مرداد
۳۱
۱۳۸۹
۲

فرا خوانی دیگر برای همبستگی ؛ همبستگی فراگیر تمام باورها تنها راه نجات مردم ایران است

ما باورمندان به جنبش جمع یاران در داخل کشوراعتقاد راسخ داریم  بر اینکه تا سه ضلع یک مثلث تشکیل نشود وبه هم وصل نگردد قادر به احاطه یک محیط نخواهیم شد واصولا برای بروز هر اتفاقی سه عنصر مشارکت دارند  مثلا برای بروز یک تصادف ،اگر هر کدام از عناصر تشکیل دهنده این حادثه که ( عنصر انسان ،راه،وسیله نقلیه) میباشند را از محل برداریم از بروز حادثه واتفاق جلوگیری وانرا غیر ممکن ساخته ایم این سه عامل یکی عامل انسانی (راننده)۲ عامل جاده(راه) ۳ وسیله نقلیه(اتومبیل یا هر چیز هدایت شونده ) این سه تا عامل هستند که با مشارکت هم در بروز یک اتفاق سهیم میگردند میزان سهم انها یکسان نیست ودراینجا لزوم به اثرگذاری و تقسیم تقصیر نیست  و اما بحث مورد نظر  من این سه ضلع است و آن را بدینگونه تشبیه میکنم  یکی مردم داخل  کشوردومی فعالین خارج کشور ،سومی دول خارجی که بنظرم ضلع سوم وقاعده این مثلث بیشترین تاثیر را بر دوضلع دیگر در بهم پیوستنوشکل گیری این مثلث دارند  ما در داخل کشور یک ضلع را آماده داریم اگر کسی بگوید مردم آمادگی تغییر نظام سیاسی در داخل را ندارند یا بی اطلاع از اوضاع داخل است یا عامدانه سخن میراند وهدفمند پا پیش گذاشته است. واما دو ضلع دیگر، ضلع سوم یا قاعده که دول خارجی هستند همیشه در فراز ونشیب ها وبدقت دو ضلع دیگر را مورد ارزیابی خود قرار داده ومنتظر کنش ها بوده وهستند ضمن اینکه فقط به نظاره نه نشسته اند بلکه همیشه کارشان یکی به نعل ودوتا به میخ زدن بوده است ودر این کش وقوص منافع ملی خود را پیگیری کرده اند  میبینیم هر کدام از انها خوب توانسته برحاکمیت وجو حاکم بیشتذ تاثیر گذار باشد باج بیشتری از نظام گرفته است . اما ضلع دوم که فعالین خارج از کشور هستند وکم هم نیستند فراوان ونیرومند اما متفرق واز طرفی این قدرت متفرق بزرگترین مانع برای تشکیل این مثلث بوده است البته باید حساب توده اپوزسیون را از رهبران زاویه نگر که ابتداٌ به فکر منافع حزبی وگروهی خود بوده وهمیشه چشمشان دنبال سهم خواهی بوده و هر جا دیدن منافع حزبی کم رنگ میشود پا پس کشیدن یا مانع تراشی کرده اند البته این موارد بسیار معدود بوده ولی بی تاثیر نبوده  ،عده ای دیگر که در میان خارجنشینان با پوسته ها وپوششهای متفاوت وفریبنده در خدمت نظام حاکم بوده وبه ایجاد انشقاق وعمیق کردن شکافها با زر وتزویر وگونه های دیگر رسوخ کرده ومیکنند وگاهاٌ میدان دار مبارزان خارج از کشور هم شده اند .بزرگترین سهم را در عدم بوجود آمدن یک اپوزسیون یک دست داشته ودارند حال  روی سخن من به توده آزادی خواه نه سهم طلب، انهائیکه حقیقتا ٌایران را برای ایرانی میخواهند نه ایران را برای فرد یا گروه یا تشکل ویا حزب وسازمانی مد نظر خود . وحرفشان همیشه این بوده است اگر آن شودکه من میخواهم بشود وغیر ازاین هر گز نمیخواهم بشود حال  با این اوصاف اپوزسیون پراکنده که در پراکندگی زیاد چه باید بکنند تا بتوانند از این راه پر سنگلاخ عبور گرده وخود را به راهی روشن ومستقیم برسانند بنظر من باید از این سدها گذشت واین گذر آسان نیست بنده زمانیکه در داخل ودرصحنه  بودم  وبا همرزمان فعالیت میکردیم همیشه تصورم این بود وبه دوستان هم عرض میکردم  که اپوزسیون خارج کشور هم رای بوده وتقریبا میتوانند یک دست بشوند وروی این همدلی شما خیلی حساب باز شده است . اما متاسفانه تا به حال محقق نشده است بدلایل عدیده ای که به بعضی از انها اشاره رفت خود بینیها ومنیت ها نیز در وجود ما مزید بر علت شده قادر نیستیم حتی برای یک ماه در یک فضای مجازی سر یک موضوع یعنی حداقل ترین اشتراکات پایبند بمانیم نظام جمهوری اسلامی خود بخوبی این را میداند وغیر مستقیم دارد ما را مدیریت میکند وآتش نفاق را مرتب شعله ور نگه میدارد گاها ما خودمان هم دانسته ویا ندانسته به نوکر بی جیره و مواجب حاکمیت تبدیل شده وبه آن دامن میزنیم اینجا یک واقعه را لازم میدانم عرض نمایم  همرزمان ما زمانیکه وارد ساختمان صدا وسیما شدند ودر شبکه ۳سیما هم اختلاتی بوجود آوردند جمع جنبش یاران قبل ازاین به آگاهی مردم داخل وخارج رساند ودهن هر تفرقه افکنی را قبل از انجام کار بست وازطرفی هدف هم این بود توان خود را به حاکمیت نشان دهیم بازهم با وجود اعلام قبلی چنان از طرف خارج نشینان مغرض ومزدور که در بین اپوزسیون رسوخ کرده وجا خوش کرده اند وبگونه ای کلامشان برای اپوزسیون حجت شده است  مورد حمله قرار گرفتیم که از طرف حاکمیت قرار نگرفتیم چرا که حاکمیت نمیخواست زیر بار این واقعیت برود واز طریق نوکران خارج نشینش دست بکار شد ولی انقدر هجمه های بعدی وپس لرزه هایش سنگین بود که  وزیر اطلاعت نظام ودیگر مسئولین رده بالا(چون سردار عزیز جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران  و رئیس اداره سیاسی آن ، سردار عزیز جعفری) جبراٌ بارها وبارها از وجود نظامی اطلاعاتی ها در طراحی وسازماندهی ونفوذ در بین معترضین اشاره کردند که واقعا باید دید آیا اگر تعداد این ریزش ها و اختلافات و اعتراضات در بین نیروهای درون سازمانی کم بود آیا مسئولین ارشد آن را وادار به اقرار و اعتراف مینمود؟ و یا اساسا چه نیازی بود که به این مهم اشاره کنند زیرا نکته کوچکی نیست ،صحبت از شکاف بین نیروهای مسلح و امنیتی یک کشور است لذا بی شک ریزش و حجم اعتراضات داخلی بالا بوده است که انان را اینگونه بر آشفته است(وزیر اطلاعات رژیم آقای مصلحی در گردهمایی امینت‌آفرینان اعلام کرد عناصر ‌با‌سابقه ‌اطلاعاتی ‌و ‌نظامی‌در ‌فتنه اخیر حضوردارند) دراینجا بخوانید  ، وزیر اطلاعات گفت: حضور عناصر با سابقه اطلاعاتی و نظامی در جریان فتنه و ایفای نقش در روز عاشورا قابل توجه است. روز عاشورا وقتی از مانیتورها حرکت ضد‌انقلاب و اغتشاشگران را مشاهده می‌کردم به خوبی حرکت اطلاعاتی و نظامی را فهمیدم. دیگر فکر نمیکنم نیاز به توضیح بیشتری در این رابطه باشد . فلذا به زعم خودشان به فکرچاره وترمیم افتادند. فرماندهی سپاه پاسداران با تشکیل تیمی مجرب  به همین دلیل دست به تصفیه گسترده وبازنشسته کردن اجباری افسران ارشد در رده های بالا زدند در دانشگاه ها اساتید ودر دیگر نهاد های دولتی مظنونین را از صحنه خارج کردند بدون اینکه شهامت داشته باشند مستقیما از جنبش جمع یاران نامی ببرند وبا مهندسی کردن ومدیریت آن مسیر را بگونه ای از اذهان مردم زدودند ،اما بازهم جسته وگریخته در صحبتها وسخنرانیها ناخواسته حضورما را اعلام واعتراف میکنند در اخرین سخنرانی خطیب موقت جمعه تهران حجت الاسلام صدیقی بانک بر می آورد (کارگروه‌هایی راه بیفتند و مسائل را حل کنند: دراینجا بخوانید )سراغ کسانی که از نظام جدا شده اند برویم و ببینیم درد و مشکل آنها کجاست، پیشنهاد داد تا کارگروه هایی راه بیفتند و این مسائل را حل کنند). آیا این از سر دلسوزی است یا بقولی سمبه پرزور است وپس لرزه ها اینها به عقب نشینی دروغین وبه مکر وفریب وا داشته است حاکمیتبرای هر فرد در نیروی انتظامی یک نفر حفاظتی گذاشته شده است بازهم همرزمان ما در دوهفته گذشته از این همه صدامنیتی عبور وسایت نیروی انتظامی را دچار اختلال ودر همان موقع به آگاهی رساندیم   اینجا عکس پیوست است موقع حتی به خود حفاظتی ها دیگر اعتمادی نیست ما در جمع جنبش یاران در داخل کشور دارای ۵۰ هزار نیروی ای دی  دار تا سطح معاون وزیروفرماندهان رده بالای نظامی وانتظامی  هستیم.

انتظار جنبش جمع یاران  چیست ؟

  ملت بزرگ ودمکراسی خواه ایران همرزمان ما وفرزندان شما در صحنه حضور دارند انتظارشان ازشما خارج نشینان دمکراسی خواه اینست گوش به عوامل تفرقه انداز نکنید واعلام میدارند ما در شرایط فعلی هیچ حمایتی از این عزیزان وطن پرست نمیخواهیم الا همبستگی واتحاد. وفکرنمیکنم این توقعی بی جا وغیر ممکنی باشد ودر مرحله دوم رایزنی با دولت ها نه ایستادن در مقابل دولت ها بلکه با رایزنی ومتقاعد کردن دول هم میتوان به هر چه زودتر تکمیل شدن این مثلث از هم گسیخته کمک کرد واین مهم  با دستان توانمند شما در خارج از کشور امکان پذیر است

 به امید آنروز

 مسئول دفاتر جنبش در اروپا سرهنگ  نیروی انتظامی محمد رضا آرین

Written by مدیر تارنما in: خبرها, سیاسی |
مرداد
۲۹
۱۳۸۹
۲

سپاه با انتشار بیانیه ای کشور را در حالت جنگی قرار داد

توجه توجه : صدای اژیری که هم اکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمزیا وضعیت اضطراری است  معنی ومفهوم آن اینست که حمله هوائی انجام خواهد شدویا احتمال خطرآن وجود دارد .

این شاید اینروزها  تنها آرزوی باشد  که فرماندهان جنگ طلب ونابخرد سپاه پاسداران  برای شنیدنش لحظه شماری میکنند چراکه تنها بقای خود ونظام سرکوبگرشان را دریک جنگ منطقه ای در جنگی که به گمان شان میتوانند در سایه شومش ارتش ایران را برای همیشه در خود ذوب کرده واز طرفی در میان دود وآتش وخون مخالفین سیاسی خود را برای همیشه خفه نمایند واز سویی دیگر با هزینه کردهای بسیاری که در طول این سی ویک سال در نقاط مختلف دنیا برای صدور انقلاب ضد انسانی خود کرده اند جهان را به نا امنی کشیده وبقای خود را در سایه این نا امنی ها تثبیت نمایند اما زهی خیال باطل اگر به توان رزمی کشور متخاصم فرضی یعنی امریکای جهانخوار نگاهی گذرا بیندازیم قیاس توان رزمی ایران وامریکا مانند کاه وکوه هم نیست چگونه است این فرمانده هان خیره سر بر طبل جنگ میکوبند از دید من تنها بخاطر بن بستی است که نظام وحاکمیت در آن گرفتار شده وتنها راه برون رفت خود را در یک جنگ منطقه ای میداند اکنون از نظر زمانی در موقعیتی قرار داریم که تنها چهل وهشت ساعت به تزریق سوخت هسته ای به مخزن نیروگاه اتمی بوشهر قرار داریم  البته اگر روسها بازهم مانند سه ده گذشته عمل نکنند از طرف دیگر جان بولتون، سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل در مصاحبه‌ای گفت که اسرائیل  فرصت کمی دارد که تا پیش از راه‌انداری نیروگاه بوشهر، به آن حمله کند. این چراغ سبزها برای چیست؟ خود وقت وزمان زیادی را خواهد طلبید آیا اینها فقط یک جنجال سیاسی نظامی است یا دادن مجوز به اسرائیلی که در طی این سه دهه بعنوان یک تهدید واقعی نبوده ودر پشت پرده گاهی مواقع هم یار وپشتیبان جمهوری اسلامی بوده است .

