگی به کشور ترکیه با گذر از مسایل خاص آن چندی است در اروپا مستقر است. آقای آرین میگوید بارها به مسوولان «ناجا» نظرهای خودش را منتقل میکرده است.
اما این انتقال بیشتر باعث می شده است که وی تحت کنترل و نظر شدیدترقرار بگیرد.
به قتل رسیدن «شوانه قادری» جوان کرد که به وسیله گلوله در خیابان به قتل رسید و سپس در شهر جنازهاش گردانده شد، یکی از مواردی است که به گفته وی، او در مورد این حرکت اعتراض داشته و حتی در کلاسهای تدریس اش به این موضوع اشاره میکرده است. که این اظهارات منجر به نصب دستگاه شنود در محل کار او میشود.
این افسر سابق انتظامی با اشاره به این که به دنبال تشکیل یک حاکمیت نظامی نیستند میگوید: «قصد دارند با تمامی گروههای مختلف داخل و خارج کشور با هر ایده و عقیدهای همراه باشند تا مردم به ایدهآلهای خود برسند.»
به هر روی این نیروی ارشد انتظامی اظهار میکند که به کار روشنگری ادامه خواهد داد و با ارتباطات خود در داخل با جنبش جمع یاران که عمری نزدیک به پانزده سال دارد فعالیتهای هم سویی را با معترضین خواهند داشت.
او اینک مسوول شاخه اتحادیه اروپای این جنبش است
۲۹
۱۳۸۹
گاردین به رسالت خبری خود عمل نکرد
گفتگوی رادیو کوچه آقای اردوان روزبه با مدحی
پس از انتشار گفتوگو و گزارش گاردین در خصوص اظهارات برخی از فرماندهان ارشد سپاه و نیروی انتظامی نزدیک به بیت رهبری در مورد حوادث پس از انتخابات و مسائل داخل حاکمیت ایران، نظرات ضد و نقیضی در مورد بخشهایی از این گزارش و فیلم در رسانهها منتشر شده است. اردوان روزبه با توجه به مطالبی که در این گزارش منتشر شده است با یکی از کسانی که در این فیلم نام برده شده، یعنی «سردار محمدرضا مدحی» گفتوگو کرده است.
سردار محمدرضا مدحی در این گفتوگو با اشاره به اینکه گاردین ما را به بازی گرفته است به واکاوی موضوعات ضد و نقیض منتشر شده در این گزارش پرداخته است.
آقای مدحی پخش یک فیلم از طرف گاردین بازتاب گستردهای داشته است. که در ارتباط با اظهارات افسران و اعضای سابق سپاه است که از ایران خارج شدهاند. اگرچه در این فیلم به افسران سپاه اشاره شده است اما کسی که از او به عنوان افسر شناخته شده صحبت میشود شما هستید. اما در مورد «محمدحسین ترکمان» عنوان عضو سابق بسیج مطرح میشود. از طرفی هم او کارت شناسایی را دال بر داشتن رتبهی ستادی و سرهنگی ارایه میکند. ما تناقضهایی در این فیلم میبینیم. نظر شما به عنوان کارشناس نظامی در ارتباط با این فیلم و گزارش گاردین چیست؟
برنامهی گاردین یک بازی سیاست شد. طرف ما یک موسسهی تحقیقاتی وابسته به آمریکا و انگلیس بود. که قرار بود فیلمی با عنوان «زندگی شهید زنده» بسازند. خیلی سطحی از مطالبی هم که عنوان کردم، گذر کردند.
من فکر میکنم با مطرح کردن من در این فیلم میخواستند افرادی را که خود میخواستند را مطرح کنند. یک آقای ۲۴ ساله را به عنوان سرهنگ معرفی میکنند. کارت بسیج او بیش از ۱۵ سال است که از رده خارج شده است. کارت شناسایی او کد سه رقمی ۲۱۱/۳ دارد که چنین کدی در سپاه نداشتیم و نداریم. تمام کدها حداقل هشت رقمی است.
