مسئولان گمان می‌کنند می‌توانند با عدم ارائه آمار واقعی وجود کودکان شاغل در مراکز رسمی و غیررسمی بازار کار، کودکان کار خیابانی، زباله گردها، فال فروش‌ها، دست‌فروش‌ها و متکدیان بازمانده از تحصیل را انکار نمایند. کودکانی که قربانیان زیاده‌خواهی صاحبان قدرت و ثروت و بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی برنامه ریزان هستند. کودکانی که واقعیتشان حتی در سر چهارراه‌های شهرهای کوچک شعارهای پوشالی مهرورزی، تدبیر و امید را به سخره می‌گیرند

مشاغل کاذب

 

 

 

 

 

مشاغل کاذب

مسئولان گمان می‌کنند می‌توانند با عدم ارائه آمار واقعی وجود کودکان شاغل در مراکز رسمی و غیررسمی بازار کار، کودکان کار خیابانی، زباله گردها، فال فروش‌ها، دست‌فروش‌ها و متکدیان بازمانده از تحصیل را انکار نمایند. کودکانی که قربانیان زیاده‌خواهی صاحبان قدرت و ثروت و بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی برنامه ریزان هستند. کودکانی که واقعیتشان حتی در سر چهارراه‌های شهرهای کوچک شعارهای پوشالی مهرورزی، تدبیر و امید را به سخره می‌گیرند.

 

 

 

 

 
به دليل افزايش روزافزون گرايش جوانان به بازار کار، عده‌اي با راه‎اندازي مشاغل زيرزميني و کاذب و به دور از چشم‌هاي قانون، مانند موريانه اقتصاد کشور را مي‌خورند و به‌کام خود مي‌کشند که نمونه‌هاي اخير آن دلال‌بازي‎هاي بازار سکه، ارز، طلا و ايجاد شرکت‌هاي هرمي است.
مشاغل کاذب بدتر از بيکاري است؛ شايد اين جمله بهترين توصيف از ميزان مشکل‌ها و آسيب‌هايي باشد که شغل کاذب مي‌تواند براي جامعه و افراد به ارمغان بياورد.هرچقدر دامنه بيکاري و سخت‌ترشدن دستيابي جوانان و کارجويان به بازار کار رسمي بيشتر باشد، مشاغل کاذب و زيرزميني نيز رواج بيشتري خواهند يافت. گواه اين مسئله اينکه در حال حاضر مشاغل کاذب از برخي امور سطحي و قابل مشاهده، به‌سمت مشاغل دلالي حرفه‌اي و غيرقابل مشاهده و تعيين‌کننده در بازار کار کشور در حرکت است.شايد بتوان مثال عيني گسترش و تغيير مشاغل کاذب و زيرزميني را در بازار انواع ارز و سکه مشاهده کرد، به‌نحوي‌که تعيين‌کنندگي بازار دلالي و واسطه‌گري در اين بخش، باعث بي‌اثرشدن سياست‌هاي کنترلي دولت و بانک مرکزي شده است.
سودجويي سيري‌ناپذير دلالان و واسطه‌گران، علاوه‌بر تحريک مردم به خريد بيشتر ارز و دلار، باعث انحراف سرمايه‌ها از بازار اصلي کار و توليد به بازار دلالي و واسطه‌گري مي‌شود.امروز واسطه‌گري و مشاغل کاذب و زيرزميني در بخش‌هاي مختلف باعث شده است که حجم درخور توجهي از نقدينگي کشور به‌سوي جيب‌هاي سيري‌ناپذير سرازير شود. شغل کاذب آن‌قدر بزرگ شده است که مي‌تواند با بي‌اثرکردن برنامه‌هاي کنترلي دولت و بانک مرکزي، براي بازار ارز و سکه تعيين تکليف کند. البته دولت در سال‌هاي گذشته، براي اصلاح مشاغل کاذب برخي تحرکات را هم از خود در برخي بخش‌هاي ديگر بروز داده که نمونه آن در حذف دلالان و واسطه‌گران بازار کار است، حال اينکه در اين راه، چه نتيجه‌اي حاصل شده باشد، خود موضوع ديگري است؛ اما درک مشکل اصلي و اقدام به حذف سودجويي در بازار کار، حرکت درخور توجهي است.نمونه‌هاي ديگري از مشاغل کاذب و زيرزميني که دست‌اندرکاران آن سوءاستفاده از منابع انساني و مادي جامعه را نشانه رفته‌اند، افزايش گرايش جوانان به‌ويژه فارغ‌التحصيلان دانشگاهي، به‌سمت شرکت‌هاي هرمي است که متأسفانه تاکنون باوجود مبارزه جدي دولت و دستگاه‌هاي نظارتي، بسياري از جوانان را به‌کام تباهي و آينده‌اي سياه کشيده است.
حميد حاج‌اسماعيلي در گفت‌وگو با مهر، با تأکيد بر اينکه امروز بازار دلالي و واسطه‌گري در کشور از درآمد بسيار زيادي برخوردار است، گفت: گسترش مشاغل کاذب و دلالي باعث شده است تا جلوي حرکت سرمايه‌ها به‌سمت توليد گرفته شود و در ميانه راه، بخش مهمي از سرمايه و نقدينگي کشور از بازارهاي واسطه‌اي سر در بياورد.نماينده سابق کارگران در هيئت حل اختلاف، با اشاره به بازار ارز و سکه و بي‌ثباتي‌هاي اخير در اين بازار، اظهار کرد: اينکه چرا بانک مرکزي نتوانسته است در اين بازار پرسود نقش‌آفريني مناسبي داشته باشد، جواب آن در دستان دلالان و واسطه‌هايي است که با درست‌کردن مشاغل کاذب فراوان، در اين بخش براي بازار تعيين تکليف مي‌کنند.وي وجود مشاغل کاذب را در بازار کار مسئله‌اي واقعي دانست و گفت: رشد اين‌گونه مشاغل باعث اثرات مخربي بر اقتصاد کشور مي‌شود که درنهايت تصميمات را به گمراهي خواهد برد، به‌نحوي‌که مي‌توان گفت اين‌گونه مشاغل مانند موريانه اقتصاد را مي‌خورد.اين فعال کارگري به نقدينگي 300هزارميليارد توماني در بازار دلالي و واسطه‌گري اشاره کرد و بيان کرد: بانک مرکزي مي‌گويد 300هزارميليارد تومان در بازار دادوستد وجود دارد؛ ولي بايد گفت همه اين مبلغ، در بازار دلالي و واسطه‌گري فعال است که مانند يک مافيا گراني را به مردم تحميل مي‌کنند. حاج‌اسماعيلي با بيان اينکه دارندگان مشاغل کاذب از برخي امور ساده و حاشيه‌اي در بازار کار به مشاغلي تعيين‌کننده و تصميم‌گير در بازار کار و توليد تبديل شده‌اند، افزود: اينکه امروز بخش زيادي از واسطه‌گري و دلالي در بازار ارز و سکه مشاهده مي‌شود، به دليل سودي است که شغل کاذب و زيرزميني مي‌تواند از کنار متلاطم‌بودن اين بازار ببرد، بي‌آنکه ديده شود.وي با طرح اين سؤال که چرا مرکز آمار ايران نمي‌تواند آمار دقيقي از وضعيت بازار کار کشور ارائه کند؟ خاطرنشان کرد: دليل آن يک موضوع است و آن‌هم اينکه مشاغل کاذب اجازه روشن‌شدن وضعيت شاغل و بيکار را نمي‌دهد؛ بنابراين نمي‌توان گفت که آيا افراد در حال کار هستند يا به‌زودي بيکاري را تجربه خواهند کرد.اين فعال کارگري با بيان اينکه مشاغل کاذب باعث سرگرداني کارجويان مي‌شود، افزود: اين موضوع باعث مي‌شود تا هر واسطه‌گر و سودجويي بتواند بدون آنکه ديده شود، هر چقدر بخواهد، به نيروي کار دستمزد بدهد و هرچقدر هم بخواهد، از بازار بزرگ کار کشور درآمد کسب کند.مشاور کانون عالي انجمن‌هاي صنفي کارگري کشور اظهار کرد: زيان‌ها و آسيب‌هاي ديگري نيز از ناحيه مشاغل کاذب به کشور وارد مي‌شود، به‌نحوي‌که دلال بدون اينکه ماليات و بيمه بپردازد، سود کلاني مي‌برد و با اين‌گونه اعمال باعث مي‌شود تا برنامه‌ريزي دقيقي در کشور در زمينه شاغلان و بيکاران صورت نگيرد.
به گفته وي، هم‌اکنون برخي از طريق فعاليت در مشاغل رسمي و داراي مجوز، به بازارهاي غيررسمي و دلالي وارد مي‌شوند و براي آينده شغلي افراد و همچنين روند فعاليتي بازار تعيين تکليف مي‌کنند. اين افراد از طريق مشاغل رسمي، بازارهاي غيررسمي را اداره مي‌کنند.
نماينده سابق کارگران در هيئت حل اختلاف، وجود مجوزهاي رسمي در مشاغل قانوني براي حضور واسطه‌گر و دلال در بازارهاي غيررسمي را يک تهديد براي کشور خواند و بيان کرد: نشانه قدرت‌گرفتن مشاغل کاذب در بازارهاي رسمي، اين است که مي‌بينيم مشاغل رسمي تحت‌الشعاع قرار مي‌گيرند و نمونه آن اخيراً در بازار سکه و طلا و ارز اتفاق افتاده است.

