اعلام نظر در خصوص نامه سرگشاده عبدالمالک بلوچ به خامنه ای
علی فرهمند
پس از سلام خدمت تمام هموطنان سرافراز و غیور بلوچستان
اینجانب یک ایرانی فارس شیعه زاده هستم که پس از مطالعات قرانی از شیعه خارج و خودم را تنها مسلمان میدانم , چرا که قران مکررا بر امت واحده تاکید و از هرگونه تفرقه و فرقه گرایی در دین نهی میکند; ” لا تفرقو فی الدین”.
و اما جان کلام آنکه بنده به عنوان یک بچه تهران با هیچ یک از مصاىب ومشکلات هموطنان غیور بلوچستان یا کردستان و یا خوزستان بیگانه نیستم و واقعا رنج میکشم چرا که به قول معروف همه جای ایران سرای من است . بلوچستان که به عنوان مهد رستم دستان و زال سام و سام نریمان جای خود را دارد.
اما برادران عزیزم خواهش من این است که به مساىل از زاویه قومی نگاه نکنید, از لحاظ مذهبی حق دارید چون با یک حکومت خرافه پرور رادیکال شیعه مواجهیم که پس از روی کار آمدن احمدی نژاد بوی تعفن افراط کاریهایش در شیعه بازی مشام خود شیعیان را نیز آزرده است.
اما چرا عرض کردم به مسایل از زاویه قومی ننگرید. به دلایل مختلف و روشن : یک) تمام اقوام ایران برادر وبرابرند وهیچگاه دیدگاههای نظر تنگانه و فاشیستی در ملت ایران وجود نداشته است. دو) درست است که متاسفانه شاید مشکلات مردم بلوچستان وکردستان واقعا بیشتر از تمام ملت ایران باشد اما به چند نکته توجه داشته باشید ; اولا ) این مسىله خواست ملت ایران نیست و ناشی از سیاستهای یک حکومت دست نشانده است که در کل سی سال گذشته مجری برنامه های دیکته شده اربابان پشت صحنه اجنبی بوده است تا ضمن ایجاد فساد و تباهی در تمام شىون این مملکت کار را به ایجاد تفرقه وبدبینی میان اقوام مختلف ایرانی به منظور ایجاد جنگ داخلی و در نهایت تجزیه ایران عزیز و کهنسال بکشانند.
دوما)توجه داشته باشید که تازیانه این ستمها تنها کرد و ترک و بلوچ را هدف نگرفته بلکه سی سال است که کل ملت بزرگ ایران زمین زیر تازیانه های بیداد و ستم این جنایت پیشگان زجه میزنند.
شاید اقوام ایرانی فکر میکنند فارسها و مردم تهران در رفاه و آزادی اند. اما واقعیت چیز دیگری است . اگر چنین بود فکر میکنید در پی سپری شدن نه ماه از زمان کودتای بیست و دو خرداد احمدی نژاد چرا همچنان این مردم تهران و اصفهان و شیرازند که در خط مقدم با یک رژیم تا دندان مسلح دیکتاتوری ایستاده اند و شهید می دهند? جدا لازم است که کسانی که مظالم این حکومت را به پای فارس ها مینویسند پاسخی برای این پرسش بیابند که واقعا ” اگر این حکومت به قول برخی تجزیه طلبهای مزدور اجنبی ,شوونیسم فارس است پس چرا شهرهای فارس نشین در خط مقدم مبارزه با آن قرار گرفته اند? و برخی شهرها حالت تماشاچی بی تفاوت به خود گرفته اند?
نکته بعد آنکه جنایتی مانند حادثه تروریستی تاسوکی *که طی آن جاده را بسته و مسافران بیگناه را صرفا به جرم شیعه و یا غیر بلوچ بودن به رگبار مسلسل بستند از نظر هر منطق و قانون مذهب ومسلکی در دنیا نه تنها محکوم بلکه مورد انزجار است .
در پایان این نکته را یادآور میشوم که هرگاه حکومت میخواهد جنبش یا حرکت مبارزاتی گروهی را از چشم ملت ایران بی اندازد تا سرکوب آن توجیح و راحت تر صورت بگیرد به آن تجزیه طلب اطلاق میکند چرا که میداند ملت کهنسال ایران هزاران سال با تمام مصاىب و سردی و گرمی های روزگار برادروار در کنار هم زیسته و واقعا از اینگونه تفکرات بیزار است .استفاده از پرچمی غیر از پرچم سه رنگ ایران در پس زمینه عکس های شما تقویت کننده این شاىبه است. .
