ملت شریف ایران به‌واسطه سیاست‌های نادرست دولت‌های قبل و فعلی و عدم ایفای نقش نظارتی مجلس بر بودجه و قوانین موردنیاز،وضعیت آموزش‌وپرورش نابسامان است.نتیجه این سیاست‌ها،پولی شدن و کیفیت زدایی در عرصه آموزش عمومی است که آینده کودکان و دانش آموزان را در ابهام فروبرده است.هدایت تحصیلی اجباری، خصوصی‌سازی کامل پیش‌دبستانی، فروش مدارس با موقعیت

قطعنامه پایانی تجمع 19 اسفند فرهنگیان سراسر کشور

ملت شریف ایران

به‌واسطه سیاست‌های نادرست دولت‌های قبل و فعلی و عدم ایفای نقش نظارتی مجلس بر بودجه و قوانین موردنیاز،وضعیت آموزش‌وپرورش نابسامان است.نتیجه این سیاست‌ها،پولی شدن و کیفیت زدایی در عرصه آموزش عمومی است که آینده کودکان و دانش آموزان را در ابهام فروبرده است.هدایت تحصیلی اجباری، خصوصی‌سازی کامل پیش‌دبستانی، فروش مدارس با موقعیت تجاری، استاندارد و ایمن نبودن و فرسودگی مدارس،تراکم بالای دانش آموزان در هر کلاس،کاهش ساعات حضور مشاوران در مدارس متوسطه، عدم اختصاص سرانه مناسب، خشونت در مدارس، عدم توجه به نیازهای دانش آموزان در مناطق محروم و حاشیه‌ای و … در کنار مدارس کپری و کلاس‌هایی که در کانکس تشکیل می‌شوند نمونه‌ای از سیاست‌هایی است که تحصیل رایگان را به محاق برده و برای همگان دشوار کرده است.خیل عظیم ترک تحصیل دانش آموزان و رانده شدن آن‌ها به سمت خیابان و قربانی نمودن کودکی آنان،نتیجه سیاست‌گذاری نادرستی است که مبنایش پولی کردن آموزش است.سیاست‌هایی که برخلاف اصل سی قانون اساسی است.

 

همکاران عزیز و گرامی!

همه ما می‌دانیم تبعات این برنامه‌ها به کودکان و دانش آموزان ما محدود نیست و به خاطر رویکرد نادرست سیاست‌گذاران که متأسفانه معلم را زیاد و زیادی می‌دانند امروز زندگی و زیست شرافتمندانه و منزلت اجتماعی ما دچار چالش‌های جدی شده است. اگرچه هنوز خروج از شغل معلمی به یک مسئله تبدیل نشده است،چراکه اکثریت معلمان باوجود مشکلات فراوان، شغل انسانی و آگاهی‌بخش خود را دوست دارند اما این وضعیت موجب شده است که معلمان شریف ایران برای امرارمعاش به شغل‌های دوم و سوم روی‌آورند. همچنین بازنشستگان فرهیخته که باید سرمایه‌های انسانی این جامعه باشند بعد از سی سال خدمت صادقانه با مشقت و رنج روزگار خود را سپری می‌کنند. فقدان درآمد لازم و کافی برای یک زندگی مبتنی بر کرامت انسانی، نبود بیمه کارآمد، مشکل مسکن و … ازجمله مشکلاتی است که بازنشستگان و شاغلین در آموزش‌وپرورش با آن روبرو هستند.

