فروردین
۲۲
۱۳۸۹
۲

پاسخی به گند نامه (رنج نامه عزت الله سحابی )

فعلا هدف من باز کردن گفته های خودش میباشد          ص ۱

عزت‌الله سحابی (زاده ۱۳۰۹ در تهران) رهبر شورای فعالان ملی مذهبی ایران و فرزند یدالله سحابی است. وی عضو شورای انقلاب، رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت مهدی بازرگان، نمایندهٔ تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی، و دبیر هیات اجرایی نهضت آزادی ایران بود. سحابی سال‌ها زندان هر دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را تجربه کرده‌است.

او میگوید

برای بنده که فضای بازجویی و زندان در حاکمیت قبل و بعد از انقلاب را تجربه کرده‌ام، انقلابی که به سهم خود نقش ناچیزی در آن داشته‌ام؛ بسیار غمبار است که اذعان کنم برخوردهای غیراخلاقی با زندانیان و تهدید جان و سلامت آنان با تبعیدکردن‌شان میان برخی متهمان به قتل و آدم‌کشی و زیر اعدام و یا اعمال فشار و فحاشی به زنان و آوردن فشار بر برخی از آنان برای اعترافات شرم‌آور و نظایر آن در رژیم قبل نیز کم‌سابقه یا بی‌سابقه بوده است.

وبازهم اذعان میکند

من به عنوان یک فرد مذهبی که اخلاق را ستون فقرات و هدف اصلی مذهب می‌دانم و پیامبرمان هم برای تعالی اخلاق مبعوث شده است (انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق) شرم‌ام می‌آید در زمانه‌ای زندگی می‌کنم که به نام خدا و دین، دختران و پسران و زنان و مردان این جامعه را به جرم حق‌گویی و حق‌خواهی زیر شدیدترین فشارهای جسمی و روحی می‌گیرند، وقیحانه‌ترین کلمات را برای بانوان به کار می‌برند و اعترافات دروغ از آنها می‌خواهند. انچه که مشخصا ایشان میگویند خطاب به رهبر یعنی سیدعلی علیل است چون در نظام اسلامی حکومت وحاکمیت دردست واختیار ولی فقیه یا همین ولی قبیح است واقای سحابی در جای دیگری اظهار میدارند //عزت الله سحابی میگوید آیت الله بهشتی نیز با ولایت فقیه مخالف بوده اما به وی گفتهاست :«الان شرایطی نیست که بتوانیم این مباحث را مطرح کنیم// پس نتیجه میگیریم که ایشان عالما عامدا وبا آگاهی کامل در پایه گذاری اصل ولایت فقیه که خود انرا مردود میداند نقش موثری داشته واعتراف میکند سر مردم را کلاه گذاشته اند

پاسخی به گند نامه (رنج نامه عزت الله سحابی )

                   فعلا هدف من باز کردن گفته های خودش میباشد                  ص ۱

وباز هم اظهار میدارند وااسفا «دروغ» که در فرهنگ ملی و مذهبی ما بزرگ‌ترین گناه است

سوال : اگر شما دروغ را بدترین گناه میدانید چرا با علم به اینکه ولایت فقیه را قبول نداشتید جامه دروغ برتنش کردید وبعنوان یک حقیقت شرعی ودینی بخورد مردم دادید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در حالیکه خدعه ودروغ وتقیه در شریعت ودین شما یک اصل پذیرفته شده است

وبازهم میفرمایند : خدایا تو شاهدی وعده‌ای که انقلاب به ملت ما می‌داد حکومت عدل علی‌وار بود،

پس بنا به گفته خودتان حکومت علی هم بر پایه خدعه بنا شده بود رجوع به اصل ولایت فقیه

ودر اخر گند نامه خود چون دیگر قادر به اصلاح گندکارهای گذشته خود نیست اینگونه دست به دعا بر میدارند

 ای خدای بزرگ، ای تغییر دهنده قلب‌ها و فکرها، یا حال و روز ما را دگرگون کن یا مرگ مرا برسان.
ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها واجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا (نساء، ۷۵)
عزت الله سحابی
۲۱ فروردین ۱۳۸۹

ببینید چگونه طراحان ومعماران استبداد دینی برای خودشان آرزوی مرگ میکنند ایا بنظر شما این پایان راه استبداد دینی نیست بنظر من که در اخر خط هستند فقط ما ملت ایران باید با همبستگی اخرین نفس های این بانیان ومسببین قتل تجاوز وغارت را بگیریم من به عنوان یک فرد از احاد ملت ایران به مردم پناه میبرم وبرای رهائی از این اوضاع اسف بار دست یاری وهمبستگی را دراز کرده وهمگان را با حفظ باورهای سیاسی به همبستگی فرا گیر دعوت مینمایم .

امروز سکوت وخلوت گزیدن خیانت است به خاک وخون های بنا حق ریخته شده در طی این سی ویک سال حکومت استبداد اسلامی از همه میهن پرستان واقعی انتظار داریم با حفظ باور های سیاسی وعقیدتی خود برای سرنگون کردن این خون اشامان ورسیدن به ازادی/ دمکراسی / برابری/ جدائی دین از دولت / ورفع هرگونه نابرابری وبی عدالتی به پا خیزند ودر پایان از اقای سحابی خواستارم این اخرعمری با شهامت لب باز کنند وهر انچه که در پرده ابهام وجود دارد به اطلاع مردم ایران برسانند تا شاید بدینگونه نامی نیک وجاودانه در تاریخ ایران برای خود بدست اورند ودیگر بیش از این مردم را به بیراهه نکشانند.

صراحتا بگویند که اصل ولایت فقیه واستبداد اسلامی ونوکران اولیه وثانویه اش سر در توبره کی داشته ودارند

برای پیوستن به کانون همبستگی ملت ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی برای ثبت نام وعضویت به ادرس مراجعه فرمائید روی این لینک کلیک کنیدhttp://kanonehambastegi.com/?page_id=249

Written by mhmdaryan in: خبرها, مقالات |
فروردین
۲۱
۱۳۸۹
۲

مچ بند سبز سمی برای رهبران مدعی ازادی

بنام ایران وملت اواره وسرگردان ودربند ایران
با عرض ادب واحترام همانگونه که قبلا به عرض شما بزرگواران رساندم ما در کانون همبستگی ملت ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی بر این باور بوده وهستیم که در چهار چوب قانون اساسی موجود وحاکم بر کشورمان اصلاحات امری نا ممکن بوده ومیباشد. چرا که هر گونه عقب نشینی سردمداران نظام مستبد اسلامی به منزله سرنگون شدن نظام بوده لذا هیچ گاه از خواست های خود بنفع ملت عقب نشینی نکرده ونخواهند کرد .
این دو جبهه اصلاحات واصولگرا که در کشور با مدیریت ودر چهار چوب همین نظام طراحی وپایه گذاری شده است.
هدف اصلی هر دو جبهه قلع وقمع کردن مبارزین ازادی خواه بوده واین سی ویک سال حکومت ننگین ومستبد اسلامی خود گواه روشنی بر مدعای این جستار میباشد این صاحبان قدرت یعنی هر دو جبهه ضمن اینکه با ازادیخواهان در ستیز بوده ودر یک جبهه مشترک وواحد قرار دارند هر دو جبهه برای اداره حکومت اسلامی ونظام خمینی آورده با هم در ستیز ومبارزه هستند هیچکدام از اینها برای حاکمیت مردم ورسیدن مردم به حقوق حقه خود گام بر نداشته وبر نمی دارند. شما خود شاهد بودید وهستید که در ظرف این ۹ ماه گذشته چگونه با ترفندهای خاص فرزندان ما را شناسائی وقلع وقمع کردند ورهبران به اصطلاح روشنفکرما به جای اینکه از خلع بوجود امده به نفع ملت ایران گام بردارند چون در.. مانده بودند تنها کاری که کردند مچ بند سبز به دستشان بستند وانرا افتخاری برای خود دانستند. ودراین راه گوی سبقت را از هم دیگر ربودند ودر تریبون های مختلف بجای همدلی وهمسوئی با هم واندیشدین راه چاره . کما فی سابق به جان هم افتادند ودانسته ،عامدانه عالمانه در پشت موسوی وشیخ کروبی و سازگارا ومخملباف وغیره… سنگر گرفتند ومنتظر موج شدند ،در این کش وقوص تنها بازندگان ملت ایران وجوانان به خون غلطیده ما بودند یا کشته شدند یا به زندان افتادند ویاالان در زیر بدترین شکنجه ها هستند یا در پناه گاها بسر میبرند یا در کشورهای همسایه در بدترین شرایط روحی وجسمی ومعیشتی قرار دارند .
شاهد بودیم که چگونه در روز بیستم بهمن ماه اقای سازگارا با ترفندی بسیار حساب شده وبا برنامه ای از داخل طراحی شده، مردمی که میرفتند تا اخرین نفس های نظام را بگیرند به طرف میدان ازادی فرا خواندند واخرین امید مردم را از مردم گرفتند در همان روزوساعت اقای موسوی اردبیلی علیل به خیمه خامنه ای خزید وپیغام عمامه به سران سفید وسیاه رد وبدل شد. روز بعدش یعنی روز بیست ویکم هاشمی رفسنجانی این کوسه افعی شده واین بزرگ جنایت کار وخائن به حقوق مردم با حضور در بارگاه شیطانی ولی امر قاتلین جهان حضور یافت وبر روی خون های ریخته شده جوانان ما ماله کشی کردند وتقریبا به پایان سناریو رسیدند ،در مصاحبه ایی که بعد از خروج از باره نیرنگ انجام داد وبا سرعتی باور نکردنی دررسانه های داخلی وخارجی پخش شده ودوستان نادان و شمنان آگاه با اب وتاب انرا در مسنجرهای مختلف مانند فیس بوک وفیس فا وپال تالک وجاهای دیگر پخش ونشر کردند واب به اسیاب نظام خونخوار ریختند .
روز ۲۲ بهمن که فریاد ما برای رفتن مردم به درب زندانهای اوین ودیگرزندانها وازادی زندانیان دربند بود با زیرکی انرا به بعد از مراسم جشن ننگین روز سیاه ملت موکول ومردمی که نمیخواستند به میدان ازادی بروند را به راحتی به نقاط غیر استراتیژیک مانند شهرک غرب وغیره…. سوق دادند .
خاتمی ،کروبی، زهرا رهنورد ومیرحسین موسوی با مستقر شدن در نقاط مختلف تهران مردم را از همدیگر دور کردند وعدهای هم که گول تبلیغات سازمان یافته سازگارا ودیگر مجریان طرح در داخل وخارج وشخص رفسنجانی ودیگران را خورده بودند به میدان ازادی رفتند ودربین نیروها وطرفداران ساندیس ذوب شدند سناریو تکمیل شد جشن بدون کوچکترین خدشه ای به پایان رسید ودنیای خارج متقاعد شد که مردم دنبال تغییر نظام نیستند متفکران خارج نشین چه حرفی برای گفتن داشتند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون بازی را باخته بودند به ناچار میخواستند به گونه ای خود را برنده میدان بنامند والان هم بر آن اشتباهات خود پای فشاری میکنند. حال که میبینیم رهبران اصلاحات موسوی ،خاتمی،و….. همان را فریادی میزنند که احمدی نژاد در قبل از انتخابات ابدرچی خامنه ای میزد.(((جرس: سید محمد خاتمی با اشاره به مبانی جمهوری اسلامی و جریان اصلاحات، تاکید کرد: خواهان براندازی نظام نیستیم و خواست ما حفظ نظام است.))))))
ما نیروی سوم که خواهان رسیدن به ازادی/برابری/ حکومت سکولار/ دمکراسی/ ورفع هرگونه تبعیض هستیم وبودیم در این کش وقوس ها چه سنگری را فتح کردیم ؟؟؟واز آن خلع های بوجود امده وفرصت ها پیش رو چه بهره ای را بردیم ؟؟.
چه فرصتی را تبدیل به تهدید برعلیه نظام کردیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ایا وقت وزمان نرسیده است که اعتراف بکنیم کج رفتیم ونباید به سفید وسیاه ونعلین واخوند بی عمامه وبا عمامه اعتماد بکنیم؟؟بیائیم به جای به سرو کله هم زدن خود را باز یابیم، با همبستگی وبدور از نفاق با طرح وبرنامه ای مشخص برای رسیدن به خواستهایمان که به ان اشاره ای کوتاه شد برسیم. باور داشته باشیم این نظام شکنندتر از ان است که تصورش را میکنیم فقط ما نیروی واحد ومتمرکز نیستیم
به امید همبستگی و به امید پیروزی
محمد رضا آرین بتاریخ
شنبه، ۲۱ فروردین ماه ۱۳۸۹ برابر با ۲۰۱۰-۰۴-۱۰

