مرداد
۰۵
۱۳۸۹
۲

پاسخ به سوالات نخبگان و دانشجویان در خصوص مسائل داخلی و بین المللی

 پاسخ آقای محمد رضا مدحی ( سید رضا حسینی  ) دبیر کل جنبش جمع یاران به سوالات نخبگان و دانشجویان ، و بعضی دیگر از علاقمندان آشنایی به جنبش جمع یاران ، در خصوص مسائل داخلی و بین المللی – بخش اول 

۱- سوال:

آقای مدحی شما تاکنون در باره جنبش جمع یاران در مصاحبه ها و نوشته های خود مطالبی را مطرح کردید. لطفا بفرمایید که پایگاه اجتماعی این جنبش چیست و به لحاظ سیاسی در چه وضعیتی قرار دارد؟ اصلا چه لزومی به تاسیس این جنبش بوده است؟ منظورم این است که آیا این جنبش قادر است به یک آلترناتیوی در عرصه سیاسی ایران تبدیل شود؟

جواب: با سلام درود پیشگاه حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اروحنا لتراب مقدمه الفداء و شهدای اسلام علیه السلام و خدمت مردم شریف و آزاده ایران و عرض تبریک اعیاد شعبانیه . باید به استحضارتان برسانم :

این جنبش شامل است از رزمندگان دوران دفاع مقدس، جانبازان و آزادگان، نیروهای نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، مسئولین دستگاه های حساس و اجرایی کشور، بسیاری از مقامات فعلی، بسیاری از مخالفین سیاسی، شماری از تبعدیان و پناهنجویان، همه جوانان، زنان و کلا مردم سرافراز ایران در صورتی که علاقه داشته باشند و این افتخار را به جنبش بدهند.

وضعیت سیاسی جنبش رو به رشد است. آنقدر مهم است که وزیر اطلاعات و فرمانده سپاه به قدرت کوبنده و نفس گیر آن اذعان می نمایند.

مردم از بسیاری از مسئولین کنونی خسته شده اند. بین نسل جدید و شماری از دیناسورهای سیاسی ماقبل تاریخ ایران چند نسل فاصله است. اینها زبان و انتظارات یکدیگر را درک نمی کنند. متاسفانه سیستم بازنشستگی در ایران معنی ندارد. آقای هلموت کهل پس از طی ۴ دوره صدارت درخشان و خدمت برجسته در آلمان که نقش مهم و مثبتی در فروپاشی شوروی، اتحاد دو آلمان و معرفی حوزه پولی یورو داشت بلافاصله پس از رسیدن به سن بازنشستگی، خیلی راحت بازنشست شد. در جهان اسلام نیز ما شاهد بازنشستگی آقای ماهاتیر محمد نخست وزیر مالزی بودیم. ایشان نقش اصلی را در رشد و توسعه مالزی و تبدیل این کشور به قدرتمندترین کشور آسه آن داشت.

تندروهای دو جریان چپ و راست کشور را به یک وضعیت بن بست فعلی سوق داده و هدایت کرده اند بدون قضاوت اینکه کدام درست و کدام نادرست هستند. مردم هرچه دستشان بود دریغ نورزیدند. در همه عرصه ها و صحنه ها حضور فعال و ایثارگرانه داشتند. به هرحال عده ای نمی گذارند کارها به جلو برود و اوضاع خیلی پیچیده، حساس، شکننده و بحرانی شده است.

فلسفه وجودی جنبش جمع یاران احساس نیاز به حضور، ضرورت ادای دین و عمل به تعهدات و پایبندی به آرمانهایی بود که با دوستان شهیدمان و نسل خودمان بر سر احقاق آنها به اجماع رسیده بودیم و همچنین تعهدهای اجتماعی که به نسل پس از خود داشتیم و داریم بوده است . شاید بسیاری از افرادی که با جنبش جمع یاران مرتبط هستند اساسا علاقه ای به کار سیاسی نداشته باشند و قرائتشان از امروز، بازی های فضیلت کُش سیاسی باشد اما دلیل حضور خودشان را تعهد اجتماعی قلمداد میکنند.

با عنایت به مسائلی که پس از جنگ و یا در حین جنگ رخ داد مکرراً شاهد بودیم دلسوزان واقعی انقلاب و کسانی که حقیقتا پایبند به آرمانها و ارزشها بودند از مدت ها پیش فریاد میزنند که عده ای از دشمنان واقعی انقلاب در لباس دینداری و با  تفکرات مسموم و فوق رادیکال که در اوایل انقلاب نیز با بی محلی مردم و توصیه های امام منزوی شده بودند به صورت خاموش و غواصی در سیاست گزاری های کشور نفوذ کردند و امروز میبینیم علیرغم در اقلیت بودن گفتمان غالب هستند و پست های کلیدی نظام را اشغال نموده اند جریاناتی که  برای ضربه زدن و نابود کردن اندیشه های اصیل و آرمانهای والای اوایل انقلاب  و همه کسانی که با اعتقاد برای اجرای آن اندیشه ها کار کرده‌اند تلاش می‌کنند.