با توجه به وضعیت موجود در نظام آموزشی و روند انباشت مطالبات معلمان و عدم توجه مسئولان به نیازهای دانش آموزان و معلمان، بخصوص در برنامه ششم توسعه و بودجه مصوب برای سال 1396، بخشی از فعالان صنفی،پیشکسوتان و معلمان را بر آن داشت که پیش از پایان سال صدای حق‌طلبی خود را به گوش مسئولان در تمام ارکان حاکمیت برسانند. ازآنجایی‌که فضای بعد از سال جدید، فضای سیاسی و انتخاباتی و عرصه رقابت و وعده‌ووعیدهای فصلی است و طرح مطالبات در آن زمان و فضا ممکن بود شائبه سیاسی بودن را ایجاد نماید و از سویی مطالبات صنفی و برحق ما در آن فضا مغفول بماند، فعالان صنفی بر آن شدند که امروز 19 اسفند،تجمع اعتراضی خود را بنا بر اصل 27 قانون اساسی برگزار نمایند. در همین راستا ذکر چند نکته ضروری است.

۱- مطالبات امروز معلمان بازنشسته و شاغل به همراه تمام نیروهای آموزشی در بخش دولتی و خصوصی، انباشتی است واین نتیجه بی‌توجهی دولت‌ها و مجلس‌های گذشته و کنونی است.ازآنجایی‌که معلمان وامدار هیچ جریان سیاسی در داخل و خارج نیستند و جناح‌های مختلف را در شکل‌گیری وضعیت موجود دخیل می‌دانند در همین‌جا اعلام می‌کنیم که اعتراض صنفی و آموزشی معلمان قابل مصادره به سود هیچ جریان سیاسی در داخل یا خارج نیست. ما همواره مستقل از دولت‌ها مطالبات بر حق خود را مطرح نموده‌ایم و به این مسیر حق‌طلبی با حفظ استقلال از تمام جریانات سیاسی ادامه می‌دهیم.

۲- مطالبات و مشکلات امروز نظام آموزشی ریشه در یک معضل ساختاری در نوع تصمیم‌گیری برای آموزش دارد. معلمان، دانش آموزان و والدین به‌عنوان ذی‌نفعان و صاحبان واقعی آموزش در عرصه تصمیم‌گیری مشارکت داده نمی‌شوند. مشارکت عمومی در نظام آموزشی امروز به معنای پرداخت پول به اشکال مختلف به دولت است و این رویکرد نامیمون ناشی از نگاهی در بین مدیران است که آموزش‌وپرورش را فاقد خروجی می‌داند.نگاهی که به دنبال سوددهی در آموزش است. نگاه غالب در سازمان برنامه‌وبودجه بر همین اساس شکل‌گرفته است. غافل از اینکه پایه و اساس یک تحول و توسعه پویا و درون‌زا،خروجی مناسب نیروی انسانی از طریق آموزش‌وپرورش می باشد. آموزش‌وپرورش باید در مرحله اول به دنبال تربیت شهروندانی مسئول، آگاه، شجاع و حقیقت‌طلب باشد اما امروز شاهد سلطه نگاه بازاری و تجاری به آموزش در بین مسئولان و سیاست‌گذاران هستیم.این رویکرد باید تغییر نماید.

بر اساس این رویکرد است که عزل و نصب ها در نظام آموزشی بر مبنای منافع باندی و جناحی صورت می گیرد.معلمان در مدرسه بخصوص در انتخاب مدیران نقشی ندارند و مدیران ماموران اجرای بخشنامه های صوری از اداره هستند. در چنین فضای آموزشی چگونه ممکن است دانش آموزان خلاق و پرسشگر پرورش یابند؟

بسیاری از محتواهای آموزشی بدون در نظر گرفتن نیازهای واقعی دانش آموزان، محیط اجتماعی و امکانات تدریس تدوین شده است.