Written by mhmdaryan in: خبرها, مقالات |
فروردین
۱۵
۱۳۸۹
۲

روز همبستگی جهانی یازدهم اردیبهشت اول ماه می بر همه کارگران مبارک باد

 سال ۱۳۸۹ وروز اول ماه می روزجهانی کارگر مصادف با یازدهم اردیبهشت ماه در شرایطی فرا میرسد.که کارگران زحمت کش کشورمان از هر زمان دیگری تحت فشار مضاعف اقتصادی واجتماعی وسیاسی قرار دارند. نظام ددمنش ومستبد اسلامی کمترین توجهی به اقشار ضعیف جامعه از نظر معیشتی نداشته وندارد با توجه به اینکه بیشترین فشارها را این قشر وخانوادهایشان تحمل کرده ومیکنند .کشورما با داشتن انهمه امکانات وذخائر رو زمینی، وزیر زمینی فقط به عده ای خاص که پیرو ولی نابخرد جمهوری اسلامی وآخوندهای بارگاه سید علی تعلق دارد. سهم کارگران وطبقات تحت فشار جامعه ما از این دارائی ها فقط رنج وبدبختی ومرارت بوده است. تلاش وکار ومشتقت ونداری برای اقشار ضعیف جامعه ،درامد واندوخته ثروت وسرمایه ورفاه  وغیره… برای اقا زاده های حرام زاده وحرام خور میباشد. هر کسی هم به اینگونه بی عدالتی ها اعتراض  کند. سر از شکنجه گاهای این بی وطننان اشغالگر واز انسانیت بدور در خواهد آورد .

برای برون رفت از این فقر وفلاکت ،زندان وشکنجه ،بی کاری وبی عدالتی، تنها یک راه ممکن وجود دارد وآن همبستگی  ملی بین کلیه اقشار جامعه میباشد . انتظار طبقه تحت ستم و ظلم  جامعه، از نیروهای مترقی وپیشرو وتوانمند  این است که با همدلی وهمبستگی با حفظ هوئیت واستقلال وبینش سیاسی به خواست ملت دربند ایران پاسخ مثبت دهند، تا بتوان این نیروی اهریمنی که با دست رنج کارگران  وسرمایه های ملی بر ملت تحت ستم ایران عزیزمان حکومت وجور میرانند را بزیر کشیده، ودستشان را از غارت وچپاول سرمایه های ملی کشورمان  کوتاه گردانیم.

ما در کانون همبستگی ملت ایران برای سرنگونی جمهوری نحس اسلامی ،ضمن همسو شدن با خواستهای جامعه وحمایت از حقوق فردی واجتماعی همه اقشار،  علل الخصوص کارگران وزحمت کشان ،از همه نیروهای مترقی وپیشرو درخواست مینمائیم ضمن حمایت از انها به یک همبستگی فرا گیر برای بزیر کشیدن استبداد اسلامی وتثبیت حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش ورسیدن به ازادی / دمکراسی / برابری / رفع هرگونه تبعیض / وبهره کشی دست یازند

 به امید انروز

کانون همبستگی ملت ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی

شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ برابر  با   ۲۰۱۰/۴/۳

اسفند
۲۳
۱۳۸۸
۲

اگر خواهان ازادی ودمکراسی هستید با حفظ باورهایتان فرا فردی وفرا حزبی بیندیشید و عمل کنید

خواهان همبستگی /// نابودی استبداد

با حفظ باور هایتان فرا حزبی وفرا عقیدتی عمل کنید //ایران نگر ی رابجای فرد نگری لحاظ کنید// حاکمیت قانون ومردم سالاری را مستحکم کنید// پیش نویس قانون اساسی فردا را بنویسید //به جای ترویج مکاتب قانون اساسی جدید را بنویسید و انرا ترویج کنید// مردم را از سرنوشت اینده شان با تدوین قانون وتضمین اجرای ان اگاه سازید //بجای تفسیر تاریخ بیاید تاریخ را تغییر بدهید//
اگر مردم را…ا باورمند ساختید پیروزی وازادی حتمی ومیسر // ومبارزه شما بعنوان رهبران ودلسوزان ملک وملت ایران ستودنی است/ از مکر وحلیه بر علیه خودی پرهیز کنید / شفاف دور هم گرد ائید/ گلایه ها وکینه توزی ها را کنار بگذارید/ به گلستان ایران که در دست دشمن است توجه کنید/ در فردای ایران با بودن دمکراسی جا برای همه هست // برای نجات کشورمان نیاز به همبستگی فرا گیر وملی داریم از همین الان شروع کنید
عید ما روزی است که مالک وصاحب کشور واراده خودمان باشیم // به همدیگر گل بدهید // از همدیگر فرار نکنیم چون دشمن همین را میخواهد // به هم احترام بگذاریم ۳۱ سال تجربه کم نیست اگر درس گرفته باشیم ولو نخونده باشیم همه دارای دکترای تجربه هستیم پس گول این وان را نخوریم
ما از شما فرهیختگان پیش نویس قانون اساسی را میخواهیم که فرد ایرانی مانند کتاب اسمانی در خون وخونه اش داشته باشد وبرای محقق شدنش بجنگد
پیروزی با ماست چرا که باورمند به دمکراسی هستیم

اسفند
۲۳
۱۳۸۸
۲

دغدغه فدرالیسم

      علی فرهمند

 