لذااز آنجایی که دیدیم این جریانات با یک سازو کار علمی برای تسخیر سنگرها و گذاشتن صندلی هایشان بر خون همسنگرانمان تلاش میکنند ما نیز تصمیم گرفتیم کسانی که با ما در این مسیر هم عقیده هستند جمع کنیم و در قالب هیئت به صورت منظم با یکدیگر ارتباط داشته باشیم و افکارمان و تلاشهایمان را در جهت خنثی سازی های جریان مذکور مبادله کنیم بدین صورت جنبش جمع یاران تشکیل شد که به صورت خلاصه میتوان گفت مهمترین مولفه ایجاد این مجموعه احساس دین در مقابل تعهدات اجتماعی بود.

ابتدا از ایده آل های اجتماعی عبور میکنیم و نگاهی به فضای کنونی جامعه از حیث فرهنگی می اندازیم ، با انچه پیشتر گفتم مشخص شد که ستون فقرات جنبش و اساسا فلسفه وجودی جنبش زائده تفکری بود که آرمانهایش را از دست رفته میدید بنابراین قاطبه افراد مرتبط با جنبش از طیف ایثارگران و رزمندگان دوران دفاع مقدس هستند البته که خانواده معظم شهدا و جانبازان نیز سهامداران اصلی این جنبش هستند در طول دفاع مقدس عده بسیاری در جنگ حضور پیدا کردند و فضای معنوی آن دوران ، حس میهن پرستی ، دفاع از آرمانها، فوران حس هم نوعی و  حس نزدیک بودن مردم به یکدیگر، ساختن با تمام مشکلات اقتصادی جنگ و تمام اینها را از نزدیک لمس نمودند این افراد امروز در بطن جامعه حضور دارند این افراد امروز دارای همسر و فرزند هستند ، خوب این تعداد ناراضی هستند در مثال دیگر به خانواده شهدا نگاه کنیم حالا ما آنها را می بینیم که شناخته شده هستند و اخبار نا رضایتی شان بیرون می آید. خانوده شهیدان باکری مجبور میشوند با رادیو فردا مصاحبه کنند یعنی گوش مسئولین شنوا نبوده و اینها مجبور شدند به آنجا شکایت ببرند ، فرزند شهید بروجردی همینطور، میبینیم که طیف گسترده ای به ستون فقرات جنبش جمع یاران نزدیک هستند اگر عضو نیستند باورمند به همین تفکراتی هستند که جنبش امروز برای احقاق آنها مبارزه میکند میتوانیم بگوییم پایگاه اجتماعی جنبش به واسطه طیف گسترده همفکران بسیار قوی است.آنقدر قوی که وزیر اطلاعات عالیترین مقام اطلاعاتی کشور در اظهار نظری به این مخالفین و افراد جدا شده از جمعشان اذعان میکند یا اظهارات چند روز پیش فرمانده سپاه و رئیس اداره سیاسی آن مجموعه ، آنقدر این طیف را گشترده میبینند که مجبور میشوند به این حضور اعتراف کنند قطعا اگر این حضور ناچیز بود هیچوقت به آن اشاره نمیکردند از آنجایی که زیاد با دوران دفاع مقدس و اوایل انقلاب فاصله نگرفته ایم  نسل خاکریزی ها کماکان در راس بسیاری از پست ها حضور دارند و خانوده آنها نیز در بطن جامعه هستند و این طیف با این وضعیت تاثیر بسزایی میتوانند داشته باشند لذا میتوانم بگویم بله با توجه به آنچه ذکر نمودم جنبش میتواند به یک آلترناتیو در عرصه سیاسی تبدیل شود.

لذا احساس می شود یک نیروی سومی باید پا به عرصه سیاسی ایران بگذارد. سیاست، همواره عرصه عمل و تفاهم است. کار و زار و جنگ و نزاع مربوط به جبهه هاست. برخی این مهم را فراموش کرده اند. باید مانع از سرخوردگی، فرسودگی و ناامیدی نیروهای سازنده کشور شد. چیزی از اقتصاد و معیشت برای مردم ایران برجای نمانده است. دولت به روزمرگی افتاده و با فروش نفت شکم مردم را بشکل بخور و نمیر سیر می کند. چرخ تولید از کار افتاده، روند جذب سرمایه گذاری خارجی به حداقل ممکن رسیده، صنایع نفت و گاز فرسوده شده و حتی بازار حامی احمدی نژاد نیز با دولت در افتاده است. وضعیت اسفبار بین المللی ایران نیز جای خود دارد. نمی خواهم سیاه نمایی کنم ولی سیاه است و برای سفید جلوه دادن هم نمی شود کاری کرد. تنها چیزی که به فکر آدمی می رسد ظهور یک نیروی سوم در عرصه سیاسی کشور است البته، پناه به خدا، نه به شکل رضاخانی بلکه با تفاهم و همیاری مردم.
قطعا جنبش با توجه به دارا بودن طیف گسترده نیروهای فکری و اجرایی و نفوذ در همه مسئولیتهای حوزه های سیاسی و امینتی و اطلاعاتی و اجرایی کشور، قابلیت تبدیل شدن به یک آلترناتیو در عرصه سیاسی کشور را دارد.

