بخشی از مساله نافرجامی در توسعه ملی به طرز برخوردی مربوط است که در فرایندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع با جامعه روستایی و بخش کشاورزی وجود دارد. به گزارش

سلفخران و رباخواران سهم کشاورزان را میبرند

http://www.armandaily.ir/fa/Main/Detail/179564

به نوشته روزنامه آرمان امروز به قلم فرشاد مومنی تحلیلگر اقتصادی در تاریخ روز شنبه ۰۷ اسفند۱۳۹۵ بیان کرد: تحلیلهایی که درباره چرایی کوششهای نافرجام مانده برای توسعه ملی طی بالغ بر ۷۰ سال گذشته در مقیاس جهانی صورت گرفته است نشان میدهد بخشی از مساله نافرجامی در توسعه ملی به طرز برخوردی مربوط است که در فرایندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع با جامعه روستایی و بخش کشاورزی وجود دارد. به گزارش ایسنا، فرشاد مومنی در نشست هفتگی موسسه دین و اقتصاد ادامه داد: گفته میشود که بخش اعظم مولفههایی که بازتولیدکننده توسعهنیافتگی و شدتبخشنده به آن هستند ریشه در اتخاذ سیاستهایی دارد که جامعه روستایی و توسعه کشاورزی را در حاشیه قرار داده است. بحرانهایی مثل فقر فراگیر، نابرابرهای فزاینده، گسترش و تعمیق وابستگی به دنیای خارج، بحران آمایش سرزمین، بحران محیط زیست و… بخشی از محورهایی هستند که از این زاویه مورد توجه قرار گرفتهاند. این اقتصاددان همچنین بیان کرد: در سالهای اولیه دهه ۱۹۷۰ اثر کلاسیک ساموئلهانتینگتون درباره توسعه سیاسی منتشر شد (خوشبختانه گرچه با یک وقفه زمانی طولانی، ولی بالاخره به فارسی ترجمه شد و انتشار پیدا کرد)، یکی از وجوه امتیاز این مطالعه مشخصا این است که وی میخواست درباره مساله توسعه سیاسی صحبت کند و مقیاسی که انتخاب کرده بود، مساله وضعیت ناپایداری در ساختارهای سیاسی کشورهای در حال توسعه بود.اوادامه داد: نویسنده در این کتاب در دورهای ۱۰۰ ساله، بیثبات ترین مناطق دنیا یعنی خاورمیانه را در مرکز مطالعات خود قرار میدهد. هدف او این بود که ریشههای نابسامانی و بیثباتی سیاسی و تغییرات پیدرپی رژیمهای سیاسی را در منطقه خاور میانه بررسی کند. از کل مشاهدهها در یک دوره ۱۰۰ ساله چنین برمیآید که همواره ناآرامیهای سیاسی در کشورهای این منطقه از مناطق شهری شروع میشود، ولی اینکه فرجام ناآرامیها چیست، در کل دوره مطالعه شده و در کل کشورها، فرجام ناآرامیهای سیاسی به نحوه واکنش مردم روستایی وابسته بوده است. مومنی همچنین بیان کرد: به این ترتیب هرگاه ناآرامیهای شهری توسط روستاییان با بیاعتنایی روبهرو شده یا نسبت به آن واکنش منفی نشان داده شده است، بلافاصله امکان کنترل و مهار ناآرامی فراهم شده ولی در همه ناآرامیهایی که از شهر شروع شده، وقتی جامعه روستایی از آن پشتیبانی کرده است، به تغییر رژیم سیاسی یا حداقل دولت منجر شده است. بنابراین در این کتاب این نکته مطرح شده است که طرز نگاه به جامعه روستایی پیوند تمام عیاری با مساله امنیت ملی دارد. عضو هیات علمی گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: وقتی در تجربه ایران این مساله را بررسی میکنیم، میبینیم که بنا به آنچه در تجربههای حیطه توسعه اتفاق افتاده است نظام تصمیمگیری و تخصیص منابع اراده ای برای درس گیری از این مبانی از خود نشان نمیدهد. نیاز نیست به سالهای خیلی دور برگردیم؛ تجربه انقلاب اسلامی به عنوان یک گواهی تایید کننده به حساب میآید. مومنی توضیح داد: جریان اعتراضات ۱۵ خرداد را در نظر بگیرید که چون آن اعتراضات همزمان شد با چشماندازهای امیدوارکنندهای که برای جامعه روستایی در اثر اصلاحات ارضی پدید آمده بود، جامعه روستایی با آن جنبش همراهی نکرد و بنابراین در آن مقطع به تغییر رژیم منجر نشد، ولی در ماجرای سالهای پایانی حکومت پهلوی، با موجی که این بار از شهر شروع شد، جامعه روستایی این بار برخورد همدلانه کرد و به تغییر منجر شد. به گفته او اکنون شرایط تغییرات زیادی کرده است. هم کشورهای خاورمیانه تغییرات زیادی کردهاند و هم نسبت جامعه شهری به روستایی تغییرات زیادی کرده است، ولی به دلایل گوناگون همچنان طرز برخورد با جامعه روستایی را میتوان به عنوان چشمانداز توسعه ملی دانست. مومنی همچنین بیان کرد: در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در دهه اول، یعنی از زمان پیروزی انقلاب تا پایان جنگ، برخورد با جامعه روستایی به طور نسبی برخورد مسئولانه و آگاهانهای بود. گزارشهای رسمی میگوید از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۶ مجموعه زیرساختهای فیزیکی جدید که برای توسعه روستایی ساخته شده است، نسبت به زمان رژیم پهلوی ۵/۱۱ برابر شده است، ولی تکاندهنده این است که از زمان اجرای برنامه تعدیل ساختاری به تدریج و به صورت فزاینده با پدیده مهاجرت روستایی، با ابعادی حتی فراتر از موج اول مهاجرتهای پس از اصلاحات ارضی روبهرو شدیم و از آن زمان تا امروز متاسفانه چون هیچ تناسبی میان سهم بخش کشاورزی در خلق ارزش افزوده و خلق فرصتهای شغلی با میزان سرمایهگذاری که در این بخش شده