         با توجه به آنکه فضای کنونی جامعه ایران فضای گذار است , لذا مباحث و دغدغه های بسیاری در خصوص چگونگی ترسیم قانون و فضای سیاسی وشکل حکومتی ایران در فردای پیروزی مطرح میشود که یکی از آنها بحث فدرالیسم است.
     به عنوان یک دانش آموخته علم سیاست که نظام های سیاسی کل دنیا و ازجمله نوع فدرالیسم را مطالعه و به جزییات آن آگاه هستم و از طرف دیگر به عنوان یک ایرانی فارس که هر گونه شاىبه تجزیه طلبی را از من دور میسازد میخواستم خدمت هموطنان میهندوستی که نگران تمامیت ارضی ایران عزیز هستند عرض کنم:
الف) فدرالیسم خودمختاری متفاوت است .در خودمختاری اهالی یک گوشه مملکت خودمختاری کسب
میکنند بدون آنکه الگوی کلی فدرالیسم باشد و میتواند خطری بالقوه برای تجزیه طلبی باشد.
ب)فدرالیسم آنقدرها که فکر میکنند خطرناک نیست و حتی میتواند سوپاپ خنثی کننده تبلیغات مزدوران تجزیه طلب باشد.
  توضیح آنکه تفکر  تجزیه طلبی در خلا شکل نمیگیرد ,بلکه در میان مردمی شکل میگیرد که دچار تبعیض ,سرکوب و یا احساس چنین فضایی شده اند. وقتی در غالب فدرالیسم خود را برابر و در مشارکت با سایر ملت ایران ببینند دیگر تبلیغات مشتی سران جیره خوار و وابسته به قدرتهای خارجی جهت   تجزیه طلبی خریداری نخواهد داشت.
پ ) تا آنجایی که بنده ذهنم از مبحث فدرالیسم در درس نظام های سیاسی یاری میکند ; یکی از اصول اولیه مندرج در قانون اساسی و قوانین محلی کلیه نظام های فدرال دنیا تاکید بر اولویت دولت ملی و ممنوعیت تجزیه طلبی است.
ت ) همانطور که عده ای از دوستان نیز اشاره کردند هیچ دو دولت فدرالی در دنیا دقیقا مشابه نبوده و هر یک قوانین بومی خود را متناسب با شرایط ملی _ بومی خود تدوین کرده اند. بدیهی است در صورت پذیرش فدرالیسم از سوی ملت ایران و گام برداشتن به سوی آن در تدوین قانون اساسی و قوانین محلی با شدت بیشتری باید بر وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران تاکید شود. حتی از همین جا بنده این ماده قانونی را پیشنهاد میکنم که: ” هرگاه نمایندگان قانونی و محلی هریک از استانهای فدرال ایران علایمی از تلاش برای تجزیه طلبی را بروز دهند, حقوق فدرالی آن استان ملغی و دولت مرکزی در آن استان فعال مایشاى میشود.
ث ) در نهایت اینجانب نه تنها فدرالیسم را پادزهر تجزیه طلبی بلکه پادزهری قوی در جلوگیری از بازگشت استبداد میدانم .
  

Written by kanon in: اجتماعی, سیاسی, مقالات |
اسفند
۱۹
۱۳۸۸
۲

در خواست اعلام موجودیت دبیر خانه وحدت ملی توسط محمد رضا خلیق

جناب سرهنگ محمد رضا آرین از جنابعالی درخواست دارم ، قبل از اتمام این پیام به عنوان ***دبیر خانه وحدت جبهه ملی**** متشکل از سران مخالف ***جمهوری اسلامی سید علی*** ، وظیفه تماس و ارتباط را به طور جداگانه با هر یک از این مخالفین ، که مدعا به آزادی کشور عزیزمان از شّر حکومت جبار در ایران هستنند ، بر عهده گرفته ، تا در *** اسرع وقت **** زمینه اجلاسی مشترکی با حضور *سران* همه گروه های مبارز و آزادیبخش ایران در یکی از کشور های امن و مورد توافق به منظور ***اتّحادی ملی و همسو**** ، برای دستیابی به *محور هایی اصولی و هم آهنگ که در ادامه این پیام به استحضار میرسد * ، با هدف جلوگیری ، از ادامه زجر و مصیبت ***ملّت شرافتمند ایران در داخل و خارج از کشور* تا برکناری این حکومت فاسد و متقلب سید علی با تجمیع همه نیروهای مخالف میسر شود ،،،،،، ؟؟؟؟؟.

 

MOHAMMAD REZA KHALIGH  ۹MARCH  LOS  ANGELES  CA, USA                                                                         
تکثیر و ترجمه این مقاله توسط خوانندگان موجب امتنان است.عرض ادب: به  ***رهبران*** فرهیخته گان ، خردمندان ، محبوب و بزرگوار که در راس مبارزینی که شما را باور دارند ،،،،،،، ؟ ؟ ؟ راه ***آزادی ایران عزیزمان**** را با ظلم ستیزی و با هنرمندی در کمال ، به شعار ها و شیوه های گوناگون سیاسی و آزادیخواهی ،،،،،، این روز ها همگی ، برای ***بر اندازی جمهوری اسلامی *بدعت* گذاشته سید علی*** با هم ***کورس رقابت*** گذاشته و تصمیم دارید ، که ***گوی حکومت آینده بر ملت ایران*** را از ***رقبای سیاسی*** دیگر خود ، به ***تنهأیی بربأیید*** ، و آن را به ***انحصار*** و بدون ***مزاحم*** به کام خود بگیرید ، و ***شاهد پیروزی*** را به ***آغوش خود*** بکشید ، و ***ملک و مردم**** را به ***تملک و تیول شخصی *** تبدیل کنید ،،،، ؟ ؟ ؟ برایم جای بسیار تعجب است ، که بعد از ***۳۱ سال*** تجربه اوارگی و زندگی در کشور های به ظاهر ***پیشرفته و صاحب دموکراسی*** در جهان هنوز این ***رهبران خردمند و مردم خواه ، به ظاهر در تبعید*** ، اگر حقیقا ، دلشان برای ***ایران و ایرانی**** می سوخت و یا می سوزد ، و اگر برای ***منافع خود و یا اربابان جهان*** ، در ***مدیا و رسانه های وابسته به این جهانخواران*** ، بزک کرده ، زار نمی زنند و مصاحبه های خریداری شده انجام نمی دادند ،،،،،،،،، ؟ ؟ ؟ آنها از شیوه حکومت های آزاد ، در کشور های میزبان ، چرا ***روش های زندگی دموکراتیک و همزیستی مسالمت آمیز را فرا نگرفته اند ، از این ***حکومت های نوین جهانی و مدعا به دموکراسی را نیاموخته اند ، چرا با هم ***وحدت**** برقرار نمی کنند ، تا ***ملت ایران**** را هر چه زودتر از شّر این حکومت جابر ، جاعل وابسته جنایتکار نجات دهند ،،،،،،، ؟ ؟ ؟ و چرا نمی توانند به *** کیمیأیی از وحدت ، و یا ائتلافی مشترک **** حد اقل تا سرنگونی و بر کناری این سید جاهل و متظاهر به اسلام و دلقک دست نشانده به تقلبش ، به شیوه از ***همفکری و همبستگی**** حتّی موقت هم که شده ، دست یابند ، تا بعد از ***پیروزی**** بر سر *** لحاف ملا و…*** با هم دعوای کنند ،،،،،،،،،،، ؟ ؟ ؟
تصمیم داشتم که به خلاصه ای از ***۳۱ سال تاریخچه انقلاب اسلامی و علل انهدام و سقوط ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی در ایران*** قلم برانم ، و بد بختی هاه مردم را در *** صد سال گذشته ریشه یابی *** کنم ، درد ها و مصیبت های مبتلابه تاریخی رفته به ***ملت ایران**** را که به صورت ***دوری باطل*** تکرار شده است ، و تلاش و انقلابات پدران و ما را از گذشته تا کنون ***بی ثمر*** کرده است را بررسی کنم ، و از خود و شما بپرسم ، چرا هر بار بعد از هر پیروزی در تاریخ ، به نوعی ***جدید و نو ظهور از دیکتاتوری*** حکومت های ایران تبدیل شده اند ،،،،،، ؟ ؟ ؟ و سپس به ارأئه ***راه حل ها**** بپردازم ، که با توجه به ***اظهار نظر ها و کامنت هایی**** را که از دوستان بزرگوارم دریافت داشتم ، از ***تاریخ نویسی*** منصرف شدم ، و می روم بر سر ***اصل مطلب**** ،،،،،، ؟ ؟ ؟
که به نظر این دیوانه غیر سر سپرده به اربابان جهان ، و احمقی که در ۳۲ سال گذشته بر ***خلاف جریان باور های عمومی*** در ***رودخانه بشریت**** شنا کرده است ، از ***خشم ، نفرت و تهدیدات شقی ترین دشمنان*** و یا ***عزیز ترین عزیزانش**** هم ***نهراسیده*** است ، و به ***محبت ها و تمنیات*** آن ها هم ، با ***تمام تطمیع ها و امتیازات ، قهر و ناز ها*** ، که در این ***حیات موقت**** در بر داشته است ، ***بی توجّهی*** کرده است ، و با خود محوری ، به ***توحیدی**** که به آن اعتقاد دارم ، و با تمام ***ضعف ها و کاستی*** هایی که در خود باور و اعتراف دارم ، برای شما ***عزیزانم**** ، که اگر ***دشمن و قاتل جانم*** هم باشید ، بی ترس از خشم و بی اعتنا به تشویق و یا مهربانی و تملق از شما ،،،،، ؟ ؟ ؟ ***نسخه ای شفابخش**** برای ***تلاش ها و جانبازی های ملت قهرمان و مبارز ایران**** بدون هیچ چشمداشتی از ***ثروت ، لذت و یا قدرت و حاکمیت*** ، به نیّتی ***انسان دوستانه **** ، و بدور از ***خود خواهی و خود پرستی ، یا بت پرستی ، فرد پرستی و یا حزب و بیگانه پرستی*** تنها به عنوان ***یک پیشنهاد**** از طرف فردی مستقل و غیر وابسته از آحاد ملت ایران ، به ***مردم شرافتمند کشورم**** و ***مدعیان حکومت*** آینده در ***ایران عزیز و کهن**** ،،،،،،، تقدیم می کنم ،،، خواه از سخنم پند گیرید خواه ملال ، نسخه را نقد کنید یا نابود ، این ***حق مسلم آزادی**** شما است که خود تصمیم بگیرید ، و من هم ***آزادم**** که نظر خود بگوییم ،،،،،،، ؟ ؟ ؟