۳- رویکردی که مشارکت اجتماعی را بر‌نمی‌تابد همان رویکرد است که می‌کوشد صدای منتقد را خاموش کند و از شکل‌گیری نهادهای مدنی جلوگیری نماید. برخورد با فعالان صنفی که دردی جز اعتلای آموزش فرزندان و کودکانی که در این خطه زندگی می‌کنند ندارند و جلوگیری از تشکل یابی صنفی با ایجاد موانع متعدد بر سر تشکل یابی مستقل و سراسری و امنیتی کردن فضای کار صنفی از این نگاه و رویکرد اقتدارگرا برمی‌خیزد. این نگاه و رویکرد سرکوب حق‌طلبی معلمان که در دولت قبل کاملاً مشهود بود در این دولت نیز  سویه‌های پنهان به خود گرفت و ادامه یافته است. ما مخالف این رویکرد هستیم و تشکل یابی مستقل و سراسری را یک حق قانونی و پایه‌ای برای احقاق حقوق معلمان می‌دانیم و از کانون‌های صنفی موجود که بر اساس اصل استقلال و صنفی بودن حول مطالبات صنفی و آموزشی حرکت می‌کنند حمایت می‌کنیم.

با توجه به موارد فوق ما مطالبات فرهنگیان را به شرح زیر اعلام می‌داریم:

 

ترمیم و اصلاح حقوق و دستمزد تمامی معلمان و نیروهای خدماتی و اداری،هماهنگ با سایر کارکنان دولت از ابتدای سال ۱۳۹۶، به‌طوری‌که هیچ حقوقی زیرخط فقر نباشد.

 

نظارت بیشتر و حسابرسی دقیق‌تر بر صندوق ذخیره فرهنگیان و بازگرداندن پول‌های اختلاس شده و تجدیدنظر در میزان بازدهی سرمایه‌گذاری فرهنگیان در این صندوق همراه با گزارش شفافیت به‌صورت عمومی و علنی به‌گونه‌ای که امکان نظارت نمایندگانی از معلمان بر عملکرد صندوق ذخیره وجود داشته باشد. ما خواستار اصلاح اساس‌نامه صندوق به‌گونه‌ای هستیم که معلمان هر شهرستان بتوانند نماینده‌ای در آن داشته باشند.

اختصاص بودجه لازم جهت تأمین و استانداردسازی محیط‌های آموزشی مطابق با استانداردهای بین‌المللی.

 

تبدیل وضعیت نیروهای قراردادی، حق‌التدریسی و پیمانی به رسمی و تأمین امنیت شغلی آنان و نیز تأمین امنیت شغلی مربیان پیش‌دبستانی و نیروهای آموزشی شاغل در بخش خصوصی.

 

لغو هر نوع محکومیت فعالان صنفی فرهنگیان اعم از زندان ٬ انفصال‌ازخدمت ٬ تبعید و …؛ که به سبب فعالیت صنفی صادرشده است و جبران خسارت واردشده بر این عزیزان و کنار گذاشتن نگاه امنیتی به تلاش‌های صنفی.

ما خواهان رفع انفصال خدمت رسول بداقی و بازگشت وی به مدرسه هستیم

ما خواهان آزادی بی قید و شرط اسماعیل عبدی از زندان و رفع محکومیت محمود بهشتی لنگرودی و لغو حکم تبعید علی اکبر باغانی هستیم.

 

پرداخت پاداش پایان خدمت بازنشستگان به‌طور کامل و بلافاصله بعد از بازنشستگی و پرداخت حقوق پیشکسوتان شریف هماهنگ با سایر کارکنان لشگری و کشوری و عدم حذف رتبه شغلی ایشان و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان قدیم با بازنشستگان سال 95 به‌گونه‌ای که 70 درصد مابه‌التفاوت در سال 96 و بقیه در سال 97 پرداخت شود.

 

تخصیص بیمه‌ای کارآمد و گسترده متناسب با نیازهای پزشکی و بهداشتی عموم فرهنگیان اعم از شاغل و بازنشسته.

 

در پایان اعلام می نماییم که ما باور داریم،تحقق مطالبات در گرو همبستگی جمعی و تشکل یابی مستقل است به این منظور به تمام همکاران خود توصیه می کنیم که مطالبات خود را برای رسیدن به نظام آموزشی مطلوب پیگیری کنند و از کانون های صنفی مستقل و پیشرو می خواهیم چون گذشته در راستای تحقق این مطالبات بکوشند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s