 

مغز خالی کن

خوراک مغز دوست دارید؟ مغز گاو و گوسفند برای خیلی ها یکی از لذیذترین غذاهای جهان است. این مغزهای چیده شده در ویترین یخچال پروتئین فروشی ها یا ساندویچ فروشی ها چگونه تا لای نان و دهان شما می رسند؟

مغز خالی کنی شغلی رسمی و محترمانه است و فردی که چنین حرفه ای را انتخاب می کند باید هر روز در کشتارگاه ها حاضر شود، سر حیوان ذبح شده را روی میز قرار دهد یا به یک قلاب آویزان کند و سپس جمجمه را شکافته و مغز آن را که در برخی از کشورها غذایی بسیار لذیذ محسوب می شود، خارج کند.

 

سوسک کش

فکر نکنید حالا یکی می آید خانه تان و با دمپایی ابری می افتد به جان سوسک ها، این حرفه همان سمپاشی اماکن برای از بین بردن سوسک هاست اما نکته جالب اینکه بعضی ها برای تبلیغ حرفه خود ابتکار به خرج می دهند. مثلا این آگهی: پس از سمپاشی محل هر سوسک پیدا شده را دانه ای ۱۰۰ تومان خریداریم!

 
تاجر هسته آلبالو

بحث و جدل درباره اینکه همبرگرها و کباب هایی که بیرون عرضه می شوند چند درصد گوشت دارند هنوز به پایان نرسیده بود که کار به تردید درباره خالص بودن لواشک ها و محصولاتی از این دست هم رسید. کار عده ای خرید هسته آلبالو از کارخانه های معتبر و خردکردن و استفاده از آنها در محصولات خودشان برای افزایش وزن و کاهش هزینه ها است!


جداکننده جوجه های نر و ماده

این شغل بسیار شبیه به افسانه سیزیف است که هر روز قطعه سنگی به بالای کوه می برد و بعد سنگ از قله به پایین فرو می افتاد و باز باید سنگ را بالا می برد و باز سقوط می کرد و باز… فردی که چنین شغلی را برعهده می گیرد، باید هر روز به میان خیل عظیم جوجه های تازه از تخم درآمده برود تا پی ببرد کدام نر و کدام ماده هستند، در پایان هم آنها را از یکدیگر جدا کند.

 

گریه کن

فضای اجتماعی دور و بر ما تبدیل به یک سالن سینمای بزرگ شده است. کم پیش می آید که بروز احساسات آدم ها واقعی باشد و حالا این دیگر یک واقعیت است که جماعت صبح تا شب در حال نقش بازی کردن هستند. به این ترتیب عجیب نیست که هنروران سینما هم وارد عرصه های اجتماعی شده باشند. گریه کن ها کارشان دریافت پول و حضور در مراسم ختم و عزا برای پرشورشدن مراسم است. باورکن آنها برای مرده طوری گریه می کنند که می میری از خنده!

دادزن

این حرفه هم از حرفه های نسبتا قدیمی در حوزه مشاغل عجیب و غریب است. حتما این آگهی را در کوچه و خیابان دیده اید که: «به یک دادزن نیازمندیم «دادزن ها معمولا در ورودی پاساژها یا مغازه ها مستقر می شوند و همان طور که از عنوانشان مشخص است، با داد زدن و بیان مشخصات کالاهای درون مغازه، مشتری جذب می کنند. دادزن ها در خط های تاکسی هم با فریاد زدن مسیرها و راهنمایی مسافران به درون تاکسی ها صاحب درصدی از درآمد روزانه راننده تاکسی ها می شوند. قبل ترها در سینماها هم کاری برایشان پیدا می شد. جمله «بشتابید، بشتابید…» را هنوز هم می شود در فیلم های قدیمی از دهان یک دادزن مقابل گیشه سینما شنید.

 

 

واردات عامل مهم مهار مشاغل کاذب در کشور

دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۴

مرجع : تسنیم

کارشناس بازار کار با تاکید بر اینکه نا به سامانی در بازار کار عامل اصلی بروز مشاغل کاذب در کشور است گفت: با جلوگیری از واردات بی رویه کالاهای خارجی، توجه به واحد‌های تولیدی ورشکسته و… می‌توان پدیده مشاغل کاذب را مهار کرد.

به گزارش افکارنیوز، حمیدرضا حاج اسماعیلی، درباره اینکه آیا دستفروشی شغل کاذب است گفت: این نوع مشاغل در ایران زیاد است، اما دستفروشی می‌تواند قانونمند باشد. با توجه به قانون بهبود محیط کسب و کار دستفروشی می‌تواند ساماندهی شود.ماده ۱۶ این قانون شهرداری‌ها را موظف کرده که به منظور بالا بردن امکان دسترسی تولید‌کنندگان کوچک و متوسط در بازار مصرف و ایجاد امنیت برای فروشندگان کم سرمایه با استفاده از زمین‌های متعلق به خود یا وزارت راه و شهرسازی مکان‌های مناسبی برای عرضه کالاهای تولید داخل آماده کنند.

حاج اسماعیلی بیان کرد: همچنین در بازارچه های موقت دستفروشان می‌توانند به کسب و کار بپردازند.اما با توجه به اینکه بازار کار غیر رسمی در ایران بسیار برجسته است، شاید کمتر کسی تصور کرده باشد که می‌توان دستفروشان را ساماندهی و قانونمند کرد.

این فعال بازار کار افزود: از آنجایی که این دستفروشان جایگاه مشخصی ندارند و شرایط مشخص کشور را رعایت نمی کنند و کالا و اجناسی که عرضه می‌کنند غیر استاندارد است و در چارچوب مقررات بهداشتی و قانونی کشور نیست این مشاغل کاذب تلقی می‌شوند.

وی اظهار کرد: تا زمانی که در کشور شغلی صاحب شناسنامه نباشد و جایگاه مشخصی نداشته باشد آن شغل غیر رسمی و کاذب است. حتی برخی از مشاغل که در سایر کشورها به عنوان شغل محسوب می‌شوند اگر مطابق قانون ایران شناسنامه نداشته باشند کاذب هستند.

حاج اسماعیلی با بیان اینکه ساماندهی مشاغل کاذب ظرفیت مناسبی برای بهبود فضای کسب و کار است گفت: با جلوگیری از واردات بی رویه کالاهای خارجی، توجه به واحدهای تولیدی ورشکسته، افزایش کیفیت رقابت پذیری تولیدات داخلی بنگاه‌ها، حمایت از صنعت داخلی و بکارگیری ابزار و استعدادها می توان پدیده مشاغل کاذب را مهار و کنترل کند.

این کارشناس بازار کار با بیان اینکه پرداختن به مشاغل لحظه ای، ناپایدار و بدون آینده به نام غیررسمی، کاذب و دستفروشی نمی تواند به جریان اشتغال و کاهش نرخ بیکاری کمک کند اظهار کرد: زمانی که عرضه و تقاضا در کشور در وضعیت نامتوازن قرار می‌گیرد و بازار کار ظرفیت لازم را برای جذب و پذیرش نیروی کار ندارد، به صورت خودجوش مشاغل غیر رسمی در کشور به وجود می‌آید.