در جایی از کارت یا درجه یا رتبه را مینویسند یا خطی میکشند که محدودیت هم ندارد و در مسایل خاص امنیتی با نظر فرماندهی مستقیم سپاه این خط کشیده میشود. توضیح دیگری ندارد. در این کارت نوشته شده «سرشاخهی گروه امنیت».
در جای دیگری این آقا عنوان کرده بود که مسوول حفاظت از رهبری و مسوول چیدمان سه هزار نفر از نیروهای رهبری بوده است. در جای دیگری نیز گفته مسوول حفاظت از تیم ریاست جمهوری بوده است. تیم «انصار» و تیم «سپاه ولیامر» جدای از یکدیگرند. سپاه ولیامر فقط برای بیت رهبری است و انصار برای مجلس، قوهی قضاییه و مجریه است.
کد نیروی مقاوت با ۴۶ شروع میشود که این آقا عادیترین مسئله را رعایت نکرده است. من نمیخواهم این فرد را تخریب کنم و اگر او میخواهد پناهندگی بگیرد به او کمک خواهیم کرد. اما اجازه نمیدهیم کسی به مردم اطلاعات غلط بدهد. عدهای دوست دارند به رهبری فحاشی شود و میگویند این فرد ضد رژیم است. اگر مبارز هستید باید در عمل نشان دهید و نه در فحاشی و دروغ پراکنی.
او در مورد رهبری میگوید که زنباره است. این موضوع را حتا دشمنان رهبری هم میدانند که چنین چیزی صحت ندارد. وقتی مصاحبهی دکتر «نوریزاده» با او را میبینید متوجه میشود که دکتر نوریزاده یکه میخورد. ریزشهایی که از سمت افرادی که در رهبری ذوب شدند را میگیریم، او باز پس میزند.
نقش شما در این گزارش چه بوده است؟ از نظر شما مدارکی که این فرد ارایه میکند کاملن غلط است. چهطور شما که فردی حرفهای هستید در کنار این فرد قرار میگیرید؟ تبعات آن چیست و گاردین به دنبال چه چیزی بوده است؟
شما فکر میکنید زمانی که گاردین فیلمبرداری میکرد، به من اطلاع داد که میخواهند من را در کنار او قرار دهد؟ آیا این فرد با این سن دارای درجهی سرهنگی است؟ اگر خوشبینانه نگاه کنید چه درجهای برای او در نظر میگیرید؟
منظورتان این است که گاردین در ارتباط با محتوای فیلم با شما هیچ مشورتی نکرده است؟
گاردین دو ساعت و نیم از زاویهها و جاهای مختلف به عنوان «زندگی شهید زنده» از من فیلم گرفته است. از زندگی روزمرهی من و مصرف دارو و تزریق آمپول و اکسیژن من فیلم گرفته تا دستوراتی که به نیروهایم صادر میکردم. چندین مکالمهی من با ایران را ضبط میکردند. فقط قرار بود این فیلم پخش شود. اما میخواستند با قرار دادن این شخص کنار من، وجههی من را مورد هدف قرار بدهند.
این فیلم باهدف تخریب شما تهیه شده است؟
من نمیگویم با هدف تخریب من بوده است اما عملن این تخریب صورت گرفته است.
طرح این فیلمها چهقدر میتواند از لحاظ رسانهای و دانستههای بیرونی نسبت به درون حاکمیت تاثیر داشته باشد؟ چهقدر با دین این فیلمها میتوانیم به حقایق داخل نظام پی ببریم؟
با اخبار کذب نمیتوانیم به حقیقت پی ببریم. تا درد را نشناسیم نمیتوانیم درمان کنیم. قاطعانه میگویم اخباری که این فرد میدهد کذب محض است. حاضرم در هر دادگاه صالحه این را اثبات کنم. این به کسانی که به دنبال حقیقت، آزادی و شناخت درد جامعه هستند، ضربه می زند. این فیلم در سطح وسیعی توزیع شده و وبلاگهای بسیاری به آن پرداختند. با وجود اینکه من کارتهای شناسایی بسیاری در اختیار گاردین قرار دادم اما گاردین به یک عکس و کارت شناسایی من اکتفا کرده است.