حرکت شما موسوم به جندالله اگر واقعا در راستای همان مطالبی است که در نامه مورخه سه شنبه ۱۵ دسامبر ۲۰۰۹ به خامنه ای مطرح کرده اید و اگر واقعا میخواهید در این برهه حساس تاریخ ایران در کنار سایر ملت ایران به مبارزه پرداخته و مورد قبول و حمایت کل ملت ایران قرار بگیرید باید دو نکته ذیل را مد نظر قرار دهد: یک ) روشن کردن موضع جندالله در خصوص اتهام تجزیه طلبی و یا به عبارتی اعلان مواضع آن جنبش در خصوص تمامیت ارضی ایران عزیز
دو) عدم غفلت از آنکه هرگونه عملیات آن جنبش در مبارزه با باند خامنه ای و احمدی نژاد که در نامه مطرح کردید نباید کوچکترین خدشه ای به جان و مال مردم عادی حتی یک نفر وارد کند.
با امید پیروزی جنبش ملت ستم کشیده ایران
*۲۵ اسفند ۱۳۸۴: جنگجویان جندالله با بستن جاده زابل – زاهدان در منطقه تاسوکى به روى شش خودروى عبورى آتش گشودند. در این حادثه ۲۲ نفر کشته و تعداد دیگرى نیز به گروگان گرفته شدند.
———————————————————————————————
متن نامه سرگشاده عبدالمالک به خامنه ای
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علی من اتبع الهدی
از آنجائیکه رهبری کشورایران بدست شماست و تمامی قدرت اجرائی کشور تحت امر شما قرار دارد و شما به عنوان قدرت مطلقه ایران شناخته می شوید لازم دیدم در راستای اتمام حجت در این نامه شما را مورد خطاب قرار دهم تا شاید پی به حقیقتی که امروز نظام متبوع شما با آن در بلوچستان دچار است ببرید و بدور از چاپلوسی های جاسوسان دروغگو و مزدوران منافق موضوع بلوچستان و جامعه اهلسنت را مورد بررسی قرار داده و تا دیر نشده برای حل عاقلانه آن فورا اقدام نمائید.
و خوب بدانید که آتش بلوچستان تمام ایران را فرا خواهد گرفت و بوی جنگهائی بس خونین تر از تیمور شرقی و بوسنی هرزگوین از سرزمین بلوچستان به مشام می رسد و شعله هائی از آن پس از عملیات فاروق اعظم در حسینیه علی بن ابی طالب علیه دشنام دهندگان به مقدسات اهل سنت در دارالسنة زاهدان بلند شد و اگر قیادت اهلسنت نبود آن آتش تمام بلوچستان و تمام ایران را فرا می گرفت و آنگونه که درباریانت به تو گزارش می دهند و اوضاع را عادی و ایران را امن ترین نقطه جهان و بلوچستان را امن ترین استان ایران بیان می دارد نیست و آتش بلوچستان در حال شعله ور شدن است که به زودی شعله هایش تمام ایران را فرا خواهد گرفت و همه این جنگها و خشونتها و اختلافات و درگیریها و منازعات و خونریزیها نتیجه سیاستهای فاشیستی و ضد بشری رژیم تحت قیادت شما می باشد که کارگزاران چاپلوس دربارت به غلط آن را به غرب و امریکا و انگلیس و اسرائیل نسبت می دهند تا بر جنایات خود پرده نهاده و گناه را بر گردن دیگران بیاندازند در صورتیکه کشورهای مذکور هیچ نقشی در منازعات و مبارزات بلوچستان ندارند و مقاومت و مبارزه بلوچستان برعکس ادعاهای دروغین مسئولان استانی و کشوری که آن را به بیگانگان نسبت می دهند برخاسته از متن جامعه و از میان مردم سنی و بلوچ می باشد که برای بقای خود و دفاع از دین و کیان خود برخاسته اند و این نبرد برای رسیدن به عدالت و برابری می باشد که مردم بلوچستان و جامعه اهلسنت هرگز طعم آن را نچشیده اند و همیشه تخته مشق ظالمان و ستمگرانی بوده اند که یا از سلفت ویا از خود جنابعالی فرمانبری کرده اند و در بلوچستانی که ۹۰ در صد جمعیت آن را ملت مسلمان بلوچ تشکیل می دهند هیچ حقی در تعیین سرنوشت خود ندارند و دین و مذهب و فرهنگشان مورد اهانت قرار گرفته و بزرگان قوم توسط سربازان معمولی تحقیر و تذلیل می شوند و جنایاتی وحشیانه و غیر انسانی انجام گرفته که مردم این دیار را به مبارزه واداشته است و مردم بلوچستان دفاع از خود و سرزمین و ناموس و دین را وظیفه شرعی و اسلامی و انسانی خود دانسته و در این میدان قدم نهاده اند و تا دستیابی به حقوق مشروع خود به این نبرد ادامه خواهند داد.