وی نابه‌سامانی در بازار کار کشور را علت اصلی بروز مشاغل کاذب در کشور دانست،گفت: در حال حاضر که در وضعیت رکود به سر می‌بریم و با مشکلات متعدد روبرو هستیم بازار اجناس غیر استاندارد رواج می‌یابد.

حاج اسماعیلی با اشاره به تجربه موفق کشور چین در راستای تولیدات و واردات گفت:یکی از حمایت‌های جدی دربهبود فضای کسب و کار این است که دولت از تولید کنندگان حمایت کند.

 

 

مریم عسگری‌پرور/ نگاهی به پدیده‌ی «اشتغال کاذب» در ایران؛

آیا ضرورتی برای مقابله با مشاغل کاذب وجود دارد؟

 

http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=5017

 

افزایش جرایم اجتماعی، تعریف نیازهای جدید در جامعه، سوءاستفاده از زنان و کودکان و… از تبعات اشتغال کاذب به شمار می‌آیند. از نظر جامعه‌شناسان، مشاغل کاذب بستر مناسبی برای افزایش جرم و جنایت هستند؛ اما متأسفانه اقدامات سطحی و مقطعی صورت‌گرفته در مقابله با این مسئله نشان از نادیده گرفته شدن این پدیده‌ی اجتماعی دارد.

گروه فرهنگی-اجتماعی برهان/ مریم عسگری‌پرور؛ با توجه به وابستگی مستقیم زندگی انسان به نظام تولید، شغل از اهمیت ویژه‌ای در زندگی هر فرد برخوردار است و مهم‌ترین فعالیت انسان در راستای تأمین نیازهای زندگی او به شمار می‌رود.

 

از این رو، یکی از تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز انسان، انتخاب شغل است. این مسئله که از دغدغه‌های ابتدایی بشر است، در طول تاریخ، بنا بر شرایط مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جوامع و نیازهای متفاوت هر عصر، دچار دگرگونی‌های بسیاری شده است. از آنجایی که مشاغل رابطه‌ی مستقیمی با شیوه‌ی زندگی مردم جوامع دارند، در گذشته به دلیل ساده بودن سبک زندگی مردم، دایره‌ی بسیار محدودی داشتند؛ طوری که اغلب افراد شغل پدران‌ خود را ادامه می‌دادند. اما امروزه به دلیل گستردگی جوامع و نیازهای موجود، افراد در شرایطی قرار می‌گیرند که ناگزیر از انتخاب شغل هستند. البته این مسئله به خودی خود نشان‌دهنده‌ی این مسئله نیست که همواره افراد بتوانند بنا بر علایق و نیازمندی‌های موجود شغل مورد نظر خود را انتخاب کنند، بلکه گاهی اوقات برخی شرایط خاص، یک موقعیت شغلی را بر فرد تحمیل می‌کند.

 

امروزه با گستردگی جوامع شاهد افزایش رو به رشد فعالیت‌هایی هستیم که گاهی نه تنها وجود آن‌ها ضرورتی ندارد، بلکه آسیب‌های جدی را متوجه جامعه می‌کند. این گونه فعالیت‌ها که تا چندی قبل برخی از آن‌ها در دایره‌ی مشاغل قرار نمی‌گرفتند، از مصادیق بیکاری پنهان هستند و تأثیر مستقیمی بر حیات فردی و اجتماعی انسان دارند.

 

اما در مواجهه با مشاغل مختلف، افراد دو رویکرد متفاوت دارند. ‌برخی با نگاه صرفاً اقتصادی خود هیچ محدودیتی برای مشاغل قائل نیستند. از منظر اقتصادی، ملاک سنجش و شاخص ارزش‌یابی کار مفاهیم «تولید»، «درآمد» و «دریافت فرد» معرفی شده است. بر اساس این رویکرد، کار عبارت است از «فعالیت انسانی که به قصد تولید انجام شود.»[1] بنابراین در دیدگاه اقتصادی، پدیده‌ای با عنوان اشتغال کاذب وجود ندارد و هر فعالیتی که منجر به کسب درآمد می‌گردد، شغل محسوب می‌شود؛ اما در این میان، جامعه‌شناسان قائل به تفکیک مشاغل هستند و طبق معیارهای فرهنگی و ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی، هر جامعه مشاغل را به دو گروه کاذب و مفید (پایدار) تقسیم می‌کنند و سه ملاک اساسی ثبات و پایداری، دریافت حقوق و دستمزد، مطابقت با هنجارها و ارزش‌های جامعه را برای مشاغل مفید در نظر می‌گیرند. از این رو، قائل به مجاز بودن هر شغلی نیستند.

 

حال باید دید آیا می‌توان با عینکی خوش‌بینانه به مسئله‌ی «اشتغال کاذب»‌ نگاه کرد و هر گونه شغلی را صرفاً به دلیل مجرمانه نبودن آن، مجاز دانست؟ آیا مشکلات موجود می‌تواند سبب نادیده گرفتن آسیب‌های ناشی از این گونه مشاغل باشد؟

 

برای رسیدن به پاسخ‌های مناسب، ابتدا باید به بررسی اجمالی برخی از آسیب‌های این مسئله بپردازیم: افزایش بزهکاری را می‌توان یکی از تبعات جبران‌ناپذیر این گونه مشاغل به شمار آورد. از آنجا که به دلیل خصوصیت فصلی بودن برخی از این مشاغل، صاحبان این گونه مشاغل، به ناچار چند ماه از سال را بیکار هستند، گاهی جهت امرار معاش خود، به سمت بزهکاری گرایش پیدا می‌کنند.

 

اما در کنار این مسئله، گاهی مشاغل کاذب به پوششی برای اعمال مجرمانه تبدیل می‌شوند. بسیاری از افرادی که در مشاغل پست مانند اسفند دود کردن ، پاک کردن شیشه‌ی ماشین یا فروختن سی‌دی‌های به ظاهر مجاز مشغول‌اند، در حقیقت از این مشاغل به عنوان نقابی جهت مخفی کردن اعمال خلاف‌کارانه‌ی خود استفاده می‌کنند و به فعالیت‌های مجرمانه‌ای مانند قاچاق مواد مخدر، تحت نظر گرفتن شخص یا مکان خاص، سرقت، قتل و فروش سی‌دی‌های غیرمجاز و… می‌پردازند. در حقیقت این گونه مشاغل بستر مناسبی را برای جرایم مختلف پدید می‌آورند.

 

تعریف نیازهای جدید در جامعه یکی دیگر از آسیب‌های جدی مشاغل کاذب به شمار می‌آید. با بررسی تغییرات حاصل در نوع زندگی مردم در چند سال اخیر، به خوبی متوجه این مسئله می‌شویم که برخی مشاغل کاذب، با تعریف نیازهای جدید، سبب تغییراتی اساسی در سبک زندگی خانواده‌ها می‌شوند. به عنوان نمونه، شرکت‌های خدماتی با بر عهده گرفتن بسیاری از فعالیت‌هایی که قبلاً در منزل انجام می‌شد، نیازهای جدیدی را در خانواده‌ها تعریف می‌کنند.

 

یکی از مسائل قابل تأمل در بحث اشتغال کاذب، تأثیر مستقیم این مشاغل بر شخصیت افراد است. اکثر کسانی که بنا به دلایلی به مشاغل کاذب مشغول‌اند، به دلایل مختلف، از جمله پست بودن شغل، علاقه‌مند نبودن به شغل، درآمد ناپایدار و محدود، نبود امنیت شغلی و… از شغل خود رضایتی ندارند و گاهی اوقات احساس بی‌ارزشی ناشی از فعالیت در این گونه مشاغل، سبب بروز مشکلات روحی و افسردگی و عدم امنیت روانی در برخی از این افراد می‌گردد.

 

گاهی مشاغل کاذب به پوششی برای اعمال مجرمانه تبدیل می‌شوند. بسیاری از افرادی که در مشاغل پست مانند اسفند دود کردن ، پاک کردن شیشه‌ی ماشین یا فروختن سی‌دی‌های به ظاهر مجاز مشغول‌اند، در حقیقت از این مشاغل به عنوان نقابی جهت مخفی کردن اعمال خلاف‌کارانه‌ی خود استفاده می‌کنند.

