سردار مدحی: تعین سرنوشت ملت ایران فقط به دست خود امکان پذیر است نه با جنگ
۲۰۱۰/۰۷/۰۳
تعین سرنوشت ملت ایران فقط به دست خود امکان پذیر است نه با جنگ ، بخش دوم
قسمت دوم ، سایه شوم جنگ و لشگرکشی بر سر مام میهن
آیا احمدی نژاد در پی جنگ افروزی در ابعاد داخلی و خارجی است؟
نیات باطنی امریکا و کشورهای منطقه از بحران آفرینی چیست؟
نقش نفت و امنیت انتقال انرژی کدام است؟
آیا آمریکا به دنبال سوق دادن احمدی نژاد به ارتکاب اشتباه استراتژیک همچون صدام است؟
امکانات مقابله و توسعه انتقامجویی ایران به چه میزان است؟
ملت ایران چه می خواهد و واکنش آن چه خواهد بود؟
به عقیده اینجانب در صورتیکه هرگونه جنگی از جانبه بیگانگان رخ دهد جز به اتحاد و انسجام نیروی های حاکمیت و حتی ازدیاد و تحکیم آنان با پیوستن مردم ، سود دیگری نخواهد داشت.
اما چنانچه از درون روند اعتراضات کنونی ادامه یابد ضمن انشقاق در بین ارکان حاکمیت پیروزی از آن مردم شده و حکومت مردمی ایجاد خواهد شد
در پست قبلی – قسمت اول – به سلاح های میکروبی و توان نظامی ایران اشاره اجمالی صورت گرفت. اینکه امروزه دولت ایران به دنبال بهانه ای به هر قمیت ممکن است برای تثبیت وضیعت موجود خود حتی با بروز جنگ خانمانسوز و تحمیل ایران هسته ای به جهان، شکی در آن نیست.
اما اینکه چرا غربی ها و آمریکایی ها دانسته این بهانه را در اختیار این دولت بیرحم قرار می دهند، جای تامل است ؟
آنچه مسلم است اینکه تهدید دولت ایران با دستانی پر ولو اینکه منتخب مردم ایران نیست، جدی است. دولت ایران این توان و ظرفیت، اگر نگوییم هسته ای، یقینا توان راز آمیز و نیروی انسانی خرابکار فراوان، پخش شده و آماده باش در سراسر جهان را دارد تا در سطوح منطقه ای و فراتر از آن سطح تقابل را عمق و توسعه بخشد.
آیا آمریکا و متحدانش با وجود اینکه میدانند ایران در کشورهای اروپایی و حتی آمریکا و قاره آمریکا مبادرت به ایجاد ایستگاه هایی و شائبه استقرار افرادی مجهز به سلاح های میکروبی نموده است باز گزینۀ اشتباه جنگ را مجدد بر روی میز قرار داده اند؟
شواهدی که از جدی شدن روی میز قرار گرفتن گزینه جنگ،از سوی آمریکا و متحدانش در مقابل ایران حکایت دارد از جمله گسیل ناوهای جنگی آمریکایی و پیش از آن ترددات مکرر و خاموش وزیران دفاع متحدانش به کشورهای یکدیگر، اعلام مواضع اخیر وزیر دفاع اسرائیل ، زیاده گویی های پادشاه سعودی بدون هیچ مقدمه ای دلالت بر این دارد که آمریکا بدون هیچ گونه تصویر درستی از ایران و توان بازدارندگی در حوزه دفاع عامل و غیرعامل ، پس لرزه هایی که پس از شروع جنگ از سوی آمریکا،ایران به نمایش خواهد گذاشت و از همه مهمتر روحیه دلاورانه ملت ایران در دفاع از کیان و تمامیت ارضی بدون در نظر گرفتن دیدگاه های سیاسی تصمیم به این اشتباه بزرگ گرفته است.