از این مطلب بگذریم سپاه جنگ افروز پاسداران امروز۲۸ مرداد  به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی،  با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد ه که به طور همه جانبه آماده «رویارویی سخت» با حمله نظامی احتمالی آمریکا و اسرائیل است.

سپاه با این بیانیه کشور را در حالت جنگی قرار داده است بنظر من تنها هدف مهمی که سپاه امروز با استفاده از لابی های قدرتمندش در آمریکا  به آن دامن زده است به حاشیه کشیدن خواست های حق طلبانه مردم کشورمان است ونزدیک بودن به روز قدس تا بتوانند جلو هر گونه حرکت اعتراضی مسالمت امیز را در این روز بگیرند واین شعار جنگ خواهی سپاه هر چند تمایل زیادی به آن نشان میدهد به دلایلی که اشاره رفت بلفی بیش نیست . 

سپاه پاسداران در این بیانیه به طور رسمی به گفته‌های تهدیدآمیز برخی مقام‌های سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل درباره حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران واکنش نشان داده است.

در آستانه راه‌اندازی نیروگاه هسته‌ای بوشهر، برخی مقام‌های آمریکایی به اسرائیل هشدار داده‌اند که فرصت حمله به ایران را ازدست ندهد.چند در صد کارشناسان نظامی ایران باور دارند که امکان حمله نظامی به کشورمان وجود دارد اگربالای ۸۰ درصد براورد کرده اند که این حمله اتفاق می افتد وجنجالی بیش نیست چه اقدامات پیش گیرنده وفلج کننده دارند که توان حمله را از دشمن بگیرند اگراین چراغ سبز مجوز رسمی وقطعی است چگونه آنرا امریکا رسانه ای میکند مگر در اینگونه موارد به طرف مقابلابلاغ میکنند که آماده دفاع از خود باشد زیرا بنظر این فقط یک هیاهوی تبلیغاتی بیش نیست البته سپاه وحاکمیت از این هیاهو وبزرگ نمائی ان برای رسیدن به اهداف داخلی خود بیشترین بهره را برده واینقدر انرا اگراندیسمان میکند وکرده تا با آن هراعتراضی را در گلو خفه نماید . گفتنی است  آیت الله خامنه‌ای هم روز گذشته تهدید نظامی آمریکا علیه ایران را «حماقت» خواندو هشدار داد که اگر این تهدید عملی شود،«میدان مقابله ملت ایران» فقط منطقه خاورمیانه نخواهد بود «بلکه این مقابله، میدان گسترده‌تری خواهد داشت.»در اینجا رهبر جمهوری اسلامی دو کد را اعلام کرده است یک کد به تروریستهائی که در دنیا پخش کرده وبه وجود انها نباید شک کرد ویک کد مجوز صدور بیانیه وشاخ وشانه کشیدن از طرف سپاه پاسداران که تربیت کنندگان این تروریست ها وحامیان انها در کل دنیا است (ار تش ایران در این گیرودار کجا قرار دارد؟) علی شادمانی،(سردار،نه امیر ) رئیس اداره عملیات ستاد کل نیروهای مسلح در تازه‌ترین واکنش به گفته‌های جان بولتون، تهدید کرده است که ایران تنگه هرمز را می‌بندد. چگونه است که سپاه به راحتی اهداف مورد نظرش را برای دشمن فرضی اعلام میکند آیا این بنظر فقط یک جنجال تبلیغاتی نیست ؟

سخنان سردار شادمانی یادآور گفته های محمد سعید السحاف وزیر اطلاع رسانی عراق است وبیشتر به جک شباهت دارد

شما ها که در اطاق جنگ به طرف متخاصم نمیگوئیدکدام جبهه را تقویت میکنیم ونقاط ضعف دشمن را در افغانستان وایران ودیگر نقاط دنیا غیر از در یک عملیات روانی انهم برای توده یادوار نمیشویم  در بازی های بچه گانه هم اینگونه حرکات مرسوم نبوده فلذا اینگونه شایعات فقط برای مصرف داخلی بوده وهیچ فرد نظامی آگاه به مسائل جنگی این هیاهو را جدی نمی پندارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هیچ ادم عاقلی با تناب پوسیده جمهوری اسلامی ته چاه نمیرود  مگر سید علی وشادمانی و احمدی نژادوعزیزجعفری و………

 

سرهنگ نیروی انتظامی محمد رضا آرین

Written by mhmdaryan in: خبرها, سیاسی |
مرداد
۲۷
۱۳۸۹
۲

ده دلیل برای ترسیدن از ایران هسته‌ای( شما چه فکر میکنید ؟)

کریستوفر هیتچنز، ستون‌نویس مجله آمریکایی «ونیتی فیر» از آن‌رو که حمله اسرائیل به ایران در آینده‌ای نزدیک را محتمل می‌داند، به عواقب دست‌یافتن ایران به سلاح اتمی می‌پردازد و جامعه جهانی را دعوت می‌کند که دست به کار شود.

هیتچنز که روزنامه‌نگاری وابسته به «بنیاد هوور» در دانشگاه استنفورد کالیفرنیا، اتاق فکری نزدیک به دست‌راستی‌ها و جمهوری‌خواهان آمریکا نیز هست، در مطلبی که در پایگاه اینترنتی «اسلیت» منتشر شده به همدستی روسیه در کمک به ایران برای رسیدن به سلاح اتمی  اشاره می‌کند.

وی «پیشرفت میلمیتری تحریم‌ها علیه حکومت احمدی‌نژاد» و «موقعیت ناامید‌کننده مذاکرات با فلسطینیان» را دلایلی برای قوت گرفتن احتمال حمله پیشگیرانه اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای- نظامی ایران می‌داند.

کمی پیشتر هم جفری گلدبرگ در گزارش برای «آتلانتیک» اعلام کرد که دولت ناتانیاهو به‌طور مشخص می‌گوید اگر امریکا به ایران حمله نکند، اسرائیل آمادگی این کار را دارد و می‌تواند در آینده‌ای نزدیک دست به این عملیات بزند.

به گفته این روزنامه‌نگار، اکثریت قریب به اتفاق تصمیم‌گیرندگان سیاسی و نظامی اسرائیلی در صورتی که برنامه هسته‌ای ایران به ثمر برسد، «حیات کشور اسرائیل» را در خطر می‌بینند.
هیتچنز در این مقاله سعی می‌کند به این سوال پاسخ دهد که «اگر دیکتاتوری ایران بتواند به گروه قدرت‌های هسته‌ای وارد شود، چه اتفاقاتی روی خواهد داد».

وی معتقد است که در مرتبه اول، قوانین بین‌المللی و اعتبار سازمان ملل متحد بسیار کاهش خواهد یافت. این روزنامه‌نگار معتقد است که با این عمل، حاکمان ایرانی تمامی تعهدات خود در قبال کمیساریای عالی انرژی اتمی و اتحادیه اروپا به عنوان مهم‌ترین مخاطب آن‌ها تاکنون را زیر پا خواهند گذاشت.

رسیدن ایران به بمب اتم؛ تحکیم بیش از پیش سپاه پاسداران

دلیل دوم برای بازداشتن ایران از دستیابی به سلاح اتمی، پیروزی سپاه پاسداران در این عرصه است. هیتچنز می‌نویسد: این گروه که سال گذشته با سلاح و خشونت، به قدرتی تقریبا مطلق دست یافت، نگهبان برنامه پنهانی ساخت سلاح هم هست.

وی معتقد است که اگر این برنامه به سرانجام برسد، «خشن‌ترین جناح این دیکتاتوری به صورت قابل ملاحظه‌ای تحکیم خواهد شد».

دلیل سوم هم مربوط به سپاه پاسداران است که این‌بار با قدرتی بیشتر می‌تواند در فرای مرزهای ایران، «‌دست به برهم زدن ثبات لبنان از طریق حزب‌الله و پرتاب موشک به اسرائیل بزند و با طالبان همدستی کند و امنیت عراق را برهم بزند».

به عقیده کریستوفر هیتچنز همین مشکل هم در کشورهای سنی‌نشین حاشیه خلیج فارس، مثل بحرین، پیش خواهد آمد. به همین دلیل هم کشورهای عرب امیدوارند که «تهدید ایران هسته‌ای» که گریبان خود آن‌ها را هم خواهد گرفت، تا جای ممکن دور شود.

هیتچنز معتقد است که در صورت دستیابی ایران به بمب اتمی، جدال اسرائیل و فلسطین راه‌حلی نخواهد داشت. زیرا در آن صورت، آن دسته از فلسطینیانی که مخالف مذاکره با اسرائیل هستند، به ایران، که دعوت به نابودی اسرائیل می‌کند، نزدیک‌تر می‌شوند. از سوی دیگر مخالفان مذاکره با طرف فلسطینی در اسرائیل در اعتقادشان بر بی‌فایده بودن مصالحه راسخ‌تر می‌شوند.

دلیل آخری که کریستوفر هیتچنز ارائه می‌کند، «‌به تاریخ پیوستن مفهوم منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای» است؛ مفهومی که برای اندیشمندان بزرگ در جهان اهمیتی بسیار داشته است.

وی در پایان مقاله تاکید می‌کند که روبرو شدن با مساله برنامه هسته‌ای ایران به نفع همه ملت‌هاست و این روش باید بر محاسبات جنگی‌ای که در دفتر ناتانیاهو در جریان است، مقدم شناخته شود

Written by mhmdaryan in: سیاسی |
مرداد
۲۷
۱۳۸۹
۲

آقای کروبی شما را چه شده است؟ ده سوال از آقای کروبی

آقای کروبی من را در خاطر می اورید .من آرین هستم که بارها به منزل شما در زمان تصدیم در مشاغل انتظامی تردد داشتم اگر از خاطرتان رفته از حاج حسن آقا اخویتان بپرسید که چند بار به اتفاق آقای علی نیک مراد کاشانی  و آقای هوشنگ سپهر بند که مسئول خرید تسلیحات سپاه از روسیه بود و بعد اعدامش کردند سر سفرتان نشستیم خاطرم است  آن زمان شجاعتی وصف ناپذیر داشتید اما امروز  با آن روزها خیلی تفاوت پیدا نمودید شما را چه شده است که اینگونه از ولی فقیه که مسئول مستقیم خون های ریخته شده میباشد  دفاع میکنید ؟ یک بام و دو هوا نمیشود استاد، اگر باز هم خاطرتان نمی آید آقای شاه علیزاده رئیس دادگستری وقت  استان کردستان و رئیس دادگاه انقلاب هم در آن جلسه ای که در منزلتان  بودیم حضور داشتند ، .خاطرم است پیرزنی کرداز سنندج به درب منزل شما برای نجات فرزندش پناه آورده بود که سپاه آن را به اتهام گوش دادن به رادیو اسرائیل بازداشت کرده بود و شما چگونه شجاعانه  با آقای شاه آبادیکه ان زمان مسئول کمیته رستم اباد ومعروف به کمیته شاه ابادی بود  تماس گرفتید و گفتید من نیز به رادیو اسرائیل گوش میکنم و نهایتا با فشاری که نمودید وبا کمک دیگر آقیان  موجبات آزادی آن جوان و شادی مادر پیرش را فراهم نمودید حال شما را چه شده است ولی فقیهی که دستور قلع وقع  مردم را صادر میکند پشتیبانی میکنید؟ ما در توانمان این بود که از مشاغلمان استعفا دهیم و به روند موجود اعتراض کنیم و به زن و فرزندانمان اهانت شودحتی مورد شکنجه و مورد آزار و اذیت قرار گیرند .اما از شما انتظار بیش از این است استاد.ما جوانان دیروز از شما درس شجاعت آموختیم در آن زمان که در کنارتان بودیم .

اما امروز فقط میتوانیم تاسف بخوریم و الان نیز نمیخواهم شما را مورد عتاب وخطاب قرار دهم  میدانم که نمیتوانید آزادانه اظهار نظر کنید اما میتوانید لااقل سکوت کنید و از ولی فقیهی که مسبب این همه جنایت است دفاع نکنید سال گذشته از شما چند سوال پرسیدم و متاسفانه هنوز بی پاسخ مانده من نمیخواهم که به من پاسخ دهید اما مردم منتظر شنیدن پاسخ هستند چرا که سوال بسیاری از مردم است واز شما بعنوان فردی شجاع انتظار بیش از اینهاست .