 

قربانیان اصلی اشتغال کاذب

 

زنان و کودکان از اقشار آسیب‌پذیر جامعه هستند که در مواجهه با مشاغل کاذب، دچار مشکلات عدیده‌ای می‌شوند. متأسفانه بسیاری از زنان جامعه‌ی ما در جرگه‌ی این گونه مشاغل کاذب قرار دارند و با فعالیت‌هایی همچون دست‌فروشی، تکدی‌گری، فال‌گیری و رمالی و… امرار معاش می‌کنند. با توجه به آسیب‌پذیری زنان در جامعه، این مسئله مشکلات اجتماعی فراوانی را برای آن‌ها به وجود می‌آورد. کودکان نیز به دلیل آسیب‌پذیر بودن، یکی از قربانیان اصلی مشاغل کاذب به شمار می‌روند. اکثر کودکانی که در این گروه قرار می‌گیرند اطفال، بین 10 تا 15 سال دارند که اکثراً به فال‌فروشی، سیگارفروشی، تکدی‌گری، واکس زدن و… مشغول‌اند.

 

متأسفانه بسیاری از این کودکان، پس از روی آوردن به مشاغل کاذب، مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و در پوشش مشاغل کاذب، به بزهکاری روی می‌آورند و وسیله‌ای برای اهداف سودجویان و خلاف‌کاران می‌شوند. از این رو، گرایش به مصرف سیگار و مواد مخدر و اعمال مجرمانه در آن‌ها بسیار زیاد است. اکثر کودکان خیابانی، به خصوص دختران، در معرض خشونت‌های جنسی، بیماری‌های مختلفی همچون ایدز و… قرار خواهند گرفت. این کودکان اکثراً مورد بهره‌کشی قرار می‌گیرند یا پوششی برای قاچاق و خرید و فروش مواد مخدر و… هستند.

 

 

با توجه به آسیب‌های جدی اشتغال کاذب و تأثیرات سوء آن بر حیات فردی و اجتماعی، ضروری است با بررسی دلایل افزایش و تداوم اشتغال کاذب در کشور، به راهکارهای کنترل این مسئله بپردازیم:

 

بیکاری و فقر مالی: کارشناسان بیکاری را عمده‌ترین دلیل گرایش افراد به سمت مشاغل کاذب یا ناپایدار می‌دانند. در حقیقت میان مسئله‌ی بیکاری و پدید آمدن مشاغل کاذب ارتباط مستقیمی وجود دارد.

 

مرکز آمار ایران در محاسبات نرخ بیکاری، دانش‌آموز، دانشجو،‌ سرباز، اشتغال فامیلی بدون مزد و حتی کارآموزی را نیز شغل محسوب می‌کند؛[2]با تمام این اوصاف، آخرین آمار (سال 91) نرخ بیکاری در ایران 1204 درصد گزارش‌ شده‌ است که مسلماً در شرایط فعلی، این آمار به شدت رو به رشد است.[3] مقایسه‌ی نرخ بیکاری در گروه‌های سنی نشان می‌دهد بیشترین نرخ بیکاری در گروه سنی 20 تا 24 سال، با 8/30 درصد بوده است.[4] اما

 

به دلیل نیاز شدید جوانان به درآمد جهت تشکیل زندگی، اکثر کسانی که به مشاغل کاذب روی می‌آورند جوانانی هستند که یا از تخصص لازم برخوردار نیستند یا دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته‌های مختلفی هستند که پس از جست‌وجو و ناامیدی از یافتن شغل مناسب، ناچار به این مشاغل تن داده‌اند.

 

کمبود درآمد: برخی افراد با وجود داشتن شغل، به دلایل مختلف، از جمله نداشتن درآمد کافی جهت تأمین هزینه‌های زندگی خود، به مشاغل کاذب روی می‌آورند. البته چندشغله بودن برخی افراد نیز از آنجایی که سبب اشغال فرصت‌های شغلی افراد دیگر می‌شود، به طور غیرمستقیم بر افزایش اشتغال کاذب تأثیرگذار است.

 

مهاجرت: از مهاجرت می‌توان به عنوان یکی از علل گرایش به اشتغال کاذب نام برد. البته این پدیده، خود معلول علل مختلفی از جمله بیکاری، جاذبه و فریبندگی شهر، نارضایتی اجتماعی از روستانشینی، عدم حمایت از کشاورزان، شرایط نامناسب محیطی و… است. اگرچه مهاجرت عمدتاً با هدف بهبود وضعیت اقتصادی صورت می‌گیرد، اما با توجه به هجوم سیل عظیم مهاجرت‌کنندگان به شهرهای بزرگ، نتیجه‌ای جز افزایش بیکاری و رشد مشاغل کاذب نخواهد داشت. به دلیل تفاوت سطوح فرهنگی، مهاجرت‌کنندگان غالباً به سمت مشاغلی روی می‌آوردند که با هنجارهای جامعه ناسازگاری دارند و جرم به شمار می‌آیند یا بسترساز بروز جرایم مختلف هستند و این مسئله به بروز جرایم مختلف، از جمله دزدی، اعتیاد، سرقت و… منجر خواهد شد.

 

کمبود سرمایه: اغلب مشاغل کاذب مشاغلی هستند که به سرمایه‌ی اندکی نیاز دارند. از این رو، افرادی که به مشاغل کاذب روی می‌آورند عموماً از اقشار کم‌درآمد جامعه هستند که به دلیل نبود سرمایه برای اشتغال پایدار، به مشاغل ناپایدار و کاذب مشغول می‌شوند.

 

عدم تناسب میان رشته‌های تحصیلی و بازار کار: به دلیل نبود هماهنگی میان عرضه و تقاضا در بازار کار، بسیاری از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته‌های مختلف به مشاغل کاذب روی می‌آورند که این مسئله یا به دلیل اشباع نیروی کار یا به دلیل عدم نیاز جامعه به رشته‌هایی خاص است. از این رو، فارغ‌التحصیلانی که موفق به انتخاب شغل مورد علاقه و متناسب با رشته‌ی تحصیلی خود نشده‌اند، ناگزیر به مشاغل کاذب روی می‌آورند. گرایش دانشجویان به انواع مشاغل کاذب، مانند شرکت‌های هرمی، مؤید این مسئله است و نشان می‌دهد که این قشر از جامعه‌ی ما، به بیکاری پنهان مبتلاست. در حقیقت نه تنها جامعه نتوانسته است از توان و مهارت نیروی جوان و خلاق خود در راستای پیشرفت کشور استفاده کند؛ بلکه موجب اتلاف سرمایه‌ی عظیم کشور نیز می‌شود و علاوه بر آن، آسیب‌های اجتماعی زیادی از این طریق متوجه فرد و جامعه می‌گردد.

 

ضعف مهارت‌های شغلی: اکثر افرادی که به مشاغل کاذب روی می‌آورند از تحصیلات و تخصص کافی برخوردار نیستند. متأسفانه آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای در کشور ما ضعیف است، در حالی که اکثر افراد در صورت دارا بودن مهارت لازم، هرگز به این نوع از مشاغل روی نمی‌آورند. اکثر نهادهای حمایتی، مانند بهزیستی و کمیته‌ی امداد، به جای سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی در آموزش مهارت به افراد نیازمند، به اندک حمایت‌های مالی اکتفا می‌کنند.

 

ضعف اشتغال‌زایی: نبود متولی واحد در بحث اشتغال‌زایی و عدم انجام کار کارشناسی‌شده بر روی طرح‌های اشتغال‌زایی دولت، از دلایل نرخ بالای رشد بیکاری و در نتیجه، گرایش به مشاغل کاذب است.

اعتیاد: بیکاری، اعتیاد و فقر از مهم‌ترین مشکلات جامعه‌ی امروز ماست که در مقایسه با مشکلات دیگر، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا به شدت حیات فردی و اجتماعی را تهدید می‌کند. اعتیاد و بیکاری همواره ملازم یکدیگرند، زیرا به دلیل مخالف بودن اعتیاد با هنجارهای اجتماعی، این افراد نمی‌توانند به استخدام شرکت‌های خصوصی یا ادارات دولتی درآیند. همین‌ طور وضعیت فیزیکی متغیر این افراد به آن‌ها اجازه نمی‌دهد که در مشاغل ثابت مشغول به کار باشند. از این رو، اعتیاد را می‌توان یکی از دلایل افزایش اشتغال کاذب نام برد؛ زیرا افراد معتاد، به دلیل شرایط خاص خود، اکثراً در این مشاغل مشغول به کار هستند و متأسفانه عمدتاً اشتغال آن‌ها معطوف به مشاغل کاذبی است که جرم تلقی می‌شوند.