شنیدیم و دیدیم آمریکا پس از حمله به افغانستان و عراق تمامی سیستم های امنیتی و انتظامی کشورهای مذکور را برای مدت ها در دست گرفت تا جایی که اگر ماشین نظامی آمریکایی در خیابانی از عراق آژیر میکشید تمامی ماشین ها موظف بودند تا خروج کامل آن ماشین از آن خیابان در کنار توقف کنند،آیا آمریکا تصور میکند ایرانیان به دور از هر باور سیاسی اینچنین روحیۀ ذلت پذیری داشته باشند؟
میشنویم که مدام این موضوع و هراس مطرح میگردد که اگر جنگی اتفاق بیافتد این جنگ با جنگ ۸ ساله ایران و عراق که قریب به ۸۶ کشور از آن حمایت میکردند و از ۱۶ کشور اسیر جنگی داشتیم بسیار متفاوت است و مدام از توان بالای هوایی آمریکا سخن به میان می آید صرف نظر از توان دفاع موشکی ایران که به صورت تخصصی در پائین قسمتی از آن نقل خواهد شد آیا اگر جنگی اتفاق بیافتد مادام العمر میخواهند موشک به سوی ایران شلیک کنند؟ آیا هلیبرد نیروها در خاک ایران در برنامه آنها قرار نمیگیرد؟ بیشک جنگ زمینی نیز رخ خواهد داد، باید پذیرفت ایران،عراق یا افغانستان نیست %
ضمن آن ج.ا.ا برای ثبات و حفظ بقاء از قدرت فرهنگی ( ابزار قدرت جنگ روانی و ترویج انقلاب و تفکر اسلامی خود و به وجود آوردن جریان مهدویت و بسط و فراگیر نمودن آن در داخل و خارج کشور ) ایجاد ایستگاه های امنیتی و فرهنگی با اهداف امنیتی دفاعی و پرورش نیروهای ایرانی و حتی بکارگیری از ملیتهای دیگر( غیر ایرانی ) نیز از برای و به چالش کشاندن منطقه و گره زدن سرنوشت خود با امنیت سایر کشورها و همچنین ستون نظامی ( تلاش برای اشرافیت اطلاعاتی و جنگ اطلاعاتی و روانی داخلی و خارجی به چالش کشانده کشورهای که احساس خطر مینمایند نموده ) .
همچنین با پایگاههای سرّی در منطقه ، غرب برای ایجاد بحران جهانی در صورت مواجهه با هر گونه تهدید جدی ، برای این امر با استقرار ایستگاه های قابل توجه خود در منطقه اعم کشورهای همجوار ، منطقه ، کشورهای غربی ( اروپا ) و حتی کشورهای آمریکایی تا اقیانوسیه بهره بیشتر میبرد و این ایستگاه که با بهره گیری از ملیتهای مختلف و تاثیر گذاری و یا به عبارتی مشغول نمودن کشورهای مختلف به مسائل داخلی و ایجاد جنگ برون خانگی سعی در اخلال در سیتم حکومتی کشورهای که میتواند حتی در آینده تهدید و یا خطر جدی برای حاکمان ج.ا.ا و اهداف آنان باشد برنامه ریزی و در مقام طرح دمکراسی و ایجاد شکاف نماید این امر میتواند حتی یک حکومت بر فرض پادشاهی را تبدیل به یک حکومت غیر پادشاهی نماید.
حال به این موضوع اشاره میکنم که برای مواجهه با تهدید و ایجاد امنیت ۴ مکتب وجود دارد و پس از تشریح یادآور میشوم که دکترین امنیت ملی ایران در طول ۳۰ سال بقاء از کدام مکتب بهره برده است.
مکتب اول مکتبی است که کاری با تهدید ندارد و فقط آسیب را پوشش میدهد یعنی آسیب پذیری های خودش را پوشش می دهد بیشتر کشور روسیه از این مکتب استفاده میکند کشور روسیه در طول تاریخ خودش به خصوص در ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال گذشته نوع مکتب امنیتیش به خصوص در سیاست خارجی این بوده است که همواره تمرکز کارشناسان امنیتیش بر شناسایی آسیب ها و از بین بردن آنها معطوف بوده است البته در زمانهایی از فرمول های دیگر نیز بهره برده اند که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست.به این مکتب اصطلاحاً ضدآسیب پایه اطلاق میگردد.
مکتب دوم مکتبی است که کاری با آسیب پذیری خودش ندارد و اصولا پتانسیل پوشش آسیب های خود را در درون مرزهای خود ندارد در حوزه آسیب شناسی کمتر وارد میشود و تمام تمرکزش را بر تهدید شناسی معطوف میکند و پس از تهدید شناسی تهدیدات را از بین میبرد در حوزه دکترین سیاست خارجی خود شناسایی و از بین بردن تهدیدات و یا ایجاد تهدید غیر محسوس متقابل یا حتی ایجاد بحران و تبدیل به فرصت پایداری را در دستور کار خود دارد.
این مدل در کشورهایی که از لحاظ جغرافیایی ضعیف هستند و نمی توانند در درون خود تهدید را خنثی کنند.