واما  سوالهای سال گذشته را مجددا در معرض دید عموم قرار میدهم امید است کماکان بی پاسخ نماند

من چند تا سوال از شما آقای کروبی با توجه بیانه رسمی خود شما که در تاریخ تاریخ ارسال خبر : چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ و ساعت ۱۸:۳۵ که در سحام نیوز در رابطه با راهپیمائی ۲۲منتشر نموده اید دارم
سرهنگ مستعفی نیروی انتظامی محمد رضا آرین
۱- اگر بر این باور هستید میزان رای مردم است.
۲- اگر باورمند به این هستید دولت با رای مردم درراس امور نیست.
۳- اگر معتقد هستید به مردم خیانت شده ودر حکومت اسلامی به انها تجاوز شده.
۴- اگر باور دارید دادگاها ی جمهوری اسلامی فرمایشی هستند (اصل ۳۸ قانون اساسی).
۵- اگر باور دارید شورای نگهبان با ساتور نظارت استصوابی به جان مردم افتاده است.
۶- اگر بر این باور هستید که در کشور عدالت وجود ندارد اصل ۱۰۹قانون اساسی.
۷- اگر معتقد ومطئن هستید کشور را فساد بر داشته است.
۸- اگر قبول دارید آقای خامنه ای حکم ریاست جمهوری را به احمدی نژاد تنفیذ کرده.
۹- اگر قبول دارید که الان حقوق مردم رعایت نمی گردد.
۱۰- اگر معتقد و مطمئن هستید و میگوئید که این دولت با رای مردم سر کار نیامده.
واگر های بیشمار دیگر
پس باید قبول بکنید یا شما دربرداشتهایتان دچار توهم شده اید واین همه قتل وکشتار جنایت وتجاوز خواب وخیال است
یا با این ده مورد میتوان ثابت کرد که رهبر جمهوری اسلام برابر همان قانون اساسی ماده (اصل۱۱۱ قانون اساسی ،هرگاه رهبر ازانجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی ازشرایط مذکور دراصول پنجم و ۱۰۹ گردد یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است ازمفام خود برکنار خواهد شد. در صورت عزل رهبر ویا فوت، کناره گیری واستعفای او و یا هرگاه به هردلیلی رهبر توان انجام وظایف خود را از دست دهد، خبرگان رهبری موظّف است رهبر جدید را درنخسین فرصت تعیین کند و تا هنگامی معرّفی رهبر جدید،شورایی مرکّب از رییس جمهور، رییس قوه قضاییّه ویکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، تشکیل می گردد وبرخی از وظایف رهبر را که دراصل ۱۱۱ به آن اشاره شده است، انجام می دهد که شما قبولش دارید ، لذا رهبر در حقیقت مسئول مستقیم اداره کشور است پس رهبر شرایط لازم را برای ادمه رهبری از دست داده وبایستی هر چه زودتر قبای رهبری را از تنش در بیاورید واگر توان انرا ندارید چرا از اعلام واقعیت سر باز میزنید مگر نه اینک شما اعلام میکنید اب از سرتان گذاشته وواهمه ای ندارید .
پس این هم دست به عصا راه رفتن برای چیست
چرا حقیقت را راست وپوست کنده به مردم نمی گوئید هر جا گندی زده میشود منتصبش میکنید به رئیس دولت، اگر رئیس دولت افسار کسیخته عمل میکند مگر نه اینکه این پالان را رهبر منفعل جمهوری اسلامی بر تنش کرده
مگر غیر از اینست که همه امورات سه قوه وصدا وسیما ورسانه های موجود فعلی زیر نظر مستقیم وغیر مستقیم رهبری بوده وهمه چیز به خیمه وخرگاه رهبری ختم میگردد. وقتی رئیس جمهور تحمیلی بر مردم توسط رهبر بر جامعه تحمیل شده، پس نمی تواند ونباید خواسته های مردم را عملی کند در حقیقت شاگرد پادوی آقای خامنه ای است و خامنه ای در تمام جنایت های اتفاق افتاده که خود شما قبول دارید که جنایت است بطور مستقیم مسئول ومجرم است واحمدی نژاد وروسای قوای دیگر مجرم به معاونت در جرم میباشند لذا ضروری است مجرم ردیف اول را مخاطب قرار دهید/
اگر غیر از اینست روشن و به طور واضح بدون لا پوشانی برای تنویر افکار عموی نظرتان را اعلام نمائید.
بقول خود شما شتر سواری دولا دولا امکان پذیر نیست ودر آخر بفرمائید شما از چه زمانی متوجه شدید که شورای نگهبان بدینگونه با ساتور نظارت استصوابی با چهره های شاخص بقول شما برخورد میکند آیا برخورد مربوط به همین دوره بوده یا از قبل هم بدینگونه بوده اگر بوده است چرا الان انسانیت وانسان دوستی شما گل کرده است البته قابل تقدیر است کاشکی دیگران هم که بر صندلی قدرت اما لرزان لمیده اند مانند شما به خود بیایند
واگر برین باور هستید که حکومت جابر است وظالم وفاسد پس چرا به جای رجوع بمردم دست به دامن آنها میشوید لطفا روشن پاسخ دهید

Written by kanon in: خبرها, سیاسی |
مرداد
۱۹
۱۳۸۹
۲

آقای احمدی نژاد آن خس وخاشاک هم جزء این ۷۵ میلیون مردم شجاع هستند ؟

مصاحبه رئیس جمهور منصوب شده ایران آقای احمدی نژاد  با مجله آمریکایی «نیویورکر»

او گفت: ‌سیاستمداران غربی در تحلیل مسائل ایران سردرگم هستند. آنها هیچ‌گاه نمی‌خواهند واقعیت ایران را بپذیرند. ملت ایران ملتی یکپارچه و متحد است و از منافع جمهوری اسلامی در مقابل دشمنان حمایت و پشتیبانی می‌کنند.
اوگفت 

هیچ کس نمی‌تواند علیه ملت ایران اقدامی انجام دهد

  پیش‌بینی  شکست قدرت نظامی آمریکا در آینده

  •  ملت ایران هیچ‌گاه از تقابل استقبال نمی‌کند و خواهان روابط دوستانه و احترام‌آمیز است اما هیچ کس هم نمی‌تواند علیه ملت ایران اقدامی انجام دهد، زیرا ایران کشوری بزرگ با ۷۵ میلیون انسان شجاع است که در طول تاریخ با تدبیر و منطق از خود دفاع کرده‌است.

رئیس جمهور: سیاستمداران غربی در تحلیل مسائل ایران سردرگم هستند/ امروز همه رقیبان من آزاد هستند

سیاست > دولت  - رئیس جمهور گفت: ‌سیاستمداران غربی در تحلیل مسائل ایران سردرگم هستند. آنها هیچ‌گاه نمی‌خواهند واقعیت ایران را بپذیرند. ملت ایران ملتی یکپارچه و متحد است و از منافع جمهوری اسلامی در مقابل دشمنان حمایت و پشتیبانی می‌کنند.

 اهم اظهارات ‌محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه با مجله آمریکایی «نیویورکر» را در ادامه به نقل از فارس بخوانید.

  پیش‌بینی  شکست قدرت نظامی آمریکا در آینده

  •  مردم دنیا از سیاست‌های سلطه‌طلبانه و ظالمانه دولت آمریکا بیزار هستند.

  • امروز ملت‌ها از وجود پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورشان به شدت ناراحت و خواهان برچیده شدن آن هستند. این در حالی است که ۴۰ سال قبل مردم متقاضی وجود پایگاه‌های نظامی درکشورشان بودند و این بدان معنی است که سلطه نظامی آمریکا به پایان رسیده است.

  • اگر آمریکا بخواهد در برابر افکار عمومی ملت‌ها بایستد، بدون تردید در سال‌های آینده، مردم ژاپن و حتی اروپایی‌ها آشکارا در خیابان‌ها علیه وجود پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورشان اعتراض خواهند کرد که علت آن سیاست‌های اشتباه دولتمردان آمریکایی است.

 هیچ کس نمی‌تواند علیه ملت ایران اقدامی انجام دهد

  •  ملت ایران هیچ‌گاه از تقابل استقبال نمی‌کند و خواهان روابط دوستانه و احترام‌آمیز است اما هیچ کس هم نمی‌تواند علیه ملت ایران اقدامی انجام دهد، زیرا ایران کشوری بزرگ با ۷۵ میلیون انسان شجاع است که در طول تاریخ با تدبیر و منطق از خود دفاع کرده‌است.

  • تفاوتی میان انسان ایرانی، آمریکایی، اروپایی، آفریقایی، مسلمان و مسیحی نیست.

  • انسانیت وجه مشترک همه بشریت است و وجدان عمومی همه انسان‌ها به دنبال محبت، دوستی، عدالت، عزت و احترام است.

  • مرزهای سیاسی و جغرافیایی، مرزهای انسانی نیستند.

  • این مرزها مدیریتی و برای اداره دنیا و تنظیم معادلات جهانی ایجاد شد‌ه‌اند. همه انسان‌ها جهانی و به هم پیوسته هستند و تنها تفاوت آنها در میزان برخورداری از ارزش‌های انسانی است بنابراین همه باید برای عدالت، دوستی، صلح و همکاری تلاش کنند.

  • غربی ها از مواضع جمهوری اسلامی ایران نگرانی دارند. موضع‌گیری برخی سیاستمداران و سران غرب علیه ملت ایران، سابقه‌ای طولانی دارد. مخالفت دولتمردان آمریکایی و متحدان آنها با ملت ایران، محدود به سال‌های اخیر نیست، بلکه سال‌هاست که دولت آمریکا با ملت ایران دشمنی می‌کند. دولت آمریکا ۵۷ سال قبل در ایران کودتا کرد و خانم آلبرایت رسما مسوولیت آن را هم برعهده گرفت. آمریکا از صدام در ۸ سال جنگ تحمیلی علیه ایران حمایت کرد. به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی هم که انتخابات آزاد و دموکراسی را به ارمغان آورد‌، دولت آمریکا در مقابل ملت ایران صف‌آرایی کرد و در سی سال گذشته ایران را مورد تحریم قرار داده است، امروز هم موضوع هسته‌ای ایران را به بهانه اقدامات خود تبدیل کرده است، این در حالی است که ایران معاهده NPT را پذیرفته و دوربین‌های آژانس بین‌المللی اتمی فعالیت‌های ایران را کنترل می‌کنند، اما دولت آمریکا این معاهده را نپذیرفته و بمب‌های هسته‌ای را در دنیا ذخیره کرده است.

  • انفجار بمب هسته‌ای در هیروشیما قصد خاتمه دادن به جنگ جهانی دوم را داشت.

  • استفاده از بمب اتم برای پایان دادن به جنگ، پذیرفتنی نیست، زیرا بسیاری از مردمی که کشته شدند، بی‌گناه و غیرنظامی بودند. این سخنان به معنای آن است که امروز هم مجوز حمله به غیرنظامی‌ها صادر شود. این موضوع برخلاف منشور سازمان ملل متحد و مقررات جهانی است که آمریکا خود از دست‌اندرکاران اصلی تنظیم آن بوده است.

* ایران مخالف معادلات ناعادلانه در جهان است

 وی در پاسخ به اینکه آیا ایران قصد دارد در بازی بزرگان شرکت کند؟ گفت: این سخن نادرستی است؛ ملت ایران اهل بازی نیست.

  • ایران مخالف معادلات یک سویه‌ و ناعادلانه‌ای است که برخی از کشورها آن را تنظیم کرده‌اند. ایران معتقد است نظم و سیستمی که پس از جنگ جهانی دوم به‌وجود آمد، ظالمانه و ناتوان است و نمی‌تواند عدالت و امنیت را در دنیا برقرار و تهدیدات و ناامنی‌ها را از بین ببرد‌.

  • اگر بناست صلح و عدالت پایدار در جهان برقرار شود، باید همه در ایجاد آن مشارکت کنند، زیرا نتیجه اداره دنیا توسط عده معدودی مانند وضعیت موجود خواهد بود.

  • همه باید براساس عدالت، قانون، دوستی و برادری در مدیریت و برپایی نظم عادلانه در جهان مشارکت کنند.

* ایران با افتخار از فلسطین، لبنان و عراق حمایت می‌کند

  • طرح اینگونه ادعاها به دلیل حاکم بودن نظم ناعادلانه در جهان است. ایران هیچ گاه حمایت معنوی خود از مردم فلسطین، لبنان و عراق را پنهان نکرده است و با افتخار از آنها به عنوان یک عمل انسانی حمایت می‌کند.