 ۲- سوال:

لطفا برنامه های آتی خود را برای ایفای نقش در هدایت جنبش سیاسی و اجتماعی مردم ایران توضیح دهید.

 جواب:

ارائه نقشه راه مبارزاتی مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت

تجزیه و تحلیل تحولات جاری و پیش بینی رخدادهای آتی

ارائه هشدارهای امنیتی و سیاسی در ابعاد داخلی و خارجی

خنثی سازی فشارهای حاکمیتی بر مردم و فعالین سیاسی از طریق اعمال فشار متقابل

ظرفیت سازی از طریق توسعه نیروهای کمی و کیفی

آماده سازی جنبش برای مشارکت سیاسی و مدنی فعال به ویژه برای انتخاباتهای آتی.

۳- سوال :

 شما از نزدیک ناظر بر تحولات سیاسی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده و اکنون نیز شاهد به بیراهه رفتن آرمان های انقلاب هستید. اصلا چه شد که به اینجا رسیدیم؟ آیا رسیدن به وضعیت کنونی هدف بوده یا اینکه هدف چیز دیگری بوده است؟ چگونه می توان انقلاب را به مسیر اصلی آن بازگرداند؟

جواب :

دردها زیاد است و تشریح آن در این مجال نمی گنجد، ولی بصورت گذرا باید عرض کنم.

ما از دیر باز با این قشر مشکل داشتیم .آنها در اوایل انقلاب با تندروی هایی که انجام دادند نزد مردم منزوی شدند و امام نیز آنها را طرد کرد اما در خفا تفکری را بنیان نهادند  جریانی تندرو که مولد یک نظام سیاسی دیگر با تفکراتی بسیار رادیکال خواهند بود  البته در محافل، نهادها و مراکز سیاسی و حوزوی حامیان این تفکر در اقلیت هستند و مدافعان تشکیلاتیشان کم ، اما به واسطه نفوذی که در بیت رهبری و سپاه پاسداران و همچنین برخی دستگاه ها به دست آورده اند یک تفکر پشت پرده ،خاموش اما بسیار تاثیرگزار هستند نظام سیاسی ایده آلشان با مدل فعلی نظام همسان نیست. آنها سعی می‌کنند بر بستر فعلی سخن گوید و بر این بستر، بستر آتی را براساس نظرات خود طراحی کند. آنها از مدت ها پیش برنامه ریزی کردند و طیف گسترده ای را نیز حذف کردند و امروز به اینجا رسیدند میتوان با قاطعیت گفت اینها بقایای جریان منحلۀ حجتیه هستند که در گذشته دلسوزان حقیقی آنها را منزوی کردند و حال که به قدرت رسیدند به هیچ کس رحم نمیکنند و اینگونه قلع و قم میکنند همانطور که عرض کردن با ایجاد حس همدلی و اتحاد بین طیف هزینه داده ها به کشور و جمع شدن یاران زیر یک پرچم میتوانیم دوباره این قطار را به ریل خود بازگردانیم .
جنبش به مرور زمان وضعیت را تحلیل خواهد کرد.

روحانیت در ایران هیچگاه یکپارچه نبوده و نظر به تفاوت دیدگاهها و نظرات اجتهادی، متاسفانه اختلافات آنان به ضرر دین و ملت وارد جامعه شد. بخشی از اختلاف نظرات طبیعی است. همزمان همانطور که شاهد هستیم در صورت ورود به عرصه های سیاسی و اجتماعی می تواند مهلک نیز باشد.

ارزش های انقلاب اسلامی برخاسته از افکار امام خمینی بود. وگرنه اگر امام نبود شاید صدها سال دیگر اتفاقی نیز نمی افتاد. متاسفانه غفلت پیروان امام سبب گردید اوضاع به دست کسانی بیفتد که همواره مخالف افکار و آرمان های امام بودند.

انقلاب چیست و امام کیست. پر واضح است که چرا انقلاب صورت گرفت و مردم و رهبران سیاسی آنان با چه هدفی بر علیه ظلم ستمشاهی مبارزه کردند. تک صدایـی، تک حزبی، استکبار و نخوت، شکنجه، تبعید، زندان و اعدام و ترویج فساد و بی بندوباری اجتماعی، فرهنگ ستیزی و مذهب گریزی از خصلت های نهادینه نظام شاهنشاهی بود و مردم علیه آن انقلاب کردند. چرا مردم به امام(ره) روی آوردند و سایر علماء کجای کار بودند. چرا امام در هیچیک از انتخابات های  حیات مبارک خویش شکست نخورد؟ ایشان می گفت میزان رای ملت است. مجلس راس امور است. مردم ولی نعمت ما هستند. من یک موی کوخ نشینان را بر همه کاخ نشینان ترجیح میدهم. اینها را میگفت و اینها را باور داشت و به اینها عمل می کرد. امام(ره) از نفس طیبه و سلیمه ای برخوردار بود. هر جا که که اشتباه بود با کمال تواضع به قمیت آبرو و اعتبار خویش میپذیرفت. برای اتمام جنگ به رغم شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم، جام زهر را نوشید. این بود که ۳ میلیون نفر از ایشان استقبال و ۶ میلیون نفر نیز ایشان را بدرقه کرد.