کشورهایی مانند انگلیس،شیلی،اسراییل و کشورهایی اینچنین از این مکتب استفاده میکنند به این مکتب اصطلاحا مکتب ضد تهدید پایه اطلاق میگردد.
به مکتب سوم اصطلاحا مکتب اپورتنیسم یا مکتب اصالت فرصت اطلاق میگردد. در این مکتب تهدید را تبیین میکنند سپس که مشخص شد تهدید چیست تبدیل میشود به فرصت. مثلا تهدیدی به نام سیل ،زمانی که ما نمیتوانیم این تهدید در بیرون خودمان خنثی کنیم آن را تبیین میکنیم سپس با سد سازی یا کانال های متفاوت این تهدید را برای خودمان تبدیل به فرصت میکنیم فرصتی که درآن میتوان از نیروگاه های برق آبی، دریاچه های پرورش ماهی و غیره بهره برد در سیاست دفاعی داخلی نیز دقیقا می توان از این مکتب بهره برد اما نقطه ضعف این مکتب این است تا زمانی که تهدیدی وجود نداشته باشد نمی توان آن را تبدیل به فرصت نمود.
اساسا کارشناسان از آنجایی که این مکتب فواید بسیاری در پی دارد معتقدند که اگر تهدید وجود ندارد آن را در خارج از مرزها به وجود آوریم و سپس به سمت فرصت سازی سوق دهیم.
مکتب چهارم اصطلاحا به مکتب اوکازیونالیستی ،مکتب اصالت موقعیت مشهور است بین تهدید و آسیب موقعیت ایجاد می کند زیاد منتظر فرصت نمی ماند.
جمهوری اسلامی ایران اساسا در طول ۳۰ سال حیات خودش از هر ۴ مکتب استفاده نموده است که مصادیق آن در سیاست دفاعی خارجی و سیاست دفاعی داخلی که از این ۴ مکتب سیراب شدند را در این نوشتار خواهم آورد.
دکترین امنیت ملی ۲ حوزۀ کنش و واکنش دارد که از سال ۵۷ تا ۶۰ رژیم در حوزۀ واکنش یا اصطلاحاً تمرکز بر ضربه دوم سیاست های دفاعی داخلی و خارجی خود را تبیین می نمود ازسال ۶۰ تا ۶۸ یعنی درست تا روی کار آمدن دولت هاشمی موسوم به دولت سازندگی در حوزه کنش قرار گرفتند یعنی خیلی تهاجمی و عینی که در سیاست خارجی تابع این دکترین می بینیم در موضوع لبنان رسما وارد عمل میشوند و کارشناسان نظامی خود را برای سازماندهی و آموزش نیروهای مردمی به آنجا اعزام میکنند تا خط مقدم خود را به آنسوی مرزهای کشورهای همجوار ترسیم نماید.
از سال ۶۸ تا ۸۴ مجددا در موضع واکنش قرار گرفتند البته تنها در عرصه سیاست دفاعی خارجی آن هم برای تمرکز ۲ دولت به اصطلاح بر مناطق آزاد تجاری ،سد سازی، راه سازی و در مجموع عرصۀ سازندگی و توسعه سیاسی فرهنگی که در کل بر اصل تنش زدایی مبتنی بر منافع ملی استوار بود .
آنهم دلیل عمده اش دریافت اعتبار و وام از صندوق های جهانی و مجامع بین المللی بود در واقع دکترین امنیت ملی ایران اقتصاد پایه و مبتنی بر منافع ملی بود ، از سال ۸۳ جریان مهدویت با جدیت و میدان دار وارد عملیات اجرای در ساختار داخلی و خارجی میشود ، که تماما بر اصل ضربه اول معتقد هستند و میگویند از زمانی که در موضع واکنش و ضربه دوم قرار گرفتیم شدیدا منزوی شدیم و دشمن تا حیات خلوت های ما و تا دروازه های ما آمده است .
حال آنکه مادامی که در موضع کنش قرار داشتیم این موضع منتج به پدیده هایی مانند حزب الله لبنان می شود که در بین ۴۰۰ گروه چریکی در دنیا تنها گروه چریکی است که روز روشن در جلوی چشمان تمام دوربین های دنیا رژه میروند و عکس رهبر جمهوری اسلامی و امام خمینی ( ره ) را بر سینه هاشان نصب میکنند همچنین اینکه مطابق آموزه های حکومت دینی و ایران تازشی در دنیا است هیچ گاه نباید در مرحله واکنش و منتظر ضربه اول بماند و یا به ۲۸ مرتبه ای که در قرآن به کلمه جهاد یا مشتقاتش اشاره شده است و یا به امنیت ملی مبتنی بر فرهنگ دینی اشاره میکنند و شدیدا معتقدند که در عرصه داخلی و خارجی می بایست تازشی و ضربه اولی حرکت نمود. میبینیم در عرصه خارجی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران می آید و میگوید ما را از لولوی شورای عالی امنیت نترسانید و پروندۀ هسته ای ایران را به آنجا بفرستید یا احمدی نژاد در سخنان خود رسما میگوید که اسراییل از صحنه روزگار باید حذف شود !