بلوچستان توسط قشون رضا خان با تانک و توپ تصرف شد و رهبران بلوچ توسط نیروهای متجاوز کشته و اسیر و اعدام شدند و رضاخان سیاستهای ناسیونالیسم افراطی فارسی را برای از بین بردن فرهنگ و زبان ملت بلوچ به اجرا در آورد که این سیاستها از پدر به فرزند منتقل شده تا جائیکه بر شهرها و روستاهای بلوچستان نام فارسی نهاده شد و فارسهای شیعه از دیگر نقاط ایران در مناطق شمالی بلوچستان که امروز زابل خوانده می شود اسکان داده شدند و مردم بلوچ قبل از انقلاب به ندای عدالتی که رهبر سابق نظام آیت الله خمینی سرداد لبیک گفتند و چنین پنداشتند که به رویای عزت و آزادی و برابری و مساوات و عدالت درسایه اسلام عزیز دست خواهند یافت اما غلط بود آنچه پنداشته بودند و با انقلاب ۵۷ وضع از آنچه که بود بدتر شد و فاشیسم شیعی با ناسیونالیسم افراطی فارسی مخلوط گردید و مردم بلوچ از دو ناحیه قومی و مذهبی هدف حمله قرار گرفتند و یک اقلیت شیعه و فارس که زابلی خوانده می شود حاکم بر بلوچستان دارای اکثریت سنی و بلوچ شد و با رساندن گزارشهای دروغین به تهران زمینه تهاجم همه جانب تهران علیه بلوچستان را فراهم آورد که با نام جنگ با خوانین و سردارهای مزدور بیگانه و جنگ با توده ای و کمونیست و جنگ با مواد مخدر و جنگ با وهابیت و جنگ با تجزیه طلب هزاران فرزند این دیار را به کام مرگ فرستادند و علمای این دیار را ترور کردند و مساجد و مدارس را با اتهام لانه های تروریستی و مراکز وهابیت تخریب کردند و دین و مذهب مردم را مورد اهانت قرار دادند و هزاران جنایت دیگر که بیانشان دفتری بزرگ و زمانی دراز می طلبد.
این وضعیت بوده که جوانان این دیار را مجبور به مسلح شدن و جنگیدن نموده است و از آغاز انقلاب شومی که شما اکنون رهبری آن را در دست دارید تاکنون این درگیری بین نظام و مردم بلوچ بوده است اگر چه برخی اوقات از حجمش کاسته شده است اما مدام این جنگ وجود داشته است و امروز جنبش مقاومت جندالله توانسته است تمامی نیروهای مقاومت را در کنار هم جمع کند و راه نبرد همه جانبه علیه متجاوزان و ستمگران را هموار نماید و اکنون مقاومت در بلوچستان تبدیل به درخت تنومندی شده است که ایران به جای خود جهان نمی تواند آن را نادیده گیرد و به سادگی از کنار آن بگذرد و این فقط به خاطر اخلاص و ایمان مبارزان بلوچستان بوده است و تنها هدف این مبارزات و مقاومتها دفاع از مردم و دین و ناموس مردم بوده است و جز این هیچ هدفی را دنبال نکرده است و نمی کند.