هنوز همه راه ها بسته نشده است. مردم و جوانان با همت ایران بیدارند. دانشگاه ها ایستاده اند. طیف وسیعی از روحانیون ارتباط خویش با مردم را حفظ نموده و راه خود را به درستی از دولت فاسد، نامشروع و تقلبی جدا ساخته اند. عده ای سعی زیاد کردند تا حمایت مراجع عظام از دولت کودتایی را جلب نمایند. هیچ مرجع آزاده و مستقلی حاضر به این ننگ نشد مگر یکی و دو نفری که از سوی حاکمیت به عنوان مرجع منصوب شدند.

ایکاش روحانیت دخالت در سیاست را به نظارت بر سیاست تعبیر می کرد و نه حکومت کردن و تشکیل دادن دولت. این شد که از دین استفاده ابزاری شد. مردم هم واکنش درخور نشان دادند. بخشی از علمای اسلام که خود را درگیر حکومت کردن نمودند باید به حوزه ها برگردند و رفتار و تعامل خود را با مردم تصحیح نمایند. البته ما شاهد هستیم که حاکمیت کنونی به مراجع مستقل هم رحم نکرده و آنها را هم مورد هتک حرمت و منازل آن بزرگواران را نیز مورد هجمه ننگین قرار داده است. همه شاهد هستند که علمای بزرگ اسلام نیز همراه با مردم به ویژه جوانان مسلمان کشورمان مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.

امید باقی است که انقلاب به مسیر اصلی خود بازگردد. شما شاهد آن بودید که به رغم سوء استفاده از شعار و لعاب های مذهبی حاکمیت و کشتار بناحق جوانان معترض، باز هم مردم راه خود را گم نکرده و سره را از ناسره بخوبی تشخیص داده و با شعارهای الله اکبر به مقابله دولت متخلف و قانون گریز می روند. بر این باورم که میتوان انقلاب را به مسیر اصلی آن بازگرداند.

یکی از آفت عمده انقلاب وجود جریانات تندرو در دو سر جناح چپ و راست بوده و باید چاره ای برای این مهم اندیشیده شود. اگر تندروی ها اصلاح و اعتماد و تفاهم متقابل ایجاد شود گام بزرگ و اساسی در این خصوص برداشته می شود.

فرهنگ سازی، قانون پذیری و به رسمیت شناختن فعالیت ها و مبارزات سیاسی در قالب تحزب از ضروریات اصلی در نقشه راه آینده سیاسی ایران و از بدیهییات حکومتداری مدرن و جاخوش کردن بر حکومت داری سنتی و هیاتی از آفات مهلک میباشد.

۴ – سوال

آیا جنبش جمع یاران برنامه ای برای حضور و مشارکت سیاسی از جمله شرکت در انتخاباتهای آتی نظیر مجلس شورای اسلامی، شوراهای شهر و روستا و ریاست جمهوری آینده دارد؟

جواب:

ما تمام سعی خود را برای جمع کردن همفکرانمان به کار خواهیم بست . زیرا هر چه این زنجیره محکمتر شود زودتر به نتیجه خواهیم رسید  چون زنجیره ای است که آرمان و اهدافی جز خدمت به مردم در سر نداشته و نخواهند داشت.مهمترین موضوع این است که با پدید آرودن یک حس همدلی بین همفکرانمان برای برنامه های آینده از جمله اعتصابات سراسری و حضور حداکثری قشری که (جانبازان) نظام همیشه از روبرو شدن با آنها هراس دارد  نیز میتوانیم آماده شویم لذا مهمترین برنامه پیش روی ما تبلیغات سینه به سینه و بازخوانی و یادآوری آرمان ها و اهداف جنبش جمع یاران و تزریق آن به جامعه است.