یا در سیاست دفاعی داخلی می بینیم از حوزۀ واکنش به کنش تغییر موضع میدهند و رهبر ج.ا.ا در آن سخنرانی معروف خود که گفت امام خمینی هدیه ای از سوی خدا برای ایران بود و او نیز ۲ هدیه به ایران داد : انقلاب اسلامی و نیروی مقاومت بسیج، در آن سخنرانی از بسیج به عنوان بدنۀ سپاه پاسداران یاد نمود.
سردار سید یحیی رحیم صفوی را که شدیداً معتقد بود دیگر بسیج بیشتر از این نباید آرایش نظامی به خود بگیرد از فرماندهی سپاه عزل و سردار عزیز جعفری را به عنوان فرمانده سپاه منصوب میکند چرا که رهبری در شرایط موجود بر این موضوع اصرار داشت که بسیج باید با نیروی زمینی سپاه تلفیق و یگان رزم آن شدیداً تقویت گردد پس از آن مشاهده کردیم نمسا ( نیروی مقاومت بسیج ) در نیروی زمینی تلفیق و به جز چند معاونتش در عرصۀ شهری بیشتر فعالیت نمیکند .
از آنجاست که بسیج به عنوان نیروی بلامنازع بازدارندگی با یک پشتوانۀ ایدئولوژیک در کشور معرفی می گردد که مطابق آخرین اعلام روابط عمومی سپاه پاسداران در پنجم آذر ماه ۱۳۸۷ حدود ۱۳میلیون و ۶۰۰ هزار بسیجی جذب،آموزش و سازماندهی نموده است و در این بین میبینیم ۱۲۰۰ گردان عاشورا مجهز به سلاح گرم از انواع مختلف سبک و سنگین میشوند و ۴۰ هزار گروهان رزمی کربلا در قالب بسیج ، جذب ، سازماندهی و آموزش آنها در تمام سطوح جامعه ( اصناف ، کارگری ، دانشجویی ، دانش آموزی ، ادارات ، جامعه پزشکی ، جامعه اساتید ، اقشار و غیره ) صورت پذیرفته است.
ایجاد و سازماندهی می شوند یا نمایندگان مجلس به تخصیص ۳۵۰ میلیون دلار از محل حساب ذخیره ارزی برای تجهیز و تقویت گردان های عاشورا و الزهرا رای میدهند در صورتی که این اولین باری بود که از منابع حساب ذخیره ارزی در اختیار یک نیروی نظامی قرار میگیرد همچنین قانون اساسی ما سند زنده ایست بر این نوشتار که چگونه بسیج به عنوان نورچشمی نظام مورد توجه قرار میگیرد زیرا تمام کارشناسان امنیتی دنیا بر این مهم وحدت نظر دارند که زمانی امنیت پایدار حاصل میگردد که حکومتی سازماندهی حداکثری مردم را در دستور کار خود داشته باشد در زیرتنها سرفصل مفادی از قانون اساسی و الحاقیات آن در خصوص نیروی مقاومت بسیج و تقویت بنیه دفاعی را می آورم.