  • اکنون این سوال مطرح است که بر اساس چه منفعتی عده‌ای از سرزمین‌های دور به منطقه خاورمیانه آمده و با اشغال سرزمین‌ها، کشتن مردم و خراب کردن خانه‌ها، یک رژیم جعلی را تاسیس و به منطقه تحمیل کردند؟ البته پاسخ کاملاً روشن است، زیرا قدرت‌های زورگو به دنبال تسلط بر منابع خاورمیانه هستند اما امروز دیگر شرایط تغییر کرده و هیچ کس در دنیا تخریب خانه‌ها، بمباران مردم و ترور شخصیت‌های روحانی و مذهبی را نمی‌پذیرد. بی شک اگر ملت‌ها تحت فشار حکومت‌هایشان نباشند، مخالفت خود را با رژیم صهیونیستی اعلام خواهند کرد.

* بیش از ۹۷ درصد مردم منطقه به دلیل حمایت‌های آمریکا از رژیم صهیونیستی با آنها مخالف هستند

  • در حالی که آمریکا می‌تواند با تمام ملت‌های منطقه خاورمیانه روابطی دوستانه، اقتصادی و فرهنگی داشته باشد، بیش از ۹۷ درصد مردم منطقه به دلیل حمایت‌های آمریکا از رژیم صهیونیستی با آنها مخالف هستند. دولت آمریکا می‌تواند هزینه‌های سنگین حمایت از صهیونیست‌ها، لشکرکشی به عراق و افغانستان را برای رفاه مردم آمریکا و توسعه سرمایه گذاری وآبادانی در منطقه خاورمیانه هزینه کند.

* رژیم صهیونیستی تحمیل شده و بی‌ریشه است

  • رژیم صهیونیستی در سراشیبی اضمحلال قرار دارد.

  • رژیم صهیونیستی برای تامین منافع غرب تاسیس شد و از تصرف سرزمین‌های نیل تا فرات سخن می‌گفت اما امروز غربی‌ها برای نجات این رژیم به منطقه خاورمیانه لشکرکشی کرده‌اند، بنابراین فلسفه وجودی این رژیم از بین رفته است. آمریکایی‌ها هنگامی می‌توانند در منطقه زندگی کنند که با ملت‌های دیگر منطقه رابطه‌ای منطقی و دوستانه داشته باشند.

  • یک حکومت زمانی استمرار می‌یابد که در خاک آن سرزمین ریشه داشته باشد، در حالی که رژیم صهیونیستی تحمیل شده و بی‌ریشه است.

* اروپایی ها اجازه دهند یهودیان به سرزمین خود بازگردند

  • ملت فلسطین اعم از مسلمان، یهودی و مسیحی باید سرنوشت خود را تعیین کنند و کسانی که از سایر نقاط جهان به این سرزمین آمده‌اند، تحت حکومت مشخص ملت فلسطین زندگی کنند. اگر هم این افراد خواستند به سرزمین خود بازگردند، می‌توان‌ هزینه‌هایی ‌که امروز برای تقویت رژیم صهیونیستی می‌شود را در صندوقی قرار داد تا به بازگشت آنها کمک کرد. مطمئنا عده زیادی می‌خواهند به همان مکانی که آمدند، بازگردند و باید اروپایی‌ها تنفر خود را آنان کنار گذاشته و اجازه دهند که به وطن خود بازگردند.

  • اگر جنگ جهانی دوم در اروپا اتفاق افتاده چرا مردم فلسطین باید تاوان آن را بدهند.

  • آنها می‌توانستند سرزمینی را در آلاسکا، کانادا و یا در گوشه‌ای از آمریکا به یهودیان بدهند. در این صورت هیچ درگیری و اختلافی هم به وجود نمی‌آمد.

  • ملت فلسطین، انسان هستند و حق تعیین سرنوشت دارند آنها باید از حقوق قانونی و اولیه خود برخوردار باشند به همین دلیل اشغالگری را محکوم می‌کنیم زیرا اشغالگری در نقطه مقابل حقوق انسانی است و برای اجرای عدالت باید در برابر اشغالگری مقاومت کرد.

وضعیت یهودیان در ایران

  • در حالی که در ایران به ازای هر ۱۵۰ هزار نفر یک نماینده در مجلس وجود دارد، یهودیان ایران که کمتر از ۲۰ هزار نفر هستند، یک نماینده در مجلس دارند و این نشان‌دهنده رابطه خوب، انسانی و برابر ایرانی‌ها با یهودیان است.

  • مردم ایران با یهودیان دوست هستند. هیچ انسان دینداری ضدسایر دینداران نیست ما همه ادیان را یکی و واحد می‌دانیم اما صهیونیست‌ها دیندار نیستند، آنها یک حزب سیاسی هستند که می خواهند بر دنیا حکومت کنند.

  • رژیم جعلی صهیونیستی ارتباطی به یهودیت ندارد.

  • صهیونیزم یک حزب سیاسی است که سعی دارد خود را یهودی معرفی کند.

اوضاع داخلی ایران

  • یکی از مشکلات اصلی سردمدارن غرب کم اطلاعی آنها نسبت به مسایل ایران و جهان است. سال گذشته در ایران بالاترین تراز دموکراسی به نمایش گذاشته شد؛ این در حالی است که در هیچ یک از کشورهای غربی ۸۵ درصد مردم درانتخابات شرکت نمی‌کنند. ایران کشوری آزاد است که همه به راحتی از هم انتقاد می‌کنند و امروز هم همه رقبا و مخالفین من آزاد هستند.

  • کسانی که ایران را به دیکتاتوری متهم می‌کنند از شاه حمایت می‌کردند

  • ایران هیچ نوع دیکتاتوری اعم از حزبی یا غیرحزبی را بر نمی‌تابد. جالب است کسانی که ایران را به دیکتاتوری متهم می‌کنند در گذشته از رژیم شاه که یک دیکتاتور شناخته شده و خشنی بود، به طور مطلق حمایت می‌کردند؛ حتی امروز هم ازکشورهایی که دیکتاتوری مطلق هستند و هیچ انتخاباتی در آن برگزار نمی‌شود، کاملا حمایت می‌کنند.

  • به نفع سیاستمداران غربی است که واقعیت‌های ایران را مورد توجه قرار دهند، زیرا با اظهارات آنها واقعیت‌های ایران تغییر نمی‌کند و ایران هم هرگز مطابق خواسته و میل آنها عمل نخواهد کرد. مردم ایران درحالیکه باهم صمیمی هستند، در انتخابات آزادانه با هم رقابت می‌کنند. ضمن اینکه در هر کشوری قانون وجود دارد. اگر کسی موجب شکسته شدن قانون شود، دستگاه قضایی با او برخورد می‌کند.

* سیاستمداران غربی در تحلیل مسائل ایران سردرگم هستند

  • سیاستمداران غربی در تحلیل مسائل ایران سردرگم هستند. آنها هیچ‌گاه نمی‌خواهند واقعیت ایران را بپذیرند. ملت ایران ملتی یکپارچه و متحد است و از منافع جمهوری اسلامی در مقابل دشمنان حمایت و پشتیبانی می‌کنند.

* بدترین خفقان در آمریکا حاکم است

  • بدترین خفقان در آمریکا حاکم است. در دوره آقای بوش بسته‌های پستی و مکالمات تلفنی را کنترل می‌کردند. در حالیکه در ایران هیچ گاه چنین چیزی وجود ندارد. درحال حاضر شما به عنوان خبرنگار، راحت و بدون واهمه با من صحبت می‌کنید، در حالی که هیچ یک از روسای جمهور آمریکا این جرات را نداشتند که یک خبرنگار ایرانی، آزادانه از آنها سوال کند و در کنفرانس‌های خبری مختلف نزدیک به ۶۰ خبرنگار آزادانه از من سوال می‌کنند، در حالیکه امکان ندارد سران آمریکا چنین کنفرانس خبری را برگزار کند.

‌ تعامل میان ایران و آمریکا

  • متاسفانه فضا در یک ونیم سال گذشته سخت‌‌تر شده‌ است. البته ایران از این وضعیت استقبال نمی‌کند. بنده برای آقای اوباما پیام تبریک فرستادم که این اقدام بعد از سی سال اهمیت بسیاری دارد، البته فشارهای زیادی بر من وارد شد و بسیاری از روزنامه‌ها و گروه‌های سیاسی ایران به این اقدام اعتراض کردند. ایران با این‌ اقدامات‌ گام اول را برداشت و اعلام کرد اگر تغییرات واقعی باشد، ایران همکاری خواهد کرد، اما پاسخی دریافت نشد. سپس آمادگی خود را برای گفت وگوی آزاد و در برابر رسانه‌ها در جریان سفر نیویورک اعلام کردیم که این نشانه صداقت ایران بود اما باز هم پاسخی دریافت نشد.

وضعیت روابط ایران و آمریکا در پنج سال آینده

  • در آینده دو اتفاق خواهد افتاد؛ یا دولتمردان آمریکا سیاست‌ها و رفتارشان را اصلاح می‌کنند یا تحت فشار ملت‌ها مجبور می‌شوند نیروهای نظامی خود را از تمام جهان جمع‌آوری کنند که به نظر می‌رسد حالت اول بهتر است.

  • ایران از تبادل هسته‌ای استقبال کرد اما آنها با افزودن شروطی شروع به تهدید کردند، بنابراین نتیجه‌ای حاصل نشد. پس از مدتی آقای اوباما از آقای لولا و آقای اردوغان درخواست کرد که بحث تبادل را هماهنگ کنند، این بار هم با وجود بی اعتمادی تهران نسبت به غرب، به خاطر باز شدن مسیر تعامل آنرا پذیرفتیم.

* اوباما در مسیری شکست خورده قرار دارد

  • بیانیه تهران شفاف، عادلانه، قانونمند و در جهت صلح، دوستی و همکاری است.

  • پاسخ‌ آمریکا در برابر این بیانیه، صدور قطعنامه‌ای علیه ایران بود و این مسأله نشان دهنده عدم تغییر دیدگاه‌های آمریکا است. آنها هنوز تصور می‌کنند باید برای گرفتن امتیاز چماقی در دست بگیرند. استفاده از تهدید و چماق‌، احترام و عدالت را از بین می‌برد ولی با این حال گفتگوها را رد نکردیم و خواهان اصلاح رفتار آنها هستیم. متاسفانه آقای اوباما در مسیر شکست خورده قرار دارد و ادامه این مسیر هیچ آینده‌ای ندارد، زیرا این مسیر در گذشته توسط آقای بوش تجربه شده است.

  • رییس جمهور در پاسخ به ادعای آمریکا و رژیم صهیونیستی مبنی براینکه ایران تا دو سال دیگر به بمب هسته‌ای دست می‌یابد، گفت: رسانه‌ها و سیاستمداران آمریکایی اصرار دارند این نگرانی را القا کنند. در حالیکه پاسخ نمی‌دهند اگر وجود یک بمب اتم تا این حد خطرناک است، پس داشتن ۵ هزار بمب اتم از سوی خودشان چقدر می‌تواند خطرناک باشد‌؟ دولتمردان آمریکا در شورای امنیت با امتیاز وتو حکومت می‌کنند و در شورای حکام و آژانس بین‌المللی اتمی با زورگویی سیاست‌های خود را جلو می‌برند.

  • دولتمردان آمریکا تصور می‌کردند با لشکر کشی می‌توانند بر منطقه مسلط شوند و جریان انرژی‌، سیاست و فرهنگ منطقه را به طور کامل در اختیار خود بگیرند.اگر آنها واقعا به دنبال دستگیری تروریست‌ها هستند، بهتر است گزارش دهند در ۱۰ سال اخیر چند تروریست را دستگیر کردند. ظاهراً در عراق بیش از ۴ هزار آمریکایی کشته شدند، در حالیکه در ۱۱ سپتامبر ۳ هزار نفر کشته شدند و همه آنها هم آمریکایی نبودند، پس از حمله آمریکا به منطقه، یک میلیون عراقی‌، ۱۱۰ هزار نفر از مردم افغانستان و چند هزار نفر هم از نیروهای ناتو کشته شدند. این موضوع نشان دهنده این است که اصرار بر سیاست غلط منجر به پیروزی نمی‌شود و هر سیاستمداری منحنی رفتار آمریکا و ناتو را ترسیم کند، ادامه آن به شکست منجر خواهد شد.

* ایران آمادگی کمک به آمریکا بر اساس عدالت و احترام را دارد

  • ایران آمادگی دارد بر اساس عدالت و احترام به آنها کمک کند. اگر این موضوع را بپذیرند ملت ایران راه خروج از این بن بست را به آنها نشان می‌دهد.

