حمید، جوانی 32 ساله است که به جرم سرقت از منزلی واقع در میدان سپاه توسط ماموران آگاهی تهران بازداشت شده است. او اولین بار است که دستگیر می‌شود و آنطور که خودش می‌گوید، برای اولین بار بود که دست به سرقت می‌زد. گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم

درآمدم کفاف خرج زندگی را نمی‌داد/ فشار قسط وام، مرا وادار به دزدی کرد

گفت‌وگو با یک سارق 32 ساله؛

به گزارش خبرگزاری کار ایران – ایلنا در تاریخ روز دوشنبه ۱۶ اسفند ۱٣۹۵آمده است : یک سارق 32 ساله که برای نخستین بار دست به سرقت زده، درباره انگیزه خود از این اقدام می‌گوید: «زندگی‌ام شرایط سختی دارد، وام گرفتم و چند ماهی هست که قسطش را ندادم و مرتب برای ضامنم اخطار می‌رود. نمی‌دانستم چه کنم تا اینکه مجبور شدم به کار خلاف دست بزنم.»

حمید، جوانی 32 ساله است که به جرم سرقت از منزلی واقع در میدان سپاه توسط ماموران آگاهی تهران بازداشت شده است. او اولین بار است که دستگیر می‌شود و آنطور که خودش می‌گوید، برای اولین بار بود که دست به سرقت می‌زد. گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم که متن آن را در زیر می‌خوانید:

خودت را برای ما معرفی کن؟

«حمید.ط» هستم 32 ساله. مدت‌ زیادی است که در کارهای ساختمانی مشغول هستم. زندگی‌ام شرایط سختی دارد، وام گرفتم و چند ماهی هست که قسطش را ندادم و مرتب برای ضامنم اخطار می‌رود. نمی‌دانستم چه کنم تا اینکه مجبور شدم به کار خلاف دست بزنم، اما همان اول راه دستگیر شدم.

چه شد که تصمیم به سرقت گرفتی؟

ابتدا می‌خواستم کارم را کنار بگذارم و جایی پاتوق و شروع به فروش مواد مخدر کنم، ولی واقعیتش این است، نتوانستم یعنی به نظرم کار خیلی خطرناکی آمد و هر لحظه ممکن است؛ یکی از خریداران مامور باشد و در حالی که جنس را می‌گیرد به دستت دسبند می‌زند.

شاید شما نتوانی مرا درک کنی، ولی مجبور بودم که دست به سرقت بزنم وگرنه من سارق نیستم. بعد از اینکه از فروش مواد مخدر منصرف شدم، تصمیم گرفتم مغازه یا خانه‌ای را بزنم. چند هفته پیش مسیرم به میدان سپاه خورد. در حال قدم زدن بودم که یک خانه لوکس که چراغش خاموش بود در میان سایر واحدها نظرم را جلب کرد. زنگ خانه را چند بار زدم، ولی کسی درب را باز نکرد و مطمئن شدم که کسی خانه نیست.

چطور وارد خانه شدی؟

درب ورودی ساختمان باز بود و به راحتی وارد شدم. یک پیچ گوشتی و چکش در دستم بود که برای تخریب قفل درب آپارتمان همراه خودم آورده بودم. بعد از تخریب قفل وارد خانه شدم.

از بیرون مشخص بود که خانه شیکی است. وقتی وارد شدم در ابتدا به سراغ اتاق خواب رفتم و توانستم با اندکی جست‌وجو محل طلا، جواهرات و پول نقد را بیابم و پس از آن که این اجناس با ارزش را در دستم دیدم با خودم گفتم «کافی به نظر می‌آید» و پس از آن خانه را ترک کردم.

درآمدت از کار ساختمانی چقدر است؟

با تلاش و سختی از هشت صبح تا غروب باید زحمت بکشی تا اینکه بتوانی ماهی نزدیک به دو میلیون درآمد کسب کنی، آن هم اگر همه روزهای ماه سرکار باشی، ولی با یک بار سرقت می‌توانی به اندازه چند ماه درآمد کسب کنی. متاسفانه این موضوع بیشتر مرا تحریک کرد دست به سرقت بزنم.

حالا فکر می‌کنی چه چیز پیش رو داری؟

نمی‌دانم یعنی نه علمش را دارم و نه اینکه با کسی در این مورد صحبت کردم. فقط امیدوارم که قاضی با توجه با اینکه بار اولم است به من تخفیف دهد، ولی هرچه شد بعد از گذراندن دوران محکومیت هیچگاه دست به کار خلاف نمی‌زنم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s