اسفند
۰۵
۱۳۸۸
۲

اعلام نظر در خصوص نامه سرگشاده عبدالمالک بلوچ به خامنه ای

علی فرهمند

پس از سلام خدمت تمام هموطنان سرافراز و غیور بلوچستان
اینجانب یک ایرانی فارس شیعه زاده هستم که پس از مطالعات قرانی از شیعه خارج و خودم را تنها مسلمان میدانم , چرا که قران مکررا بر امت واحده تاکید و از هرگونه تفرقه و فرقه گرایی در دین نهی میکند; ” لا تفرقو فی الدین”.
و اما جان کلام آنکه بنده به عنوان یک بچه تهران با هیچ یک از مصاىب ومشکلات هموطنان غیور بلوچستان یا کردستان و یا خوزستان بیگانه نیستم و واقعا رنج میکشم چرا که به قول معروف همه جای ایران سرای من است . بلوچستان که به عنوان مهد رستم دستان و زال سام و سام نریمان جای خود را دارد.
اما برادران عزیزم خواهش من این است که به مساىل از زاویه قومی نگاه نکنید, از لحاظ مذهبی حق دارید چون با یک حکومت خرافه پرور رادیکال شیعه مواجهیم که پس از روی کار آمدن احمدی نژاد بوی تعفن افراط کاریهایش در شیعه بازی مشام خود شیعیان را نیز آزرده است.
اما چرا عرض کردم به مسایل از زاویه قومی ننگرید. به دلایل مختلف و روشن : یک) تمام اقوام ایران برادر وبرابرند وهیچگاه دیدگاههای نظر تنگانه و فاشیستی در ملت ایران وجود نداشته است. دو) درست است که متاسفانه شاید مشکلات مردم بلوچستان وکردستان واقعا بیشتر از تمام ملت ایران باشد اما به چند نکته توجه داشته باشید ; اولا ) این مسىله خواست ملت ایران نیست و ناشی از سیاستهای یک حکومت دست نشانده است که در کل سی سال گذشته مجری برنامه های دیکته شده اربابان پشت صحنه اجنبی بوده است تا ضمن ایجاد فساد و تباهی در تمام شىون این مملکت کار را به ایجاد تفرقه وبدبینی میان اقوام مختلف ایرانی به منظور ایجاد جنگ داخلی و در نهایت تجزیه ایران عزیز و کهنسال بکشانند.
دوما)توجه داشته باشید که تازیانه این ستمها تنها کرد و ترک و بلوچ را هدف نگرفته بلکه سی سال است که کل ملت بزرگ ایران زمین زیر تازیانه های بیداد و ستم این جنایت پیشگان زجه میزنند.
شاید اقوام ایرانی فکر میکنند فارسها و مردم تهران در رفاه و آزادی اند. اما واقعیت چیز دیگری است . اگر چنین بود فکر میکنید در پی سپری شدن نه ماه از زمان کودتای بیست و دو خرداد احمدی نژاد چرا همچنان این مردم تهران و اصفهان و شیرازند که در خط مقدم با یک رژیم تا دندان مسلح دیکتاتوری ایستاده اند و شهید می دهند? جدا لازم است که کسانی که مظالم این حکومت را به پای فارس ها مینویسند پاسخی برای این پرسش بیابند که واقعا ” اگر این حکومت به قول برخی تجزیه طلبهای مزدور اجنبی ,شوونیسم فارس است پس چرا شهرهای فارس نشین در خط مقدم مبارزه با آن قرار گرفته اند? و برخی شهرها حالت تماشاچی بی تفاوت به خود گرفته اند?
نکته بعد آنکه جنایتی مانند حادثه تروریستی تاسوکی *که طی آن جاده را بسته و مسافران بیگناه را صرفا به جرم شیعه و یا غیر بلوچ بودن به رگبار مسلسل بستند از نظر هر منطق و قانون مذهب ومسلکی در دنیا نه تنها محکوم بلکه مورد انزجار است .
در پایان این نکته را یادآور میشوم که هرگاه حکومت میخواهد جنبش یا حرکت مبارزاتی گروهی را از چشم ملت ایران بی اندازد تا سرکوب آن توجیح و راحت تر صورت بگیرد به آن تجزیه طلب اطلاق میکند چرا که میداند ملت کهنسال ایران هزاران سال با تمام مصاىب و سردی و گرمی های روزگار برادروار در کنار هم زیسته و واقعا از اینگونه تفکرات بیزار است .استفاده از پرچمی غیر از پرچم سه رنگ ایران در پس زمینه عکس های شما تقویت کننده این شاىبه است. .
حرکت شما موسوم به جندالله اگر واقعا در راستای همان مطالبی است که در نامه مورخه سه شنبه ۱۵ دسامبر ۲۰۰۹ به خامنه ای مطرح کرده اید و اگر واقعا میخواهید در این برهه حساس تاریخ ایران در کنار سایر ملت ایران به مبارزه پرداخته و مورد قبول و حمایت کل ملت ایران قرار بگیرید باید دو نکته ذیل را مد نظر قرار دهد: یک ) روشن کردن موضع جندالله در خصوص اتهام تجزیه طلبی و یا به عبارتی اعلان مواضع آن جنبش در خصوص تمامیت ارضی ایران عزیز
دو) عدم غفلت از آنکه هرگونه عملیات آن جنبش در مبارزه با باند خامنه ای و احمدی نژاد که در نامه مطرح کردید نباید کوچکترین خدشه ای به جان و مال مردم عادی حتی یک نفر وارد کند.
             با امید پیروزی جنبش ملت ستم کشیده ایران

*۲۵ اسفند ۱۳۸۴: جنگجویان جندالله با بستن جاده زابل – زاهدان در منطقه تاسوکى به روى شش خودروى عبورى آتش گشودند. در این حادثه ۲۲ نفر کشته و تعداد دیگرى نیز به گروگان گرفته شدند.

 