 

طلاق: با افزایش آمار طلاق روزبه‌روز بر تعداد کودکان بی‌سرپرست یا بدسرپرست افزوده می‌شود. در حقیقت اولین قشری که در این بین دچار آسیب می‌شوند کودکان هستند؛ زیرا گاهی اوقات والدین، کودکان را رها می‌کنند یا به دست افراد دیگری می‌سپارند و در برخی مواقع نیز که این کودکان به مادر سپرده می‌شوند، ناچار برای تأمین مخارج زندگی، روانه‌ی بازار مشاغل کاذب می‌شوند. این قشر از جامعه، به دلیل آسیب‌پذیر بودن، دچار مشکلات عدیده‌ای می‌‌شوند.

 

تنبلی: سستی و تنبلی یکی از آفات بزرگ زندگی انسان به شمار می‌رود. این صفت مذموم سبب می‌شود جوانان به جای اینکه انرژی خود را صرف کارهای تولیدی و مفید کنند، به دنبال راه‌های ساده‌ و کم‌زحمت باشند. در حقیقت این دسته از افراد با شعار «کار کمتر، سود بیشتر» به مشاغلی روی می‌آورند که نه تنها فایده‌ای برای جامعه ندارد، بلکه از این طریق آفات بسیاری را متوجه خود و جامعه می‌کنند. اکثر افرادی که در مشاغل هرمی فعالیت می‌کنند جزء این گروه از افراد هستند و این راه را به عنوان میان‌بری برای رسیدن به آرزوهای خود انتخاب می‌کنند.

 

ضعف تربیت: خانواده اولین نهادی است که فرد در آن پرورش می‌یابد و راه و رسم زندگی را می‌‌آموزد. در گذشته یکی از اهداف تربیتی والدین مسئولیت‌پذیر شدن فرزندان بود. از این رو، والدین از سنین کم وظایفی را برای هر کدام از فرزندان تعیین می‌کردند. ضمن اینکه به دلیل نبودن روحیه‌ی تجمل‌گرایی و حاکم بودن ساده‌زیستی در بین خانواده‌ها، فرزندان از همان ابتدا در رفاه کامل به سر نمی‌بردند و برای برطرف کردن نیازهای خود تلاش می‌کردند. از این رو، از همان سنین ابتدایی با روحیه‌ی کار و تلاش پرورش می‌یافتند؛ در حالی که والدین امروزه تمام تلاش خود را صرف فراهم کردن رفاه و امکانات کامل برای فرزندان خود می‌کنند و نه تنها کمترین مسئولیتی را به آن‌ها نمی‌سپارند، بلکه اکثر کارهای شخصی فرزندان را نیز بر عهده می‌گیرند. از این رو، بچه‌ها با روحیه‌ی کار و تلاش پرورش نمی‌یابند و زمانی که به سن انتخاب شغل می‌رسند، به مشاغلی روی می‌آورند که کمترین زحمتی را برای آن‌ها داشته باشد. از این رو، در بسیاری از مواقع، می‌توان ضعف تربیتی را از علل گرایش افراد به مشاغل کاذب دانست.

 

بسیاری از کودکان پس از روی آوردن به مشاغل کاذب مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و در پوشش مشاغل کاذب، به بزهکاری روی می‌آورند و وسیله‌ای برای اهداف سودجویان و خلاف‌کاران می‌شوند. از این رو، گرایش به مصرف سیگار و مواد مخدر و اعمال مجرمانه در آن‌ها بسیار زیاد است.

 

از این رو، خانواده‌ها و همچنین نظام آموزشی موظف هستند تا از همان سنین ابتدایی، فرزندان را برای احراز مسئولیت در آینده آماده کنند و با تکیه بر فرهنگ اسلامی، اشتغال مفید را برای آنان مشخص کنند و مضرات مشاغل کاذب را به آن‌ها گوشزد نمایند.

 

درس‌گریزی: یکی از دلایل گرایش به مشاغل کاذب، عدم تخصص کافی برای احراز مشاغل ثابت و تولیدی است که می‌توان درس‌گریزی را از دلایل اصلی آن دانست. برخی از بچه‌ها، به دلایل مختلف، از جمله تنبلی یا ضعف‌ نظام آموزشی، در سنین پایین، تحصیل را رها می‌کنند و ناگزیر به مشاغل کاذب روی می‌آورند.

 

دوری از فرهنگ کار در اسلام: دوری از فرهنگ اسلام سبب می‌شود که برخی افراد به بهانه‌ی کسب درآمد، به هر شغلی روی بیاورند. در فرهنگ غربی، به هر فعالیتی که موجب کسب درآمد شود «کار و اشتغال» می‌گویند. از این رو، فعالیت‌هایی مانند رباخواری، روسپی‌گری، فروش سی‌دی‌های پورنو و… شغل به حساب می‌آیند؛ در حالی که تعریف کار در فرهنگ اسلامی بسیار متفاوت است و با معیارهای دینی تعریف می‌شود. طبق آموزه‌های اسلام، انسان مجاز نیست تا از این طریق امرار معاش کند. لذا اشتغال باید با هنجارهای ارزشی نظام اسلام سازگار باشد.

 

رسول اکرم (ص)‌ می‌فرمایند: «هر کس مالی از راه غیرحلال به دست آورد، بازگشتش به سوی آتش خواهد بود.»[5] ایشان در روایتی دیگر می‌فرمایند: «خداوند متعال فرموده است: هر کس توجه نکند و در کسب دینار و درهم لاابالی‌گری کند، در روز قیامت از هر دری بخواهم او را وارد جهنم و آتش می‌سازم.»[6]

 

این روایات حکایت از این مسئله دارد که اسلام هر راهی را برای کسب درآمد مجاز نمی‌‌شمرد؛ بلکه اشتغال در اسلام نه تنها باید از راه حلال باشد، بلکه باید با شأن اجتماعی افراد تناسب داشته باشد. یک مسلمان نباید به کارهای پست و کاذب بپردازد، بلکه باید به مشاغلی روی بیاورند که برای خود و جامعه منفعت داشته باشد.

 

چگونه می‌توان با پدیده‌ی «اشتغال کاذب» مبارزه کرد؟

 

با عنایت به این مسئله که اشتغال کاذب بسترساز بسیاری از جرایم اجتماعی و مشکلات اقتصادی است، نمی‌توان به سادگی از آن عبور کرد. گسترش روزافزون مشاغل کاذب، ضرورت مقابله با این مسئله را به عنوان یک مشکل اجتماعی، بیش از پیش نمایان می‌سازد. به طور مسلم، مقابله با این پدیده نیاز به یک عزم همگانی دارد و مسئولان و نخبگان و کارشناسان و به طور کلی، همه باید دست به دست هم دهند و زمینه‌ی لازم را برای این معضل فراهم کنند. در بررسی علل افزایش اشتغال کاذب، به نظر می‌رسد ارتباط مستقیمی میان مهاجرت، عدم تناسب میان رشته‌های تحصیلی و بازار کار، ضعف مهارت‌های شغلی و ضعف اشتغال‌زایی با افزایش مشاغل کاذب وجود دارد. از این رو مسئولین در کنترل این مسئله نقشی حیاتی دارند و  این مسئله بایستی در سیاست‌گذاری‌های دولت مورد توجه خاص قرار گیرد.

 

ما علل دیگری مانند ضعف تربیت، اعتیاد، طلاق، تنبلی، درس‌گریزی و دوری از فرهنگ کار، از اولویت کمتری برخوردارند،اما مسلماً زمینه‌ساز گرایش افراد به اشتغال کاذب هستند که برای رفع این مشکلات در بلندمدت، نهاد خانواده در کنار نهادهای آموزشی و تربیتی می‌توانند نقشی اساسی را ایفا کنند.

 

طبق بررسی‌های صورت‌گرفته، راهکارهای زیر برای رفع مسئله‌ی اشتغال کاذب پیشنهاد می‌‌شود:

 

– حمایت از بخش کشاورزی جهت جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرها.