یکی از بزرگترین ایرادات جبش های کنونی این است که میدانند چه نمیخواهند و در بیان آنچه نمیخواهند موفق ظاهر شدند اما آنچه را میخواهند هنوز نتوانسته اند ترسیم کنند در واقع نوعی ابهام در آن وجود دارد جنبش هایی تهی از آرمان است ما تعریفمان از فعالیت های جنبش به مثابه تنه تنومند درختی است که کمی طول میکشد آتش بگیرد اما زمانی که شعله ور شد دیر خاموش میشود و حتی زمان خاموش شدن خاکستر آن را باد نمیبرد و از پسمانده آن یز میتوان بهره برد لذا ما میخواهیم بسیار آرام و خاموش کار کنیم . با اشرافیتی که از فضای امنیتی کشور و زیرساختها و بسترهای امنیتی داریم معتقدیم دست زدن به اقدامات خشونت بار و لحظه ای اگر نتیجه هم بدهد دستخوش تندروی ها و حضور فرصت طلبانی میشود که در اوایل انقلاب به وفور شاهد آنها بودیم همچنین معتقدیم از آنجا که تعریف سیاست علم تولید تحدید و توزیع قدرت در یک حاکمیت است ما تا حضوری در بدنه حاکمیت نداشته باشیم و اساسا دسترسی به لایه های درونی حاکمیت نداشته باشیم چگونه میتوانیم مبارزه سیاسی کنیم بدون این یعنی ۳۰ سال دیگر شعار دادن و چمدان بستن و منتظر ماندن ،ما هدفمان تقویت پایگاه هایمان در درون حاکمیت است به صورتی که اگر تغییری چه سطحی و چه بنیادی به وجود آوردیم با عنایت به اشرافی که عرض کردم به حوزه های پنهان و آکار اطلاعاتی امنیتی داریم پسلرزه هایش دامان مردم را نگیرد.

 نا گفته نماند مشارکت و حضور سیاسی از زمره اهداف اصلی هر دسته، گروه، سازمان، حزب، جبهه و جنبشی است. جنبش جمع یاران به عنوان یک حرکت وسیع اجتماعی و سیاسی نیز با هدف اصلاح امور، با توکل به خدا، توسل به ائمه هدی(ع) و حمایت مردم ستمدیده ایران پا به عرصه مشارکت و حضور سیاسی گذاشته و فعالانه به ویژه در انتخابات ها و سایر روندهای سیاسی کشور مشارکت خواهد داشت.

۵ – سوال:

حقوق بشر از نظر جنبش جمع یاران کدام بوده و چه تعریفی دارد؟ مردم چگونه باید حقوق خود را استیفاء نمایند؟ فرض کنید جنبش جمع یاران قدرت را در دست داشته باشد در آنصورت مطالبات مردم را چگونه پاسخ خواهد داد؟ آیا اراده های پشت پرده و فراقانونی اجازه قانونمند بودن جنبش را خواهند داد؟ همچنین نظر جنبش در خصوص موضوعات حیاتی نظیر تفکیک قوا، اصلاح گره های کور قانون اساسی فعلی و رفتار و شیوه سیاسی امام علی(ع) در حکومتداری چیست؟

جواب:

معمولا حقوق اساسی و مسلم هر ملتی در قانون اساسی هر کشوری درج و ملحوظ میگردد. قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران نیاز به یک خانه تکانی اساسی دارد. منظورم حرکت ساختارشکنانه نیست. بلکه ایجاد توازنی منطقی بین حقوق مردم و تکالیف دولتهاست. در حال حاضر حقوق اساسی ملت ایران در قانون اساسی فعلی به بدرستی تدوین گردیده اما به راحتی قابل نقض است. این نقیصه باید اصلاح گردد.

موضوع تحزب و ایجاد ساختارهای سیاسی و حزبی باید در قانون اساسی تقویت گردد تا مردم از طریق احزاب بتوانند به حقوق خود نایل آیند و این یکی از تجارب موفق کشورهای پیشرفت است. اگر ما به دنبال پیشرفت کشورمان باشیم باید این راه طی کنیم.

مکانیسم جدید پاسداری از حقوق ملت باید مفاد جدید در قانون اساسی پیش بینی شود. شورای نگهبان ثابت کرده که به علت گرایشات سیاسی و مذهبی نمی تواند مرجع مناسب و قابل اعتمادی برای این مهم باشد.

رجوع به آراء عمومی در موضوعات اساسی و حیاتی کشور که بار آن بر دوش مردم سنگینی خواهد کرد: مثل مقاومت ها، جنگ و صلح، موضوع هسته ای، قطع و برقراری مناسبات مجدد با دولت های بزرگ نظیر اعاده روابط با امریکا و نظایر اینها باید تقویت گردد و مردم باید تلکیف آنها را روشن کنند. این شیوه ای است که مردم سوئیس و بسیاری از کشورهای مدرن اروپایی پیروی می کنند.

جنبش جمع یاران در صورت کسب قدرت در این مسیر گام خواهد گذاشت و چاره دیگری نمانده است. همه ما در این سی سال به اندازه کافی شاهد نواقص بوده ایم. ادامه مقاومت در برابر مردم بیش از این میسر نیست. اصلا درست هم نیست. دولت از سوی مردم وکالت دارد. یعنی نمایندگی دارد تا امور مردم را انجام دهد نه اینکه برای مردم تصمیم بگیرد که مردم چکار کنند. اینها نواقص کار بود که جنبش سعی دارد آنها را اصلاح کند.