است، وجود ندارد. او ادامه داد: در عین حال، همچنان بخش بزرگی از ارزش افزوده این بخش نصیب سلفخران و رباخواران میشود و همواره طی این دوره زمانی سهم این گروهها از ارزش افزوده بخش کشاورزی از سهم تولید کنندگان محصولات کشاورزی بیشتر بوده است، ولی باز هم دیده میشود یکی از با ثبات ترین، کمارزبرترین و در عین حال موثرترین فعالیتها در زمینه توازن بخشی به اقتصاد و جامعه ایرانی کارهایی است که در جامعه روستایی ما صورت میگیرد.مومنی ادامه داد: در کمال تاسف از آنجایی که جامعه روستایی و بخش کشاورزی ایران، جایگاه بایستهای در نظام تخصیص منابع ندارد، ما همچنان شاهد سهلانگاریهای مستمر هستیم. در مصوبههای جدید یک سقوط مشکوک و ضد توسعهای با تعیین تعرفهها رخ داده است که این موضوع یک ضربه جدید، هم به مسائل توسعه ملی و هم به منافع کشاورزان است و با کمال تاسف باز هم مرتبا این تصمیمات ناسنجیده و توزیع رانت بین افراد و گروههای خاص همچنان استمرار دارد، ولی همیشه واکنش بخش کشاورزی نسبت به این برخوردها واکنش خاموش بوده است که هم ماندگارتر هستند و هم پرخسارتتر. اوهمچنین بیان کرد: امیدوارم نظام ملی، نه از سر ترحم، بلکه از نگاه فهم بایستههای توسعه کشور به این بخش توجه کند. بهتر است توجه آنها جلب شود که یکی از هزینههایی که اکنون تبدیل به گرفتاری برای توسعه ملی شده است، جهش بی سابقه حاشیهنشینی شهری است. با این همه، به نظر من از همین امروز میشود؛ از همین امروز به بعد به جای برخورد انفعالی و بسیار پرهزینه و کمتاثیر با پدیده حاشیهنشینی، راه را باز کنند برای ورود دانایی در تولید کشاورزی تا چشماندازهای بسیار امیدوارکنندهای را برای آینده کشور فراهم کنیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s