  • آمریکایی‌ها مردم منطقه را نمی‌شناسند و ادعا می‌کنند برای نجات مردم عراق و افغانستان به منطقه آمدند که در این صورت به طور طبیعی باید مردم عراق و افغانستان طرفدار آنها باشند اما اگر نظرخواهی کنند، متوجه تنفر مردم این کشورها از خودشان خواهند شد.

کمک و همکاری با آمریکا

  • من هر سال اعلام آمادگی کردم اما فکر نمی‌کنم در بین سیاستمداران آمریکایی گوش شنوایی باشد، اما آنکه باید بشنود مردم آمریکا هستند. امیدوارم سردمداران آمریکایی با درک این موضوع مردم افغانستان و عراق و سربازان خود را بیش از این به کشتن ندهند، زیرا حتی اگر یک نفر هم کشته شود، حل مساله مشکل‌تر می‌شود.

مرداد
۱۹
۱۳۸۹
۲

اختلال در سایت نیروی انتظامی

 سایت پلیس دات آی ار سایت رسمی ناجا مختل گردیده است

درود بر شما و فرزندان شرافتمند شما در نیروی انتظامی که سایت نیروی انتظامی را مختل کردند سر دار رادن در بغل هر نفر از مامورین سه نفر حفاظتی گذاشتی اما دیدی که چگونه پوزه شما را در سنگر های مختلف به خاک می مالند نابود باد جمهوری اسلامی

 www.police.ir/

Written by mhmdaryan in: خبرها, سیاسی |
مرداد
۱۸
۱۳۸۹
۳

حمید صادقی ۱۴ روز پس از دوختن لب هایش علیرغم انتقال به بیمارستان حاضر به گشودن لب هایش نشده است

خبرهای رسیده از دوستانمان در یونان حکایت از این دارد که حمید در وضعیت بسیار ناگوار و وخیمی قرار گرفته است . حمید همدردی و حمایت خود را نیز  با اعتصاب کنندگان در زندان اوین اعلام نموده است  و خواستش این است که دولت یونان باید به وضعیت تمام پناهجویان ایرانی رسیدگی نماید .

Written by bita in: خبرها, سیاسی |
مرداد
۱۷
۱۳۸۹
۲

در حالی که هموطنانمان در چهاردهمین روز اعتصاب خود در یونان با لبان دوخته بسر میبرند جنبش جمع یاران حمایت همه جانبه خود را از آنها اعلام میدارد

امروز روز چهاردهمی بود که به این عکس ها نگاه میکردیم،جنبش جمع یاران پس از اطلاع از این اعتصاب و تحصن هموطنانمان در جلوی دفتر کمیساریای عالی پناهندگان در آتن، تمام تلاش خود را به منظور ارتباط گیری با دفتر کمیساریای عالی پناهندگان در آن کشور و دیگر مجامع حقوق بشری به کار بست. این عکس ها را به همراه دلایل اعتصاب غذای این هموطنان به برخی از دفاتر حقوق بشر و وکلای آنها و همینطور برخی روزنامه ها  فرستادیم.و پس از رایزنی با دفتر کمیساریای عالی پناهندگان در ژنو و سپس آتن ،رئیس آن دفتر با انتشار بیانیه ای خواستار توقف اعتصاب هموطنانمان شده است و اظهار نموده به کمیساریای عالی پناهندگان نیز به روند رسیدگی به وضعیت پناهجویان از سوی دولت یونان اعتراض دارد و اعتراض خود را نسبت به روند موجود همصدا با هموطنان اعلام نموده است.

 هزاران جوان برای آن کشور خون ندادند که امروز فرزندانمان و جوانانمان اینچنین آواره باشند و در غربت و مظلومیت لبان خود را به نشانه اعتراض بدوزند. جمهوری اسلامی اوینی دیگر در یونان برای هموطنانمان درست کرده است.شاید برخی از این افراد به دلایل مشکلات عدیده سیاسی و آسیب های اجتماعی مختلف که آن هم محصول سیاست گذاری های اشتباه در حوزه اجتماعی است کشور را ترک کرده باشند اما دوستان و هموطنان گرامی،۱۴ روز است که برخی از هم میهنانمان لبانشان را به نشانه اعتراض به سیاست های اشتباه جمهوری اسلامی و عدم رسیدگی به وضعیتشان در کشور یونان  دوخته اند.خبرهای رسیده موثق از یونان حاکی از این است، جمهوری اسلامی با پرداخت هزینه های کلان  سفارت خود را حدود ۱۰ متر بالاتر از کمیساریای عالی  پناهندگان بنا کرده است و دوربین های مدار بسته خود را به نوعی جانمایی کرده است که  بر در سازمان ملل و جایی که بسیاری از ایرانیان معترض به آن پناه میبرند اشراف دارد.دولت یونان سالهاست به پرونده هیچ پناهنده ایرانی رسیدگی نکرده است و  در بدو ورود به یونان  به جای اینکه پناهجویان احساس امنیت و آرامش بکنند به محض اینکه برای پلیس یونان محرز میگردد که آنها ایرانی هستند از ۳ تا ۶ ماه آنها را بازداشت می نمایند  و پس از اخذ اثر انگشت از آنها،پناهجویان را بدون هیچگونه حمایتی به شهرهای مختلف یونان منتقل مینمایند.

 مطابق قانون اتحادیه اروپا اولین کشوری که از آنها اثر انگشت گرفته است باید به وضعیت آنها رسیدگی کند و هر کشوری هم بروند اگر پشتیبان نداشته باشند به یونان بازگردانده میشوند و یونان نیز به وضعیت آنها رسیدگی نمیکند.حال سالهاست پناهجویان ایرانی در یونان هستند و هیچ نهادی به وضعیت آنها رسیدگی نمیکند و از وضعیت سخت معیشتی رنج میبرند.جنبش جمع یاران تمام تلاش خود را به منظور یاری رساندن به تمام پناهجویان با هر باور و تفکری و تنها با در نظر گرفتن ملیت آنها و اینکه آنان هموطنان ما هستند که اینگونه آواره شده اند به کار خواهد بست و از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد نمود.

تصویر بیانیه منتشره از سوی کمیساریای عالی پناهندگان در آتن پس از پیگیری های صورت گرفته

 

 

 

 

 

مشخصات کامل مسیرهای ارتباطی با کمیساریای عالی پناهندگان برای افرادی که میخواهند حمیات خود را از اعتصاب هموطنانمان اعلام دارند

Written by bita in: خبرها, سیاسی |
مرداد
۱۶
۱۳۸۹
۳

آقای آیت الله عباس کعبی، دین باید در خدمت تعالی و پیشرفت جامعه و مردم آن باشد، ما ایرانی را نمیخواهیم که فدای تفکری شود

در آمدی بر شروع بازی سیاسی دوجانبه ای بین خود حاکمیت جمهوری اسلامی برای انحراف افکار عمومی و جنبش مردمی ایران و زمینه سازی برای بیان مواضع واقعیشان

در ارتباط با مطالب وهن آور یکی از اعضای مجلس خفتگان رهبری،که در پی اظهارات اسفندیار رحیم مشایی موضعی وهن آور را اتخاذ نموده و عنوان نموده بود “ ما ایرانی را می‌خواهیم که فدای اسلام شود” ، لازم دانستم ابتدا بنویسم تمام ادیان تا جایی که ما میدانیم برای مطرح شدن و اظهار وجود نیاز به فدا کردن چیزی ندارند هر چند اسلام برای ورودش به ایران مطابق آنچه که در تاریخ ثبت شده است با زور شمشیر به ایرانیان تحمیل شد و سپس فرهنگ و ادب بالای ایرانی و دانشمندانی چون ابن سینا و شاعرانی چون حافظ شیرازی موجب بسط و گسترش آن شدند اما از آنجا که فلسفه وجودی تمام ادیان برای رسیدن بشر به کمال و سعادت است نیاز به فدا کردن چیزی ندارد تا خود را مطرح کند بلکه باید در خدمت جامعه و مردم آن باشد حال چگونه است که شما میگویید و میخواهید که جامعه و کشوری با هفتاد میلیون نفر که از پایگاه های فکری و باورهای مختلف در آن وجود دارند را فدای تفکری نمایید؟

 تفکری که تنها در خدمت منافع شما قرار گرفته است و هر جا احساس کنید که نیاز به تفسیر و قرائتی در جهت منافع شما دارد با ایجاد روایتی و انحرافی آنرا بدانجا میکشید که میخواهید و به نظر بسیاری از صاحبنظران دینی قرائتی که شما امروز از دین دارید آنچه نیست که گذشتگان بدان می اندیشیدند و تنها برای چپاول و غارت ثروت و سرمایه های این کشور مورد استفاده شما قرار میگیرد بارها و بارها این را از زبان دینداران واقعی و تمامی فرهیختگان حوزه ادب و فرهنگ ایران زمین شنیده ایم که خیانتی که شما به این دین نمودید در تاریخ اسلام بی سابقه بوده است.

کلام آخر اینکه ما مردم ایران هیچ مشکلی با هیچ تفکر و آئینی که در خدمت سعادت و کمال جامعه و مردم کشورمان باشد نداریم البته نیک میدانیم که آقای محب الاولیاء وزارت اطلاعات یا همان اسفندیار رحیم مشایی شهرداری تهران و رئیس دفتر کنونی رئیس جمهور تحمیلی ، هر از چندگاهی مطالبی مهندسی شده و به نوعی ایجاد بازی دوجانبه برای انحراف افکار و جلب افکار عمومی و ایجاد زمینه ای برای بیان خواسته های واقعیشلان را مطرح می نماید زیرا میدانیم تا جایی که اینگونه اظهار نظرهای امثال اسفندیار رحیم مشایی وجود نداشته باشد عضوی از مجلس خبرگان نمیتواند در پاسخ به آن اظهارات، چنین موضعی اتخاذ نماید وگرنه چگونه میشود یکی از مدیران اسبق وزارت اطلاعات (اسفندیار رحیم مشایی با نام مستعار محب الاولیا) به یکباره صاحب چنین تفکری گردد البته که تغییر و تحول در هر فردی و در هر جایگاهی دور از ذهن نیست اما آیا به واقع این بازی فقط برای انحراف افکار و جنبش مردمی ایران و ایجاد زمینه ای برای بیان خواست ها و مواضع واقعیشان نیست؟