———————————————————————————————

متن نامه سرگشاده عبدالمالک به خامنه ای

 
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علی من اتبع الهدی
از آنجائیکه رهبری کشورایران بدست شماست و تمامی قدرت اجرائی کشور تحت امر شما قرار دارد و شما به عنوان قدرت مطلقه ایران شناخته می شوید لازم دیدم در راستای اتمام حجت در این نامه شما را مورد خطاب قرار دهم تا شاید پی به حقیقتی که امروز نظام متبوع شما با آن در بلوچستان دچار است ببرید و بدور از چاپلوسی های جاسوسان دروغگو و مزدوران منافق موضوع بلوچستان و جامعه اهلسنت را مورد بررسی قرار داده و تا دیر نشده برای حل عاقلانه آن فورا اقدام نمائید.
و خوب بدانید که آتش بلوچستان تمام ایران را فرا خواهد گرفت و بوی جنگهائی بس خونین تر از تیمور شرقی و بوسنی هرزگوین از سرزمین بلوچستان به مشام می رسد و شعله هائی از آن پس از عملیات فاروق اعظم در حسینیه علی بن ابی طالب علیه دشنام دهندگان به مقدسات اهل سنت در دارالسنة زاهدان بلند شد و اگر قیادت اهلسنت نبود آن آتش تمام بلوچستان و تمام ایران را فرا می گرفت و آنگونه که درباریانت به تو گزارش می دهند و اوضاع را عادی و ایران را امن ترین نقطه جهان و بلوچستان را امن ترین استان ایران بیان می دارد نیست و آتش بلوچستان در حال شعله ور شدن است که به زودی شعله هایش تمام ایران را فرا خواهد گرفت و همه این جنگها و خشونتها و اختلافات و درگیریها و منازعات و خونریزیها نتیجه سیاستهای فاشیستی و ضد بشری رژیم تحت قیادت شما می باشد که کارگزاران چاپلوس دربارت به غلط آن را به غرب و امریکا و انگلیس و اسرائیل نسبت می دهند تا بر جنایات خود پرده نهاده و گناه را بر گردن دیگران بیاندازند در صورتیکه کشورهای مذکور هیچ نقشی در منازعات و مبارزات بلوچستان ندارند و مقاومت و مبارزه بلوچستان برعکس ادعاهای دروغین مسئولان استانی و کشوری که آن را به بیگانگان نسبت می دهند برخاسته از متن جامعه و از میان مردم سنی و بلوچ می باشد که برای بقای خود و دفاع از دین و کیان خود برخاسته اند و این نبرد برای رسیدن به عدالت و برابری می باشد که مردم بلوچستان و جامعه اهلسنت هرگز طعم آن را نچشیده اند و همیشه تخته مشق ظالمان و ستمگرانی بوده اند که یا از سلفت ویا از خود جنابعالی فرمانبری کرده اند و در بلوچستانی که ۹۰ در صد جمعیت آن را ملت مسلمان بلوچ تشکیل می دهند هیچ حقی در تعیین سرنوشت خود ندارند و دین و مذهب و فرهنگشان مورد اهانت قرار گرفته و بزرگان قوم توسط سربازان معمولی تحقیر و تذلیل می شوند و جنایاتی وحشیانه و غیر انسانی انجام گرفته که مردم این دیار را به مبارزه واداشته است و مردم بلوچستان دفاع از خود و سرزمین و ناموس و دین را وظیفه شرعی و اسلامی و انسانی خود دانسته و در این میدان قدم نهاده اند و تا دستیابی به حقوق مشروع خود به این نبرد ادامه خواهند داد.
بلوچستان توسط قشون رضا خان با تانک و توپ تصرف شد و رهبران بلوچ توسط نیروهای متجاوز کشته و اسیر و اعدام شدند و رضاخان سیاستهای ناسیونالیسم افراطی فارسی را برای از بین بردن فرهنگ و زبان ملت بلوچ به اجرا در آورد که این سیاستها از پدر به فرزند منتقل شده تا جائیکه بر شهرها و روستاهای بلوچستان نام فارسی نهاده شد و فارسهای شیعه از دیگر نقاط ایران در مناطق شمالی بلوچستان که امروز زابل خوانده می شود اسکان داده شدند و مردم بلوچ قبل از انقلاب به ندای عدالتی که رهبر سابق نظام آیت الله خمینی سرداد لبیک گفتند و چنین پنداشتند که به رویای عزت و آزادی و برابری و مساوات و عدالت درسایه اسلام عزیز دست خواهند یافت اما غلط بود آنچه پنداشته بودند و با انقلاب ۵۷ وضع از آنچه که بود بدتر شد و فاشیسم شیعی با ناسیونالیسم افراطی فارسی مخلوط گردید و مردم بلوچ از دو ناحیه قومی و مذهبی هدف حمله قرار گرفتند و یک اقلیت شیعه و فارس که زابلی خوانده می شود حاکم بر بلوچستان دارای اکثریت سنی و بلوچ شد و با رساندن گزارشهای دروغین به تهران زمینه تهاجم همه جانب تهران علیه بلوچستان را فراهم آورد که با نام جنگ با خوانین و سردارهای مزدور بیگانه و جنگ با توده ای و کمونیست و جنگ با مواد مخدر و جنگ با وهابیت و جنگ با تجزیه طلب هزاران فرزند این دیار را به کام مرگ فرستادند و علمای این دیار را ترور کردند و مساجد و مدارس را با اتهام لانه های تروریستی و مراکز وهابیت تخریب کردند و دین و مذهب مردم را مورد اهانت قرار دادند و هزاران جنایت دیگر که بیانشان دفتری بزرگ و زمانی دراز می طلبد.
این وضعیت بوده که جوانان این دیار را مجبور به مسلح شدن و جنگیدن نموده است و از آغاز انقلاب شومی که شما اکنون رهبری آن را در دست دارید تاکنون این درگیری بین نظام و مردم بلوچ بوده است اگر چه برخی اوقات از حجمش کاسته شده است اما مدام این جنگ وجود داشته است و امروز جنبش مقاومت جندالله توانسته است تمامی نیروهای مقاومت را در کنار هم جمع کند و راه نبرد همه جانبه علیه متجاوزان و ستمگران را هموار نماید و اکنون مقاومت در بلوچستان تبدیل به درخت تنومندی شده است که ایران به جای خود جهان نمی تواند آن را نادیده گیرد و به سادگی از کنار آن بگذرد و این فقط به خاطر اخلاص و ایمان مبارزان بلوچستان بوده است و تنها هدف این مبارزات و مقاومتها دفاع از مردم و دین و ناموس مردم بوده است و جز این هیچ هدفی را دنبال نکرده است و نمی کند.
از آنجائی که این مقاومت مردمی است و به هیچ بیگانه ای کوچکترین ارتباطی ندارد و هیچ کس و قدرتی کوچکترین تاثیری بر تصمیمات گرفته شده در این مقاومت ندارد من باری دیگر به عنوان رهبر این مقاومت خواهان حل موضوع از طریق مصالحت و گفتگو هستم نه از این جهت که ضعیف هستیم یا ترسیده باشیم بلکه از آن جهت که خواهان خون ریزی و کشتار نیستیم بلکه هدف ما رسیدن به حقوق مشروع ماست و اگر حقوق مشروع ملت بلوچ به این ملت برسد دیگر نیازی به جنگ نخواهد بود و به همین جهت بوده که ما همیشه و از همان روز اول خواهان حل مسائل از راههای مسالمت آمیز بوده ایم اما مسئولان اطلاعاتی با غرور در برابر ما ایستاده و توجهی به مطالبات مشروع ما نکردند و اعضای جنبش را بدون هیچ جرمی دستگیر و اعدام کردند که در نتیجه جنبش متوسل به مقابله بالمثل شد و راه جنگ و نبرد مسلحانه را در پیش گرفت.
و امروز جنبش در اوج قدرت قرار دارد و آنگونه نیست که فرماندهان سپاه به دربارت گزارش دروغ می دهند و جنبش را یک گروه چند نفره می خوانند ، حقیقت جز این است و امروز جنبش از حمایت تمامی اقشار جامعه بلوچستان برخوردار است و دستگیریهای گسترده و اعدام های فله ای نشانگر اوج اقتدار جنبش و ریشه دار بودن جنبش و ضعف دستگاه حاکم می باشد و گزارشهای دروغین گذشته ثابت می کند که گزارشهای کنونی هم دروغ هستند زیرا مزدورانت قبلا گزارش دادند که ۹۰ درصد جنبش را از بین برده اند و گزارش دادند که توان عملیاتی جنبش را از بین برده اند و بازوی جنبش را شکستند اما تاریخ ثابت کرد که فرماندهان سپاه دروغ می گفتند و جنبش روز به روز مقتدر تر شد و امروز جنبش تبدیل به بزرگترین چالش پیش روی نظام شده است و نظام در رویاروئی با جنبش شکست خورده است و عملیاتهای مقتدرانه جنبش در بلوچستان این موضوع را ثابت می کند.
و الان جنبش وارد فاز استشهادی شده است و در یک سال سه عملیات استشهادی را به اجرا گذاشته است و هیچ قدرتی را توان مقابله با عملیات استشهادی نیست و خود عملیات های استشهادی هم پس از عملیات پیشین سرباز وارد فاز جدیدی شد و آن اینکه دیگر نیازی به فرستادن گروههای چریکی و یا حمله به پایگاهها و پاسگاهها و افراد عادی نظامی نیست بلکه جنبش به این حقیقت پی برد که این نظام متکی بر چند شخص است و با از بین رفتن این اشخاص کل نظام دگرگون خواهد شد و جنبش تمام توانش را در این زمینه به کار خواهد برد.
اما قبل از اجرای عملیات بعدی و برای آخرین بار و به عنوان اتمام حجت و جلوگیری از خون ریزی و خشونت ، جنبش حل مسائل را از طریق گفتگو و مذاکره مطرح می کند و من به عنوان رهبر مقاومت این طرح را با شما که رهبری نظام را در دست دارید در میان می گذارم و در راستای جلوگیری از جنگ و خونریزی با قلبی صادق می خواهم مسائل را حل کنم و تا دو هفته دولت را مهلت می دهم که راه مذاکره و گفتگو را پیش گیرد و گره این موضوع بدست شماست و شما می توانید به عنوان رهبر نظام در این باره تصمیم بگیرید و از ریخته شدن خونهای بیشتر جلوگیری نمائید اگر چه تجربه نشان داده است که شما جز خشونت به چیزی دیگر نمی اندیشید و از اعدام و کشتار و خونریزی و شکنجه لذت می برید اما به عنوان اتمام حجت و برای آخرین بار از شما می خواهم که در سیاستهای خود در قبال بلوچستان و اهل سنت تجدید نظر کنید و دست از قتل و کشتار و جنایت بردارید ورنه آتش بلوچستان کاخهای مجلل شما را در تهران تبدیل به خاکستر خواهد کرد و اگر تا دو هفته به این پیشنهاد صادقانه ما پاسخ داده نشد عملیاتهای جنبش با شدت تمام از سرگرفته خواهد شد و مردم ایران و جهان هم بدانند که ما خواهان کشتار و خونریزی و بمب گذاری نیستیم و این رژیم است که جنگ را بر ما تحمیل نموده است و ما را چاره ای جز دفاع نیست و دفاع حق مشروع همگان است.
والله علی ما نقول وکیل
عبدالمالک بلوچ
رهبر جنبش مقاومت جندالله

Written by kanon in: سیاسی, مقالات, نامه نگاری |
بهمن
۲۷
۱۳۸۸
۲

نگاهی به نقاط قوت و ضعف تظاهرات ۲۲ بهمن۸۸

 

   علی فرهمند
  

   
  بدون شک ۲۲ بهمن امسال هیچ برنده ای نداشت, نه حکومت و نه ملت .این نوشتار به دنبال اراىه پاسخ دو پرسش اصلی بر گرفته از فرضیه فوق می باشد. الف) چرا ملت برنده نبود?  ب)چرا حکومت برنده نبود? 
   بدیهی است مشارکت خواندگان و صاحب نظران در اراىه پاسخ پرسش های اساسی فوق میتواند به پربارتر شدن کوله بار جنبش در چگونگی اجرای تجمعات اعتراضای بعدی کمک شایانی نماید.

الف) چرا ملت برنده نبود?