۱- بند ۷ و ۹ وظائف و ماموریت های سپاه در خصوص ارتش بیست میلیونی مصوب ۳۰/۳/۱۳۶۹ به شماره ۲۹۱۳۶-۲۰۱/۵۰-د
۲- ماموریت ها و وظائف نیروی مقاومت بسیج مصوب فرمانده کل قوا شماره ۴۸-۵-۲۰۱/۵۰-د مورخه ۵/۹/۱۳۶۹
۳- اهداف تشکیل ارتش بیست میلیونی ابلاغیه ۸/۷/۷۱
۴- فصل چهارم و نهم قانون خط مشی کلی اصول و برنامه های صدا و سیما مصوب ۱۷/۴/۶۱
۵- اصل ۱۵۱ قانون اساسی تبصرۀ ۱ و ۲
۶- بند ۱ قسمت خط مشی های کلی قانون برنامه اول توسعه کشور در خصوص تقویت بنیه دفاعی
۷- بند ج ماده ۳ وظائف و اختیارات مرکز تحقیقات استراتژیک در خصوص تحقیقات و مطالعات مربوط به بسیج
۸- تبصرۀ ۴۷ قانون برنامه دوم توسعه در خصوص صرف ۲% از سود خالص شرکت ها و موسسات جهت تقویت بسیج
۹- قانون حمایت قضایی از بسیج
و قانون هایی از این دسته که زمینه را برای موضوع هموار نموده است( البته نکته بسیار مهم تصویب این قوانین تا حدود سال ۷۰ است تا زمانی که رویکرد رژیم را ترسیم کردیم و سپس ما شاهد ایست در این مرحله بودیم و تنها امور مربوط به جذب،سازماندهی و آموزش پشتیبانی میگردید تا مجددا روند پشتیبانی های همه جانبه از سال ۸۴ اغاز گردید )
تمام این موارد تغییر جهت رژیم و بازگشت به ضربه اول تلقی میگردد و شدیدا تهاجمی و تازشی حرکت میکنند مانند طرح ارتقای امنیت اجتماعی ، مبارزه با اراذل و اوباش ، طرح مقابله با بد حجابی که در اصل تماما بر ضربه اول متمرکز است یا در جریانات اخیر در سرکوب گسترده مردم ما ضربۀ اول را به وضوح مشاهده میکنیم.در سیاست دفاعی (بخش نظامی) نیز به شکل زیر قابل بررسی میباشد:
پس از ۳۰ سال از گذشت انقلاب اسلامی و با پشت سر نهادن یک جنگ خونین ۸ ساله در حالی که همچنان از سوی نیروهای فرا منطقه ای و منطقه ای در کانون توجه قرار دارد استراتژی دفاعی خاصی را برای دفاع از خود سامان دهی کرده است.چنان که از قراین و شواهدی که در پی خواهد آمد استنتاج میشود دکترین دفاعی ایران ( صرف نظر از استراتژی سازمان دفاع غیر عامل ) در حال حاضر بر مبنای ۵ رکن بازدارندگی ۱- راز آمیز ۲- تحمل ضربه اول در برخی دوران و بازگشت به موضع کنش ۳- ضربه متقابل موشکی ۴- اجبار دشمن به جنگ زمینی ۵- غافل گیر نمودن متجاوز در خاک خود ( مطابق آنچه در مبحث ایستگاه های خارجی ذکر شد ) استوار است با نگاهی گذرا میتوان دریافت که ارکان این دکترین چگونه و چرا سامان یافتند.
با پایان جنگ تحمیلی نیروهای مسلح ایران در وضع بسیار وخیمی قرار داشتند. تسلیحات غربی ارتش که بیش از ۹۰٪ ادوات را شامل میشدند یا در طول جنگ از بین رفته و یا به دلیل فقدان قطعات یدکی و خدمات تعمیر و نگهداری از کار افتاده بودند که با برخی خریدهای تسلیحاتی از روسیه و چین اعم از جنگنده های میگ ۲۹وسوخو۲۴ ٬ موشکهای کرم ابریشم و ناوچه های کلاس تندر مشکل خود را مرتفع نموده اند.
از سوی دیگر کارشناسان نظامی کشور در دو مسیر اصلی فعالیتهای خود را متمرکز نمودند که عبارتند از: ۱-نوسازی و بهسازی تسلیحات غربی با ابزار و ادوات شرقی که به عنوان مثال میتوان به تجهیز جنگنده های فانتوم با موشکهای روسی و چینی و یا تجهیز ناوچه های موشک انداز فرانسوی کمباتانت با موشکهای سی-۸۰۲ چینی اشاره نمود.
۲-تولید جنگ افزار در داخل کشور به روش مهندسی معکوس و سایر روشها که دستاورد هایی چون جنگنده آذرخش ٬تانک ذوالفقار٬بالگرد شباویزو ناوچه موشک انداز پیکان داشته است. میتوان از دستاوردهای قطعی صنایع دفاعی ایران٬با تلاشهای انجام شده٬ به توان موشکی کشور وبرخی تجهیزات و ادوات زرهی و جنگ افزارهای پیشرفته پنهان اشاره نمود که بنا به دلایل و شواهدی چند بومی شده که میتوان از آنها به تولید موشک های بالستیک با برد ۱۳۰۰ الی ۲۰۰۰ کیلومتر را دارا میباشند نام برد.