این آقا و فرد دیگری به نام علی که میخواهد هویتش به عنوان نیروی قدس فاش نشود و فردی که عکاس است را در کنار من قرار میدهند و مسایلی را مطرح میکنند که بخشی از آن واقعیت دارد و بخش عمدهی آن کذب است و خوشایند افرادی مانند من است که از رژیم لطمه دیدند. هرچند من از رژیم لطمه دیدم اما حاضر نیستم خبر دروغی را بشنوم. لذت شنیدن خبر تلخ برای من بیشتر از خبری است که خوشایند من باشد. مردم باید حقیقت را بشنوند تا تصمیم حقیقی بگیرند.
آیا جریان داخل نظام هم در ایجاد فضای رسانهای غیرواقعی نقش دارد و اگر دارد آیا این حرکت سازماندهی شده است یا خیر؟
من نمیخواهم بگویم این آقا عامل نظام هستند. چون اگر از طرف نظام بود حداقل کارت شناسایی به او میدادند که اشتباهات فاحش نداشته باشد. اما یقین دارم این حرکت سازماندهی شده از درون نظام برای بیرون کشور است تا حرکتها و اقدامات را تحت شعاع قرار دهند.
سایت «بیبیسی» به رسالت خودش که نوشتن حقایق است در مورد خبر من، اشارهای نکرده است. در آنجا هم متاسفانه مورد سانسور خبری «بیبیسی» قرار گرفتم. این فیلم قربانی داشت به نام «سید رضا حسینی» یا همان «محمدرضا مدحی». این فیلم هیچ نفعی به جز ضرر برای ملت نداشت.
۲۳
۱۳۸۹
آقای سرهنگ ۲۳ ساله ! حاکمیت جنایت کار است،اما این دروغ های بزرگ مردم را به راست های آینده بدبین میکند
به قلم افسر اطلاعات سپاه احسان سلطانی
اگر حقیقت هستی پاسخ این سوالات بدیهی را بده و شبهات ما را برطرف کن
بنده همین امروز در رادیو کوچه نیز مصاحبه ای در این ارتباط انجام داده ام که وبسایت رادیو کوچه موجود است با استدلالاتی که در زیر دارم و صحتی بر گفتارم می باشد مبنی بر تناقض گویی ها و دروغ گویی های این فرد،ایشان را دروغ گو و جعلی عنوان میکنم و در حضور تمام مردم ایشان را به یک مناظره اطلاعاتی در رادیو کوچه دعوت میکنم که عموم مردم دروغ را از حقیقت تشخیص دهند
لینک مصاحبه رادیو کوچه در این ارتباط
این نوشتار را در ۳ محور تنظیم کردم از مردم آزادی خواه، دروغ ستیز و حقیقت خواه ایران میخواهم صبورانه و با دقت تا انتهای این نوشتار را دنبال نمایند تا بلکه مراقب اخباری که از سوی عده ای فرصت طلب منتشر میشود باشیم.
