به نوشته سایت سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ آمده است : با گذشت بیست روز از اعتصاب غذای اسماعیل عبدی جان ایشان با مخاطرات جدی مواجه است. این معلم زندانی به دلیل دفاع از حقوق صنفی خود و همکارانش محکوم به شش سال حبس شده است و در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین در حال گذراندن محکومیتش است

به مناسبت آغاز اعتصاب غذای اسماعیل عبدی و دوازده اردیبهشت روز همبستگی معلمان ایران

http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=6072

به نوشته سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران به تاریخ روز یکشنبه ۱۰ اردیبهست۱۳۹۶آمده است:  روز 12 اردیبهشت 1340 گروهی از معلمان به عنوان اعتراض به شرایط سخت معیشتی خود در آن دوران ، جلوی مجلس در میدان بهارستان تهران تجمع کردند که ابوالحسن خانعلی دبیر یکی از دبیرستانهای غرب تهران نیز در آن شرکت داشت. دکترخانعلی در سال 1311 در روستای کن تهران متولد شد و پس از اخذ مدرک لیسانس در سال 1335 به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. وی همزمان با شغل معلمی در دوره دکترای فلسفه دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بود. این آموزگار آزاده همراه با هزاران همکار خود در این تجمع اعتراضی شرکت کرده بود که از سوی پلیس به تجمع کنندگان تیراندازی و بر اثر اصابت گلوله کشته شد.

این حادثه آنچنان بازتاب گسترده ای درجامعه داشت که حکومت پهلوی در مقابل خشم و نفرت معلمین مجبور به برکناری رئیس کلانتری و حتی پذیرش استعفای شریف امامی نخست وزیر وقت شد. ازآن پس 12 اردیبهشت با توجه به این رویداد وبا توجه به ماهیت اعتراضی و مطالباتی آن، بعنوان روز معلم در میان معلمین برسمیت شناخته شد.

اما در اولین ماه های پس از انقلاب 1357، دولت جدید به بهانه ترور مطهری، سعی در مصادره این روز و خالی کردن آن از محتوای اعتراضی و حق طلبی معلمان کرد و در این راستا، سالهای سال محصلین و معلمان را به کف خیابان ها کشاندند و با سر دادن شعارهای مرگ بر آمریکا و ارائه نمایشهای  انقلابیگرانه، هر آن چیزی را که علیه آموزش و زندگی و معیشت معلمان و شان و منزلت آنان بود به پیش بردند.

علاوه بر این، خاصیت بادآورده این ترور در 12 فروردین 58 برای حکومت و تلاش برای مصادره روز معلم در آن دوران منفعت های سیاسی معینی را نیز برای حکومت در بر داشت. بطوریکه هم یاد و خاطره دکتر خانعلی بعنوان چهره و نماد جنبش اعتراضی معلمان می بایستی فراموش می شد وهم می باید سایه سنگینی بر 11 اردیبهشت (روزهمبستگی جهانی کارگر) انداخته میشد تا از حضور پر رنگ و خاصیت کارگری و ضد سرمایه داری این روز درجو ملتهب و انقلابی آن دوران کاسته شود.

اما با فاصله گرفتن از آن دوران ، مطالبات معطل مانده انقلاب و محدودیت های رو به گسترش و سخت تر شدن شرایط زندگی ومعیشت کارگران و معلمان در بیش از سه دهه، هم سرنوشتی مشترکی را پدیدآورد که از سرحادثه ، نزدیکی این دو تاریخ را همچون نمادی به نزدیکی و اتحاد این دو جنبش نیروی کارمزدی تبدیل کرد.

مطرح شدن روزی که قرار بود با استفاده تبلیغاتی از نام و اعتبارمعلم ، ابزاری برای فراموشی شخصیت های اعتراضی جنبش معلمین و نیز استتار روز جهانی کارگر باشد ، امروز این دو روز درکنار هم به  روز اتحاد کارگر و معلم تبدیل شده است.