بخش عمده پاسخ این پرسش در هشدارییه “کانون همبستگی ملت ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی” که در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸در نوشته ای تحت عنوان “پاتک در مقابل تک دولت کودتا”بر روی سایت کانون (  http://kanonehambastegi.com/?cat=16)  قرار گرفت , داده شده است. در این هشدارییه کارشناسان سیاسی  کانون مذکور با هوشیاری آفات برگزاری تجمع مشترک موافقان ومخالفان نظام در میدان آزادی را پیشبینی وهشدارهای لازم را به شرح ذیل داده بودند:

“۱) ما با حکومتی مواجه هستیم که به راحتی سفید را سیاه معرفی می کند و در وارونه جلوه دادن حقایق از طریق صدا و سیما وسایر تریبون های نیرنگ وفریب سوابق سیاهی دارد. بدون هیچ شکی در صورت تجمع مشترک مخالفان و موافقان حکومت در میدان ازادی شاهد تصاویر هوایی صدا وسیمای رژیم خواهیم بود که جمعیت میلیونی مخالفان را به عنوان امت حزب الله وهمیشه در صحنه جا خواهد زد.
۲)تمام چماقداران حکومت در۲۲ بهمن در کنار سایر سیاهی لشگرهای نظام برای پر کردن میدان در مکان مزبور جمعند و به همین دلیل سرکوب مردم برای انها راحتتر خواهد بود.
۳)در صورت تجمع مبارزان در مکانی غیر از ازادی یعنی در مقابل زندان اوین ضمن امنیت بیشتر مردم ,(با توجه به انکه به هر حال حکومت باید عده ای از بسیجییان وسرکوب گران را برای پر کردن میدان ازادی بفرستد)عده ای از سرکوبگران نیز برای سرکوب باید به مکانی غیر از محل تجمع دولتی بروند واین یعنی کاسته شدن از تعداد سیاهی لشگر های تلوزیونی نظام.
۴)نفس عمل تجمع مردم در مقابل یک زندان ان هم در روز جشن تولد نظام بارمعنایی سنگینی را از سرانجام یک انقلاب سیاه به دنیا مخابره خواهد کرد.”
         برای هر اهل منطقی دقت این پیشبینی و اثبات آن در روز۲۲ بهمن, روشن است .
   برخی نیز مانند;علی شکوری راد به دلایلی از قبیل موارد ذیل اشاره می کنند : “…هیچ بلندگویی در اختیاراعضاء جنبش سبز نبود. هیچ تشکیلاتی هیچ سازماندهی ای برای چگونگی حضور سبزها نکرد و وسیلۀ نقلیه برایشان مهیا نکرد. ولی تا دلتان بخواهد آنها ترسانده شدند. بازداشت های شبانه تا شب آخر ادامه داشت. سایت ها فیلتر و مجاری اطلاع رسانی مسدود بود. بسیاری از افراد موثر در بازداشت بودند و تمام ارتباط گیری ها تحت کنترل بود. احزاب و تشکلها فقط بخاطر صدور بیانیه هایی که فقط در سایت های فیلتر شده منتشر شده بودند، تهدید و اعضاء آنها احضار شدند…”( خبرنامه جنبش راه سبز,    ۲۶ بهمن ۱۳۸۸-http://www.rahesabz.net)
  والبته به نظر می رسد در کنار دلایل فوق اگر به یک دلیل اصلی نیز اشاره نشود پاسخ پرسش مطروحه کامل نخواهد بود ; ضعف رهبری جنبش در مدیریت راهپیمایان ۲۲ بهمن

ب)چرا حکومت برنده نبود?

۱)حکومت وحشت خود را از جنبش مردمی با یک لشگرکشی عظیم و جمع آوری قوای سرکوب گر بسیج وسپاه از ساسر ایران جهت اعزام به تهران آشکارا نمایان ساخت.
۲)علیرغم استفاده گسترده از مزدوران بسیجی و امثالهم نتوانست حتی میدان آزادی را کاملا پوشش دهد
۳)جلوگیری از حضور خبرنگاران خارجی در سایر خیابانهای تهران و محصور کردن ایشان در محوطه محصور شده تجمع حکومتی به همراه اقداماتی از قبیل قع اینترنت, یاهو مسنجر, پیامک و… , قوی تر از هر رسانه ای پیام وحشت حکومتی در سراشیبی پرتگاه را به دنیا مخابره کرد.
۴) علیرغم تمامی تمهیدات فوق باز هم جنبش در بسیاری از خیابانهای تهران و شهرهای دیگر خود را نمایان ساخت و با فریاد های مرگ بر دیکتاتور خواب خوش دیکتاتوران حاکم بر ایران را از زنده بودن جنبش متوحش ساخت.
 

Written by kanon in: سیاسی, مقالات |
بهمن
۲۳
۱۳۸۸
۲

اتحاد ایرانی

 

  ملت ایران در طول تاریخ کهنسال خود با اتحادی تاریخی حماسه های باشکوه بسیاری را رغم زده اند.این ملت بیگانگان بسیاری را از این اب وخاک رانده اند.مهاجمان به ایران قبل از مواجهه با قوای مرکزی همواره مرزنشینان مبارز ایرانی را در صف اول دفاع از ایران یافته اند.هموطنان ما در کردستان واذربایجان..خوزستان وبلوچستان و در جای جای مرزهای ایران بارها چنین کرده اند.انقلاب مشروطه جنبش ملی شدن نفت ایران.. اتحاد اذربایجان و بختیاری وگیلان در دفاع از ازادیخواهان تهران و دفع محمد علیشاه ..دفع تجاوز بعثی ها گوشه هایی از روح اتحاد هین ملت است که اکنون با بغض بدخواهان مواجه شدهاست.                                     

     ۳۰ سال اساس کار و تلاش دیکتاتوری شیطانی ( نام واقعی حکومت کنونی ) بر این بود که این روح اتحاد و یکپارچگی ملی را با استفاده از اصل ماکیاولیستی و معروف تفرقه بیانداز و حکومت کن از هم بپاشد تا بلکه به این طریق به حیات ننگین این حکومت ضد ملی , ضد دینی و در یک کلام ضد بشری تداوم بخشد .کرد را به ترک , ترک را به فارس وبلوچ را به هر سه بدبین میکردند در حالی که اقوام غیور ایرانی مانند گلهای یک گلستان هزاران سال در کنار هم با اتحاد و برادری  زیسته اند.
      شیعه را از سنی و بهایی را از هردو جدا میکردند , این در حالی است که همان کتاب قرآنی که داىما مسابقات حفظ و روخوانی ان را با میهمانانی از بورکینافاسو تا لبنان برگزار میکنند به صراحت تاکید     می کند:”اجباری در دین نیست ,هدایت از گمراهی مشخص شده است ”
    مذهبی را به غیر مذهبی و غیر مذهبی را به مذهبی  , اپوزسیون خارج کشور را به اپوزوسیون داخل و خلاصه در یک کلام همه را به نوعی به هم بدبین  یا در صفوف شیر و نان با هم درگیر کرده بودند.
       اما با غرش ملت ایران در فردای کودتای ۲۲ خرداد۸۸ تمام این تلاش ها  بی ثمر و خنثی شده است .پرده ها در حال افتادن و توطىه ها یکی پس از دیگری افشا می شوند.شیخ فضل الله های دیروز و اخوند جنتی های امروز راه بجایی نخواهند برد.
     ایران عزیز در پیج سرنوشت ساز بسیار خطیری قرار گرفته است که بدون شک تاثیرات جنبش بزرگ ملی کنونی پس از پیروزی , تا سالیان دراز نه تنها سرنوشت ملت ایران با تمام اقوام ان بلکه فراتر از ان ارایش سیاسی منطقه خاورمیانه را تغییر خواهد داد.
     امروز دنیا به سوی جهانی شدن در حرکت است , یعنی در دنیای مدرن مرزهای ملی احساس تنگی و فشار ایجاد میکند پس  وای به حال مرزهای قومی و قبیله ای یا مذهبی یا ایدىولوژیک که کارکردی ندارد جز انکه انسانی را که می تواند جهانی فکر کند را در مرز وکلیشه و چهارچوبی محدود زندانی کند….همه جای ایران سرای من است.
   اتحاد  همه جانبه حاصل نخواهد شد مگر از همین امروز همه ما هر یک به شکلی بتوانیم کلیشه های استاندارد شده و قدیمی ذهن خود را نسبت به بسیاری از باورها ی غلط تغییر داده و اماده ان  باشیم که اغوش خود را به روی همه ملت ایران  در سراسر جهان که در اصل لزوم سرنگونی دیکتاتوری شیطانی , هم رای اند بگشاییم.
  سلطنت طلب و کمونیست و اصلاح طلب و شیعه و سنی و کرد وفارس و ترک وبلوچ و تمام کلیشه ها را کنار گذاشته یا لااقل ان را چماقی برای کوبیدن سایرین قرار نداده و تنها به یک نقطه کانونی بیاندیشیم; همبستگی برای سرنگونی دیکتاتوری شیطان.
  به قول بابا طاهر;
 خوشا آنان که از پا سر ندونند
                  میان شعله خشک و تر ندونند
کنشت و کعبه و بتخانه و دیر
                 سرایی خالی از دلبر ندانند

  نتیجه
   حقیقت بزرگ تر از آن است که فردی یا قومی یا مکتبی ادعا کند همه آن نزد من است, بلکه هر مکتبی در بردارنده بخشی از حقیقت است نه کل آن , از اینرو  باید بنیادهای کثرت‌گرایی اجتماعی و سیاسی به رسمیت شناخته شود .
        گفتگوی سازنده و همراه با احترام همه گروههای سیاسی , قومی و فکری نه تنها مذموم نیست بلکه  بسیارپسندیده است اما هر گفتگویی زمانی نتیجه بخش است که در ابتدای امر اساس کار بر نفی هویت طرف مقابل گذاشته نشده باشد .     نبش قبر کردن گذشته مبارزی که امروز در میدان مبارزه است هیچ سودی ندارد جز ایجاد تفرق در صفوف خودی و بازی خوردن همان توطىه ۳۰  ساله دشمن.
   اقوام ایرانی بدانند که در این ۳۰ سال فقط آنها نبودند که زیر فقر و سرکوب و فشار قرار داشتند بلکه تمامی ملت ایران در این ۳۰ سال همچون شمع سوخت , پس ای مرز نشین با غیرت ایرانی که در درازای تاریخ همواره صف اول جانفشانی برای این آب و خاک بودی مبادا که امروز اغوای حکومت اهریمنی موثر افتاده و تو فقط تماشاچی به خون غلطیدن برادران وخواهران ایرانیت در تهران باشی.  من اگر بنشینم
      تو اگر بنشینی
    چه کسی برخیزد?
     من اگر برخیزم
      تو اگر برخیزی
       همه بر می خیزند
               ——————–
 علی فرهمند , عضو شورای مرکزی کانون همبستگی ملت ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی

 

Written by kanon in: اجتماعی, سیاسی, مقالات |
بهمن
۱۸
۱۳۸۸
۲

ده سوال از کروبی در رابطه با ۲۲ بهمن وعزل خامنه ای (در انتظار پاسخ)

مهدی کروبی

من چند تا سوال از شما  آقای کروبی با توجه بیانه رسمی خود شما که در تاریخ تاریخ ارسال خبر : چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ و ساعت ۱۸:۳۵ که در سحام نیوز در رابطه با راهپیمائی ۲۲منتشر نموده اید  دارم وبرای پاسخگوئی از طریق ایمیل kanonehambastegi@gmail.com   منتظر خواهم شد

سرهنگ مستعفی نیروی انتظامی محمد رضا آرین  

۱- اگر بر این باور هستید میزان رای مردم است.