در چنین شرایطی با توجه به آگاهی از وضع موجود توسط کارشناسان دفاعی کشور و وقوف به این مهم همانطور که پیشتر گفته شد دکترین دفاعی ایران برپایه پنج مولفه ذکر شده( بازدارندگی راز آمیز،تحمل ضربه اول در برخی دوران و بازگشت به موضع کنش،ضربه متقابل موشکی ،اجبار دشمن به جنگ زمینی و غافل گیر نمودن متجاوز در خاک خود) بنا شد که شرح مختصرهریک از مولفه های فوق الذکر در ذیل ارایه میشود
۱- بازدارندگی راز آمیز : در این روش تلاش میشود نیروی تهاجمی و دفاعی کشور در هاله ای از ابهام قلمداد شود. بر مبنای همین روش در فضای ابهام ادوات نظامی بارها آزمایش میگردد٬از پیشرفت های عظیم تکنولوژیک در تولید جنگ افزار سخن رانده می شود تا متجاوز خارجی از بیم واکنش شدید ایران در ضربه متقابل دوم از خیال تجاوز منصرف شود این مولفه تماما بر جنگ روانی و ایجاد فضای ابهام در باب حجم ضربه متقابل دوم تاکید شده است.
۲- تحمل ضربه اول : افرادی که در داخل و یا خارج مدام به از بین رفتن تاسیسات در دقایق ابتدایی جنگ در اثر حمله آمریکا اذعان دارند و مدام میگویند با حجم حملات موشکی ما قابلیت دفاع نخواهیم داشت باید بدانند در راستای استراتژی تحمل ضربه اول بر مبنای تجارب جنگ ۸ ساله ، ایران به پراکنده ساختن منابع اصلی دفاعی خویش با توجه به گستره پهناور کشور پرداخته است تا امکان از بین رفتن تمام ظرفیت های دفاعی با یک حمله از میان رود.در بخش جنگ افزار سازی مشاهده میشود تاسیسات تانک سازی ٬صنایع الکترونیک ٬صنایع موشکی و صنایع هواپیمایی در مناطق مخلتف مستقر شده اند و یا در مورد صنایع هسته ای کارخانه آبسنگین در اراک٬تاسیسات غنی سازی در نطنز و راکتور هسته ای در بوشهر طراحی و اجرا شده اند. این چنین مشخص میشود هیچ دشمنی در ضربه اول نمیتواند تمام توان دفاعی ایران برای ضربه دوم متقابل را از کشور سلب کند و بدین سان نوعی توازن وحشت بر مبنای ظرفیت حمله متقابل ایران شکل میگیرد.
۳- ضربه متقابل موشکی : با دستیابی ایران به موشکهای با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر در واقع هر نقطه ای از خاورمیانه در تیررس موشکهای ایران قرار دارند:از پایگاه هوایی اینجرلیک در ترکیه تا پایگاه هوایی دیه گوگارسیا اقیانوس هند و از تل اویو تا مراکز نظامی آمریکا در دریای سرخ دربرد اقدام متقابل ایران هستند.
از این رو هر متجاوز فرا منطقه ای و منطقه ای یقین می یابد از مکافات تجاوز خود در امان نخواهد بود.
۴- اجبار دشمن به جنگ زمینی : در بحث اجبار دشمن به جنگ زمینی باید گفت تجربه سالهای جنگ به برنامه ریزان دفاعی ایران اثبات کرد که استفاده از امواج انسانی و نیروی زمینی که با سلاح های سبک و نیمه سنگین به ویژه موشک های ضد تانک مجهز شده باشند ( که نمونه های آن در جنگ ۳۳ روزه در مقابل تانک های مرکاوای اسرائیلی که مدعی بودند هیچ چیز قابلیت از بین بردن آنها را ندارد مشاهده نمودن ) تا حد زیادی جایگزین استراتژی های دیگر میگردد.
۵- غافل گیر نمودن متجاوز در خاک خود:مطابق آنچه در مبحث ایستگاه های خارجی ذکر شد استوار است. به ویژه که شور ایرانی ، میهن دوستی و مقابله با تجاوز بیگانه همراه با شهادت طلبی از نیروی پیاده ایرانی ٬ رزمندگانی دلاور و بدون ترس از مرگ میسازد. بر این اساس است که با اوج گرفتن تهدیدات آمریکا بر استراتژی دفاع نامتقارن تاکید میشود که بر اساس جنگ نامنظم ٬ درگیری پارتیزانی و شهری و واداشتن دشمن به استفاده از نیروی انسانی به جای جنگ افزار برای وارد کردن تلفات سنگین به اوست. این استراتژی از ویتنام تا افغانستان علیه دشمنانی قوی تر و بسیار مجهز تر به کار گرفته شده و موفق نیز بوده است.