ساز و کار نیروهای فوق قانون و اراده های پشت پرده و فراقانونی به هنگام اصلاح قانون اساسی باید پیش بینی شود. مناسبات بین رهبری، شورای نگهبان و خبرگان نباید گرفتار یک دور باطل گردد. یعنی رهبر نمایندگانی در شورای نگهبان و خبرگان را منصوب نماید تا بر عملکرد وی نظارت داشته باشند. این نقض غرض بوده و بیشتر به یک طنز سیاسی شباهت دارد. بسیاری از مشکلات کنونی به همین دور انتصابی باطل برمیگردد.

باید به تفکیک قوا تن داد. باور بفرمایید روح مونتسکیو ( وضع کننده تفکیک قوا) از آنچه که در مناسبات بین قوای حاکم بر ایران می گذرد در رنج و عذاب است. مجلس به عنوان “راس امور” قادر نیست به یک بچه پر رو که خود را به دروغ و بناحق رئیس جمهور ملت ایران میخواند بگوید به قانون تمکین کن. نتیجه چنین درخواستی اعزام گروه اوباشان در جلوی مجلس به عنوان خانه ملت و حمله به آن است. باید قرارداد اجتماعی مورد توجه آقای ژان ژاک روسو ( وضع کننده تئوری قرارداد اجتماعی ) را با جان و دل پذیرفت وگرنه سنگ روی سنگ بند نمی شود. اینکه امروزه خیلی ها از ترویج علوم انسانی در دانشگاه برنمی تایند. نباید راه علوم انسانی را بر روی مردم ایران بست. باید از تجارب مثبت ملل پیشرفته بهره جست.

و آنچه که در جامعه امروز ما نقض میشود و حاکمیت آنها را برنمیتابد توجه عملی نمود. تمام افراد بشر آزاد و با شأن و حقوق برابر به دنیا می آیند. همه از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و باید نسبت به یکدیگر با روحیه ی برادرگونه رفتار کنند.
هرگونه تبعیض، به ویژه از حیث نژاد ، جنس، زبان، دین ، نظر سیاسی یا هر نظر دیگر در جامعه باید برچیده شود.
هرکس حق حیات، آزادی و امنیت شخصی دارد تا جایی که امنیت و آزادی دیگرا را سلب نکند. هیچکس را نباید تحت شکنجه یا رفتار یا کیفر ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار داد. همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون هیچ تبعیضی از حمایت یکسان قانون برخوردار شوند. هیچکس را نباید خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید کرد. هرکس در تعیین حقوق و تعهدات خویش و هرگونه اتهام جزائی که به او وارد شود با مساوات کامل حق برخورداری از دادرسی منصفانه و علنی را در دادگاه مستقل و بیطرف دارد.
هرکس که متهم به ارتکاب جرمی شود، حق دارد که بیگناه فرض شود، مگر آنکه طبق قانون در دادگاهی علنی، که در آن کلیه ی ضمانتهای لازم برای دفاع او در اختیارش باشد، مجرم شناخته شود.  هیچکس نباید در معرض مداخله ی خودسرانه در زندگی خصوِصی، خانواده، خانه یا مکاتبات خود، یا در معرض تعرض به حیثیت و آبروی خود قرار گیرد. هرکس در مقابل چنین مداخله ها یا تعرضهایی حق برخورداری از حمایت قانون را دارد. هرکس حق برخورداری از تابعیت (ملیت) دارد. هیچکس را نباید خودسرانه از تابعیت (ملیت) محروم کرد.هرکس حق آزادی فکر، وجدان و دین را دارد؛ این حق شامل آزادی تغییر یا اعتقاد، و همچنین شامل آزادی اظهار دین یا اعتقاد در تعالیم، مراسم، عبادات و شعایر، چه به تنهایی و چه به اتفاق دیگران و در جمع یا  خلوت است.  هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق شامل آزادی در داشتن عقاید بدون مداخله و مزاحمت، و آزادی در طلب و کسب و نشر اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای و بدون ملاحظات مرزی است.
هرکس حق آزادی اجتماع و تشکل مسالمت آمیز را دارد. هرکس حق دارد که در حکومت کشور خود، خواه بطور مستقیم و خواه به واسطه ی نمایندگانی که آزادانه انتخاب شوند، شرکت جوید. هرکس حق دسترسی مساوی به خدمات عمومی را در کشور خود دارد. اساس قدرت حکومت، اراده ی مردم است؛ این اراده باید در انتخابات ادواری و سالمی ابزار شود که باید با حق رای همگانی و مساوی و نیز با رای مخفی یا روشهای رای گیری آزاد نظیر آن، برگزار شود.هرکس، به عنوان عضوی از جامعه ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است از طریق مساعی ملی و همکاری بین المللی و مطابق با تشکیلات و منابع هر کشور، حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را که لازمه ی شأن و رشد آزادانه ی شخصیت اوست محقق کند. و بسیاری از این موارد که این کوتاه اجازه پرداختن به آنها را نمیدهد.

