این دسته از فعالان، تنها با کارفرمایان و حامیان آنان در حال مبارزه نیستند بلکه با کلیه گرایشات ضد طبقه کارگر، در حال مبارزه می باشند. البته نباید فرماموش کنیم که ما در نظام سرمایەداری زندگی می کنم. از این رو، باید برای تعیین حداقل مزد و خدمات رفاهی کارگران نیز مبارزه کنیم. اما تا زمانی که، اصل سه جانبه گرایی حاکم و سه نفر در مقابل ۶ نفر قرار دارند، طبقه کارگر به خواست های حداقلی در زمینە دستمزدی که با آن بتوان زنده بماند؛ نخواهد رسید. قابل ذکر است، بخاطر هزینه های که پیشروان طبقه کارگر، در سال های گذشتە به جنبش کارگری ایران تقدیم کرده اند، امروز وضعیت از هر زمانی بهتر است و می بینیم کە کارگران آگاه ترند و قدم های در راستای مبارزه طبقاتی برداشته اند. این واقعیت، بە مرور زمان، گرایشات درون طبقە کارگر را بسوی انسجام بیشتر، سوق خواهد داد.

بەمناسبت فرا رسیدن اول ماە مە، مصاحبە سایت اتحاد کارگری با رفیق محمود صالحی فعال جنبش کارگری ایران (٢)

http://etehad-k.com/1396/01

برپایه مطلب منعکس شده در سایت اتخاد در تاریخ روز دوشنبه۲۱ فروردین ۱۳۹۶آمده است : سوال: در صحبت های قبلی، بمنظور عبور از سەجانبەگرایی، بر انسجام جنبش طبقە کارگر تاکید کردید. بر چە مبنایی، انسجام مورد نظر شما، باید شکل بگیرد؟

جواب: در جنبش کارگری گرایشات متفاوتی وجود دارند. برای مثال، فعالانی هستند که مرتب فریاد می زنند که ما در شورای عالی کار نماینده واقعی خود را نداریم. یعنی این فعالان به اصل سه جانبه گرایی اعتقاد دارند. فعالان دیگری هم هستند که تنها از انتخاب نماینده کارگران انتقاد می کنند و اگر خودشان در جلسه تعیین دستمزد، حضور داشته باشند، دیگر منافع عموم کارگران برایشان مهم نیست. آن چە کە ذکر شد، تنها چند مثال کوتاه است.

البتە، تعدادی از فعالان کارگری و هم کارگران ، به این نوع توهم دچار شده اند که  از طریق نماینده ها ی مجلس، مطالبات کارگران به گوش مسئولان رساندە شود. در مقابل این نگاە، فعالان و پیشروان ضد نظام سرمایه داری قرار دارند. این دستە از فعالین، آماده نیستند به هیچ عنوان در مقابل نظام سرمایەداری، عقب نشینی کنند و بە وظیفه خود می دانند که طبقه کارگر را از وضعیت موجود مطلع سازند.

این دسته از فعالان، تنها با کارفرمایان و حامیان آنان در حال مبارزه نیستند بلکه با کلیه گرایشات ضد طبقه کارگر، در حال مبارزه می باشند. البته نباید فرماموش کنیم که ما در نظام سرمایەداری زندگی می کنم. از این رو، باید برای تعیین حداقل مزد و خدمات رفاهی کارگران نیز مبارزه کنیم. اما تا زمانی که، اصل سه جانبه گرایی حاکم و سه نفر در مقابل ۶ نفر قرار دارند، طبقه کارگر به خواست های حداقلی در زمینە دستمزدی که با آن بتوان زنده بماند؛ نخواهد رسید. قابل ذکر است، بخاطر هزینه های که پیشروان طبقه کارگر، در سال های گذشتە به جنبش کارگری ایران تقدیم کرده اند، امروز وضعیت از هر زمانی بهتر است و می بینیم کە کارگران آگاه ترند و قدم های در راستای مبارزه طبقاتی برداشته اند. این واقعیت، بە مرور زمان، گرایشات درون طبقە کارگر را بسوی انسجام بیشتر، سوق خواهد داد.

سوال: اکثر فعالین کارگری از جملە شما، بر این تاکید می کنید کە با شعار دادن و یا خارج از مراکز کارگری، ممکن نیست کە کارگران را در تشکل های مستقل و تودەای خویش، سازماندهی کرد؟ پس تکلیف انجمن های فعالین کارگری کە در خارج از محیط کار شکل گرفتەاند و برای ایجاد تشکل های کارگری زحمت می کشند، چە می شود؟ آیا از طریق انجمن های کوچلوی فعالین، می توان یک طبقە عظیم و چند میلیونی را سازمان داد؟

جواب: این انجمن ها و یا کمیته ها، تابحال کارهای مثبتی انجام داده اند. لذا باید به تک تک اعضای آنها افتخار کرد و خستەنباشید هم، گفت. هدف از شکل گیری این کمیته ها، در اصل کمک بە ایجاد تشکل های خود ساخته و تودەای کارگران بودە است. ( اینکه بعدا” عده ای خود را تشکل کارگری به اذان عمومی معرفی کردند، مورد بحث ما نیست)  هر چند نتوانسته اند طبقه کارگر را سازماندهی کنند اما در طول چند سال گذشته، تا حدودی آگاهی را به داخل طبقه کارگر منتقل کرده و امروز ما شاهد آن هستیم.