از آنجائی که این مقاومت مردمی است و به هیچ بیگانه ای کوچکترین ارتباطی ندارد و هیچ کس و قدرتی کوچکترین تاثیری بر تصمیمات گرفته شده در این مقاومت ندارد من باری دیگر به عنوان رهبر این مقاومت خواهان حل موضوع از طریق مصالحت و گفتگو هستم نه از این جهت که ضعیف هستیم یا ترسیده باشیم بلکه از آن جهت که خواهان خون ریزی و کشتار نیستیم بلکه هدف ما رسیدن به حقوق مشروع ماست و اگر حقوق مشروع ملت بلوچ به این ملت برسد دیگر نیازی به جنگ نخواهد بود و به همین جهت بوده که ما همیشه و از همان روز اول خواهان حل مسائل از راههای مسالمت آمیز بوده ایم اما مسئولان اطلاعاتی با غرور در برابر ما ایستاده و توجهی به مطالبات مشروع ما نکردند و اعضای جنبش را بدون هیچ جرمی دستگیر و اعدام کردند که در نتیجه جنبش متوسل به مقابله بالمثل شد و راه جنگ و نبرد مسلحانه را در پیش گرفت.
و امروز جنبش در اوج قدرت قرار دارد و آنگونه نیست که فرماندهان سپاه به دربارت گزارش دروغ می دهند و جنبش را یک گروه چند نفره می خوانند ، حقیقت جز این است و امروز جنبش از حمایت تمامی اقشار جامعه بلوچستان برخوردار است و دستگیریهای گسترده و اعدام های فله ای نشانگر اوج اقتدار جنبش و ریشه دار بودن جنبش و ضعف دستگاه حاکم می باشد و گزارشهای دروغین گذشته ثابت می کند که گزارشهای کنونی هم دروغ هستند زیرا مزدورانت قبلا گزارش دادند که ۹۰ درصد جنبش را از بین برده اند و گزارش دادند که توان عملیاتی جنبش را از بین برده اند و بازوی جنبش را شکستند اما تاریخ ثابت کرد که فرماندهان سپاه دروغ می گفتند و جنبش روز به روز مقتدر تر شد و امروز جنبش تبدیل به بزرگترین چالش پیش روی نظام شده است و نظام در رویاروئی با جنبش شکست خورده است و عملیاتهای مقتدرانه جنبش در بلوچستان این موضوع را ثابت می کند.
و الان جنبش وارد فاز استشهادی شده است و در یک سال سه عملیات استشهادی را به اجرا گذاشته است و هیچ قدرتی را توان مقابله با عملیات استشهادی نیست و خود عملیات های استشهادی هم پس از عملیات پیشین سرباز وارد فاز جدیدی شد و آن اینکه دیگر نیازی به فرستادن گروههای چریکی و یا حمله به پایگاهها و پاسگاهها و افراد عادی نظامی نیست بلکه جنبش به این حقیقت پی برد که این نظام متکی بر چند شخص است و با از بین رفتن این اشخاص کل نظام دگرگون خواهد شد و جنبش تمام توانش را در این زمینه به کار خواهد برد.
اما قبل از اجرای عملیات بعدی و برای آخرین بار و به عنوان اتمام حجت و جلوگیری از خون ریزی و خشونت ، جنبش حل مسائل را از طریق گفتگو و مذاکره مطرح می کند و من به عنوان رهبر مقاومت این طرح را با شما که رهبری نظام را در دست دارید در میان می گذارم و در راستای جلوگیری از جنگ و خونریزی با قلبی صادق می خواهم مسائل را حل کنم و تا دو هفته دولت را مهلت می دهم که راه مذاکره و گفتگو را پیش گیرد و گره این موضوع بدست شماست و شما می توانید به عنوان رهبر نظام در این باره تصمیم بگیرید و از ریخته شدن خونهای بیشتر جلوگیری نمائید اگر چه تجربه نشان داده است که شما جز خشونت به چیزی دیگر نمی اندیشید و از اعدام و کشتار و خونریزی و شکنجه لذت می برید اما به عنوان اتمام حجت و برای آخرین بار از شما می خواهم که در سیاستهای خود در قبال بلوچستان و اهل سنت تجدید نظر کنید و دست از قتل و کشتار و جنایت بردارید ورنه آتش بلوچستان کاخهای مجلل شما را در تهران تبدیل به خاکستر خواهد کرد و اگر تا دو هفته به این پیشنهاد صادقانه ما پاسخ داده نشد عملیاتهای جنبش با شدت تمام از سرگرفته خواهد شد و مردم ایران و جهان هم بدانند که ما خواهان کشتار و خونریزی و بمب گذاری نیستیم و این رژیم است که جنگ را بر ما تحمیل نموده است و ما را چاره ای جز دفاع نیست و دفاع حق مشروع همگان است.
والله علی ما نقول وکیل
عبدالمالک بلوچ
رهبر جنبش مقاومت جندالله