 

– ایجاد اشتغال برای جوانان با مشخص کردن یک متولی ثابت برای حل مشکل اشتغال و ارائه‌ی طرح‌های کارشناسی‌شده در جهت حل معضل اشتغال.

 

– جذب مشارکت خصوصی جهت توسعه‌ی اقتصاد روستاها و تشویق به بازگشت افراد به روستاها و شهرهای کوچک و استفاده از توانمندی‌های بالقوه‌ی افراد.

 

– تقویت بنگاه‌ها برای پذیرش کارجویان.

 

– هماهنگ شدن نظام آموزشی با نیازهای جامعه.

 

– اتخاذ سیاست‌های حمایتی یک‌پارچه و منسجم توسط دولت‌ها.

 

– ترویج فرهنگ کارآفرینی از طریق تدوین برنامه‌های درسی متنوع.

 

– تأسیس دانشکده‌ی کارآفرینی.

 

– تقویت مراکز آموزش فنی‌وحرفه‌ای.

 

– افزایش کنترل و نظارت بر مشاغل کاذب.

 

– حمایت از کارآفرینان و رفع موانع موجود.

 

– برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برای حل مشکل اعتیاد.

 

– عدم اکتفای نهادهای حمایتی بر رفع مشکلات مالی و تمرکز بر آموزش و مهارت‌های اشتغال.(*)

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ترجمه‌ی م. آزاده، مازیار، 1354، ص 373، ذیل واژه‌ی کار.

 

[2]Jamejamonline.ir

 

[3]Amar.org.ir

 

[4]محمد محمدی ری‌شهری، میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، 1461، ج 4، ص 2992، 1937.

 

[5]همان، ح 19372.

 

*مریم عسگری پرور؛ پژوهشگر و عضو هیئت تحریریه‌ی برهان/انتهای متن/

 

گزارش خبری/

شغل‌های کاذب جذاب شد/ انواع شغل‌های کاذب

 

http://www.kargarnews.ir/fa/pages/?cid=29634

 

گسترش مشاغل کاذب و دلالی باعث شده است تا جلوی حرکت سرمایه‌ها به سمت تولید گرفته شود و در میانه راه بخش مهمی ‌از سرمایه و نقدینگی کشور از بازارهای واسطه ای سر در بیاورد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کارگر نیوز، روند صعودی نرخ بیکاری موجب افزایش تقاضای بیکاران در مشاغل کاذب شده است. در گزارش رسمی مرکز آمار ایران آمده است، نرخ بیکاری ( جمعیت 10 ساله و بیشتر) در سال 91 به 12.2 درصد کاهش یافت که این نرخ در مردان 10.5 درصد و در زنان 19.9 درصد است. از مجموع 24 میلیون و 105 هزار جمعیت فعال کشور، 2 میلیون و 944 هزار و 158 نفر بیکار هستند.  که این نرخ در نقاط شهری 13.8 درصد و در نقاط روستایی 8.2 درصد اعلام شده است. اما نکته ای که مهم است پیامدهای منفی ناشی از این عدد تمایل افراد به مشاغل زیرزمینی به عنوان خروج اضطراری از صف بیکاری است.
تنها با یک گشت کوتاه در شهر، چهره دستفروشان و به قولی بیکارانی دیده می‌شود که در نبود شغل مناسب مشغول فروش چند تکه جنس هستند تا از این طریق امرار معاش کنند.
در ایران، قانون کار میزان ساعت کار هفتگی را چهل و چهار ساعت برآورد کرده است و صرفا افرادی که این میزان کار داشته باشند شاغل شناخته می شوند ولی مرکز آمار ایران اعلام می کند هر کس در هفته 1 تا 2 ساعت کار داشته باشد، شاغل است. باید گفت این تعریف جهانی از شاغل با بازار کار ایران سنخیتی ندارد.

 

 

 

انواع شغل‌های کاذب

توزیع تراکت( برگه های تبلیغاتی شرکتها) ،فروش لباس، کفش، پیراهن، شلوار، جوراب، گل، فال حافظ، فروشندگی در مترو جز مشاغل غیر رسمی و زیر زمینی هستند که افراد برای فرار از مشکلات و پیامدهای بیکاری به سمت این مشاغل می روند.
حمیدحاج اسماعیلی، کارشناس بازار کار درباره آمار ارائه شده بیکاری از سوی مرکز آمار و افزایش شغل‌های کاذب می‌گوید: عدم رعایت اصول و قوائد بازار کار و بی توجهی به ساماندهی واقعی نیروی کار کشور منجر به بی اعتمادی نسبت به آمار ارائه شده توسط دستگاه‌ها می شود.
وی با تاکید براینکه آمارهای ارائه شده نیاز به کارشناسی دارد، بیان می‌کند: رعایت اصول تهیه آمار و لزوم شفاف سازی در این بخش می تواند راهگشا باشد.
این کارشناس بازار کار عنوان می‌کند: هنگامی که نرخ بیکاری که شامل تعداد شاغلین، افراد جویای کار و در حال کار اعلام می‌شود، جای نهادها و تشکل‌های کارگری و کارفرمایی که به طورمستقیم در بخش اشتغال دخالت دارند خالی است.
حاجی اسماعیلی در بیان راهکار مناسب برای مهار و کنترل مشاغل کاذب می افزاید: جلوگیری از واردات بی رویه کالاهای خارجی، توجه به واحدهای تولیدی ورشکسته، افزایش کیفیت رقابت پذیری تولیدات داخلی بنگاهها، حمایت از صنعت داخلی و بکارگیری ابزار و استعدادها می تواند پدیده مشاغل کاذب را مهار و کنترل کند.
نماینده کارگران در شورای حل اختلاف تصریح می‌کند: پرداختن به مشاغل لحظه ای، ناپایدار و بدون آینده به نام غیررسمی، کاذب، دستفروشی نمی تواند به جریان اشتغال و کاهش نرخ بیکاری کمکی داشته باشد.
وی اظهار می‌کند: برخورد شهرداری و ضبط اموال اندک دستفروشان در روزهای پایانی سال راه حل برطرف شدن این مشکل نیست.
حاجی اسماعیلی تاکید می کند: متاسفانه اگر 10 هزار خانوار را مورد بررسی قرار دهیم، حتما در 8 هزار از آنها حداقل یک فرد بیکار وجود دارد.
این کارشناس بازار کار بیان می کند: در بخش قوانین و محاسبات شغل و شاغل اشکالات جدی وجود دارد، کار 2ساعته در هفته شغل محسوب نمی‌شود و نباید این افراد را از جمعیت بیکاران واقعی جدا کرد.

 

 

 

مشاغل کاذب؛ مانع از رسیدن سرمایه به تولید

افزایش مشاغل کاذب یا زیرزمینی مانع از رسیدن سرمایه به سمت تولید شده است و در راستای این موضوع بخش مهمی از سرمایه و نقدینگی کشور قسمت بازارهای واسطه گری می‌شود.
هرچقدر دامنه بیکاری و دستیابی جوانان و کارجویان به بازار کار رسمی ‌بیشتر باشد، مشاغل کاذب و زیرزمینی هم رواج بیشتری خواهند یافت.
حاجی اسماعیلی با تاکید بر اینکه امروز بازار دلالی و واسطه گری در کشور از درآمد بسیار بالایی برخوردار است،می افزاید: گسترش مشاغل کاذب و دلالی باعث شده است تا جلوی حرکت سرمایه‌ها به سمت تولید گرفته شود و در میانه راه بخش مهمی ‌از سرمایه و نقدینگی کشور از بازارهای واسطه ای سر در بیاورد.
وی بیان می‌کند:راهکار هایی که می توان برای کاهش بیکاری در سال جدید ارائه کرد توجه به بخش تولید است.
حاجی اسماعیلی می افزاید: کاهش بیکاری در گرو توجه به بخش تولید است و برداشتن موانع بانکی از سر راه تولید کنندگان می‌تواند کمک شایانی به بخش تولید کند.