سال گذشته در چنین روزهایی جعفرعظیم زاده و اسماعیل عبدی دوتن از رهبران برجسته و مسئول جنبش اعتراضی کارگران و معلمان، با صدور بیانیه مشترک و اعتصاب غذا از درون زندان حرکت متحدانه ای را در اعتراض به امنیتی کردن پرونده های فعالین کارگری و معلمان آغاز کردند . امروزهم در سالگرد صدور آن بیانیه و حرکت متحدانه ، بار دیگر اسماعیل عبدی اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی کارگران و معلمان و با خواست خارج کردن اینگونه اتهامات واهی از پرونده اش از امروز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا زده است.

گرامیداشت ایام و روزها برای کارگران، معلمان ، پرستاران و مزد بگیران جامعه ، نه شادباش ها ونمایشهای مشمئزکننده نقل و نبات یا مراسم های دولتی بی محتوا مثل روز پرستار ! که بمناسبت آن توی یک روزی ،یک چند تا بیمارستان که خوب تو چشم میخوره را کاغذ رنگی میزنند و یک چند تا گلدون گل هم میگذارند وسط یک سالن ،و بعد هم یک آقایی یا خانمی از یک نهادی ،که لزومی هم ندارد از پزشکی و پرستاری چیزی بداند، می آید و از توسعه بهداشت واز اینکه در آینده چه ها که نخواهیم کرد سخن میگوید و آخر سر هم چند عکس یادگاری با پرستارها برای روز مبادا میگیرد و سر پرستار را شیره میمالد و میرود پی کارش! بعد همان پرستار که چند شب نخوابیده و  روزهایش را هم دنبال هزار و یک مشغله زندگی اش بوده ، وقتی مراسم «روزش» تمام میشود بر میگرده به دنیای واقعی. در نتیجه این روزها برای ما فرصتی برای طرح مطالبات انباشته شده ای است که طی بیش از سه دهه از زندگی مان گرفته شده و روز فریاد متحدانه بخشهای مختلف نیروی کار مزدی است علیه شرایط موجود.

هم اکنون ، معلمان با بهره گیری از چنین روزهایی بعنوان فرصت ، آنرا به صدای اعتراضاتش علیه تمام بی عدالتی ها وعلیه فقر تحمیل شده، و علیه مزد ومعیشت تحقیر شده اش تبدیل نموده اند. معلم ، این روز  را  روز اتحاد و همبستگی صفوف خود برای کسب مطالبات بر حق چندین دهه سرکوب شده، وبرای برخوردار شدن از زندگی یک انسان مرفه جستجو میکند!

معلم بعنوان یک نیروی عظیم کارمزدی ،به لحاظ نقش و جایگاهش در قلمرو اقتصاد کنونی از انچنان ظرفیت و حقانیت اجتماعی  با قابلیت سازمان یابی بالائی برخوردار است که ضمن قدرت تاثیرگذاری متقابل بر سایر بخش های نیروی کارمزدی ، نقشی موثر بر پیشروی مطالبات جامعه بطور کل خواهد داشت!

معلم آن بخش از نیروی کار مزدی در قلمرو اقتصاد ست که بر متن یک کشمکش هر روزه و دائمی ، برای بهبود وضعیت مزد و معیشت، برای بهبود شرایط زیست انسانی اش ، در کنار سایر بخش های نیروی کار مزدی جنگیده است! آنچه او را بعنوان یک نیروی اجتماعی مزدبگیر در برابر نظم موجود سرمایه سازمان داده و به صف کرده است، نه تنها دفاع از مطالبات صنفی اش بعنوان بخشی از نیروی اجتماعی کارمزدی،بلکه رابطه متقابل و جدا ناپذیرش با منافع کل جنبش طبقه کارگر در گام هایی ست که برای آزادی خواهی و برابری طلبی بر میدارد!

در این روز در دل نواختن مارش اعتراضی معلمان علیه شرایط موجود ، آزادی بی قیدو شرط اسماعیل عبدی و برآوردن خواسته اعلام شده اش را به یکی از مطالبات اصلی تبدیل کنیم.

رحمان گلچهره – کارگر پروژه ای عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s