در این میان مجدداً آنچه قابل ذکر است نقش راهبردی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی میباشد و چنانچه از قراین بر میاید رهبران سیاسی کشور در دو بخش اکتیو این دکترین ضربه موشکی و جنگ فرسایشی به سپاه پاسداران بیش از سایر نیرو های مسلح متکی هستند. این مهم که توان عمده موشکی ایران امروزه در سپاه پاسداران مستقر است و همچنین جذب،سازماندهی و آموزش و راهبری نیروهای بسیج به عنوان ستون فقرات جنگ زمینی در اختیار سپاه قرار دارد بر نقش ویژه سپاه در این دکترین می افزاید. نقشی که با توجه به تحولات سیاسی کشور روز به روز پر رنگ تر میشود.
مادامی که فعالیت ها و مبارزات تهی از پشتیبانی کارشناسی باشد و تا زمانی که ما یک حرکت علمی سیستماتیک را آغاز ننموده ایم با اقبالی مواجه نخواهیم شد.
در اینجا این گمانه مطرح میشود عده ای که میگویند آمار منتشره از سوی روابط عمومی سپاه پاسداران دال بر جذب ، آموزش ، سازماندهی و بکار گیری ۱۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر نیروی مردمی در قالب بسیج غلو و غیر واقعی میباشد در خوشبینانه ترین حالت ما ۹/۱۰ از آن را کسر میکنیم و تنها به یک دهم آن بسنده میکنیم با ۱ میلیون و ۳۶۰ هزار نفر بسیجی آموزش دیده،مسلح به انواع سلاح سبک و سنگین با یک پشتوانۀ ایدئولوژیک که مدام میگویند ” آیة اله خامنه ای از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن” چه باید کرد؟ با ۷ تیپ استشهادی که به انواع آموزش های نظامی و اطلاعاتی اشرافیت دارند چه باید کرد؟
فرض بر اینکه رژیم فردا سقوط نمود با طرح نهضت مقاومت با محوریت سپاه پاسداران که رژیم ۵ سال پس از سقوط خود را بررسی و ارائه راه حل نموده است و با تدابیری قصد ایجاد شبکه های زیر زمینی در منطقه و غرب را دارد چه باید کرد؟
مجددا معروض میدارم رژیم حرکت به سمت بازدارندگی و سیاست دفاعی علمی در قالب موسسات و گروه های مختلف را شروع نموده است و اگر ما به این سمت و سو حرکت نکنیم فرصت های بیشمار دیگری رابه رژیم خواهیم داد.
به عقیده اینجانب در صورتیکه هرگونه جنگی از جانبه بیگانه گان رخ دهد جز به اتحاد و انسجام نیروی های صدرالذکر و حتی ازدیاد و تحکیم آنان با پیوستن مردم سود دیگری نخواهد داشت.
اما چنانچه از درون این روند اعتراضات کنونی ادامه یابد ضمن انشقاق در بین ارکان حکومت و نیروهای فوق پیروزی از آن مردم شده و حکومت مردمی ایجاد خواهد شد.
بنابراین، اینکه جلوی ایران را بگیرند تا به یک نیروی هسته ای تبدیل نگردد تا اندازه ای بهانه تراشی است چون دولت کنونی ایران بدون دستیابی به توان هسته ای نیز تهدید جدی و قدرت جنگی ، دفاعی و تخریبی بالایی را دارا می باشد. دولت ایران با داشتن سلاح هسته ای نیز به دلیل دریافت پاسخ های متقابل کوبنده تر و نشستن در یک قایق با جهان قادر به استفاده از آن نبوده و از این لحاظ دستیابی به توان هسته ای هرگز برای حاکمیت ایران امنیت زا نخواهد بود. اما در صورت حمله امریکا و متحدین آن به ایران و به ویژه با استفاده از امکانات دول منطقه ، دولت نامشروع احمدی نژاد این قدرت را دارد که جهان را با امکانات غیرهسته ای خود ناامن سازد. باید توان بیولوژیکی ایران را جدی گرفت.