 

 

 

شغل کاذب از سرناچاری

همچنین در این میان برخی از کارشناسان بازار کار و اشتغال معتقدند که روی آوردن افراد به مشاغل کاذب از روی «ناچاری» است. می توان گفت یکی از تبعات کمبود مشاغل رسمی و سختی ورود به بازار کار، ایجاد و گسترش مشاغل غیررسمی و کاذب است.
برخی کارشناسان مطرح می کنند که اگر مشاغل رسمی به میزان تقاضا در بازار کار وجود داشته باشد افراد به سمت مشاغل کاذب نمی روند هرچند کار کردن عیب نیست ولی شغلی که در چارچوب قانون کار قرار نگیرد از هیچ ابزار حمایتی و امنیت شغلی برخوردار نیست؛ بنابراین فردی که شغل موقتی و کاذبی را برای خود برمی گزیند، اصلا خود را شاغل نمی داند.
براساس قانون اساسی، دولت موظف به ایجاد فرصتهای شغلی برای همه مردم است، ضمن اینکه متاسفانه عملکرد بانکها در تسهیلات دهی به طرحهای اشتغالزایی بیشتر از اینکه واقعیت باشد شعار است.

 

 

 

مسائل مالی بزرگترین مشکل بنگاه‌های تولیدی

در حالی که برخی کارگاه‌های کوچک می توانند بازار مناسبی از تولیدات و محصولات داشته باشند و در این رهگذر نیز می توانند اشتغالزایی کنند، ولی کمبود نقدینگی و منابع مالی در این واحدها در مواردی حتی مسائل مدیریتی نیز به وجود آورده است.
در راستای کاهش مشاغل کاذب و تقویت بنگاه‌ها برای پذیرش کارجویان جدید، اگر کارگاه‌های کوچک مورد حمایت قرار گیرند می توانند هزاران فرصت شغلی جدید ایجاد کنند. باید گفت مسائل مالی و تسهیلاتی بزرگترین مشکل بنگاهها محسوب می شود.
مطابق با قانون برنامه پنجم توسعه دولت سالانه موظف به ایجاد 1.1 میلیون شغل جدید  است که بر اساس گفته معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزارت تعاون، کار و رفاه براساس قانون در سال 92  این میزان در نظر گرفته شده تا بتوان به نرخ بیکاری 7 درصد در پایان برنامه رسی، امید می‌رود در راستای رسیدن به نرخ 7 درصدی، رفته رفته مشاغل کاذب کاهش یابد.

 

گزارش از پروانه حسین زاده

 

ساماندهي دستفروشان و مشاغل کاذب

در 18 مرحله با همکاري اماکن وناجا اقدام به برخورد با مزاحمتهاي شغلي نمايشگاه داران نموديم ودراين روند 30 واحد صنفي را پلمب کرديم.

 

http://www.tabnak.ir/fa/news/425416/%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%D9%8A-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%BA%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B0%D8%A8

 

کد خبر: ۴۲۵۴۱۶

تاریخ انتشار:۲۳ مرداد ۱۳۹۳ – ۰۶:۵۰-14 August 2014

مديرعامل شرکت ساماندهي صنايع و مشاغل شهر تهران گفت: هزارو 500 کيوسک در تهران وجود دارد ودر 15 سال اخير هيچ مجوز کيوسکي صادر نشده است.

به گزارش مهر، رضا قديمي، در برنامه شبگردي اين هفته با اشاره به مسوليت شرکت در ساماندهي صنايع ومشاغل شهر اظهارداشت: توسعه شهرنشيني و رشد بافت مسکوني در کنار واحدهاي توليدي وصنعتي از گذشته تا کنون موجب شده است تا ما امروزه شاهد فعاليت واحدهاي صنفي و صنعتي در کنار محل زندگي شهروندان باشيم.

وي با بيان اينکه يکي از اهداف شرکت ساماندهي صنايع ومشاغل شهر رونق اقتصادي شهر است تصريح کرد: اين درحالي است که مردم بيشتر اقدامات سلبي ساماندهي را مي‌بينند و کمتر فعاليتهايي را همچون ساخت مجتمع‌هاي صنفي –خدماتي جهت تمرکز واستقرار صنوف مشاهده مي‌کنند.

مديرعامل شرکت ساماندهي صنايع و مشاغل شهر تهران با بيان اينکه تا به امروز بخش عمده صنوف آلاينده از تهران منتقل ويا تغيير شغل داده اند و فقط تعداد محدودي از آنها در شهر فعاليت دارند خاطرنشان کرد: کليه کارگاه‌هاي آلاينده حداکثر تا شش ماه اول سال 94 ساماندهي خواهند شد.

قديمي با بيان اينکه عمده مزاحمتهاي صنفي مربوط به خدمات خودرويي است تصريح کرد:خدمات خودرويي شامل 15 رسته شغلي هستند که در اين راستا شرکت ساماندهي ضمن ارائه اخطارهاي متعدد از طريق بنر،ترکت وتذکر کتبي تا کنون در18مرحله اقدام به برخورد با مزاحمتهاي شغلي نمايشگاه داران اتومبيل نموده است.وي تصريح کرد:ما به کليه نمايشگاه داران اعلام نموديم که پياده رو محل رفت وآمد شهروندان است اين درحالي است که طي مستندات جمع آوري شده اين واحدها پياده رو را محل استقرار وپارک خودروهاي فروشي خود نموده بودند که بعضا هم فاقد پلاک بودند.

قديمي تصريح کرد: بدين منظور طي ماه‌هاي گذشته در 18 مرحله با همکاري اماکن وناجا اقدام به برخورد با مزاحمتهاي شغلي نمايشگاه داران نموديم ودراين روند 30 واحد صنفي را پلمب کرديم.
مديرعامل شرکت ساماندهي صنايع و مشاغل شهر تهران با بيان اينکه در 25 سال پيش تنها 350 واحد صنفي جواز کسب نمايشگاه اتومبيل را داشتند اظهار داشت:هم اکنون 1500واحد صنفي جواز دارند ومابقي بدون جواز وشرايط لازم در حال فعاليتند. وي در ادامه با اشاره به اينکه مسوليت کنترل ومبارزه با جانوران مضر شهري از بهمن 92 به شرکت ساماندهي واگذار شد اظهارداشت:آموزش صنوف زباله ساز،تهيه بهترين سم موجود در دنيا که کمترين آسيب را به محيط زيست وارد سازد وبهره گيري از نظرات اساتيد ونخبگان واستفاده از ابزارعلمي و فيزيکي از جمله اقدامات ما در اين بخش بوده است.

قديمي در خصوص رشد قارچ گونه مشاغل کاذب نيزگفت:در بحث ساماندهي دستفروشان ومشاغل کاذب سازمانها و نهادهاي بسياري مسئول هستند که بايد همه با هم با يک برنامه بلند مدت نسبت به ساماندهي آن اقدام نمايند.چرا که شهرداري تهران در راستاي ساماندهي دستفروشان روزبازارهاي متعددي را در گذشته در محلات راه اندازي نمود اما به دليل مشکلات اقتصادي در حاشيه شهرهاي بزرگ اين روند در درون شهرها در حال توسعه است.

وي در خصوص ساماندهي کيوسک‌هاي مطبوعاتي نيز اعلام داشت: درحال حاضر 1500 کيوسک در تهران وجود دارد ودر 15 سال اخير هيچ مجوز کيوسکي صادر نشده است.قديمي پيرامون نوسازي کيوسک‌هاي مطبوعاتي ادامه داد: در بحث کيوسک‌هاي مطبوعاتي ما شاهد تداخل صنفي هستيم که مانع انجام وبرنامه ريزي مناسب براي آنها مي‌شود.وي همچنين به افزايش ظرفيت سوختگيري در جايگاههاي سي ان جي اشاره کرد وگفت:در حال حاضر 120 دستگاه خودرو در روز سوختگيري مي‌کنند که نشان از افزايش دوبرابري ظرفيت سوختگيري نسبت به سال گذشته دارد.

