به نوشته محمود صالحی فعال جنبش کارگری درتاریخ روز یکشنبه۲۲ اسفند۱۳۹۵ آمده است : کارگران ؛ تشکلهای کارگری؛ حقوقدانان وانسانهای آزایخواه جهت اطلاع ، قبلا" در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج در سال 1394 به 9 سال زندان تعزیری محکوم شده ام؛

اتهام جدید به محمودصالحی دردادگاه تجدید نظر!

به نوشته محمود صالحی فعال جنبش کارگری درتاریخ روز یکشنبه۲۲ اسفند۱۳۹۵ آمده است : کارگران ؛ تشکلهای کارگری؛ حقوقدانان وانسانهای آزایخواه

جهت اطلاع ، قبلا» در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج در سال 1394 به 9 سال زندان تعزیری محکوم شده ام؛ در فرجه قانونی به احکام صادره اعتراض کردم. روز دوشنبه مورخ 16/12/95 در شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان مجددا»محاکمه شدم و رئیس شعبه در این محاکمه یک اتهام جدید به شرح زیر مطرح نمود.

قاضی: آقای صالحی این گفته شماست؟

محمود صالحی: چه چیزی گفته من است جناب قاضی؟

قاضی: شما سال ۱۳۶۷یعنی ۲۹سال پیش در زندان بودید. وقتی مسئولان می خواستند به مناسبت ۲۲ بهمن جمعی از زندانیا ن را آزاد کنند. همه زندانیان را در حیاط زندان به صف می کنند، می خواهند تعدادی از زندانیان را بعد از راهپیمایی ۲۲ بهمن در میان مردم شهر آزاد کنند.شما نیز یکی از زندانیانی بودید که قرار بود آزاد شوید. به هر کدام از زندانیان یک پلاکارد که بر روی آنها نوشته شده بود مرگ بر صدام ؛ مرگ بر امریکا ؛ مرگ بر اسرائیل ؛ مرگ بر منافق ؛ مرگ بر کومه له و دمکرات می دهند تا آن را حمل کنند. وقتی نوبت به شما می رسد که پلاکارد را تحویل بگیرد ؛ از گرفتن آن امتناع می کنید و اظهار می نماید که من آماده نیستم بخاطر آزادی خودم پلاکارد را حمل کنم .بعدا» شما را به داخل زندان منتقل می کنند و آزاد نمی شوید؟.

محمود صالحی: بلی جناب قاضی این گفته من است و امروز نیز بعد از 29 سال هنوز روی آن گفته خود تاکید می کنم. جناب قاضی ده شصت صداها نفر بدون اینکه در دادگاهی محاکمه شده باشند، اعدام شدند و تعدادی از آنان رفیق بغل دستی من در زندان بودند. به همین دلیل من آماده نبودم تا برای آزادی شخص خودم بلاکارد را حمل کنم.

ماجرا از این قرار بود.

سال ۱۳۶۷تعداد زیادی از زندانیان شهر سقز که هیچ کدام از آنان احکام اعدام نداشتند برای اجرای حکم اعدام به بیرون از زندان منتقل نمودند.

بعد از اینکه زندانیان را اعدام کردند، یک شایعه توسط توابین پخش شد که همه زندانیانی که تا آن روز اعدام نشده اند، آزاد خواهند شد.

به گفته توابین و تعدادی از مسئولان زندان قرار بود کلیه زندانیانی که تا آن روز اعدام نشده بودند در مراسم روز 22 بهمن آزاد شودند. اما این شایعات هیچ وقت جامه عمل نپوشید،آزادی زندانیان سیاسی تنها به ۵۲ نفر محدود شد.

تاریخ ۲۲ بهمن سال ۱۳۶۷ یعنی 29 سال پیش، اسامی ۵۲ نفر از زندانیان سیاسی را که حکمشان به پایان نزدیک شده بود را قرائت کردند. وقتی موضع را پیگیری کردیم به ما گفتند: افرادی که اسامی آنان قرائت شد؛ آزاد هستند و بعدا» تعدادی دیگری نیز آزاد خواهند شد. من هم در میان آن ۵۲ نفر بودم که جهت آزادی از زندان اسامی ما را خوانده بودند.

وقتی همگی ما به داخل حیاط زندان رفتیم به هر کدام از ما یک پلاکارد دادند که روی آن شعارهای،از جمله مرگ برامریکا، اسرائیل، مجاهدین، کومه له، دمکرات و صدام رویشان نوشته شده بود.

ما را به خط کردند و رئیس زندان گفت که هر کدام از ما یک پلاکارت برداریم و به صورت راهپیمایی به طرف میدان آزادی شهر حرکت کنیم.

ما اطلاع داشتیم که مردم زیادی در میدان آزادی ( برگاراژ) جمع شده بودند و انتظار آن را داشتند که همه زندانیان آزاد شوند. اما مردم بی خبر از اینکه تنها ۵۲ نفر زندانی آزاد می شوند. وقتی مسئولین زندان پلاکارد ها را در میان زندانیان تقسیم می کردند نوبت به من هم رسید و یک پلاکارد را به من دادند. من فوری روبه رئیس زندان گفتم :» آقای رئیس زندان من آماده نیستم پلاکارت رو حمل کنم»زیرا آزادی بدون پلاکارد حق من است. رئیس زندان وقتی اظهارات من را شنید فریاد زد و به همکاران خود گفت: » سریع ایشان را به زندان برگردانید، این پسره نمی خواهد آزاد شود». من قبل از اینکه مسئولان مربوطه گفته رئیس زندان را اجرا کنند، خودم سریع به داخل بند برگشتم.

زندانیان داخل بند از من سئوال کردند که چرا برگشتید؟ در جواب گفتم: «به دلیل اینکه به هر زندانی یک پلاکارد میدادند که با خودشان حمل کنند و من قبول نکردم؛ من زندانی هستم و دارم حبس خودم را سپری می کنم؛ چرا باید به نیروی آنها تبدیل شوم و برای آزادی خود علیه دیگران شعار دهم».؟ دوستان زندانی دور من حلقه زدند و هر یک به نوعی نظرش را بیان میکرد. به این ترتیب من آن روز آزاد نشدم.

سئوال از مسئولان حقوق بین المللی و حقوق بشر این است؟ این چه نوع اتهامی است که رئیس شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان بعد از ۲۹ سال آن را طرح می کند؟ این در حالی است که تفهیم اتهام من برای جرم جدید؛ تاسیس یک کمیته کارگری بنام کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری بوده و در تمام مراحل بازجویی نیز روی این مورد بازجویی شده ام.

محمود صالحی

22/12/95

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s