۲- اگر باورمند به این هستید دولت با رای مردم درراس امور نیست.

۳- اگر معتقد هستید به مردم خیانت شده ودر حکومت اسلامی به انها تجاوز شده.

۴- اگر باور دارید دادگاها ی جمهوری اسلامی فرمایشی هستند (اصل ۳۸ قانون اساسی).

۵- اگر باور دارید شورای نگهبان با ساتور نظارت استصوابی به جان مردم افتاده است.

۶- اگر بر این باور هستید که در کشور عدالت وجود ندارد اصل ۱۰۹قانون اساسی.

۷- اگر معتقد ومطئن هستید کشور را فساد بر داشته است.

۸- اگر قبول دارید آقای خامنه ای حکم ریاست جمهوری را به احمدی نژاد تنفیذ کرده.

۹- اگر قبول دارید که الان حقوق مردم رعایت نمی گردد.

۱۰- اگر معتقد و مطمئن هستید و میگوئید که این دولت با رای مردم سر کار نیامده.

واگر های بیشمار دیگر

پس باید قبول بکنید یا شما دربرداشتهایتان دچار توهم شده اید واین همه قتل وکشتار جنایت وتجاوز خواب وخیال است

یا با این ده مورد میتوان ثابت کرد که رهبر جمهوری اسلام برابر همان قانون اساسی ماده (اصل۱۱۱ قانون اساسی ،هرگاه رهبر ازانجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی ازشرایط مذکور دراصول پنجم و ۱۰۹ گردد یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است ازمفام خود برکنار خواهد شد. در صورت عزل رهبر ویا فوت، کناره گیری واستعفای او و یا هرگاه به هردلیلی رهبر توان انجام وظایف خود را از دست دهد، خبرگان رهبری موظّف است رهبر جدید را درنخسین فرصت تعیین کند و تا هنگامی معرّفی رهبر جدید،شورایی مرکّب از رییس جمهور، رییس قوه قضاییّه ویکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، تشکیل می گردد وبرخی از وظایف رهبر را که دراصل ۱۱۱ به آن اشاره شده است، انجام می دهد که شما قبولش دارید ، لذا رهبر در حقیقت مسئول مستقیم اداره کشور است پس رهبر شرایط لازم را برای ادمه رهبری از دست داده وبایستی هر چه زودتر قبای رهبری را از تنش در بیاورید واگر توان انرا ندارید چرا از اعلام واقعیت سر باز میزنید مگر نه اینک شما اعلام میکنید اب از سرتان گذاشته وواهمه ای ندارید .

پس این هم دست به عصا راه رفتن برای چیست

چرا حقیقت را راست وپوست کنده به مردم نمی گوئید هر جا گندی زده میشود منتصبش میکنید به رئیس دولت، اگر رئیس دولت افسار کسیخته عمل میکند مگر نه اینکه این پالان را رهبر منفعل جمهوری اسلامی بر تنش کرده

مگر غیر از اینست که همه امورات سه قوه وصدا وسیما ورسانه های موجود فعلی زیر نظر مستقیم وغیر مستقیم رهبری بوده وهمه چیز به خیمه وخرگاه رهبری ختم میگردد. وقتی رئیس جمهور تحمیلی بر مردم توسط رهبر بر جامعه تحمیل شده، پس نمی تواند ونباید خواسته های مردم را عملی کند در حقیقت شاگرد پادوی آقای خامنه ای است و خامنه ای در تمام جنایت های اتفاق افتاده که خود شما قبول دارید که جنایت است بطور مستقیم مسئول ومجرم است  واحمدی نژاد وروسای قوای دیگر مجرم به معاونت در جرم میباشند  لذا ضروری است مجرم ردیف اول را مخاطب قرار دهید/

اگر غیر از اینست روشن  و به طور واضح بدون لا پوشانی برای تنویر افکار عموی نظرتان را اعلام نمائید.

بقول خود شما شتر سواری دولا دولا امکان پذیر نیست  ودر آخر بفرمائید  شما از چه زمانی متوجه شدید که شورای نگهبان بدینگونه با ساتور نظارت استصوابی با چهره های شاخص بقول شما برخورد میکند آیا برخورد مربوط به همین دوره بوده یا از قبل هم بدینگونه بوده اگر بوده است چرا الان انسانیت  وانسان دوستی شما گل کرده است البته قابل تقدیر است کاشکی دیگران هم  که بر صندلی قدرت اما لرزان لمیده اند مانند شما به خود بیایند

واگر برین باور هستید که حکومت جابر است وظالم وفاسد پس چرا به جای رجوع بمردم دست به دامن آنها میشوید لطفا روشن پاسخ دهید

جهت اطلاع خوانندگان ارجمند عرض مینمایم این پرسشها از طریق سایت های

۱- پایگاه خبری سایتک http://www.parstools.com/sendform/default.asp

2- سایت بالاترین

۳- سایت دنباله http://donbaleh.com/link/223392

4-سایت خبر گذاری فارس info@farsnews.ir

5-سایت جنبش راه سبز -خانه (جرس) sardabir@rahesabz.net

6- سایت سحام نیوز سایت آقای کروبی http://www.etemadmelli.org/?xid=0005020003000700000

7- سایت تابناک محسن رضائی http://www.tabnak.ir/fa/pages/contact.php

8- روزنامه جام جم www.jamejamonline.ir

9- روزنامه کیهان شریعت مداری www.kayhannews.com

10- ایران پرس نیوز http://www.iranpressnews.com/contact/envoi.php

11- ایران ب ب ب http://iranbbb.org/index.php

12- خبر انلیان polotics@khabaronline.ir

13- پرس دلی نیوز http://parsdailynews.com/thanks.php

14- روزنامه کیهان لندن info@kayhanlondon.com

جهت پاسخگوی برای آقای کروبی ارسال شده است

 

 

متن کامل این بیانیه اقای کروبی  که در سایت سحام نیوز آمده به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم

ملت بزرگ و سربلند ایران

اکنون که در آستانه ۲۲ بهمن و سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام هستیم، لازم دانستم ضمن گرامیداشت این روز و اداء احترام به شهیدان که استقلال و آزادی را توامان با جمهوری اسلامی طلب می کردند، به عنوان خدمتگزاری کوچک که در تمام فراز و نشیب های نیم قرن گذشته حضور فعالی داشتم، نکاتی چند را با شما صاحبان اصلی این انقلاب ، نظام و کشور در میان گذارم. با این امید که مسئولان محترم مخصوصا دلسوزان نظام عاقلانه، عادلانه، منصفانه و به دور از حب و بغض های سیاسی، جریانی و جناحی به آن توجه نمایند. به ویژه آنکه مهدی کروبی از لحاظ سن و سال دیگر در وضعیتی نیست که رفتار او را بتوان با انگیزه های سیاسی و رسیدن به پست و مقام و امور دنیوی تخطئه نمود. اگر در پی آن بودم باید عافیت طلبی پیشه نموده و افسار اشتر سرکش سیاست ایران را رها و از حقوق مردم و آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم می کردم و مورد احترام ارباب قدرت قرار می گرفتم. ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت. این پیمان ناگسستنی مهدی کروبی با ملت بزرگ ایران است. اکنون توجه برادران و خواهران عزیز را به چند نکته مهم جلب می نمایم.

۱- همه با هم، آرام و با صلابت در سالروز ۲۲بهمن که یادآور تجلی باور دینی و عزم ملی مردم شریف ایران و نقطه عطفی در تاریخ پر افتخار کشورمان است، در راهپیمائی شرکت می کنیم. این روز به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و روز افتخار و سربلندی تمام ملت ایران است. در این روز می کوشیم تا دستاوردها و آرمان های امیدبخش که برخی از آن یا به فراموشی سپرده شده و یا به انحراف رفته را با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت زبانی و فیزیکی مطالبه کنیم. این مطالبات قانونی حق مردم است که در انقلاب ۵۷ عهد مردم و با جمهوری اسلامی بوده است و این روزها صاحبان قدرت آن را در صندوق خانه قدرت پنهان ساخته اند. ۲۲ بهمن در یک کلام روز مردم است. شهید آیت الله مدرس در ارتباط با پیمان مردم و حکومت بعد از بیان مرتبه ولایت پیامبر و معصومین که ماموریت مستقیم الهی دارند به زیبائی می گوید: یک مرتبه مثل زمان ما که این طور پیش آمده است آن حاکم و سائس از جانب ملت است ، در این صورت وظیفه او اجرای دستوری است که ملت به او می دهد و هر دستوری از تعمیر بلاد و تامین عباد این ملت � قانون اساسی دستوری است که ملت به آن شخص می دهد و آن حاکم و سائس اگر بر طبق آن عمل نکرد ظالم و متعدی و لازم الرفع است.