۶ – سوال:

 نظر شما به عنوان دبیر کل جنبش جمع یاران در مورد آفت هایی نظیر دروغ و عدم وفای به عهد که سبب هدف قرار گرفتن اعتماد مردم به نظام حاکم می گردد، چیست؟

جواب:

“النجاه فی الصدق”، “دروغ نگویید حتی به شوخی”، “صفتی بدتر از دروع وجود ندارد” و بسیاری از آیات و احادیت و روایات دیگر که دروغ را مورد مذمت قرار داده و آن را نهی می کنند. واقعا برای یک ملت مایه ننگ است که یک فرد کذاب با منش شارلاتانیسم و لمپنیسم ادبی رئیس جمهور یک کشور بزرگ گردد. کافی است به شماری از اظهارات صریح و سپس تکذیب آشکار آن توسط احمدی نژاد توجه شود از جمله:

هاله نور،

نفت بر سر سفره های مردم،

قصه ترور وی در سفر به عراق،

اعلام عدم انحراف دولت از بودجه مصوب مجلس و اعلام مجلس از ۱۴۰۰ مورد و یا ۵۴ درصد تخلف بودجه ای دولت،

حجاب و موی جوانان،

استعداد فوتبال ایران،

پیش بینی شکست اوباما در انتخابات ریاست جمهوری امریکا،

و نظایر اینها که الاماشاء الله زیاد است.

عده ای می خواهند به هر قمیتی که شده بر مسند قدرت باقی بمانند، حتی به قمیت از بین رفتن اعتماد مردم به نظام اسلامی که خوبهای هزاران شهید(ع) است.

۷ – سوال:

تاریخ ۱۴ مردادماه برابر با ۵ اوت روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی نام گرفته است. حقوق بشر اسلامی به چه میزان با حقوق بشر مورد نظر در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل قابل جمع است؟ آیا جنبش جمع یاران اعتقادی به مدرن کردن جامعه دارد و یا قدرت آن را دارد در مقابل آنچه که سبب وهن اسلام می شود بایستد؟

جواب:

در قرآن مجید آمده: ” فبشر عبادالذین یستعمون القول فیتبعون احسنه “. در این آیه قرآن به قولها اشاره می کند و امر می کند که حرف ها را بشنوید یعنی قرآن چند صدایی یعنی آزادی بیان و اندیشه را پذیرفته و اشاره ای هم به تک صدایی ندارد و بعد هم امر می کند که بهترین را تبعیت کنید یعنی اینکه آزادی انتخاب داده و نگفته است که یک فرد به عنوان قیم برای مردم بهترین را انتخاب کند و بعد مردم آن را پیروی کنند. آزادی بیان داده و سپس آزادی انتخاب را برای فرد به رسمیت شناخته است.

ما نظیر آیه فوق و در کنار آن سیره مبارکه رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع) را داریم که منبع غنی برای ارتقاء وضعیت حقوق بشر است. حتی کافی است تفسیر موسع جای تفسیر مضیق را بگیرد و یا اینکه موضوع وهن در نظر گرفته شود. آنوقت خواهید دید که وضعیت چگونه دگرگون می شود. چون اساساً هدف قرآن از تنبیه، شکنجه نیست بلکه تنبه است. اگر فرد به طریقی متنبه شود، آنگاه هدف یعنی اصلاح فرد و جامعه به دست می آید. در سیره امام علی (ع) حتی فرد خاطی تشویق می شود تا به گناه خویش اعتراف نکند. اسلام با شاهد تراشیدن چهار فرد عادل به نوعی راه فرار را باز کرده است. در اینها نکته های آموزنده ای وجود دارد. باید بصیرت داشته باشیم تا اینها را درک کنیم و تن بدهیم. اما عده ای بنا حق احساس می کنند که باید وارد حریم خداوندی شوند.

اگر ما بتوانیم اصلاحات لازم را در سیستم سیاسی و حقوقی خودمان تحقق ببخشیم، بخش بزرگی از اهداف مدرن کردن جامعه را جامه عمل پوشاندیم. بعد هم باید از تجارب مثبت سایر ملت ها بهره جویم. خیلی باید کار کنیم چون واقعا عقب ماندیم. با این همه امکانات فرهنگی، تمدنی، دینی، نیرونی انسانی دانا و توانا و منابع طبیعی فراوان، بازهم اینقدر عقب هستیم. ولله که آدم غصه اش می گیرد.