سرهنگ محمد رضا آرین

Written by kanon in: خبرها, سیاسی |
مرداد
۱۶
۱۳۸۹
۲

نامه سرگشاده امان ا.. مشایخی به نهادهای حقوق بشری

اجبارا به دفاع از آبرو وزندگی صدمه دیده خود توسط ولایت مداران سراسر وحشت و خشونت چند سطری از گذشته خود جهت روشن شدن حقایق مطرح می کنم . چون درون دخمه های وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران در دوران اسارتم تمامی گذشته ام را به چالش و اتهاماتی بی پایه و اساس که در ادامه مطرح خواهم کرد. آن هم پس از گذشت بیش از بیست سال از آن وقایع برای خفه نمودن و انحراف از اعتراضات واقعی که بیش از دو دهه بر روی آن پای فشرده ام. سال ۱۳۳۷ در شهرستان کازرون متولد شدم اواخر ۱۳۵۵ با افکار و اندیشه آیت ا… خمینی آشنا شدم پس از قیام مردم قم , تهران , تبریز و … در تلاش که موج اعتراض را به دیگر شهرها کشانده لذا به همراه محدود جوانانی به شمار انگشتان دو دست اولین بار در مقابل مسجد جامع شهر کازرون و در برابر چشمان صدها تن از مردم فریاد مرگ بر شاه رو سردادیم.و در نهایت شهر کازرون با قیام یک پارچه مردم با غیرت آن جزء یازده شهری که رسما حکومت نظامی اعلام شد در حالی که ماهها قبل از این حادثه به دلیل فعالیتهای سیاسی نیروههای ساواک با ورود به منزل پدرم جهت بازداشتم اقدام و این تعقیب تا پیروزی انقلاب ادامه داشت .اواخر سال ۱۳۵۸ بنا به دعوت رسمی به سپاه پاسداران پیوستم . با آغاز جنگ به همراه ده ها تن از اعضای سپاه فارس جهت جلوگیری از سقوط آبادان که به محاصره کامل زمینی نیروهای عراقی در آمده بود از طریق دریا راهی آن دیار شدم . اردیبهشت ۱۳۶۰ با سمت فرماندهی گردان جهت آزاد سازی خرمشهر اعزام شدم . همانگونه که خود بهتر از هر فرد دیگری در جریان امور بوده تشکیلات سپاه همچون نهادهای دیگر از ابتدا به دو طیف تقسیم . اکثریت تشنگان آزادی عدالت و رحمت اقلیت شیفتگان خشونت و گسترش دهندگان نفرت که مورد حمایت بسیاری از ائمه ی جمعه قرار داشته اند در حالیکه از همان ابتدا بحث و جدال در ارتباط با برخورد با قشر های مردم در درون تشکیلات به اوج خود رسید. بارها هیئتهای حل اختلاف از طرف فرماندهی کل به شهر اعزام و قادر به رفع اختلافات نشدند و در انتها اکثریت نیروههای معترض را به جبهه های جنگ اعزام که جمع کثیری از آنان شهید و یا مجروح و مابقی را به دیگر نقاط کشور تبعید نمودند .و اینجانب را در اواسط خرداد ۱۳۶۰ به شیراز گردان رزمی اقبال انتقال و مجددا پس از چند روز به همراه شصت نیرو که از سراسر کشور به تهران فرا خوانده جهت آموزش و راه اندازی واحد طرح و عملیات ویژه جنگ در مجتمع ونک تحت آموزش سپهبد صیاد شیرازی قرار گرفته و در پایان جز نفرات برتر برگزیده شدم. در بازگشت به فارس با حمایت کلی اعضای سپاه پاسداران به فرماندهی طرح و عملیات سپاه ناحیه ۴ازمنطقه ۹ منصوب شدم. با هجوم ارتش اسرائیل به بیروت در سال ۱۳۶۲ به لبنان اعزام با داشتن مسئولیتهای متعدد. ایمان دارم که رفتنم به لبنان هیچ گونه پایه واساس مذهبی و نژادی نداشته چون همان احساسی که در جوانی در ارتباط با مظلومیت یک ملت درونم نمایان بود در ارتباط با فاجعه ی بوسنی و یا در سن پنجاه سالگی مجددا متبلور شد آن هم در رابطه با حمله روسها یاران بی وفای حضرت آقا به گرجستان یقینا اگر در آن کشور بودم یاامکان ورود برایم مهیا بود در کنار وطن پرستان گرجی علیه روس متجاوز میجنگیدم . هرچند به شیعه بودنم و به علی ع مظهر عدالت و حسین ع اسوه ی آزادگی افتخار میکنم وقتی به عقب برمیگردم و اردگاههای فلسطینیان را در سوریه ولبنان در ذهن خود مجسم در خواب نمی دیدم که روزی خشم و خشونت ولایت حاکم بر کشورم سبب گردد که خود ومیلیون ها هموطنم به مراتب بد تر از آنان آواره و پناه به غربت بریم و روز و شب را با آه واشک سپری و حسرت به دل بابت برگشت به خانه و کاشانه خود. …اما من و او کیستیم جنگ و ستیز او علیه من و ما بر چه اساسی است . جرم من و ما چیست جز زیستن با عزت آزادی در خانه خود خواسته من و ما حداقل امنیت, آرامش و آسایش بوده و هست بنام یک فرزند همین آب و خاک که مستقیما علیه همین اسرائیل جنگیده از فتنه جویان حکومتی سوال دارم حال چه کسی متجاوز است چه کسی امنیت ملت منطقه و جهان را بازیچه افکار و عقاید ویرانگر خود قرار داده چه کسی و کسانی جان و مال و آبروی ملت خود را مورد تهاجم و چوب هراج به آن زده چه کسانی تمامی آمال و آرزوهای ملت خود را به باد فنا داده چه کسی امت خود را در فقر وفلاکت, فساد , فحشا , اعتیاد , جرم و جنایت و غارت سوق داده چه کسی لقمه نان در گلوی فرزندان خود را بیرون کشیده و جهت برپایی آشوب و بلوا به بیگانگان هدیه نموده علمای شیعه ی حکومتی یا حکومت یهود. به قول این آقایان همان صهیونیست ها طی شصت سال که از برپایی کشورشان می گذرد و از ابتدا با وضعیت ویژه جنگی و با بودن احزاب و گروههایی با افکار و عقاید بسیار متضاد بدون توسل به برادر کشی و جفا در حق یکدیگر بدون سرکوب زندان شکنجه , ترور و اعدام و برپا نمودن بازداشتگاه کهریزک , اوین و صدها سیاه چال دیگر کشورشان را به سوی پیشرفت ترقی آزادی و دموکراسی حداقل برای ملت خود هدایت نموده این نالایقان چه بلایی بر سر ملت ومملکت دین و آیین فرهنگ وتمدن ما آورده اند شب و روز بدون وقفه طبل فتنه و آشوب را به صدا و جهان را بصورت یک پارچه در مقابل این ملت ستم دیده بسیج وتحریم , قحطی و جنگ بر فراز این خاک سایه افکنده. پس از روز ها و شب ها تعقیب و ورود غیر قانونی به حریم خانه ام و نصب انواع و اقسام دستگاه شنود دوربین و ردیاب در منزل و وسیله نقلیه در سحرگاه ۰۱-۰۵- ۱۳۸۴ضمن ورود یک گروهان از نیروهای امنیتی غیر بومی خود و فرزند ارشدم رضا دانشجوی مهندسی شیمی را بازداشت و از کامپیوتر گذرنامه صدها قطعه عکس شخصی و دهها برگ از دست نوشته ها در ارتباط با بیش از سه دهه جمع آوریدر حالی که کلیه اسناد و مدارک که برده اند در اختیارم می باشد ضمن درخواست حکم با شرم جملاتی که در آن که ورود به منزل یا مخفیگاه قید گردیده به همراه کلیه وسایل جمع آوری شده به اداره طلاعات نوراباد ممسنی استان فارس انتقال و پس از بازجویی چند دقیقه ای توسط دادستان آن شهر آقای بهنام باقری و با قل و زنجیر نمودن دست ها و پاهایمان بصورت جداگانه با دو وسیله به طرف شیراز حرکت نموده. در سرازیری دشت ارژن وسیله ای که رضا در آن بود از ما سبقت با دیدن وی آهی کشیدم مسئول اکیپ که در جلو نشسته سرش را به عقب برگرداند.و گفت کار شیطان بهتر از این نمی شود گفتم کدام شیطان . گفت همان شیطانی که رهبرتان (حضرت آیت ا… منتظری) را در سنین هفتاد سالگی فریب داد.خشم وی زمان ورود به منزل و دیدن تصویر اسوه ی شرف صداقت و شجاعت که از سال ۱۳۶۸در منزل نگهداری با نگاه به آن عشق به انسانیت ایستادگی و امید به آینده را برایم زنده نگه می داشت. پس از انتقال به بازداشتگاه وزارت در شیرازچهار روز بدون وقفه اتهاماتی را مبنی بر
۱٫ ارتباط و همکاری با سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در خارج از کشور در ارتباط با انفجارات بیروت در سال ۱۳۶۲ ۲٫ارتباط و همکاری با سازمان مجاهدین خلق ۳٫ تلاش به انحلال سپاه در دهه ۶۰ ( ارتباط و خط دهی دفتر هماهنگی رئیس جمهوری جناب دکتر ابوالحسن بنی صدر )۴٫ تبلیغ به مدت بیست سال علیه نظام
غروب روز چهارم که به شدت ناآرام و عصبانی بودند به کریدری انتقال با چشمان بسته روی صندلی در سکوت مطلق نشانده اولین شی رابه پشت گردنم وارد نمودند . طی یک ماه بازجویی خود و رضا را آزاد آنچه روشن بود که آنان هیچگونه مدرکی در ارتباط با این اتهامات واهی نداشته و بارها اظهار نمودند که فرد یا افرادی از درون نیروهای امنیتی با شما در مخفی نمودن مدارک ارتباط برقرار نموده آنان تصمیم به بازداشت مجدد داشته از زمان آزادی تا اسارت مجدد چهارچوب زندگی ام را تحت کنترل علنی در آورده اند و دائما تماس تلفنی و احضار پی در پی به ستاد خبری تا اینکه در ۱۶ شهریور ۱۳۸۴ آخرین احضار در ستاد خبری طبق معمول به اتاقک شیشه ای ( شیراز چهار راه زند ستاد خبری) هدایت و پس از دو ساعت زیر پرژکتور در خاتمه اظهار نمودند که معاون مدیر کل می خواهد روبه رو با تو گفتگو کند به اتاقک دیگری انتقال و فردی فربه سیاه چهره با مشکل تنفسی رو به رویم نشسته از دهان وی جز تهمت , اهانت و تهدید چیز دیگری مطرح نبود وی گفت این آخرین اخطار است که به خود و همفکرانت داده می شود از این در که بیرون رفتی هر کس سوالی کرد که چه شده باید بگویی من فردی خیانتکار و وطن فروش بوده ولی سربازان امام زمان من را عفو دادن در غیر این صورت فیلمی از تو در حین تجاوز به دختری دوازده ساله در اختیار داریم آن را در دادگاهی بسته مطرح و حکم سنگسارت را خواهیم گرفت کاری خواهیم کرد که حتی همسر و فرزندانت رهایت کنند . تو تنها یک راه داری آن هم سکوت مطلق . مات و متحیرکه این حیوان کیست و چه می گوید گفتم شرم آور است می شود بگویید این دختر کیست و چگونه فیلمش به دست شما رسیده گفت خودت فیلمبرداری نموده و سپس پخش کرده ای گفتم پس پروژه هایی چون سعیدی سیرجانی , دکتر مظفری ( جراح اهل تسنن شیراز) و غیره این چنین بوده از روی مبل فورا بر خواست گفت دیگر هیچ بحثی با هم نداریم صدای نگهبان زد که بیا مشایخی را ببر. این فرد را بعدا شناختم و توقعی غیر از این از او نمی رود. چرا یاران ولایت تا این درجه افکارشان در مسائل جنسی غوطه ور است سابقه ای بس طولانی دارد . افسوس که شرم وحیا هنوز اجازه طرح بسیاری از وقایع را با نام و نشان به من نمی دهد اینان از بازماندگان کاروان سعید امامی که از ابتدای انقلاب همانند خفاش در دخمه ها رشد یافته همانانیکه روی میز بازجویی خود یک جلد قرآن و سمت دیگر بطری نوشابه و به دختران و پسران مظلوم و در اسارت خود خطاب که یا اعتراف کن و یا عریان شو و روی بطری بنشین اینان بازمانده ازهمان کاروانی که پس از فتح دفاتر تبلیغی گروهها و سازمانهای سیاسی در دهه شصت کارتونهای مملو از قرص ضد حاملگی کاندوم و شرت زنانه را درون آن ساختمانها ریخته وسپس زنان و مردان ساده لوح را بسیج و به تماشای آن مکانها می بردند و آنان فریاد بر آورده که اینجا فاحشه خانه بر پا بوده نه دفاتر تبلیغی.پس از خروج از ستاد خبری در شیراز به منزل یکی از نزدیکان رفته و گوشی تلفن را برداشته و به چند تن از فرزندان انقلاب تماس و جریان را مطرح و حتی کلیه ی این بحث و ماقبل از آن را حضورا در دفتر دادستانی به عرض آقای باقری رسانده و وی در پاسخ گفت من مفصلا با مسئول امنیتی شهر آقای (ج.ر) صحبت و بنا شد که بسازیم نه ویران کنیم و حتی افراد متدین دیگری را در جریان این رفتار گذاشته که لازم شود معرفی خواهم نمود . بعد از این اعتراض آقایان امنیتی چون رفتارشان در رابطه با این اتهام شرم آور نتیجه معکوس داشت . نه اینکه سکوت نکردم بلکه فریادم به آسمان بلند شد تلاش به آرام نمودنم نمودند که ساعت ها مکالمات تلفنی آنها به منزلم ظبط وموجود می باشد . زمانی که فاجعه ی سعید امامی را خلق نمودند دوستان گفتند که شیخ لر سراسر شرف و غیرت مهدی کروبی پس از دیدن فیلم در حالی که اشکش سرازیر بوده اظهار می دارد که اگر حاج خانوم ما را هم بردند هر اعترافی کرد حقیقت ندارد و کسی باور نکند . فردی از این جمع گفت مشایخی روزی من و تو را هم اینان خواهند برد و در آنجااعتراف خواهیم نمود که بارها با مادر خود زنا کرده ایم گفتم مگر می شود گفت بله و دیدم که شد .