شاید این نوشتار باعث بزرگ شدن این شخصیت غیر واقعی شود اما برای روشن شدن حقایق این مسائل را بیان مینمایم
با دلایلی که در پائین خواهد آمد به جعلی و غیر واقعی بودن این فرد پی خواهید برد از تناقض گویی ها تا دلایلی بر جعلی بودن کارت منتشره از سوی وی در سایت های معتبراخباری به نقل از گاردین منتشر گردید که من به عنوان افسر سابق اطلاعات سپاه با دلایلی که عنوان میکنم به صحت انها حقیقتا از زبان فرد ۲۳ ساله ای که از آن به عنوان سرهنگ و مسئول حفاظت خامنه ای نام برده اند اظهار شک میکنم اما متاسفانه حاکمیت به توسط این فرد تاکتیکی به نام مبارزه مثبت با طرح مسائل خوشبینانه را آغاز نمود این را که مینویسم عینا طرح حاکمیت برای مقابله با تهدیدات به نقل از ضمیمه ۱۰ مقابله با اغتشاشات زیر نظر واحد جنگ روانی و رسانۀ قرارگاه دفاعی روح الله ( یکی از قرارگاه های یدکی زیر مجموعه ثارالله که وظیفه طرح مقابلۀ نرم با تهدیدات را بر عهده دارد ) بیان میشود که تاکتیک های مختلفی در این مبحث بازدارندگی نرم مطرح شده است. یکی از تاکتیک های مهم که امروز مصادیق ان را از سوی کارشناسان عملیات روانی ایرانی میبینیم ساخت وانتشار اطلاعات خوشبینانه است در این تاکتیک شایعات خوش بینانه جایگزین اطلاعات بدبینانه شده است و در این میان مردم پس از اثبات دروغ بودن اطلاعات دیگر نمیدانند چه چیزی را باور کنند و سرانجام این موضوع به رواج بی اعتمادی و ابهام بیشتر منجر شده است البته در این تاکتیک بعضا اطلاعات سوخته و غیر قابل بهره برداری نیز منتشر میگردد که مردم در نگاه اول کلیت آن را زیر سوال نبرند هدف اساسی دیگر در این تاکتیک صرف نظر از ۲ هدف کتمان حقیقت و تغییر و انحراف دیدگاه ملت های آماج در شرایطی که مردم داخل ایران از سانسور شدید خبری رنج میبرند بی اعتماد کردن انها به خبرگزاری ها و رسانه های خارجی نیز در دستور کار قرار دارد. البته در این نوشتار قصد ندارم تا به صورت علمی علل انتشار و رواج اطلاعات خوشبینانه را بررسی کنم به طور مثال تبیین شایعه، به عنوان عامل ناشی از ابهام عموم، در خصوص موضوعات مهم، ابزار عملیات روانی، هذیان دسته جمعی و عوامل روانشناختی، تنها تبیینهای موجود در مورد این پدیده نیستند. بلکه در چند دهه اخیر، تبیینهای دیگری نیز عرضه شدهاند که به شدت تبیینهای پیشین را به چالش میکشند
دوستان باید عنایت داشت که شایعه اغلب در فضای رکودی رواج مییابد که عاملان عملیات روانی با بهرهگیری از فنون و تاکتیکهایی همچون تاکتیک ابهام آن را پدید آوردهاند. در چنین فضایی عطش شهروندان برای کسب آگاهی آنچنان افزایش مییابد که آنان شبه واقعیتها را واقعیت، و اقوال ناموثق و اغلب دروغها را، واقعیت تلقی میکنند.
سازندگان این اخبار به خوبی میدانند که در این فضا اخبار چون خوره به جان مخاطبان و افکار عمومی می افتد و توان روحی انان را برای دسترسی به هدف به ظاهر تقویت اما در طولانی مدت تضعیف مینماید البته عامل دیگری چون وجود گروه های متجانس نیز در نشر سریع این اخبار موثراست. شایعه در بین گروه های متجانس و همگن، شانس بیشتری برای انتشار دارد اعضای یک گروه متجانس (نظیر مردم عضو شبکه های اجتماعی، یک سازمان و یا یک ان.جی.او) که احساسات و عواطف تقریبا مشترکی دارند و در نتیجه در پذیرش و نشر این اخبار خوشبینانه، هم حسی بیشتری با یکدیگر نشان میدهند
حال به بخشی از سوالاتی که از این سرهنگ ۲۳ ساله دارم میپردازم و شبهاتی که در اظهارات این فرد مطرح شده است
۱٫- در فیلمی که گاردین از این شخص نشان میدهد از آن به عنوان کُلُنل(سرهنگ) یاد میشود و قبل از نام او این کلمه را نوشته اند در صورتی که در کارتی که از او نشان داده میشود این فرد متولد سال ۱۳۶۵ است چطور میشود این فرد با ۲۳ سال سن سرهنگ باشد حداکثر درجه ای که این فرد میتواند داشته باشد اگر دانشکده ای باشد الان ستوان سوم است.