به نظر من، افراد صادقی در آن کمیته ها حضور دارند که هر کدامشان توان رهبری عده ای از کارگران را دارند و کسی نمی تواند آن را نادیده بگیرد. ضمنا طبقه کارگر و پیشروانش، باید از شعار دادن دوری کردە و با دلی سرشار از امید به پیروزی علیه نظام سرمایه داری مبارزه کنند. پیشروان راستین طبقه کارگر، بجای اینکه در میان فعالان کارگری وقت خود را از دست بدهند؛ باید در میان کارگران حضور دائمی داشته باشند.

سوال: در نیمە دوم سال ٩۵ و تا حدودی در اوائل سال جدید، اعتراضات کارگری بەطور چشم گیری اوج گرفت. مطالبات این حرکت ها، تمامآ صنفی و در چهارچوب افزایش دستمزدها و یا معاش های معوقە می چرخید. در این خصوص، بعضی از فعالین کارگری اظهار نظر کردە و بر این تاکید کردند کە اعتصابات و اعتراضات کارگری این دورە، خود جوش بودند. منظور از خود جوش بودن آیا بە این معنی است کە فعالین کارگری هیچ نقشی در سازماندهی کارگران معترض ندارند؟

جواب: به نظر من، آن افرادی که می گویند اعتراضات کارگری خود جوش اند و سازماندهی ندارند؛ در مقابل جنبش زنده و آنلاین طبقه کارگر در ایران کم لطفی می کنند. در این خصوص، واقعیت این است کە اعتراضات کارگری، هنوز همەگیر نشده و با توجه به شرایط سخت مبارزه در ایران، فعالین کارگری یک لحظه هم از وظایف محوله خویش قصور نکرده اند. البتە، افرادی که این نظر را دارند، باید به جیب های خالی فعالان کارگری نیز توجه داشته باشند. برای مسال، وضعیت فعلی بگونەای است کە برای یک مسافرت سادە یعنی از شهری بە شهری دیگر، باید یک سوم حقوق ماهانە خود را هزینه کنند. این کاملا درست است که اکثریت اعتراضات کارگری برای جلوگیری از اخراج و یا حقوق های معوقه است اما کارگران معترضی که جهت مطالبه حقوق های معوقه، در میادین عمومی از جمله اتوبانها و یا مقابل ارگانهای دولتی اعتصاب و یا تحصن می کنند، سازماندهی شده است.

سوال: در سال های اخیر، بحث های نسبتآ گرمی حول سازمانیابی مستقل در بین فعالین کارگری شکل گرفت و هم چنان تداوم دارد. در این زمینە، آیا موفقیتی حاصل شدە است؟

جواب: من زیاد متوجه این سئوال نشدم. یعنی نمی دانم منظور شما سازمانیابی فعالان کارگری است؛ یا طبقه کارگر؟ اگر منظور شما سازمان یابی فعالان کارگری است؟ شخصا به این نوع سازمانیابی اعتقاد ندارم. اگر منظور شما سازمانیابی طبقه کارگر است؟ این مورد ادامه دارد و این چیزی نیست که در این فضایی پر از سرکوب، آن را امروز سبک و سنگین کرد.

سوال: تشکل یابی تودەای کارگران، هموارە یکی از با اهمیت ترین گزینەهای است کە بر پایە آن می توان بر پارەای از مشکلات و نیازمندی فوری کارگران پاسخ داد. در این زمینە، کسی مخالفت نکردە اما وقتی حرف از نحوە ایجاد آن بەمیان می آید، گرایشات مختلف درون طبقە، هر کدام بە نوعی قد علم کردە و عملآ اجازە نمی دهند کە این ضرورت متحقق شود. آیا نمی توان بر مبنایی منافع عمومی کارگران، تشکل و یا ظروفی مستقل و فراگیر طبقە کارگر را ایجاد کرد؟

جواب: طبقه کارگر ایران و فعالان راستینش، لحظە بە لحظە رو به پیش در حال حرکت می باشند. این طبیعی است که نظام سرمایەرداری تنها از حربه سرکوب علیه طبقه کارگر استفاده نمی کند بلکه با هزاران ترفند دیگر نیز متوسل می شود. همه ما می دانیم که طبقه کارگر بدون تشکل نمی توانند به خواست و مطالبات خود برسد و این اصل برای همه ما روشن است و عدەای را نیز می بینید که نمی خواهند طبقه کارگر در یک تشکل سراسری و قدرتمند متشکل شوند. چرا ؟ چون منافع آنان با متشکل شدن طبقه کارگر به خطر می افتد و به همین دلیل، با آوردن بهانەهای بنی اسرائیلی، دائمآ سعی می کنند که سد و مانع در مقابل این طور مسیری، ایجاد کنند. اما طبقه کارگر ایران، ضرورت متشکل شدن را لمس کرده و می کوشد کە در تشکل های قدرتمند خود متشکل شود. با توجه به آن چە کە ذکر شد، ضرورت صف کارگران پیشرو را با دیگر گرایشات تفکیک خواهد کرد و آن روز خواهد رسید کە طبقە کارگر از دردها و رنجی کە می کشد، برای همیشە فاروغ شود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s