سال هاست که خداوند نه خود بلکه به پیامران و امامان علی الخصوص امام زمان اخطار نموده که از محدوده ی ایران عبور نکنند . به دلیل وحشت از علمای حکومتی همچون احمد خاتمی , جنتی , علم الهدا.اعلام نموده که هرکدام به اسارت درآمدید قادر به نجاتتان از دست اینان نخواهم بود و به کهریزک و صدها دخمه ی بی نام و نشان انتقال و سرکارتان با سرجوخه احمدی مقدم و رادان و عاقبتتان بهتر از محسن و … نخواهد بود . به هرصورت ساعت ده شب مورخه ۲۰-۰۷-۱۳۸۴ فردی در آنسوی خط تلفن گفت فرزندتتان رضا را درب ورودی دانشگاه زاهدان با بدترین شکل ممکن عده ای با لباس شخصی درون یک پژو انداخته و بردند . آن شب پس از خروج از منزل تا صبح به هر نقطه ای تماس گرفته در روز بعد سربازجوی نام آشنا در شیراز پذیرفت که توسط نیروهای اعزامی از فارس بازداشت شده و در صورتی که خود را معرفی نمایی وی را آازاد خواهیم نمود .چهل وهشت ساعت پس از این حادثه خود را به ستاد خبری معرفی در لحظه ورود گفتند باید به دانشگاه تماس گرفته و بگویی فرزندت آزاد شده در حالی که چند تن از همکلاسان وی به اداره اطلاعات جهت پیگیری وضعیت وی رفته و همگی را بازداشت نموده بودند . پس ازبحث و گفتگو مجددا به سلولهای انفرادی در بازداشتگاه مرکزی انتقال در حالی که به شدت نگران رضا بودم و در ایام ماه مبارک رمضان بود و نگهبان دریچه ی سلول را بازکرد و گفت لیوانت را بده برای چای گفتم لیوان کثیف است که بچه شیعه افطاری خود را همانند باران بهاری با فحاشی شروع که تو خودت کثیفی وطن فروش , نامرد , کافر و …قبل ازسحری سخنرانی آیت الله دستغیب (سرای دیگر) و دنباله ی آن سخنان فرد دیگری که نعره میزد مخالفان حضرت آقا دشمنان امام زمان اند و باید صدای آنان را از نطفه خفه کرد روح و جسم را به شدت به دلیل پخش آن به وسیله بلندگو آزار میداد در حالیکه سرفه ام گرفته فورا صدای سرفه رضا را از سلولهای همجوار شنیدم او را آورده بودند و کمی آرامش به من برگشت . فردای آن روز به دادگاه انقلاب انتقال و توسط چهار مامور امنیتی نزد قاضی ویژه بردند که در همین اثنا شیخ جابر بانشی رئیس دادگاه انقلاب همانند یک سردار جنگی که دشمنش را به اسارت در آورده وارد و با لبخندی معنی دار براندازم کرد و رفت . قاضی پرونده آقای کورش خشتی گفت حرف حسابت چیست از همه فجایع گفتم از بیکاری فقر فساد فحشا اعتیاد و از غارت وزیران , وکیلان و مدیران ولایت مدار که مملکت را به چپاول برده اند گفتم هرگزدر ایام اعتراضات خود هیچگونه اعتقادی به براندازی و یا سوق دادن جامعه به سوی ا نقلاب دیگری نداشته بلکه این نوع تفکر را جفا به ملت و مملکت می دانم گفت رهبر معظم هم دائما در رابطه با مفاسد به مسئولین تذکر دادهقلم را برداشت و روی کاغذ نوشت ۱٫ تلیغ علیه نظام ۲٫ تصمیم به خروج از مملکت جهت ضربه زدن به چهره نورانی نظام و صدور قرار بازداشت موقت را ابلاغ . گفتم من مدت کوتاهی است که از خارج برگشته و در ارتباط با تبلیغ می گویی رهبری هم از وضع کنونی ناراضی است گفت آقا حق دارد بگوید ولی شما چکاره اید در پایان گفت حرف دیگری داری گفتم نوع رفتار و مکان نگهداری غیر انسانی است که همانند ببر نعره ای کشید و چون یقه پیراهنش تا آخرین دکمه بسته بود رگهای گردنش آنچنان متورم که هرلحظه احتمال ترکیدن آن میرفت گفت می دهم بلایی به سرت بیاورند که روزی هزار بار مرگت را از خدا بطلبی آیا آزادی که در این مملکت هست در فرانسه وجود دارد تو چگونه جرات می کنی در برابر نیروهای امنیتی از خودشان ایراد بگیری پس از انتقال به بازداشتگاه بازجویی با شدت تمام آغاز از هشت صبح تا یک بعد از ظهر و از دو بعداز ظهر تا پاسی از شب و به مدت دو ماه ادامه . طبق اظهار خودشان چهار صد ساعت در دو دور بازداشت. روزی طبق معمول جهت بردن به اتاق بازجویی از راهرو عبور که صدای رضا رو شنیدم که ناله کنان می گفت نه نبوده و یاران قدیم با حالت تهاجمی به وی می گفتند بله بوده به شدت عصبانی و لحظه ای که روی صندلی بر کنج دیوار نشاندند به بازجو گفتم این حکومت علی ع است ؟ شما جوان نوزده ساله را دائما به عنوان گروگان جهت تسلیم نمودن من .از پشت میز دانشگاه ربوده و چنین رفتاری با وی غیر شرعی و غیر قانونی است. بازجوگفت اگر حکومت حکومت علی ع بود باید گردن همه ی شما را با ذولفقارش زد گفتم بدبختانه علی ع را به اسارت و شمشیر وی را به سرقت و بر فراز سر امت به چرخش درآورده اید.نمی خواهم فعلا وارد جزئیات شوم که چه بر ما گذشت در این دوران اسارت در دخمه های اطلاعات. روشنایی صبح از دریچه دستشویی مقابل به درون سلول تابید نگهبان صدا زد چشمانت را ببند پس از باز شدن درب سلول و عبور از راهرو به درب اتاقی رسیدیم چشم بند را باز, همان قاضی جوان که مانند ببر می غرید.پشت میز نشسته جهت تمدید قرار بازداشت مجدد آمده بود. پس از نشستن روبه روی وی قلم و عینک خود را بر روی میز گذاشت گفت می خواهم بیشتر تو را بشناسم. وی فرزند فرد شریفی در اطراف کازرون می باشد و یقینا اطرافیانش طی این دوران گرفتاری خود و خانواده با وی بحث نموده که این فرد نه ضد انقلاب و نه عامل بیگانه هست . از کوروش , نهضت مشروطیت تا انقلاب و تمامی آمال و آرزو های برباد رفته ی یک ملت و از رهبریت نظام که وی پیرمردی معتقد به خداو قرآن و روز قیامت . پس می توان به او ایمان و اعتماد داشت که توان اجرای آزادی و عدالت راجهت برقراری در این آب و خاک در وی جستجو کرد و حال نتیجه آن ( البته آن زمان از سریال شاخص به کارگردانی حضرت آقا خبری نبود ) پس از خاتمه گفتگو ها و بازجویی و ابلاغ قرار بازداشت موقت از اتاق خارجم نمودند و حین عبور از راهرو پاهای رضا را دیده (چون پدر) که برای بازجویی می بردند.البته همان روز به نقل از یکی از نگهبانان شنیدم که وی سه روز پیش جهت اعتراض به رفتار آقایان دست به اعتصاب غذای خشک زده اواخر آذر ماه ۱۳۸۴ به زندان (ظالم آباد) عادل آباد انتقال یافته رضا در آنجا گفت که قاضی به شدت از این وضعیت ناراضی بود و …در میان هزار زندانی محبوس در بند یازده با جرائم متفاوت. دوزخی که قابل تصور و باور نبود فوجی از انسانهای بخت برگشته همه قربانی سیاستهای غلط حاکمیت. گردابی متعفن همان روز ورود نوجوانی را در حین تجاوز دهانش را برای جلوگیری از سرو صدا بسته که منجر به خفگی وی می شود و شش حیوان زندانی دیگر به بدن بی جان وی تجاوز می نمایند و جهت باز سازی صحنه از اداره آگاهی آمده بودند (قرنطینه) ۲۵_۱۰_۱۳۸۴ از زندان به دادگاه انقلاب با قل و زنجیر نمودن دستها و پاهایمان اعزام در حالیکه بسیاری از اعضای خانواده در صحن دادگاه حضور داشتند اشکشان جاری چون نتیجه سه دهه خدمت را میدیدم خانواده وارد سالن دادگاه شدند که شیخ جابر بانشی دستور خروج آنان را داد که با اعتراض همگی مواجه که مگر نمی گوئید او خیانتکار است ما هم می خواهیم از خیانت وی مطلع شویم قرائت دادخواست دادستانی و محاکمه رسمی آغاز شیخ گفت وکیلی دارید گفتم نه گفت شما به اتهام افدام علیه امنیت داخله و خارجه محاکمه می شوید گفتم طی ماهها گرفتاری بارها نیروهای امنیتی اخطار نمودند که وکیل نه اینکه کمکی به نجاتتان نخواهد کرد بلکه ما را مصمم به اقدامات شدیدتری علیه شما وا میدارد بارها اطرافیان به وکلا مراجعه و تنها فردی که حاظر به دفاع گردیده توسط نیروی امنیتی تهدید که پروانه وکالتت را لغو خواهیم کرد با نام و نشان آن نیرو را معرفی این فرد ماهها به عنوان یک بسیجی در لبنان زیر امر خود بوده و همین شخص مدت مدیدی خانه ام را تحت کنترل گرفته بود ولی چه فایده گفتن آن .ضمن طرح اتهامات از طرف شیخ کلیه مباحث طرح شده در وزارت اطلاعات را رد نموده گفتم صدها ساعت بازجویی و ساعتها ظبط اعترافات خارج از حقیقت است و همه ساخته و پرداخته ی آقایان جهت انحراف از اعتراضات این جانب در رابطه با اوضاع جاری کشور بوده و مبنا بود که آنان دست از آزار و اذیت رضا و خانواده ام برداشته ولی به وعده خود وفا ننمودند . پس از خاتمه جلسه به زندان انتقال دادند با پیگیری اطرافیان به بند دیگری بنام سبز که آن هم دکانی برای دزدی و غارت مسئولین زندان از کمکهای مردمی و دیگر نهادهای دولتی برقرار نموده انتقال پس از چند روز مجددا توسط دو فرد لباس شخصی به بیرون از زندان و به درون پرایدی انتقال دادند و ضمن بستن دست ها و پاهایم با زنجیر درب داشبورد را باز چشم بند بزرگی را که از لباس فرم سپاه تهیه و بر چشمم زدند سرم را میان دو صندلی جلو خم و بازوانشان را بر سر و گردنم فرود آورده که مبادا مسیر دخمه ی آنان را متوجه شوم همان لباسی که بر تن خود و هزاران جوان وطن پرست در دفاع از این آب و خاک با خونشان آن را تطهیر نموده و حال …لحظه ورود به دخمه ی خصوصی ولایت فورا پس از معاینه توسط پزشک سپاه که میزان تحمل فشار به دستشان بیاید به اتاقکی چهار متری انتفال و بازجویی را از رحم مادر تا حال آغاز. غروب به هواخوری که چندین لیتر خون در آن مکان قفس مانند ریخته بودند بردند و مجدد به اتاق بازجویی برگرداند در آنجا گفتم فردی که تمامی عمرش در مبارزه و نفع ستم سپری و زیر بمبارانهای عراق اسرائیل آمریکا و فرانسه زندگی و شاهد قطعه قطعه شدن صدها انسان در این کارو زار بوده از خون نخواهد ترسید. فورا اسلحه کمری را پشت سرم مسلح نمود .