اما نیات امریکا در سوق دادن ایران به سمت گزینه جنگ از چند جهت قابل تامل و تاسفبار است
واشنگتن فکر می کند اگر احمدی نژاد را همچون صدام به سمت اشتباه استرتژیک سوق دهد زودتر به مقصد می رسد. اوباما باید به این مهم توجه داشته باشدکه در این حالت متضرر اصلی مردم و سرزمین ایران خواهد بود و نه دولت نامشروع آن. با این حال، همین دولت نیز با استفاده از ایدئولوژی و پول طرفدارانی را در داخل و خارج به دور خود جمع کرده است. بنابراین دولت امریکا در تحمیل جنگ به ایران و وارد کردن صدمات جبران ناپذیر شبیه آنچه که در عراق مرتکب شده است، باید چندباره تامل نماید.
و میباسیت این سوال را از دولت آمریکا و متحدانش پرسید چه میزان از اطلاعاتی از مولفه های پنج گانه دفاعی ایران که پیشتر ذکر شد با خبر میباشند ؟
نیات دولت شرور احمدی نژاد از جنگ افروزی
دولت نامشروع، شرور و تشنج آفرین احمدی نژاد می خواهد به هر قمیتی سرکار باشد. این دولت برای حفظ و ماندن در قدرت؛ ننگ کودتا، تخلف، تقلب، کشتار، تجاوز، حبس، تبعید، حمله به مراجع عظام و محروم ساختن اقشار مختلف مردم را به حساب دین و تشیع به جان خریده است. حاکمیت در حوزه سیاست داخلی در حال غرق شدن در منجلاب رفتارهای غیر کارشناسانه و اقدامات جنون آمیز خویش است. برای او فرق نمی کند جهت زنده ماندن به چه چیزهایی متوسل گردد. چون در حال نبودی است بنابراین سعی خواهد کرد همه جهان را با خود در این گرداب فروبرد. بنابرین ، جهان باید خیلی مراقب و جویای راه های بهتر و با هزینه کمتر باشد. قطعا ملت ایران تحمیل جنگ که ویرانگر خواهد بود را نمی پذیرد و در صورت وقوع جنگ دشمنان داخلی و خارجی خود را هرگز نخواهد بخشید.
هشدار به عرب های منطقه
متاسفانه دول عربی منطقه بار دیگر آتش افروزی می کنند. ظاهرا آنان نجابت ملت ایران در چشم پوشی از خطاهای مهلک اعراب منطقه به ویژه خلیج فارس در تشوق و حمایت از صدام حسین در حمله به ایران و کشتار جوانان و مردم مسلمان و غیرتمند ایران و تخریب کاشانه ها و شهرها و بنادر و زیرساخت های صنعتی ایران را به دست فراموشی سپرده اند. گویا اعراب به دنبال بازگشت به دوران تحمیل جنگ های خانمازسوز صدها ساله به برادران خود هستند.
ایران قدرتمند هیچگاه تهدیدی برای اعراب منطقه نخواهد بود. در سی سال گذشته این اعراب بودند که همواره برای ایران مشکل آفرین بودند و نه بالعکس. اگر اعراب به دنبال امنیت هستند و اگر به درستی نمی توانند احمدی نژاد نامشروع را تحمل کنند راهش جنگ افروزی نیست. چون هر دو از یک قماش بوده و اصولا باید زبان یکدیگر را بهتر درک کنند. اعراب و ایران در یک کاخ شیشه ای نشسته اند و در نتیجه نمی توانند تهدیدی برای امنیت یکدیگر باشند بلکه امنیت دو طرف به یکدیگر وابسته است.
سخنی با ملت شریف ایران
اکنون ملت ایران بر سر راه یک تصمیم حیاتی قرار گرفته و آن تغییر سرنوشت به دست خود است.
در غیر اینصورت باید منتظر فاجعه جهانی باشیم ملت شریف ایران باید جرثومه فساد یعنی دولت نامشروع احمدی نژاد را از دامن پاک مام میهن بزداید و از این طریق ایران عزیز، اسلام و تشیع و نیز جهان را از خطر شرارات های خطرناکتر یعنی حمله امریکا و متحدینش برهاند.
آنچه قلمی گردید جز از برای آگاهی دادن صادقانه به محضر ملت شریف ایران و هشدار برای بیگانگان که به واقع دریافتم اطلاع دقیق از توان حاکمیت را نداشته و لذا هرگونه عمل غیر منطقی آنان میتواند منجر به بهانه دادن از برای سر کوب جنبش مردمی توسط حاکمیت باشد.
سیدرضا حسینی ( مدحی )
کارشناس ارشد علوم سیاسی و علوم استراتژیک . مسائل نظامی
No Comments »
RSS feed for comments on this post. TrackBack URL