۲- در حالی به استقبال سالروز ۲۲ بهمن امسال می رویم که دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام بشدت زیر سوال رفته است. انتخابات ریاست جمهوری دهم همراه شد با مهندسی آرای مردم. پاسخ سوال ساده مردم در راهپیمایی عظیم سکوت ۲۵ خرداد و پس از آن (رای من کو) با خشونت و سرکوب مواجه و موجب شکسته شدن دیوارهای اعتماد میان مردم و حاکمیت شد. این امر بستری را بوجود آورد که میراث امام خمینی و خون بهای شهیدان با بزرگترین چالش سه دهه اخیر روبرو گردد. مردم خوب می دانند و مسئولان نیز باید بدانند که راه حل مشکلات پیش آمده نه پاک کردن صورت مساله است و نه داغ و درفش. باید مردم را در امور کشور و مطالبه حقوق شان جدی گرفت و همراه مردم و در جهت خواست و منافع و مصالح آنان حرکت نمود. سرکوب، بازداشت و زندان فله ای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و دانشجویان، دادگاه های نمایشی، اعدام و اعمال مجازات های سنگین و ایجاد فضای امنیتی راهکار مناسبی برای مهار آنچه رخ داده و می دهد نیست. تمکین به خواست ملت و به رسمیت شناختن حقوق آنان راه خروج از بحران موجود است. من از مراجع بزرگ تقلید و علمای اعلام و حوزه های علمیه و تمام رجال و شخصیت های معتبر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و نیز از عقلای بزرگ قوم از سر دلسوزی درخواست می کنم تا دیر نشده بدور از مشاجرات لفظی بی حاصل، با ارائه طرح های واقع بینانه به داد اسلام و مردم برسند. مراجع معزز میدانند که آنچه امروز بر این کشور و مردم می گذرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم، بنام اسلام و تشیع و روحانیت است. بنابراین هر کس به اندازه توانش باید از آبروی اسلام و حقوق مردم دفاع کند. متولیان امر هم شیوه و روش خود را عوض کنند و بدانند که نه سکوت و عقب نشینی ما و نه تهدید و ارعاب و خشونت آنان مشکل را حل نمی کند.

۳- در این روزها مردم این صاحبان اصلی انقلاب بدلائل متعددی از جمله اقتصادی، سیاسی و امنیتی و بویژه بی توجهی به حقوق شهروندی شرایط سختی را می گذرانند. انکار این شرایط ، حقیقت و واقعیت را تغییر نمی دهد ولو آنکه نام آن را عده ای �فتنه� و عده ای دیگر �بحران� و یا واژه ای دیگر بگذارند. یکی از بزرگترین مشکلات امروز کشور همین انکار مشکلات یا دلخوش نمودن به نام های دیگر است. حضرات نه تنها تلاش می کنند معضل را نبینند و آن را نپذیرند بلکه سعی می کنند واقعیت های تلخ موجود را با شبیه سازی های ناشیانه و بچگانه وارونه جلوه دهند. فلذا قدمی در جهت علاج آن بر نمی دارند. درحالی که از اداره امور ساده کشور درمانده اند، ادعای اداره امور جهان را دارند. افزایش مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اخلاقی صدای دوستان و هم پیمانان مجلسی خودشان را درآورده و علیرغم شعار �عدالت و مهرورزی و خدمت به بندگان خدا� نابرابری و تبعیض در جامعه موج می زند. تبعیض و فساد دولتی بحدی افزایش یافته که بنا بر آخرین آمارهای بین المللی کشورمان دراین امر با سقوط معنی داری در رتبه ۱۶۸ کشور دنیا قرار گرفته است.

۴- متاسفانه علیرغم آموزه های اسلام فضای جامعه آکنده از تزویر، چاپلوسی، دروغ و رواج مدح و ثنا گردیده است. از یک سو متملقان پست و از سویی دیگر افراطی های بی مایه میانداری می کنند و عرصه را بر عالمان و اندیشمندان و عقلا تنگ نموده و بازار تهمت و افترا و هتک حرمت چنان داغ شده که ارکان نظام، انقلاب و یاران با وفای امام از باران گستاخی ها در امان نیستند. بی هویت های خشک مغز با چشمان بسته و دهان های باز در کمال امنیت، بدون پروا مداحی و خودفروشی می کنند و با ایراد تهمت و افترا عرصه را بر پاکان و نیکان تنگ کرده که از این آشفته بازار باید به خدا پناه برد. به یاد داریم که امام امت نه تنها در حفظ آبرو و شئون همگان با تمام وجود مراقبت می فرمود بلکه حتی مدح و ثنای چهره های شناخته شده و عالی مقام را بر نمی تافت و نهیب می زد که نفس انسان سرکش و طغیانگر است. از این تعریف و تمجید و تعارض ها با من نکنید مبادا وسوسه شده و باورم شود. اگر دنبال راه حل اصولی هستیم باید:

� بر دهان ثناگویان متملق خاک ریخت و دست و زبان و قلم خشونت گرایان بی سرمایه مهار و کنترل شود و بازار دین فروشی و انحصار طلبی طرد گردد.

� تمام اصول قانون اساسی بطور کامل اجرا گردد و حق انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان در همه انتخابات ها از مجلس خبرگان رهبری گرفته تا مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری رعایت شود. بدعت زشت شورای نگهبان که تمام ایرانیان از جمله چهره های شاخص و شناخته شده را به ساتور نظارت استصوابی می سپارد باید حذف گردد. میزان باید فقط رای ملت باشد نه گزینش و مهندسی آرای مردم بر اساس سلایق عده ای خاص. من مطمئن هستم مردم شریف ایران با عنایت به فضای مذهبی قطعا افراد صالح، سالم، متعهد و متخصص را بر مصدر امور خواهند نشاند.

� آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی

� فضای باز مطبوعات و به رسمیت شناختن نقد و نقادی و بازگرداندن آرامش به دانشگاه ها تحقق یابد

� فضای امنیتی و جو پلیسی و محیط رعب و وحشت برداشته شود، در این فضا بستر وحدت و همکاری نیست.

و صد البته که در این صورت بایدهای فراوانی هم متوجه جریان معترض که در حال حاضر از فرط مظلومیت سکوت پیشه نموده اند خواهد بود. هشدار که مبادا تمامیت خواهان شما را به ساختار شکنی وادار نموده که این امر خواست مخالفان و دشمنان حرکت مسالمت آمیز شماست. رفتن در فضای خشونت و یا گرفتار شدن در فضایی که ممکن است خود به نام شما طراحی کرده و مرتکب رفتاری خلاف مصلحت و مقررات شوند، خواست سرکوبگران بی منطق است. هشدار که مبادا عوامل نفوذی و بیگانگان و اجانب در صفوف شما رخنه نموده و ارزش های دینی و اخلاقی و ملی را خدشه دار نمایند. من رسما اعلام می کنم دوستان و یاران ما از مقدمات و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و سرنوشت رای شان سوال داشتند. آنان حقوقی شرعی و قانونی خود را با تاکید بر اسلام و نظام و منافع ملی آنهم با سکوت و آرامش مطالبه نمودند که جا دارد از عوامل اجرایی، نظارتی، امنیتی، پلیسی و رسانه ای شوال شود که چه کردید که چنین شد و چرا کار به اینجا کشید؟ آیا افق آینده اینگونه رفتارها و برخوردها را مورد مطالعه قرار داده اید؟

آخرین کلام، لازم است مردم عزیز خصوصا قشر تحصیل کرده و طبقه جوان توجه داشته باشند که آنچه امروز به نام جنبش اعتراضی در جامعه جریان دارد یک ایدئولوژی فراگیر نیست که خط کشی های سفت و سخت داشته باشد و افراد را بر اساس آن گزینش نموده و مسئولیت رفتار تمام حاضران در آن را بپذیرند. این جنبش برای دفاع از عقیده یا مرام سیاسی و دینی خاصی نیست طبعا افراد موجود در آن دارای آرا و عقاید گوناگونی هستند که هر یک از ما می توانیم با آنها موافق یا مخالف باشیم. فصل مشترک این جنبش استیفای حق رای، انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی، اصلاح شیوه حکومت داری و قانون مداری و رعایت حقوق شهروندی مردم است. بدون شک بالا بردن مطالبات و انحراف از اهداف ذکر شده دست آویزی برای سرکوب خشن این حرکت می گردد. لذا من به عنوان پدری پیر به جوانان عزیز و به عنوان برادری سرد و گرم چشیده و آب از سر گذشته به پیران و میان سالان عرض می کنم طرح مباحث دیگر به جز خواسته بحق و قانونی، انحراف از مسیر است و این خواست مخالفان این جنبش و در مواردی ساخته و پرداخته آنان یا عوامل نفوذی می باشد. به امید روزی که اصحاب حکومت و ارباب قدرت عقل، عدل و انصاف را بیاری بخواهند و موجبات خشنودی اولیای اسلام و مردم ایران را در پرتو به رسمیت شناختن حقوق مردم، فراهم نمایند.

و آخردعوانا ان الحمد لله رب العالمین

مهدی کروبی

۱۴ بهمن ۱۳۸۸

تاریخ ارسال خبر : چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ و ساعت ۱۸:۳۵

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

footprint