۸ – سوال:

جنبش جمع یاران در صورت رسیدن به قدرت، برای حفظ تمامیت و یکپارچگی ایران و همزمان حفظ حقوق اقلیتهای قومی و دینی ایران چه برنامه ای دارد؟

جواب:

ایران برای همه ایرانیان است. آفتاب آمد دلیل آفتاب و این از بدیهییات است. در تعامل با مردم باید عدل و انصاف را در حد کمال رعایت نمود. حضرت رسول اکرم(ص) میفرمایند:” مردم مثل دانه های شانه با هم برابرند”. امام علی (ع) میفرمایند: ” مردم یا در خلقت و یا در دین با تو برادر یا برابرند “. یعنی بزرگان دین نفرموده اند که برخی از مردم برابرترند ! . همه قوانین دنیا حتی بر حسب ظاهر نیز مردم را نزد قانون برابر می دانند. این برابری فقط بلحاظ حقوقی و قضایی نیست بلکه بلحاظ برخورداری از امکانات ملی و توزیع ثروت نیز مطرح است. مردم یا تابع دولت مرکزی هستند یا نیستند. اگر تابع دولت مرکزی هستند و مالیات هم می دهند و حتی جایی مثل خوزستان منابع زیرپایشان بفروش می رسد، در اینصورت گرسنه و محروم ماندن و توسعه نیافتن مناطق دور از مرکز هیچ توجیه سیاسی، عقلی، وجدانی و حقوقی ندارد.

یکی از علل عمده مرکز گریزی اقلیت های مرزنشین و یا وجود زمینه های سوء استفاده برای طرح شعارهای جدایی طلبانه ، رفتار ناعادلانه حکومت مرکزی است. بنابراین ، همیشه با سلاح و توپ و تانک نمی توان تمامیت ارضی کشور را پاسداری نمود. اگر مردم مرزنشین اعتماد کنند که دولت مرکزی حقوق حقه آنان را محترم می شمرد آنگاه اقلیت های قومی و مذهبی مرزنشین خود بهترین مرزبانان و حافظان یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور خواهند بود. برای مثال کردها این مهم را در جنگ عراق علیه ایران بارها ثابت کردند. عربهای جنوب نیز خود بهتر از همه مانع از شورش و بلواهای بیگانگان شدند.

پس اگر ایران را برای همه ایرانیان بدانیم و عدالت را بین مرکز و مرز، بین روستا و شهر، و بین پایتخت و شهرستانها رعایت کنیم، در آنصورت توانسته ایم گام بزرگی را، در کنار تقویت بنیه نظامی و دفاعی، برای حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور و وحدت ملی و نیز برای حفظ حقوق اقلیت های قومی و دینی برداریم.  

۹ – سوال:

روابط ایران با کشورهای منطقه و قدرت های بزرگ چگونه ترمیم خواهد شد؟ آیا جنبش جمع یاران در صورت رسیدن به قدرت، قادر است بار سنگین تحریمات را از دوش مردم و نیز سایه شوم جنگ را از سر ملت ایران بزداید؟

جواب:

در پنج سال گذشته دولت نامشروع احمدی نژاد با طرح شعارهای پوچ، بی اساس و تحریک کننده هر چه از دستش برمی آمد برای رشد سطح بی اعتماد بین ایران و کشورهای منطقه و نیز بین ایران و دول قدرتمند انجام داد. سطح نا امنی و تشنج در منطقه را افزایش داد. کشورهای منطقه را علیه ایران بسیج کرد.

ایران یک بار قبلا قربانی سوء تفاهمات گردیده است. سوء تفاهمات و ایجاد جو کاذب و توخالی نا امنی برای طرف مقابل اگر با واکنش احساسی و بدور از منطق طرف مقابل همراه نباشد، در آنصورت سبب ببار آمدن فاجعه بزرگ خواهد شد. حداقل اگر سبب تجمع دول ناامن برای تحمیل جنگ نگردد می تواند سبب حمایت آنان از بروز ناامنیها و حرکتهای ایذایی نظیر آنچه که پیشتر خوزستان و اکنون در بلوچستان اتفاق می افتد، گردد.

جنبش جمع یاران معتقد است باید بجای کاشتن تخم جنگ، کینه و نفرت، باید دست دوستی و همکاری با کشورهای منطقه داد. ایران به عنوان کشور بزرگ باید حامی کشورهای کوچک و حافظ امنیت آنان شود نه منبع ناامنی.

جنبش جمع یاران به ازسرگیری روابط با امریکا اعتقاد دارد و این مهم را از ضروریات حیاتی برای منافع و امنیت ملی کشور ایران می داند. بسیاری از مشکلاتی که بر کشورمان تحمیل شده و می شود و خواهد شد به علت عدم ترمیم مناسبات جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده امریکاست. ما نباید همچون عقب افتاده ها رفتار نماییم. برقراری مناسبات به معنی وادادگی و خودباختگی نیست. بلکه در کمال عزت و شرف بر روی میز مذاکره با طرف آمریکایی می نشینی و چانه می زنی. چرا این مهم در روابط با انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و چین شدنی است ولی با امریکا شدنی نباشد؟ البته یک چیز دیگری در این وسط ممکن است وجود داشته باشد که مانع از پیشرفت کار میگردد و آن اینکه عده ای به خود، مردم و سیاستمداران خود باور نداشته باشند که در اینصورت وا اسفا.

ادامه دارد…

روابط عمومی جنبش جمع یاران

 

 

 

Written by bita in: خبرها, سیاسی |

footprint