تصویری که گاردین این جوان متولد ۱۳۶۵ را سرهنگ معرفی نموده است
۲٫در کارتی که او ارائه داده است چندین ابهام و سوال بزرگ به چشم میخورد
الف ) در هیچ کجا در قسمت مرتبط با درجه یا رتبه جایگاه و سمتی که فرد دارد را نمینویسند و فقط درجه یا رتبه را مینویسند درجه مربوط به افرادی که کادر نظامی هستند و رتبه برای افرادی که کارمند هستند رتبه در کارمندان رسمی در کارت های سپاه از ۷شروع میشود و درجه از ۶ ( رزم آور دوم- درجات سپاه )
تصویر کارت شناسایی وی که گاردین آن را منتشر نمود که توضیحات جعلی بودنش در بندهای الف و ب ذکر شده است
ب ) این فرد مدعی است که در اطلاعات سپاه بوده است در حالی که علیرغم اینکه عرض کردم در مستطیل مربوط به درجه یا رتبه به سمت اشاره نمیشود اینطور ذکر شده است (سرگروه شاخه امنیت) در اینجا چند ایراد جدی مطرح است : در اطلاعات سپاه ( چون رسته این فرد اطلاعات نوشته شده است ) تمام مدیریت های زیر مجموعه معاونت اطلاعات سپاه ( در نواحی معاونت ، در نیروها اداره و در ستاد مشترک سازمان اطلاعات ) به صورت کد بندی شده است که مثلا در احکام مسئولیتی یا در هر نامه نگاری کد آن مدیریت ذکر میشود به طور مثال مسئول مدیریت ۱۳۰۰ یا ۱۶۰۰ یا غیره، که زیر مجموعه مدیریت هم واحد است و زیر مجموعه واحد هم بخش است بنابراین ما اصلا چیزی به نام شاخه امنیت در سپاه نداریم در اطلاعات سپاه مدیریت امنیت با کد … است( که البته در نوشتار بعد در صورت نیاز کدها را خواهم گفت اما میخواهم این فرد بگوید که کدش چیست ) که آن هم مدیریت است ( شاخه نیست ) که خود مدیریت امنیت زیر مجموعه اش واحدهایی دارد از جمله واحد سلاح و مهمات ( فرایند اطلاعاتی در این حوزه ) ، فقط از این فرد میخواهم نام کد مدیریت ها را با ذکر زیر مجموعه چارت اطلاعات سپاه را بگوید
حال اگر این فرد میخواهد مدعی شود در شبکه اشراف یا عیون در اداره اطلاعات سپاه بوده آن هم چارتش از سرشبکه به سرتیم و عنصر خلاصه میشود بنابراین ما در هیج کجای سپاه چیزی به نام سرگروه شاخه امنیت نداریم
ج) در کارت سپاه عکس را از روبرو به این شکل که این فرد گرفته است اصلا قبول نمیکنند و بدن در عکس باید متمایل به چپ باشد( البته خیلی کم به صورتی که کمی به چپ بچرخد)