گفتم یک جو شرف دارید شلیک کن و نجاتم دهید. گفتم طی چهارصد ساعت باز جویی توسط یاران امنیتیتان کافی نبوده گفت نود و پنج درصد از گفته هایت فریب کاری بوده و عاری از حقیقت و پنج درصد باقی مانده اسناد و مدارک از درون منزلت به دست آمده اینجا زنده بیرون نخواهی رفت وی اتهام جدیدی را مطرح مبنی برنوع ارتباط نیروی امنیتی اسرائیل (موساد) در دهه ۶۰ در لبنان باخودت را باید ریز به ریز توضیح دهی. آنانی که طی سالهای گذشته بارها تهدید به محاکمه ام مینمودند حال مانند گرگهای گرسنه وارد دخمه حفاظت اطلاعات سپاه گردیده اینان بازماندگان همان قافله ی جنایت پیشگانی است که طبق فرمان رهبری بنا بود آن اقلیت که دست به سلاح و مقابله با انقلاب برده مجازات نه اینکه فوج فوج جوانان دختر و پسر را بر پایه سلیقه ی شخصی و انتقام جویی فردی شبانه یا به گودالهای مرگ هدایت و یا به دخمه ها انتقال و با گرفتن جوانی و سلامتی آنان با انواع و اقسام بیماریهای روحی و روانی به جامعه سرازیر نمودند حال به سراغ آنانی آمده اند که از لحظه نخست فریاد اعتراضشان علیه خشونت آفرینی آنان به آسمان بلند بوده. سوالاتی که از اتاق همجوار توسط همسنگران سابق طرح و توسط بازجوی جوان و خام از پشت سرم به جلو سرازیر از انرژی هسته ای , حقوق زنان , دوم خرداد ۱۳۷۶ و …از زشت ترین توهین و اهانت به سید محد خاتمی (مظهر شرم و حیا ) که وی مروج فساد و فحشا در دوران حاکمیت خود بوده و تو همفکران منحرفت حامی او بوده اید در برابر سوال حقوق زنان ابتدا بدترین فحاشی را نثار فائزه هاشمی تا پرونده سازی علیه آقای بهنام باقری دادستان نورآباد ممسنی واظهار دو کلمه توسط وی ساختن نه ویرانی چون در اتاق کارش دستگاه شنود کار گذاشته بودند و علیه قاضی ویژه پرونده آقای کورش خشتی که در قلب وزارت اطلاعات از این وضع معترض بوده تا نیروی امنیتی که آنان احساس مینمودند مرا در جریان بازداشت قرار داده و در حق انسانی که حتی در میان پاکترین شهدای جنگ چون اصغرشاطرپور نعمت الله ابولحسنی مهدی جوانمرد و…او پاکترین شهید زنده است حاج محمد باقر باقری نژاد. گناه وی سه دهه چتر محبت و انسانیت خود را بر سر صدها تن از فرزندان انقلاب که در آتش خشم همین دنیا پرستان سوخته برافراشته .نیمه های شب بازجویی ادامه دیگر قادر به کلامی گفتن و نوشتن نبودم اعتراض نمودم که خوابم گرفته و قادر به هیچ جوابی نیستم فریاد زد سید بیا این نامرد را به سلول ببر کمی استراحت و مجددا برگردان پس از ورود به دخمه دو دستم را به سوی سقف بلند و رحمت خدا را بر نیروهای امنیتی حواله در برابر ستم اینان در حالیکه همان لحظه انتقال به دخمه سپاه پاسدارن بازجوی وزارت اطلاعات به اطرافیان اظهار نموده بود که ما مخالف تحویل مشایخی به سپاه پاسداران بوده ایم بارها نفرین به سردارانی چون جعفر اسدی , یدالهی , انتشاری و…فرستادم شماهایی که همه عمر و جوانی و سلامتی خود را در دفاع از این آب و خاک نثار نمودید چگونه اجازه رشد چنین غده های چرکینی را در قلب این نهاد داده اید و اعتراض به خدا و علی ع را آغاز کردم نیمه های شب دریچه سلول باز چشم بند را به درون فرستادند و مجدد بردند و…تمامی رفتار , گفتار و کردار آنان بر خلاف رویه موجود در بازشتگاه وزارت اطلاعات بود.فردای آن روز به اتاقی بردند با دو ردیف تخت در سه طبقه و با پوشاندن پارچه های سفید بر صندلی نشانده دوربین عظیم الجثه ای را در مقابلم قرار دادند مسئول آن گفت یاران سابقت بسیار نگرانند و میخواهند از همه جزئیات از زبان خودت مطلع گردند و اخلاقا تعهد میکنیم که درهیچ رسانه ای پخش نگردد گفتم ساعتها در دخمه اطلاعات این عمل را انجام که کلامی از آنها حقیقت نداشته و ندارد. ادامه دادم که آقای شاهرودی گفت آقای یزدی یک مخروبه را تحویل ما داد و حال خودش آن را به یک قبرستان متروکه که در آن شرف , آبرو و عزت یک ملت را دفن نموده . در پایان بازجویی ها گفتند تو فکر میکنی که حاظر به گفتن حقایق نگردیده و همه اقداماتت را کتمان ولی بدان که قاضی علم به یقین دارد که تو علیه نظام اقدام نموده ای و به زندان عادل آباد انتقال دادند. پس از چند روز مجددا با قل و زنجیر نمودن خود و رضا را به دادگاه انقلاب اعزام. لحظه شروع محاکمه اعتراض نمودم که چرا پس از ماهها بازجویی و اولین جلسه رسمی محاکمه مرا به سپاه تحویل داده اید. شیخ جابر گفت همکاران سابق مشتاق دیدارت بوده من هم دستور انتقال را داده ام. با حضور نماینده دادستان آقای حسینی محاکمه را شروع اولین سوال شیخ جابر فرمود طبق اظهارنیروهای اطلاعاتی , شما در زمان خروج از کشور دفترچه ای (خاطرات)حاوی مسائل امنیتی به همراه داشته و آن را تحویل سازمان سیا و یا منافقین (مجاهدین) داده اید . گفتم بارها در غیاب خود و اعضای خانواده ام شب و نیمه شب نیروهای امنیتی شما بصورت غیر قانونی وارد منزل گردیده و کلیه اسباب و وسایل منزل را بهم ریخته بدون اینکه سر سوزنی به سرقت رفته باشد. همیشه مات و متحیر بودم که چه می خواهند .پس از بازداشت چه در وزارت اطلاعات و چه در حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران اولین خواسته آنان چنین دفترچه ای بوده . در آنجا برایم روشن شد که ورود آنان به منزلم بر چه اساسی بوده و مرا به نقطه ای رساندند که احساس می کردم که اینچنین چیزی وجود داشته و حاظر به گفتن نوع , رنگ و تعداد برگهای نوشته و سفید آن و درج خاطرات سه دهه گذشته را مطرح در حالیکه هرگز هیچ وجود خارجی نداشته و تنها دهها برگ آچار , دست نوشته هایم با متن حکومت رو به زوال روحانیت در ایران که بخشی از آن حین ورود به منزل جمع آوری و حال در خدمت خودتان می باشد آقایان دائما ادعا می نمایند که در کادر رهبری تمام گروهها و سازمانهای ضد انقلاب و حتی سیا و موساد عوامل نفوذی دارند آنان پس از بازداشت اظهار نمودند که ما در چند ساعت گذشته تمامی حسابهای مالی خود و خانواده ات رابررسی و در ارتباط با هدیه هفتاد و پنج میلیون دلاری آمریکا به مخالفان چیزی دریافت ننموده ای و فقط به دنبال این مسئله ایم که چرا تا این درجه علیه انقلاب فعالیت نموده ای آیا بودن یا نبودن چنین دفترچه ای را به راحتی از طریق اعضای خانواده , اقوام , دوستان و غیره نمی توانستند اثبات کنند . چرا چنین سوژه هایی را خلق می نمودند شما خود قضاوت کنید . نامبردگان تمام ایمیل های شخصی را ردیابی اگر در هر ایمیل دو پیام رفت و برگشت داشته با در اختیار گرفتن پسورد آن حتی زمانیکه در بازداشت بوده ایم و حال کوهی از برگهای آچار عجیب و غریب را در مقابلم قرار داده که باید بپذیری که کار خودت می باشد فریاد به آسمان که روحم از این مسائل خبر ندارد میگویند پس قبول کن متعلق به فرزندت است و متقابلا با رضا هم چنین رفتاری را انجام داده . دو مسئله دیگر را در آن محاکمه چندین ساعته مطرح می نمایم . شیخ جابر گفت شما وقایع دهه شصت در ارتباط با سرکوب ها, افرادی را به عنوان مسبب کشتارها به مجاهدین معرفی و ما در انتظار چاپ این اسناد در روزنامه مجاهد و دیگر سایتهای خبری ضد انقلاب هستیم. .پنج سال از آن تاریخ میگذرد و کلمه ای در این ارتباط درهیچ رسانه ای به هر شکل ان تا کنون درج نگردیده شیخ در ادامه گفت حضور نیروهای ما را در لبنان افشا و اسنادی را در این ارتباط به سازمانهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل تسلیم نموده ای. گفتم شش میلیارد جمعیت بر روی کره ی زمین که جای خود دارد حتی خفته گان درون زمین هم از حضور شما در منطقه اطلاع دارند در ثانی چهل و هشت ساعت پس از انفجارات بیروت در حالی که هنوز اجساد سربازان آمریکایی فرانسوی و اسرائیلی از زیر آوار بیرون نیاورده مناطق نظامی ما توسط کشورهای فوق در لبنان هدف بمباران هوایی و دهها نفر کشته وزخمی بر جای گذاشتدر حالیکه تشیع آن وقایع از بقاع , دمشق تا فرودگاه مهر آباد که توسط رئیس جمهوری وقت ( مقام رهبری ) از سیمای جمهوری اسلامی مستقیما پخش شما برای خفه نمودن من به هر حربه ای متوسل این شرم آور است در خاتمه جناب حسینی نماینده دادستان که در طول جلسه فقط چشم بود و گوش, زبان گشود و رو به شیخ گفت جهت احترام به انقلاب , سپاه وخدمات گذشته ایشان نظر من این است که این پرونده در همین مکان بسته و مختومه شود که با مخالفت شیخ روبرو گردید مجدد به زندان انتقال و در تاریخ ۰۷-۰۱-۱۳۸۵ جهت ابلاغ حکم به دادگاه اعزام در سه صفحه تنظیم (جز به جز انشائ وزارت اطلاعات ) خود به پنج سال که یک سال و نیم آن قطعی مابقی به دلیل خدمت به انقلاب و جبهه هات جنگ تعلیق و رضا به سه سال که بیست و هشت ماه به دلیل جوانی تعلیق. گفتم اعتراض دارم رئیس دفتر گفت چون محکومیت رضا رو به اتمام است در صورت اعتراض تا دادگاه تجدید نظر یقینا او باید در زندان بلاتکیف بماند و در پایان حکم نوشتم بازداشت , بازجویی , محاکمه و صدور حکم را سراسر ستم میدانم و واگذار همه شما به خدا. پس از سپری نمودن دوران محکومیت حتی بدون یک روز مرخصی و مخالفت اطلاعات با عفو حتی مشروط به دلیل عدم همکاری با آنان پایان. اما درد, رنج , تهدید و وحشت توسط یارن ولایت آغاز شد از ضرب و شتم متوالی رضا در دانشگاه توسط بسیج تا صدور حکم اخراج وی و تحویل بخشی از اسناد و مدارک به صورت حضوری به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر جناب آقای محمد علی دادخواه و … ورود غیر قانونی در غیاب خانوداه به منزل به صورت متوالی مزاحمتهای تلفنی شب و نیمه شب تا ممنوعیت خروج از شهر بهانه ی آمدن نماینده وزارت اطلاعات از راه دور به منزل جهت بحث و گفتگو و ورود وی به منزل پس از یک ماه و نتیجه آن بحث طولانی در خانه و رجوع به بسیاری از بزرگان در فارس و توصیه آنان که یا دو دست را به علامت تسلیم به هوا بلند کن یا جهت آرامش خانواده و اطرافیانت از کشور خارج شو و نهایت در اسفند ۱۳۸۶ ضمن خروج از مرز غربی کشور و گرفتار شدن در برف و کولاک و صدمه دیدن بسیاری از اعضای بدنم ضمن ورود به ترکیه وماهها بستری شدن در بیمارستان و منزل که عواقب آن هنوز ادامه دارد در حالیکه همسر و دختر خردسالم پنج سال است که یا از پشت میله ی زندانهای ولایت به ملاقاتم آمده و یا پشت گوشی تلفن در غربت و آرزوی دیدار آنان را دارم .در حالیکه بیست ونه ماه از پناه بردن به UNHCR و ۱۷ ماه از پذیرش رسمی پناهندگی از طرف آن سازمان می گذرد در حالیکه بارها چه به صورت حضوری و یا مکاتبه ای اعتراض خود را به آنان ابلاغ نموده با کمال تاسف هیچ اقدامی جهت انتقال به نقطه امن در خارج از این کشور(ترکیه ) به عمل نیاورده و دائما با جواب های غیر منطقی و آزار دهنده رو به رو گردیده ایم آنان اظهار مینمایند که کشورهای اروپایی و آمریکایی حاضر به پذیرش پناهندگان سیاسی که دولت ایران بر روی آنان حساسیت دارد نیستند در حالیکه آنچه بر من روشن است پرونده فوق را به هیچ کشوری جهت پذیرش ارجاع ننموده اند دلیل آن چیست؟ از نهاد ها و سازمان های حقوق بشری علی الخصوص از هموطنان آزادی خواه خود در سراسر جهان جهت یاری تقاضای کمک مینماییم و خواستار نجات از این دوزخ می باشیم
با تقدیم احترام
امان ا… مشایخی

Written by mhmdaryan in: خبرها, سیاسی |

footprint