 

بیکاری، بیکاری پنهان و مشاغل کاذب

 

http://vista.ir/content/118013/%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%8C-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%BA%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B0%D8%A8/

 

 

 
 
     بالا رفتن سطح مصرف
با توجه به اينکه جامعهٔ شهرنشين، خاصه در بخش ۳ فعاليت (خدمات) يک جمعيت مصرف کننده است، توسعهٔ شهرنشينى عملاً سطح مصرف را بالا مى‌برد و نياز به اقلام مختلف مصرفى رو به تزايد مى‌رود. در نتيجه نه فقط سطح قيمت‌ها مرتباً افزايش مى‌يابد، بلکه کمبود نيازهاى اساسى مانند مسکن، آذوقه و وسيلهٔ رفت و آمد به‌شدت احساس مى‌شود و در صورتى‌که سطح توليدات کشاورزى در کشور پائين باشد، رقابت براى دسترسى به کارهاى مورد نياز با قيمت بالاتر افزايش مى‌يابد و به‌دنبال آن افراد در يک تنش دائمى در يک جامعه سودمندگرا به‌دنبال درآمد بيشتر به تکاپو و حرکت درمى‌آيند و در صورتى‌که محيط سالم و کار مناسب پيدا نشود به‌جاى کوشش و قناعت که خاص جامعهٔ سنتى و روستائى است، به کارهاى ناسالم و مشاغل کاذب و رفتارهاى تبهکارانه دست مى‌زنند و برخوردهاى اجتماعى فزونى مى‌گيرد.
 
    بيکارى، بيکارى پنهان و مشاغل کاذب
اينگونه پديده‌ها، رو به فزونى مى‌گذارد و افراد، بخش قابل ملاحظه‌اى از ساعات روزانه را بيکار يا تقريباً بيکار هستند و درآمد آنها ناچيز يا هيچ است. در ايران در حالى که ميزان بيکارى طبق سرشمارى ۱۳۳۵ در جمعيت فعال ده سال به بالا ۲/۸ درصد در کل کشور گزارش شده، اين ميزان در نقاط شهرى ۴ درصد و در نقاط روستائى ۹ درصد بوده است. ليکن در سال ۱۳۶۵ ميزان بيکارى به ۲/۱۴ درصد افزايش يافته است. به‌عبارت ديگر از حدود ۱۳ميليون جمعيت فعال کشور در سال ۱۳۶۵ تقريباً ۸/۱ ميليون نفر بيکار بوده‌اند. به‌علاوه ۳۳ درصد جمعيت شاغل نيز مهمى در توليد مهمى در توليد نداشته، کم کار محسوب مى‌شوند (۱).
 
(۱) . سرشمارى عمومى نفوس و مسکن کل کشور، ۱۳۵۵، جلد ۸۶ و نيز اطلاعات اقتصادى و سياسى شهريور ماه ۱۳۶۸، صفحهٔ ۴۳.
 
به اين ميزان بيکارى آشکار، بايد بيکارى‌هاى پنهان و مشاغل کاذب که بخش مهمى از مهاجران روستائى را به خود جلب مى‌کند افزوده مى‌شود. در چنين محيطى، روشن است که فعاليت‌هاى ناسالم و غيرقانونى جاى ويژه‌اى پيدا مى‌کند.
 
    رشد و توسعهٔ آسيب‌هاى اجتماعى در محيط شهرى
جرم‌زائى در محيط‌هاى شهرى خاصه در شهرهاى بزرگ، مسئله‌اى شناخته شده و قديمى است. يکى از شهرهائى که در آمريکا مورد مطالعهٔ جامعه‌شناسان قرار گرفته شهر شيکاگو است که به لحاظ جرم و جنايت و ناامنى کم نظير است. در ايران، از استان سيستان و بلوچستان که به‌دليل خاص هم مرز بودن با کشورهاى صادر کنندهٔ مواد مخدر که بگذريم تهران بالاترين سهم را در مکشوفات مواد مخدر و تعداد معتادان و قاچاقچيان داشته است. طبق يک گزارش، در حالى که ۵/۲۵ درصد ترياک‌هاى کشف شده در سال ۱۳۶۲ مربوط به استان سيستان و بلوچستان بوده، سهم تهران ۲۸/۱۸ درصد و کرمان ۵۳/۱۴ درصد بوده است. همچنين ميزان هروئين مشکوفه در تهران ۴۴/۲۷درصد کل کشور و در استان سيستان و بلوچستان ۰۴/۶۵ درصد بوده است. در حالى که اين ميزان در استان خراسان ۳۳/۳ گزارش شده است. در واقع بايد بلوچستان و تهران را به لحاظ توسعهٔ مواد مخدر که ضمناً محل مصرف اينگونه مواد نيز هست، دو منطقهٔ عمدتاً مبدأ و مقصد اين مواد دانست (۱). به‌علاوه بيش از ۵۳ درصد حشيش‌هاى کشف شده نيز در استان تهران گزارش شده است. طبق آمارهاى سازمان ملل متحد، ايران بيشترين تعداد معتادان مواد مخدر را نسبت به جمعيت کل کشور، در جهان داشته است که ميزان آن طبق برخى از برآوردها به ۵/۲ تا ۳/۵ ميليون نفر مى‌رسد(۲).
 
(۱) . رجوع کنيد به: گزارش بررسى، آسيب و انحرافات اجتماعى و رابطهٔ آن با مشارکت اجتماعى، تحقيق از دکتر غلام‌عباس توسلى، بخش جامعه‌شناسى شهرى و کار و صنعت، توسعهٔ مطالعات و تحقيقات اجتماعى، اسفند ۱۳۷۱.
 
(۲) . روزنامهٔ کيهان، اعتياد از زبان آمار، مورخ ۱۹/۶/۵۹ (به نقل از مقاله‌هاى مساواتى آذر، گزارش تحقيق، دانشکدهٔ علوم انسانى، دانشگاه تبريز).
 
    افزايش انحرافات و جرايم در محيط‌هاى مهاجرپذير
اين مسئله به‌ويژه در بين کسانى که در نقاطى به‌طور موقت و ناشناخته زندگى مى‌کنند افزايش چشمگير پيدا مى‌کند. طبق تحقيقاتى که در کشورهاى اروپا و آمريکا به‌عمل آمده، ميزان جرايم و بزهکارى بين مهاجران خيلى بيشتر از بوميان بوده است. ژولى محقق فرانسوى بر پايهٔ تحقيقاتى که انجام داد، معتقد شد که از هر ۱۰۰ هزار نفر که زادگاه خود را ترک نکرده‌اند فقط ۸ تن آنان به اتهام جنايت در ديوان‌عالى جنائى مورد محاکمه قرار گرفته‌اند و حال آنکه از هر ۱۰۰ هزار نفر که در استان غير محل تولد خود ساکن بوده‌اند، ۲۹ نفر آنان در ديوان‌عالى جنائى محاکمه شده‌اند؛ اما در پاره‌اى از تحقيقات ديگر، گاه به نتايج عکس آن دست يافته‌اند (۱).
 
(۱) . رجوع کنيد به: به مهاجرت و ارتباط آن با جرم، تحقيقى در حوزهٔ قضائى شهرستان کرج، گزارش دکتر محمد آشورى، صفحهٔ ۱۳، مؤسسهٔ تحقيقات قضائى و جرم‌شناسى تهران، ۱۳۷۱.
 
از تحقيق ديگرى که دربارهٔ ‹مهاجرت و ارتباط آن با جرم› در شهرستان کرج انجام پذيرفته از تعداد ۲۷۱۴ نفر بزهکار که پرونده‌هاى آنان در سال ۱۳۶۷ مورد مطالعه قرار گرفته، ۷/۵۸ درصد آن را مهاجرين تشکيل مى‌داده‌اند و نيز از تعداد کل ۲۸۲۹ فقره بزه ارتکابى توسط اين تعداد، ۱۶۶۸ فقره يا ۵۹ درصد را مهاجرين مرتکب شده‌اند.
 
با توجه به اينکه جمعيت مهاجر کرج يک‌سوم جمعيت کرج را تشکيل مى‌دهند نسبت جرايم آنان، درصد قابل ملاحظه‌اى را نشان مى‌دهد. در صورتى‌که آمار افراد عبورى از کرج را که در محل ديگرى ساکن شده‌اند (يعنى در آن شهر مهاجر محسوب مى‌شوند)، در نظر بگيريم جرايم مهاجرين به ۱۸۹۳ فقر يعنى ۶۷ درصد کل جرايم ارتکابى (که بيش از دوسوم کل جرايم در کرج در سال ۱۳۶۷ است) بالغ مى‌گردد و اين نشان‌دهندهٔ اهميت و همبستگى بالاى مهاجرت با جرم‌زائى است (به مهاجرت و ارتباط آن با جرم، تحقيقى در حوزهٔ قضائى شهرستان کرج، گزارش دکتر محمد آشورى، صفحهٔ ۳۷۸).

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s