د)کارت بسیج ۳ نوع است: عادی،فعال،ویژه و ۲ نوع کارت دیگر به نام ضابطین و ناصحین قضایی نیز وجود دارد که در این کارت نیز هیچ کدام عنوان نشده که در تمام کارت ها این عناوین بالای کارت درج میشود اساسا کارت بسیج سبز رنگ است نه به این صورت و این شکل همچنین نکته ای دیگر در ارتباط با کارت بسیج ایشان: در بسیج کد بسیج با کد پاسداری تفاوت دارد یعنی افرادی که پاسدار رسمی سپاه هستند و عضو بسیج محلات هم میشوند در کارت بسیجی که دریافت میکنند کد بسیجی با کدی که در سپاه دارند متفاوت است همچنین هر ۲ کارت از یک عکس استفاده شده است نکته دیگر اینکه در بسیج هم همان سمتی را زده است که در کارت سپاه از آن استفاده نموده است در اصل این کارت نمادین بسیج است و کارت اصلی بسیج همانطور که عرض کردم شکل و طرحش با این متفاوت است و باز هم در بسیج یک همچنین پستی نداریم.به طور کلی در نوشتار بعد بنا به نیاز چارت کلی بسیج را ارائه خواهم نمود که متوجه شویم همچنین سمتی نه تنها در سپاه وجود ندارد بلکه در بسیج هم وجود ندارد همینطور در مهری که بر عکس استفاده شده نام واحد صدور موجود نمی باشد و از یک مهر کلی استفاده شده است
تصویر کارت بسیج جعلی وی که از سوی گاردین منتشر گردید
۳٫در یک جا مدعی شده به عنوان بسیجی در تیم حفاظت بیت رهبری و احمدی نژاد بوده است در این جا باز چند ایراد کلی مطرح است و چند سوال از این فرد مطرح است
الف) دیگر هر شخص ساده ای در سپاه میداند که حفاظت بیت از حفاظت ریاست جمهوری جدا است و اساسا هیچ ارتباطی با هم ندارند با اینکه هر دو در دو قسمت جدا تا اواخر سال ۸۶ زیر مجموعه نمسا بودند و از آن پس به سازمان حفاظت امنیت منتقل شدند ( آن هم دلایلی دارد که در این کوتاه فرصت نیست بدان پرداخت ) اما با این حال تا آن زمان حتی گزینش هایشان جدا انجام میشد. حفاظت بیت به نام سپاه حفاظت ولی امر نام دارد و ریاست جمهوری ، مجمع ، قوه ، مجلس ، کابینه نیز بر عهده سپاه حفاظت انصار است و فردی که در بیت است ارتباطی ندارد که حفاظت رئیس جمهور را برعهده داشته باشد.در جایی عنوان شده که مسئولیت چیدمان نیروهای حفاظت را بر عهده داشته است، اول اینکه وظیفه چیدمان و جانمایی نیروهای حفاظت چه پیش قراول چه حلقه سه تا یک بر عهده معاونت عملیات سپاه ولی امر و انصاراست و ربطی به معاونت اطلاعات ندارد و تمام افرادی که در سه سازمان حفاظتی (ولی امر، انصار، ح هواپیمایی ) به کارگیری میشوند در مبحث حفاظتی ( نه بحث حفاظت اطلاعات) حفاظتی فیزیکی رسته شان حفاظت حراست است نه اطلاعات ، بعد هم اگر اتفاق غیر منتظره ای بیافتد که شخصی را با رسته اطلاعات در حفاظت حراست به کارگیری کنند ، مسئولیت چیدمان و آرایش نیروهای حفاظتی را بر عهده یک فرد ۲۳ ساله نمیگذارند.
۵٫ در کد پاسداری این فرد یک شماره ۴ رقمی درج شده با خط فاصله و ایشان مدعی است که در بیج هم بوده است.اساسا کارت های پاسداری کد های ۸ رقمی دارند که در نیروی مقاومت با ۴۵۶ آغاز میگردد و اصلا بین آنها ممیز یا خط فاصله وجود ندارد البته در کد اطلاعاتی که برای نوشتن گزارش ها در شبکه عیون و مخبرین غیر رسمی وجود دارد از خط فاصله استفاده میشود که آنهم در اطلاعات سپاه با ۸ شروع میشود و آنهم نیز کد پاسداری نیست و در کارت شناسایی پاسداری درج نمیشود و اصلا در هیچ کارت و حکمی درج نمیشود و فقط ویژه مکاتبات است که وقتی مخبر( نه عنصر رسمی ) خبری را مینویسد مشخص گردد متعلق به چه فردی است واقعا نمیدانم با این همه دروغ چه کنم
حال سوالاتی از این فرد دارم : چه شد که در اواخر ۸۶ سازمانی به نام سازمان حفاظت امنیت سپاه به وجود آمد و شما که در بیت بودید چه فردی فرمانده این سازمان بود و جانشینش چه فردی شد در سال ۸۷؟
شما که سرگروه شاخه امنیت در سپاه بودید ( که همچین سمتی اصلا در نیروهای چندگانه سپاه آنهم در معاونت اطلاعات وجود ندارد آنهم حالا در قسمت مربوط به درجه نوشته اید ) مقر اداره اطلاعات سپاه در تهران کجاست و طبقه چندم است و اصلا مسئول مدیریت ۱۰۰ اطلاعات سپاه تهران که از مدت ها پیش همان جا است کیست؟ و اصلا مدیریت ۱۰۰ چیست؟
۴٫در بخشی از صحبت هایی که دکتر نوریزاده با وی داشت و سپس میزان دروغ ها به حدی بالا بود که ایشان را دیگر به برنامه نیاوردند مدعی میگردد که در طول روز سفرهایی که رهبر انجام میدهد روزانه حدود ۱۳۰ میلیون تومان پول هزینه میشود و در یک سفر مثلا ۱۰ روزه حدود ۱ میلیارد،( البته این هزینه ها صورت میگیرد اما روی صحبتم با تناقضات این فرد و دروغ های بزرگش است) ایشان میگویند ۳ هزار نفر نیروی پیش قراول میروند که من مسئولیت چیدمان آنها را برعهده داشتم و ما هر کدام ۵ هزار دلار روزی پول میگرفتیم با احتساب ۳هزار نفر روزانه این هزینه میشود حدود ۱۵ میلیارد دلار که به تومان حدودا میشود روزانه …. که این فرد میگفت در یک جا که روزانه حدود ۱۳۰ میلیون تومان و در جای دیگر دروغ به این بزرگی میگوید.بله در بیت رهبری هزینه های گزافی برای حفاظت پرداخت میشود اما این دروغ ها با بزرگیش فقط و فقط به بی اعتمادی به افرادی که فردا می آیند و میخواهند راست بگویند لطمه میزند
۵٫در جای دیگر میگوید حفاظت در بیت به حدی قوی است که زنش هم به زور میتواند ایشان را ببیند و در جای دیگر میگوید که برای او هر روز یک زن می آورند این تناقض گویی ها نشان از چه دارد از یک طرف حفاظت بیت را قوی جلوه میدهند و از یک طرف با دروغ های بزرگ مردم را به خبرهای راست و تخلفات بیت رهبری که بیرون آمده و بیرون خواهد آمد بدبین میکند ( که به خدای رحمان قسم پاستور در بحث دفاع غیر قابل نفوذ بسیار مشکل دارد و همیشه این به عنوان یک آسیب بزرگ مطرح شده است و در شلوغی ها برای اینکه مردم به سمت پاستور نروند هلیکوپترهایی پرواز میدهند و این را در بین مردم شایع میکنند که رهبر را از بیت خارج کردند که مردم به سمت بیت حرکت نکنند و بیت سقوط کند )
حال چرا این فرد را علم کردند در شرایط فعلی:
همانطور که عرض کردم این افراد به تازگی چون فردی با هویت سردار مدحی از کشور خارج شد چون میدانستند ایشان چه در دست دارد و خود من از نزدیک دیدم که ایشان ۳۸ پرونده ملی را رسیدگی کردند که قتل های زنجیره ای در رده ۱۳ قرار دارد از لحاظ طبقه بندی، و به بیت بسیار نزدیک بوده ایشان و اظهارات و روشنگری هایی که در این چند وقت ایشان انجام دادند حاکمیت به علت اینکه میدانند اگر تکذیب کنند تمام اسناد بر روی سایت قرار خواهد گرفت لذا از تاکتیکی بهره میبرند که افرادی را بیاورند و سپس جایگاه آنها با اسناد محکم تکذیب شود و مهره خودشان را بسوزانند که مردم را به افراد با هویت واقعی بدبین نمایند و اظهارات انها هم دیگر زیر سوال باشد بنابراین فردی را می آورند و مشابه سازی میکنند که هم دروغ های بزرگ با تناقض های آشکار بگوید هم جایگاهش را مردم نپذیرند و هم اینکه از بیت باشد و نزدیک به احمدی نژاد و بالاخره مامور ۰۰۷، که با مبارزه مثبت اظهارت افرادی چون سردار مدحی را نزد مردم کم رنگ کنند .بنده خودم از نزدیک دیدم که سردار مدحی چه اسنادی را در اختیار گاردین قرار داد و در ۳ ساعت مصاحبه چه حرف هایی را از پشت پرده بسیاری از پرونده ها مطرح نمود اما گاردین یک دفعه فردی را آورد با این مشخصات و مصاحبه را تلفیق کرد و از آن ۲ ساعت صحبت تنها به ۳ دقیقه صحبت بسنده کرد سردار مدحی کارت کارت ها و احکام متعددی را در اختیار گاردین قرار دادند که کاملا گویا بود اما گاردین تنها به انتشار یکی از آنها بسنده کرد و هنگامی که ما در مورد این فرد با تهییه کننده این برنامه تماس گرفتیم عنوان و این تناقضات فرد را عنوان نمودیم که با این استدلالات این فرد غیر واقعی است ایشان اظهار تاسف کردند و تازه به اشتباهی که کردند پی بردند سردار مدحی اصلا نمیدانستند که این فرد غیر واقعی را میخواهند در برنامه ایشان تلفیق کنند و گرنه اصلا حاضر به مصاحبه نمشدند و این را به خود گاردین نیز اعلام کردند بنده حاضرم صحت این گفته ها را با اسنادی که وجود دارد در هر دادگاه صالحه ای ثابت کنم که اقایی با نام محمد حسین ترکمان یا شاهین ترکمان تمام احکامی که ارائه نموده غیر واقعی و جعلی است و اگر ایشان بخواهد این صحبت ها را تکذیب کند کارت های سپاه و رده خدمتی و تمام احکام خودم را که در حال حاضر در اختیار پلیس یکی از کشورها می باشد بر روی سایت قرار میدهم اگر تا الان این کار را نکرده ام دلیلش این بود که افرادی از آن سوء استفاده نکنند و با نام پاسدار یا اطلاعاتی سابق بیایند و خبرهای دروغ تحویل مردم بدهند که به خدای بزرگ سوگند این دروغ ها هیچ فایده ای ندارد ما باید با اخلاص و بیان حقیقت ها به جلو برویم اگر قرار باشد ما هم دروغ بگوییم و با مردم صادق نباشیم میشویم همان جمهوری اسلامی و در آینده حاکمیتی با دروغ سر کار خواهیم آورد که نتیجه ای به سان حاکمیت فعلی خواهد داشت این دروغ ها پس از اثبات دروغ بودن باعث میشود اگر فردی در آینده با هویت واقعی از ایران خارج شد دیگر مردم باورش نکنند و بگویند این هم مانند قبلی ها است دوستان هوشیار باشیم و از خداوند بزرگ واقعا کمک بخواهیم ما را در مقابل این حاکمیت جنایتکار پیروز نماید و مردم ما را از اسارت نجات دهد
به امید ایرانی آباد ،آزاد و سربلند
احسان سلطانی
۰۷
۱۳۸۹



